|
عرفات در
آيينه
روانشناسي و
راهبرد اشاره:
مطلبي كه از
پي مي آيد،
خلاصه گزارش
مفصل در باره
تحليل
الگوهاي
رفتاري و
سياستهاي
عرفات با روش
روانشناختي
و راهبردي
است. اين
گزارش در
مؤسسه سياست
بين الملل
در امور ضد
تروريسم در
اسرائيل و به
دست شائول
كيمهي،
شموئل ايون و
جرولد پست
تهيه شده است.
گزارش
يادشده مدتي
پيش منتشر
شد، يعني
زماني كه
عرفات در قيد
حيات بود. از
اين رو،
مفروض اين
متن آن است كه
عرفات زنده
است. به رغم
برخي پيش داوري هاي
غرض ورزانه،
اين گزارش،
حاوي
ملاحظات
تأمل برانگيزي
درباره اين
شخصيت
تأثيرگذار
در انقلاب
فلسطين است. ثبات
عاطفي
عرفات نياز
شديدي به آن
دارد كه
احساس كند هر
لحظه بر
اوضاع تسلط
دارد و اين كه
اوست كه
رخدادها را
هدايت مي كند.
اين نيازها
به اشكال
مختلف بروز
مي كند: -
وي
متعصبانه حق
خود را براي
زدن حرف آخر
در تمام
تحولات
سياسي حفظ مي كند
(حتي زماني كه
نمايندگان
وي در اموري
با اسرائيلي ها
موافقت مي كنند). -
سعي مي كند
تمام جزئيات
ريز حكومت
فلسطيني را
در كنترل
داشته باشد،
حتي جزئي ترين
مسائل حاشيه اي
مانند
بازرسي
علائم عبور و
مرور
خودروها در
غزه. -
مي كوشد
در مصاحبه ها
ابتكار عمل
را در دست
داشته باشد و
وقتي
پرسشهاي
ناخوشايند
از او مي شود،
با پرسش
ديگري جواب
مي دهد يا
موضوع را عوض
مي كند تا
سمت و سوي
مصاحبه را در
دست داشته
باشد. -
وي تنها
كسي است كه
جدول كار
روزانه خود
را معين مي كند
و همه بايد
خود را با
برنامه كاري
فوق العاده اش
تطبيق دهند. -
يكي از
معروفترين
نمونه هاي
نياز
برآورده
نشدني عرفات
براي زدن حرف
آخر، نخستين
حضورش در
مجمع عمومي
سازمان ملل
در روز ۱۳
نوامبر ۱۹۷۴
است كه از او
خواستند هفت
تيرش را
نبندد. وي كه
ناچار بود
اين محدوديت
را بپذيرد،
با غلاف خالي
در برابر
مجمع
سخنراني كرد.
در كنار
نياز شديد وي
به تسلط،
عرفات
واكنشهاي
آني و تمايل
به فوران خشم
دارد. اين
ويژگي از
جمله در
فورانهاي
غيرقابل پيش بيني
خشم در
برخورد با
همتايان خود
در گفتگو
بروز مي كند.
گاه اين خشم
ناشي از اين
احساس است كه
ديگران
اقتدارش را
خدشه دار مي كنند
يا به وي
احترام نمي گذارند.
گاه اين حالت
در مواقع
دشواري بروز
مي كند كه
عرفات احساس
مي كند در
تنگنا قرار
گرفته است.
اما مواقعي
وجود داشته
است كه خشم
بدون دليل
بروز كرده و
ممكن است
عصبانيت وي
در اين مواقع
از شدت
افسردگي
باشد. به نظر
مي رسد با
پير شدن
عرفات، اين
قبيل
واكنشهاي وي
بيشتر شده
است. در اين
مواقع،
فرياد مي كشد،
داد مي زند،
درخواست مي كند
و به درون
خودش مي رود
و ديگران را
كاملاً
ناديده مي گيرد.
در اين
حالات، وي
تمايل دارد
مواضع
غيرواقع بينانه
بگيرد،
اغراق كند،
تهديد كند و
خود را
قرباني يا
تهديد شده
معرفي كند.
گزارش شده
است كه دريك
مورد حالات
خشمناك وي،
عرفات يكي از
زيردستان
خود را چند
روز زنداني
كرد. اما به طور
كلي عرفات پس
از مدت
كوتاهي آرام
مي گيرد و
حتي درباره
خشم خود
عذرخواهي مي كند.
كساني كه با
او ديدار
كرده اند،
احوال
متغيرش را
توصيف كرده اند
_ با فراز و
فرود، عصبي و
بدبين بود.
چشمانش بي قرار
به حركت درمي آيد
يا علائم
افسردگي
عميق را از
خود نشان مي دهد.
در حالات
ديگر، عرفات
دچار سرخوشي
است، يعني
وقتي سرشار
از نشاط است و
شادماني
عجيبي دارد و
از رويدادها
لذت مي برد.
در اين مواقع
خوشبين است و
عموماً خوش قلب.
عرفات مردي
عمل گرا است
كه دائماً به
تحريك نياز
دارد. آلن
هارت در كتاب
خود به نام «عرفات:
تروريست يا
باني صلح» مي نويسد
تمام كساني
كه با او
ديدار
كردند،
فعاليتهاي
عرفات را
اينگونه
توصيف مي كنند:
چشمانش
دائماً به
اين طرف و آن
طرف مي چرخد،
بدنش مي جنبد،
دستهايش
حركات بي معنايي
دارد و
زانوهايش مي پرد.
به نظر مي رسد
نتواند مدت
طولاني
استراحت يا
تفريح كند،
مگر در مواقع
كوتاه. وي در
مصاحبه اي
گفت هروقت
كار زيادي
ندارد انجام
بدهد، بي قرار،
كسل يا
افسرده مي شود.
مي گويند از
دوران جواني
بسيار فعال
بود. خواهر
بزرگترش در
مصاحبه اي
گفت: «از لحظه اي
كه از رحم
خارج شد، وي
رهبر بچه هاي
محله بود.
آنان را
گروه، گروه
وبا آنان
تمرينهاي
نظامي مي كرد.
چوبي به دست
داشت و هركس
را كه از او
فرمان نمي برد،
مي زد» . شايد
بتوان به
زبان تخصصي
عرفات را بچه اي
بيش فعال
توصيف كرد.
اين بيش فعالي
را مي توان
هنوز در وجود
عرفات ديد كه
به رغم سن
بالا،
ساعتها كار
مي كند،
برنامه كاري
روزانه سختي
دارد، نمي تواند
استراحت
كند، سفرهاي
طولاني به
دور دنيا
دارد و بي وقفه
حرف مي زند. استقلال
به هر بهايي
عرفات
اقتدار
ديگران را
نمي پذيرد.
درباره
استقلال خود
بيمناك و
بسيار حساس
است. اين ضعف
ظاهراً از
سنين
خردسالي در
وي ايجاد و در
تمام طول عمر
در وي
ماندگار شد.
رفتار خاص وي
در حفظ
استقلال
خويش به خصوص
در عرصه
سياسي قابل
مشاهده است.
بسياري، اين
حالت را
وسواس در
مورد
استقلال از
كشورهاي عرب
مي خوانند.
هيچ موضعي را
در مقابل
مواضع خود
تحمل نمي كند
و بايد احساس
كند كسي
بالاتر يا
حتي در سطح او
نيست. يك
نمونه روشن،
رابطه عرفات
با ساير
رهبران
حكومت
فلسطيني است.
مثلاً او
عشراوي را
تحقير كرد.
اين امر
زماني رخ داد
كه معلوم شد
عشراوي
درباره روش
كار وي
ملاحظاتي
دارد. اين صفت
نه فقط در
رفتارهاي
روزانه بلكه
در امور
مستمر وي
ديده مي شود.
اين حس حفظ
استقلال گاه
حالتي بچه گانه
به خود مي گيرد.
همسر وي مي گويد
جورابهايش
را خودش درست
مي كند و حتي
دكمه
لباسهايش را
خودش مي دوزد.
يك بار كه
همسرش خواست
اين كار را
برايش انجام
دهد، عرفات
پاسخ داد: به هيچ وجه.
عادت كرده
است در تمام
عمر اين
كارها را
خودش انجام
دهد. نماد
انقلاب
فلسطين
عرفات خود
را نماد
انقلاب
فلسطين مي داند.
افراد
پيرامون وي
نيز چنين
نظري دارند.
درك عرفات از
خود به عنوان
يك نماد
انقلاب به
چند شكل بروز
مي كند، به خصوص
ظاهرش. هر
جزيي از آن
نمادين است.
صورت
نتراشيده،
چفيه بر سر،
لباس نظامي و
هفت تير.
وقتي در
مصاحبه هاي
مختلف از او
درباره
ظاهرش مي پرسند،
از پاسخگويي
شخصي مي پرهيزد
و همواره
پاسخي از جنس
سياسي _
ايدئولوژيك
مي دهد.
مثلاً مي گويد
نمي خواهد
وقتي را كه مي تواند
به ملت
فلسطين
اختصاص دهد،
صرف ريش
تراشيدن كند
يا به سبك
زندگي
چريكي، مدعي
است شرايط
زندگي اش
اجازه
تجملاتي
همچون ريش تراشي
را به وي نمي دهد.
در پاسخ به
پرسشي در اين
باره كه وي
چرا لباس
نظامي مي پوشد،
گفت: «فراموش
نكنيد من
فرمانده كل
نيروهاي
فلسطيني
هستم. نمي توان
پوستم را عوض
كنم. من آفتاب پرست
نيستم. من به
ريگان گفتم
اگر كشوري به
من بدهيد،
حاضرم كت و
شلوار بپوشم
و پاپيون
بزنم». وي
توجه زيادي
به لباس
نظامي يعني
نماد روحيه
جمعي
فلسطيني، به
هفت تيرش (نماد
مبارزه
نظامي) و به
چفيه روي سرش
مي كند (كه
نقشه فلسطين
را تداعي مي كند).
وي مراقب است
به هنگام
حضور در
گردهمايي هاي
بين المللي،
لباسش را عوض
نكند و به اين
شكل به
جهانيان و
مردم خود
نشان مي دهد
وي در مبارزه
مستمر براي
انقلاب
فلسطين است. اراده
و ثبات قدم،
توانايي
براي بقا
يكي از
ويژگي هاي
برجسته
عرفات اراده
و ثبات قدم
اوست. عرفات
تسليم نمي شود،
حتي وقتي كه
در موقعيتي
نوميدانه
قرار بگيرد.
در سراسر
زندگي
پرتلاطم
خود،
وفادارانه
به اهداف
بلندمدت خود
پايبند
مانده است. وي
ققنوس وار
از ميان
شكستهاي
سياسي و
نظامي
خردكننده
برخاسته است.
در سپتامبر
۱۹۷۰ كه ملك
حسين او را از
اردن اخراج
كرد، ضربه
شديدي خورد.
پس از آن با
نيروهايش به
لبنان نقل مكان
كرد و شبه دولت
خود را در
بخشهايي از
لبنان تشكيل
داد. در سال
۱۹۸۲ پس از
اخراج از
لبنان، مقر
جديد خود را
در تونس قرار
داد. سپس در
سال ۱۹۸۳ با
شورش داخلي
روبرو شد كه
از جانب
سوريها
حمايت مي شد (شورش
ابوموسي). در
سال ۱۹۹۱ در
جريان جنگ
خليج فارس از
صدام حسين
حمايت كرد،
كاري كه باعث
شد شيخ نشين هاي
عرب و
عربستان
سعودي حمايت
اقتصادي از
او را قطع
كنند. وي
ازتمام اين
شكستها _
البته اينها
فقط مهمترين
آنها بود _ كه
مي توانست
دوره سياسي
خيلي از
دولتمردان
را پايان
دهد، جان
سالم به در
برد و به صحنه
برگشت و
آماده
تجديدمبارزه
شد.
عرفات به وضوح
نه فقط از
اراده سترگي
برخوردار
است، بلكه
توانايي
حيرت آوري
براي
تجديدحيات،
حفظ ايمان و
اميد بدون
نااميدي،
صبوري بي پايان،
ايجاد اميد و
ايمان در
ميان مردم
فلسطين و نيز
رهبري ارشد،
و مانور براي
مقابله با
نيازهاي
متغير دارد.
اين صفات،
اين توانايي
را به وي داده
است كه به رغم
وجود
مخالفان و
منتقدان،
جايگاه خود
را در رأس
سلسله مراتب
فلسطينيان
حفظ كند. به علاوه
مايل است
براي تحقق
اهداف خود،
فداكاري كند.
مثلاً در
اولين سفرش
به اردن پس از
قتل عام صبرا
و شتيلا در
جمع هزاران
نفر در مقر
ساف در اردن
گفت:« ما ۵
هزار نفر را
در صبرا و
شتيلا از دست
داده ايم و
حاضريم ۵۰
هزار نفر
ديگر را براي
آزادي ميهن
خود فدا كنيم.»
عرفات بر
ايثار تأكيد
و از آن به عنوان
راهي براي
تحقق هدف
فلسطينيان
تجليل مي كند.
گاه ادعا مي كند
فداكاريهايي
كه تا به حال
كرده اند،
آنان را ملزم
مي كند با
اراده،
مبارزه را
ادامه دهند
تا رنج و
محنتهاي
گذشته
بيهوده
نباشد. وي
تمام
فلسطينيان
از جمله بچه ها
را مبارزان
بالقوه مي داند.
كلام وي اين
برداشت را به
انسان مي دهد
كه هدف، تمام
وسايل ممكن
را توجيه مي كند
يا هيچ چاره
ديگري وجود
ندارد. به اين
صفات بايد دو
الگوي
رفتاري
برجسته ديگر
را افزود؛
نخست، عرفات
مي كوشد
شكستهاي
نظامي و
سياسي را نزد
مردم فلسطين
به پيروزي
بدل كند و گاه
در اين راه
موفق مي شود.
يك نمونه از
اوايل دوران
فعاليت وي«
اقدام كرامه »است
كه آن را به
عنوان
نخستين
پيروزي
تاريخي
اعراب عليه
اسرائيل
توصيف كرد. به
عبارت ديگر،
عرفات در
تبديل
شكستها به
افسانه
پيروزيهاي
بي سابقه
موفق است.
مردم فلسطين
مشتاقانه
اين افسانه ها
را مي پذيرند.
دوم، عرفات
جسارت شخصي
دارد. حتي به
هنگام شكست،
نيروهايش را
تنها نمي گذارد
بلكه در
كنارشان مي ماند
و از فرار
سرباز مي زند.
اين امر در
محاصره
بيروت رخ داد
و نيز به
هنگام ورود
به طرابلس كه
سوريها او را
از طريق دريا
محاصره
كردند.
عرفات
توانايي
بقاي بالايي
از خود نشان
مي دهد، هم
از نظر جسمي و
هم از نظر
سياسي. از
سوءقصدهاي
بسياري (به گفته
خودش چهل
مورد) و نيز
حادثه، نبرد
و تلاش
مخالفان
براي
بركناري اش
جان سالم به
در برده است.
وي توانايي
خوبي براي
شناسايي
تهديدها،
تطبيق خود با
تغييرات
محيط و واكنش
نشان دادن
سريع به
تحولات دارد.
اين ويژگي ها
به او كمك مي كند
از خطرات
تهديدكننده
جانش بگريزد.
درباره فرار
وي از
موقعيتهاي
خطرناك
افسانه ها
در ميان مردم
فلسطين نقل
مي شود. حلقه
مشترك در اين
داستانها حس
ششم عرفات
است كه باعث
مي شود وي در
آخرين لحظه،
خانه اي را
كه قرار است
منفجر شود،
ترك كند،
مسيرش را در
لحظه آخر
تغيير دهد و
جاي خود را
عوض كند. بقاي
عرفات در
بحبوحه اين
خطرات باعث
شده است تا
فلسطينيان
وي را تجلي
افسانه«گربه اي
با ۹ جان »
توصيف كنند
كه دشمن نمي تواند
بر او غلبه
كند. سبك
رهبري
تصميم گيري
- عرفات در رأس
هرم تصميم گيري
قرار دارد. وي
تنها منبع
اقتدار است و
در هر موردي (كوچك
و بزرگ ) تصميم
مي گيرد.
روشن است اين
سبك سلسله
مراتبي است
كه در آن
اطلاعات به صورت
عمودي (از
بالا به
پايين) جريان
دارد نه افقي.
عرفات، حكم
نهايي در
سازمان است.
اين الگو حتي
پس از پيمان
اسلو و
انتقال به
سرزمينهاي
فلسطيني در
وي باقي
مانده است.
عرفات با
ديگران
مشورت مي كند
اما تصميم گيري
در موضوعهاي
واقعاً مهم
را براي خود
محفوظ مي دارد.
به علاوه به نظر
مي رسد
بسياري از
مشاوران وي
توصيه هايي
مي كنند كه
با ديدگاه هاي
خود عرفات
سازگار است.
نهادهاي
رسمي ساف،
مانند كميته
اجرايي و
شوراي مركزي
برخي از
تصميم هاي
مهمي را كه
عرفات اتخاذ
مي كند،
تأييد مي كنند.
به نظر مي رسد
در بيشتر
موارد عرفات
فقط وقتي
تصميم هاي
خود را براي
مذاكره در
اين محافل
مطرح مي كند
كه از
پشتيباني
سايرين
مطمئن باشد.
كارشناساني
كه موضوع
فرايند
سياسي را در
ساف پيگيري
مي كنند،
معتقدند
عرفات مي تواند
با
تأثيرگذاري
بر سايرين،
نظر اكثر
نمايندگان
را جلب كند. در
ساير موارد،
عرفات
تصميمها را
بدون
برگزاري
نشست ساير
نهادها
اتخاذ مي كند.
در اين مورد،
برخي چهره هاي
ساف از وي
انتقاد كرده اند.
مثلاً در يك
مقطع حنان
عشراوي و
فيصل حسيني
تهديد به
استعفا از
مناصب خود
كردند. آنان
اميدوار
بودند با اين
كار، عرفات
را متقاعد
كنند در
جامعه
دمكراتيك
تصميمها
بدون مشورت
اتخاذ نمي شود.
رهبران غزه
نيز از رفتار
عرفات در
مقام رهبر
انتقاد كرده اند
و مدعي هستند
وي به تنهايي
تصميم مي گيرد،
كسي را در اين
فرايند شريك
نمي كند و
همچنان
رفتار رهبر
يك سازمان
مخفي را نشان
مي دهد نه
رئيس يك
حكومت. آنان
از خواست
عرفات از
اعضاي دولت
خود براي
حضور در ساعت
دو بعد از
نيمه شب نام
مي برند،
درخواستي كه
كسي جرأت
مخالفت با آن
را ندارد.
تمركز قدرت
عرفات در سه
سمت رسمي وي
مشهود است.
رئيس حكومت
فلسطين،
رئيس ساف و
رئيس
تشكيلات ملي
فلسطين. اين
امر نشان دهنده
تمركز فوق العاده
است. يك دولت
اقتدارگرا،
مانند دولت
بسياري
كشورهاي عرب
بدون دست
برداشتن از
توهم
دمكراسي.
تأسيس نظام
دوگانه و سه گانه
دولت _ يك
ويژگي ديگر
سبك حكومت
عرفات تأسيس
نظامهاي
چندگانه
موازي است.
مثلاً علاوه
بر سلسله
مراتب موجود
فرماندهي
نظامي،
عرفات يك
همتاي
غيرنظامي
براي آن درست
كرد كه در عمل
به وزارت
كشور حكومت
فلسطيني
پاسخگو بود،
يعني سمتي كه
دراختيار
عرفات بود.
به همين
شكل، عرفات
اجزاي
ساختاري
تشكيلات
فلسطيني،
شوراي
انتخابي و
وزارتخانه ها
را دور مي زند.
اين روش،
اختيار
انحصاري را
در دست وي
قرار مي دهد،
هرچند كه
توهم حكومت
دمكراتيك را
دارد.
دينداري _ در
سراسر عمر،
عرفات ايمان
مذهبي از خود
نشان داده
است. وي از دين
براي
رويارويي با
پرسش درباره
تقدير
استفاده مي كند
(تقدير من را
خدا معين مي كند
نه انسان) در
سراسر زندگي
خودرا فردي
متدين اعلام
كرده است. در
دوره جواني
در قاهره به
فعاليتهاي
اخوان المسلمين
پيوست و در
همين باره
بود كه در سال
۱۹۵۴
بازداشت شد.
به نظر مي رسد
اين ارتباط
به خاطر
افراط گرايي
مذهبي نبود
بلكه ناشي از
نگرش منفي وي
درباره
نهادهاي عرب
بود كه
فلسطينيان
را رها كرده
بودند. عرفات
نوعاً از دين
براي مقاصد
سياسي
استفاده مي كند.
وي به تكرار،
اهميت
مكانهاي
مقدس را در
بيت المقدس
يادآور مي شود
و رؤياي خود
را تكرار مي كند:«به زودي
به قدس
بازمي گرديم
و در مساجد آن
نماز جهاد به
جا خواهيم
آورد » تا
جهان اسلام
را به نفع خود
بسيج كند. با
اين حال مي توانيم
تصور كنيم
اصرار وي بر
حاكميت
فلسطينيان
بر مكانهاي
مقدس اسلامي
در بيت المقدس
علاوه بر
انگيزه هاي
سياسي، از
انگيزه هاي
مذهبي شخصي
وي نيز
سرچشمه مي گيرد. خلاصه
ويژگي هاي
شخصي عرفات
بدبيني
بسيار از
جمله به
ياران
نزديك، بي اعتمادي
به وفاداري
افراد نزديك
به خود،
نبخشيدن
كساني كه فكر
مي كند به وي
بدي كرده اند،
نبود ثبات
عاطفي كه به صورت
سرخوشي شديد
و اندوهگيني
شديد بروز مي كند،
فقدان حس
كنترل خشم و
تمايل به
فوران غضب،
حس خودبزرگ بيني
و اهميت و اين
انتظار كه
سايران بايد
او را بي همتا
و برتر از
ديگران
بدانند،
حساسيت
اغراق آميز
به انتقاد،
مطالبه
تحسين از
اطرافيان و
حس توسعه يافته
« من شايسته
هستم » در
روابط تصنعي
با ساير
افراد.
به غير از
اين، وي
داراي خصلت
ديگري است كه
آن را شخصيت
تك بعدي مي گويند.
اين حالت تك بعدي
ناشي از
دلمشغولي
صرف به مسئله
فلسطين است
كه به صورت
ابزار تنگ نظري
در مورد
موضوعهايي
مانند
فرايندهاي
تاريخي،
اقتصاد
سياسي،
فرايندهاي
جهاني،
فرآيندهاي
جامعه شناختي،
برنامه ريزي
بلندمدت و
غيره بروز مي كند.
به عبارت
ديگر، عرفات
فاقد پايگاه
اطلاعاتي
گسترده
مبتني بر
تحصيل،
مطالعه و
آشنايي با
فرهنگها،
ملل و افراد
مختلف است. در
عين حال،
كمبود دانش
را حس نمي كند
و خود را
شايسته تر و
مناسبتر از
سايران مي داند. تحليل
راهبردي
عرفات
در اين بخش،
ويژگي هاي
راهبردي
عرفات ارائه
خواهد شد.
اجزاي
راهبرد وي
نتيجه
مستقيم
شخصيت او،
شرايط محيطي
و بازيگران
موجود است. از
آنجا كه
عرفات خود را
مصروف امور
ملي فلسطين
كرده است،
راهبرد وي
معطوف به دو
هدف اصلي است:
حفظ جايگاه
شخصي در مقام
رهبر
فلسطينيان و
دستيابي به
راه حل مشكل
فلسطين.
بازيگران
يا عوامل
درگير با
عرفات
عبارتند از:
در اسرائيل،
دولت
اسرائيل،
عناصري از
جناح مخالف،
افكار عمومي
اسرائيل؛ در
عرصه بين المللي،
آمريكا،
كشورهاي
عرب، اروپا،
روسيه،
سازمان ملل،
ساير كشورها
و افكار
عمومي
جهانيان؛ در
عرصه اعراب،
زمامداران
كشورهاي عرب (به خصوص
مصر و اردن) و
افكار عمومي
اعراب، در
عرصه داخلي
ياران نزديك
وي در مناصب
قدرت،
سازمانهاي
مخالف و همه
مردم فلسطين
چه در قلمرو
تحت كنترل
وي و چه در
ميان
فلسطينيان
مهاجر (در
لبنان،
سوريه،
اردن،
كشورهاي
خليج فارس و...)
۱- آيا عرفات
استراتژيست
است يا رهبري
كه براساس
غريزه عمل مي كند؟
پرسش
ابتدايي در
مورد راهبرد
عرفات اين
است كه آيا وي
در مقام يك
استراتژيست
عمل مي كند
يا در مقام
رهبري كه
براساس
غريزه و
عاطفه به
رخدادها
واكنش نشان
مي دهد.
نتيجه اين
مطالعه آن
است كه عرفات
از تمام
ويژگي هاي
تفكر
راهبردي و
برنامه ريزي
درازمدت
استفاده مي كند،
يعني تعريف
يك نگاه به
آينده و
تعيين اهداف
روشن،
شناسايي
بازيگران،
بهره برداري
از تمام
ابزارهاي
ممكن به منظور
تحقق اين
اهداف،
انتخاب
اقدامات (شامل
شناسايي
مزاياي نسبي
خود) و غيره.
عرفات
توانسته است
از رهگذر
راهبردي كه
اتخاذ كرده
است و وجود
برخي شرايط
محيطي خاص (مانند
تمايل
اسرائيل
براي گفت و گو
با او) در دهه
گذشته
دستاوردهاي
چشمگيري
داشته باشد.
وي كه زماني
رهبر
سازماني بود
كه مطرود
جهانيان
بود، اكنون
به رهبري
محبوب در
سراسر جهان
بدل شده است.
وي كه زماني
يك تروريست
بين المللي
بود (مثلاً
وقتي
ورزشكاران
اسرائيلي در
سپتامبر
۱۹۷۲ در
المپيك
مونيخ كشته
شدندو كشتار
در كشتي
اكيله
لائورو در
اكتبر ۱۹۸۵ و...)
به دريافت كننده
جايزه صلح
نوبل بدل شد.
پس از گذر از
نقطه مذاكره
با اسرائيل
بر سر«خودمختاري
فقط براي
جمعيت» (بدون
مالكيت بر
زمين) به اوج
كمپ ديويد دو
رسيد، يعني
اسرائيل و
آمريكا به وي
پيشنهاد
تأسيس دولت
فلسطيني را
در ۹۵ درصد
اراضي
اشغالي به
پايتختي بيت المقدس
شرقي دادند.
در عين حال،
ممكن است
اقدام عرفات
در رد كردن
پيشنهاد
اسرائيل و
نيز كمك به وي
به آغاز
انتفاضه
الاقصي،
بزرگترين
فرصت از دست
رفته باشد،
چون معلوم
نيست در
سالهاي
آينده كشور
فلسطين
براساس
شرايط بهتري
از كمپ ديويد
دو تأسيس شود.
از سوي ديگر
كساني هستند
كه معتقدند
عرفات
استراتژيست
نيست يا گاه
مسيري را
برمي گزيند
كه مستلزم
تفكر عميق
نيست. آنان مي گويند
در عرصه
سياسي،
ويژگي
مديريت
عرفات،
بداهه پردازي
شديد و نگاه
كوتاه مدت
به آينده است. گزاره هاي
اساسي
راهبرد
عرفات
الف _ وجود
اهداف
راهبردي
روشن كه
فلسطينيان
درصدد تحقق
آن هستند _
تأسيس كشور
فلسطين در
چارچوب
مرزهاي ژوئن
۱۹۶۷ به
پايتختي بيت المقدس
و يافتن راه حلي
براي
آوارگان _
ثابت بوده
است _ عرفات
همواره و
روشن اين
اهداف را
براي خود و
محيط خود
تعيين كرده
است. _وضوح
اهداف عرفات
چراغ راه
اوست. به عنوان
يك قاعده
كلي، عرفات
از هر چيزي كه
به پيشبرد
آرمان تأسيس
كشور مستقل
فلسطيني كمك
كند (آن هم به
شكلي كه
عرفات متصور
است) حمايت مي كند
و با هر چيزي
كه آن را
تهديد كند،
مخالفت مي كند. -
به رغم
وضوح هدف
تأسيس كشور
فلسطيني،
عرفات به
سختي مي تواند
درباره شروط
پايان نبرد
با اسرائيل
كه هدف تمام
زندگي وي
بوده است،
تصميم بگيرد.
ب _ اختلاف
وسيع بين
قدرت نظامي و
سياسي
اسرائيل و
قدرت نظامي و
سياسي
فلسطينيان
همواره يك
عامل ثابت
بوده و نوع
انتخابهاي
راهبردي
عرفات را
مشخص كرده
است.
پ _ زمان به
نفع
فلسطينيان
است. به رغم
قدرت سياسي و
نظامي امروز
اسرائيل،
عرفات نقاط
ضعف اسرائيل
را كه به نفع
فلسطينيان
عمل مي كند،
شناسايي
كرده است.
نخستين
عامل، جمعيت
است. ميزان
افزايش عادي
جمعيت
فلسطينيان
دو برابر
اسرائيليهاست.
ضعف دوم،
حساسيت شديد
جامعه
اسرائيل به
تلفات جاني
است. سومين
ضعف، ماهيت
متفرق و جدا
شده جامعه
اسرائيل است.
عرفات معتقد
است در طول
زمان
شكافهاي
عظيمي در
جدار زره
اسرائيل
ايجاد خواهد
شد و در نتيجه
آنچه
فلسطينيان
به آن نياز
دارند، فقط
صبوري است. ويژگي هاي
راهبرد
عرفات
الف _ در
عرصه
مذاكرات
سياسي با
اسرائيل
۱ - عرفات
درباره
موضوعات
اساسي
مذاكره،
وضعيت دائم
مرزها، حق
بازگشت
آوارگان،
حاكميت بر
بيت المقدس
و... _ خطوط
قرمزي براي
خود معين و
همواره در
طول سالها آن
را رعايت
كرده است.
۲- عرفات
تمايل دارد
كشمكش را به
زمين بازي
خود منتقل
كند. تجزيه و
تحليل
فرايند
تاريخي كه به
موافقت نامه
اسلو
انجاميد،
نشان مي دهد
اين اسرائيل
نبود كه
عرفات را به
اسلو كشاند
بلكه عرفات
اسرائيل را
به آنجا
كشاند.
۳- عرفات
كارزار را
براساس
الزامات
راهبردي خود
از عرصه
سياسي به
عرصه نظامي
كشاند.
۴- به هنگام
مذاكره،
عرفات روي خط
باريكي راه
مي رود و گاه
از آن مي گذرد.
۵- عرفات
ملاحظاتي را
كه در خلال
مذاكرات به
اسرائيل
وعده داد،
بازيافت مي كند.
۶- مي كوشد
در مذاكرات
از موقعيت
ضعيفش به
عنوان عاملي
نيروبخش
استفاده كند.
۷- عرفات
هميشه
مجرايي را
براي
مطالبات
بيشتر
اسرائيل باز
مي گذارد.
۸- عرفات از
انجام دادن
اقداماتي كه
ممكن است
دستاوردهايش
را در سر ميز
مذاكره به
خطر
بياندازد،
كوتاهي نمي كند.
۹- عرفات با
جدايي
اقتصادي از
اسرائيل در
چارچوب
موافقت نامه
موردنظر،
مخالف است.
ب- درباره
كاربرد زور
عليه
اسرائيل
۱- عرفات مي كوشد
هر دو طرف را
حفظ كند.
۲- عرفات
انتفاضه را
سلاحي براي
زير فشار
قرار دادن
اسرائيل مي داند
تا موقعيت
خود را در
مذاكرات
بهبود بخشد.
وي انتفاضه
را ابزاري
براي خروج يك جانبه
اسرائيل
بدون
موافقتنامه
مي داند.
پ _ درباره
افكار عمومي
جهانيان و
اسرائيلي ها
۱- عرفات مي كوشد
افكار عمومي
را در جهان
براي كمك به
خود بسيج كند.
۲- عرفات مي كوشد
از طريق
فعاليتهاي
تأثيرگذار
بر افكار
عمومي
اسرائيلي ها،
بر فرايند
تصميم سازي
در اسرائيل
تأثير
بگذارد.
۳- عرفات
جدالها و
اختلافهاي
موجود در
جامعه
اسرائيل را
نشانه روشن
ضعف آن مي داند
و مي كوشد از
آن براي
منفعت خود
استفاده كند.
ث _ درباره
كشورهاي
خارجي
۱- عرفات با
آگاهي از
قدرت آمريكا
و نفوذ آن بر
اسرائيل و
كشورهاي
عرب، با
آمريكا
همكاري مي كند
اما مي كوشد
دخالت آن را
محدود كند.
۲- عرفات مي كوشد
مناقشه
اسرائيل _
فلسطين را به
مسئله اي
بين المللي
بدل كند.
۳- در چارچوب
تلاش براي
جذب نيرو،
عرفات مي كوشد
كشورهاي عرب
را در منازعه
با اسرائيل
درگير كند.
ج _ راهبرد
عرفات در
عرصه فلسطين
۱- عرفات
نيرويي را كه
خيابانهاي
فلسطين بر وي
اعمال مي كند،
در نظر مي گيرد.
۲- عرفات از
سياست تفرقه
بيانداز و
حكومت كن در
ميان افراد
خود استفاده
مي كند.
۳- عرفات
كاري مي كند
كه افراد
نزديك به وي
منتفع شوند.
۴- عرفات از
رويارويي
مستقيم با
مخالفان مي پرهيزد. |