عراق و نقش مرجعيت شيعي

مهدي معلي

     «آيت الله سيستاني» تاكنون با تدبير خود اشغالگران را وادار به درنظر گرفتن مرجعيت شيعيان در معادلات خود كرده اند. موضع گيري ايشان در آخرين لحظات تصويب قانون اساسي موقت عراق باعث شد اين قانون در شوراي انتقالي با مخالفت 22 تن از اعضاي اين شورا مواجه شود و يكي از حربه هاي آمريكا در عراق بي اثر گردد. ايشان شرائط را براي انتخابات طبق نظر كارشناسان مساعد دانستند و امضاي قانون اساسي موقت را مانعي بر سر راه رسيدن به قانون اساسي دائمي در عراق اعلام كردند. نه مقامات اشغالگر آمريكايي و نه شوراي حكومت انتقالي قدرت ناديده گرفتن ديدگاه هاي «آيت الله سيستاني» را به دليل تأثير بالا و وزن و اعتبار سياسي - معنوي ايشان در جامعه عراق نداشتند، تا جائي كه «جرج بوش» در ديدار دو ساعته خود از بغداد با ارسال نامه اي از مقام و نقش برجسته ايشان با احترام ياد كرد. فشار «آيت الله سيستاني» درباره قطعنامه سازمان ملل نيز باعث شد اين سازمان تغييراتي مطابق نظر ايشان در قطعنامه خود اعمال كند و توطئه تجزيه عراق را از سر اشغالگران دور سازد. اين بار نيز شاهد تدبير ديگري از اين مرجع عاليقدر در عرصه سياسي و سرنوشت مردم عراق پس از اشغال سرزمينشان هستيم.

     اگر در زمان صدام مخلوع مرجعيت عراق در خانه مانده بود و به تحولات كشور عكس العمل نشان نمي داد به اين دليل بود كه مجال بروز و ظهور نيافته بود و عرصه را مناسب نمي يافت، با اين وجود، دستان جنايتكار صدام به خون بسياري از علماي عراق آغشته است. اما اشغال عراق نشان داد كه تبليغات دشمنان تشيع در شايعه پراكني نسبت به حوزه نجف بي اساس بوده و حوزه نجف و در رأس آن «آيت الله سيستاني» به دقت مسائل جاري در عراق را دنبال مي كنند و هدايت سياسي و اجتماعي شيعيان را در كنار امور فردي و معنوي آنان به عهده دارند.

     اظهارات نماينده «توني بلر» نخست وزير انگليس در عراق نشان دهنده نقش انكار ناپذير «آيت الله سيستاني» در آينده سياسي عراق است. وي اسفند ماه گذشته موافقت خود را با موضع آيت الله سيستاني مبني بر اجازه ندادن به سياستمداران غير منتخب براي قانونگذاري دايمي براي كشور، اعلام كرد و گفت: ما و آيت الله سيستاني خواهان عراق دموكراتيك هستيم. وي درخواست آيت الله سيستاني در برگزاري انتخابات زود هنگام را براي تأييد اين جمله مورد اشاره قرار داد. نماينده ويژه «توني بلر» تلاش كرد ثابت كند كه اختلافات ميان رهبر شيعيان و حكومت ائتلاف عميق نيست و به ويژه در مسائل اساسي وجود ندارد. روزنامه گاردين نيز بهمن ماه سال گذشته در تحليل نظرات سياسي «آيت الله سيستاني» درباره حكومت آينده عراق نوشت: «از ظواهر امر در عراق چنين برمي آيد كه طبق خواسته آيت الله سيستاني رهبر شيعيان عراق، انتخابات در عراق برگزار خواهد شد. با اين شرائط، به نظر مي رسد قدرت كنوني عراق در دست شيعيان و رهبر آنان آيت الله سيستاني است.» اشغالگران به خاطر بحران مشروعيت در عراق، تلاش بسياري كردند تا خود را با نظريات «آيت الله سيستاني» همراه نشان دهند.

     «آيت الله سيستاني» با موضع گيري هاي خود در مقاطع حساس عراق پس از اشغال، بارها نشان دادند كه شيعيان بايد نسبت به آينده سياسي كشور خود حساس و هوشيار باشند و امور جامعه خود را به دست بگيرند؛ و اگر دشمنان تبليغ مي كردند كه برخي از رهبران شيعه مخالف دخالت دين در سياست هستند، هتك حرمت عتبات مقدسه و قتل عام شيعيان نشان داد كه هر كس در مكتب اهل بيت علم آموخته باشد، به اين اصل مسلم اسلامي پايبند است كه سياست عين ديانت است. آمريكاي اشغالگر در بحران نجف در جهت اصلاح ناخالصي هاي داخل سازمان شيعه بود. ولي شيعه در عراق هيچگاه در اين حد از انسجام فكري و عملي نبوده است.

     همچنين، اينكه آمريكا نياز شديدي حس مي كند در اينكه بايد نظرات مساعد ايشان را در برخي امور سياسي عراق جلب كند، نشان از قدرت نفوذ مرجعيت عراق در هدايت مردم اين كشور مي دهد. جبهه باطل در طول قرن ها از سياستمدار بودن رهبران تشيع ضربه پذير بوده و اين بار نيز در دفاع از حريم بارگاه علوي شاهد نقش اساسي مرجعيت در عقب راندن جبهه كفر هستيم.

     اشغالگران تا پيش از ورود به عراق تصور مي كردند، فقه حوزه نجف با حوزه علميه قم كه طومار استعمار را در ايران در هم پيچيد، متفاوت است. تصور آنها اين بود كه فقه در حوزه نجف تنها در صحنه هاي درس و بحث حوزه ها حضور دارد و در آينده سياسي عراق قدرت تأثيرگذاري كمي دارد. غافل از آنكه آموزه هاي تشيع ذاتاً در همه ابعاد زندگي اجتماعي و سياسي داراي مباني مستحكم است. يكي از اين مباني مسلم، دفاع از كيان اسلام و حاكميت بخشيدن به اصول مسلم اسلام ناب با هدايت فقهاي شيعه است. وجود چنين علمايي در جامعه اسلامي، تعارض جدي با ولايت شيطاني و غيرخدايي دارد و نمي گذارد اين چنين ولايتي بر مسلمانان حاكم شود.

     كينه توزي استكبار جهاني با حاكميت دين در ايران از ابتداي انقلاب تاكنون دليلي گويا بر تعارض دخالت فقهاي شيعه در سياست، با استكبار و استثمار دارد. امروز آمريكا در عراق خود را در همان گردابي مي بيند كه در ايران دچار آن شد. «آيت الله سيستاني» با استفاده از اقتدار و اختيارات مهم و گسترده خود، كه از فقه شيعه نشأت گرفته است و بكارگيري ابزارهاي موجود در عالم شيعه، مانند صدور حكم و فتوا و تعيين حدود شرعي در امور فردي و اجتماعي و سياسي، طبق وظيفه اي كه بر دوش همه علماي شيعه است، سكان رهبري شيعيان عراق را در دست گرفته و همراه مردم عراق به سوي كشوري عاري از اشغال و وابستگي در حركت هستند. براي آمريكا و متحدانش حذف ديكتاتور عراق كار مشكلي نبود، بلكه مقطع سرنوشت ساز براي آنها موفقيت در تشكيل نظام حكومتي دلخواه خود در اين كشور است. امروز آمريكا و متحدانش به وضوح مي بينند كه آنچه از آن در جهان اسلام وحشت داشتند در عراق در حال وقوع است و آن، حضور اسلام سياسي و روحانيت شيعه در عرصه اجتماع مي باشد.