|
آينده پس از
عرفات نويسنده
موسي راغب مترجم: ناصر
رباني (۱) بدون شك
ياسر عرفات
كه آمال و
آرزوها و
آلام و
دردهايش ۴
دهه مبارزات
ملت فلسطين
را همراهي
كرد و سبب
گرديد وجدان
كشورهاي
غربي عموما
و جامعه
جهاني
بالاخص،
بيدار گشته و
به اين نتيجه
برسند كه صلح
و استقرار در
منطقه بدون
حل دائم و
فراگير و
عادلانه
قضيه فلسطين
در منطقه
تحقق نمي يابد،
يكي از چهره هاي
بارز
مبارزات ملت
فلسطين است. مبارزات
وي سبب گرديد
كه غرب ناچار
به اعتراف به
حق ملت
فلسطين براي
مقاومت در
برابر
اشغالگران
اسرائيلي
گردد و
سازمان
آزاديبخش
فلسطين را به
عنوان
نماينده
رسمي ملت
فلسطين به
رسميت
بشناسد، در
حالي كه
اسرائيل و به تبع
آن ساير
كشورهاي
غربي نه تنها
مخالف بودند
بلكه وجود آن
را انكار مي كردند. - از طرف
ديگر،
اعتراف صريح
وي در به
رسميت
شناختن رژيم
صهيونيستي و
تأثير اين
اعتراف بر
مشروع جلوه
دادن
اشغالگري و
غصيب سرزمين هاي
فلسطيني در
سال ۱۹۴۸
توسط
صهيونيستها
و متوقف
نمودن
مقاومت
مسلحانه
عليه
اسرائيل به
منظور رسيدن
به سراب صلح
كه توسط
آمريكا، هم
پيمان قوي
اسرائيل تحت
عنوان «نقشه
راه» مطرح
گرديد و
مخالفت وي با
انجام
اصلاحات
حقيقي در
حكومت
خودگردان
تحت اداره
خويش و
ناتواني وي
در از بين
بردن فسادي
كه در اركان
اين نظام
رخنه كرده
بود و به
دنبال آن،
تعهدات اخير
وي براي
متوقف كردن
مقاومت
مسلحانه و با
استفاده از
قدرت، در
صورت
پذيرفتن
اسرائيل به
ادامه
مذاكرات صلح
و تطبيق طرح «نقشه
راه» كه سبب
مي گرديد
دولت فلسطين
موعود تنها
بر ۷% از مساحت
تاريخي كشور
فلسطين تسلط
يابد، از
مسائلي است
كه عرفات را
در برگزيدن
راهي كه براي
اداره
مبارزه با
دشمن
صهيونيستي
در پيش گرفت
با چالش
مواجه مي سازد. (۲) - در اين
لحظه كه
عرفات رخت از
دنيا بربسته
و به ديدار
خالق خويش
شتافته،
سؤال اساسي
كه در ميان
رهبران
فلسطيني و
تشكيلات
حكومت
خودگردان و
مردم
فلسطين،
مطرح مي باشد
اين است كه: چه
كسي جانشين
پس از عرفات
است؟ معروف است
كه عرفات در
هيچ يك از
سفرهايش در
خارج از
سرزمين هاي
اشغالي
فلسطين، در
غياب خود كسي
را به
جانشيني خود
معرفي
ننموده است
اين وضع تا
لحظه مرگ وي
ادامه داشت و
اكنون اين
سؤال مطرح
گرديده كه چه
كسي جانشين
او مي گردد؟ و آيا ممكن
است بين
رهبران جديد
و ساير
گروههاي
مقاومت
فلسطيني در
مورد
اختلافات
فيمابين
درگيري به وجود
آيد؟ و اين
درگيري ها
به جنگ داخلي
منجر شود؟ و
موضع ملت
فلسطين از
اين
اختلافات
چيست؟ - در ميان
رهبران سلطه
۲ گروه وجود
دارند: گروه اول:
باقيمانده
نيروهاي
حاميان
عرفات مي باشند
كه از ابتداي
مبارزه عليه
اسرائيل در
كنار عرفات
بودند. اين
افراد
عبارتند از:
محمود عباس «ابو
مازن» كه منصب
دبيركلي
سازمان
آزاديبخش
فلسطين را
برعهده دارد
و احمد قريع «ابوعلاء»
كه نخست وزير
حكومت
خودگردان
است، نبيل
شعث و فاروق
قدومي نيز از
همين نسل مي باشند
و اما گروه
دوم: رهبران
جوان منطقه اي
هستند كه پس
از تشكيل
حكومت
خودگردان در
صحنه ظاهر
شدند كه
مهمترين
آنها
عبارتند از: محمد
دحلان مدير
سابق امن
وقايي در
نوار غزه و
جبرييل رجوب
كه مشاور
امنيت ملي
است و قبلا
مسئولين امن
وقايي در
كرانه غربي
رود اردن را
بر عهده داشت. مروان
برغوثي
مسئول فتح در
كرانه غربي
كه از
بارزترين
رهبران
انتفاضه
عليه
اسرائيل به
شمار مي آيد
و اكنون در
زندانهاي
اسرائيل به
سر مي برد. - آنچه مهم
به نظر مي رسد
اين كه هيچ
كدام از اين
افراد به
استثناي
مروان
برغوثي
حمايت مردم
را به همراه
ندارند. زيرا
در گروه اول: «محمود
عباس» كه
تحليلگران
سياسي وي را
معتدل مي دانند،
پس از به دست
گرفتن نخست وزيري
دولت
خودگردان با
توصيف
عمليات
رزمندگان
مقاومت به
تروريسم و
اشك ريختن بر
كشته هاي
اسرائيلي ها
و درخواست
متوقف نمودن
مقاومت
مسلحانه
عليه
اسرائيل،
جايگاه
سياسي خويش
را از دست داد
و احمد قريع «ابوعلاء»
نيز در دوران
حكومت خويش
نشان داد كه
هيچ تواني در
تصميم گيري هاي
سرنوشت ساز
براي حل
مسائل و
مشكلاتي كه
فلسطيني ها
با آن روبه رو
مي باشند را
ندارد و قدرت
اداره
مبارزه با
اسرائيل را
به گونه اي
كه منافع ملت
فلسطين را
تضمين كند
ندارد و نمي تواند
در بدنه
تشكيلات
خودگردان
اصلاحات
ريشه اي
انجام دهد. و در گروه
دوم نيز: به جز
مروان
برغوثي كه
سستي در
مقاومت
مسلحانه
عليه
نيروهاي
اشغال گر را
به هيچ وجه
نپذيرفت،
كسي جايگاه
مناسبي در
ميان مردم
ندارد. نامشخص
بودن ديدگاه
محمد دحلال
نسبت به شرط هاي
اسرائيل
براي رسيدن
به حل نهايي
مسأله
فلسطين،
بالاخص پس از
آن كه وي نزد
آمريكايي ها
از موقعيت
بهتري
برخوردار
گشت و رژيم
صهيونيستي
نيز نامبرده
را به عنوان
بديل عرفات،
كه توان
تعامل با
اسرائيل را
داشته و شرط هاي
رژيم
صهيونيستي
براي
مذاكرات را
درك مي كند
معرفي كرد و
با توجه به
اين واقعيت
كه اسرائيلي ها
و آمريكايي ها،
هرگونه
تعامل با
شخصيتي كه بر
ضرورت خروج
كامل
نيروهاي
اشغالگر تا
مرزهاي سال
۱۹۶۷ تأكيد
مي كند را رد
مي كنند،
موقعيت او را
در ميان مردم
فلسطين از
ميان برده
است. به همين
صورت مي توان
از جبرييل
رجوب نام برد.
فردي كه متهم
است
رزمندگان
حماسي را در
هنگام حمله
اشغالگران
صهيونيستي
به شهرهاي
كرانه غربي،
كه با هدف
اشغال مجدد
آمده بودند،
تسليم
اسرائيلي ها
نموده است،
اين در حالي
است كه مروان
برغوثي كه به
دليل
موضعگيري ضد
صهيونيستي و
تأكيد بر
استمرار
مقاومت مردم
فلسطين عليه
اشغالگران
صهيونيستي
تا بيرون
راندن
تجاوزگران
به مرزهاي
قبل از سال
،۱۹۶۷ از
حمايت مردمي
خوبي
برخوردار
است. - اين كه
گفته مي شود
احتمال
درگيري بين
اين دو گروه
براي تسلط بر
قدرت در
آينده وجود
دارد، امري
است كه بايد
آن را در ميان مدت
و درازمدت
جست وجو كرد.
اما در اين
مرحله،
بسيار بعيد
است كه دو طرف
به جان
يكديگر
بيفتند. بالاخص از
آنجا كه مردم
فلسطين خوب
درك مي كنند
كه سرنوشت
مبارزات ملت
فلسطين
بستگي به
ميزان
انسجام آنان
در برابر طمع ورزيهاي
اسرائيل
دارد و پناه
آوردن به هر
شيوه و راهي
به جز تفاهم
و گفت وگو را
براي حل
اختلافات
بين گروههاي
فلسطيني،
نمي پذيرند. البته
شرايط متغير
جهاني و
فشارهاي
اسرائيل و
آمريكا،
ممكن است طمع
بعضي رهبران
فلسطيني را
برانگيزد كه
با توسل به
زور بر قدرت
تسلط يابند.
لكن اين گونه
توسل به زور
مدت زيادي به
طول نخواهد
انجاميد و
آنان به
اهداف خويش
دست نمي يابند
و تأييد
مردمي ملت
فلسطين را كه
بر ثوابت و
اصول
مبارزات
خويش پايبند
بوده و بر
وحدت ملي
خويش تأكيد
داشته و پناه
بردن به سلاح
را براي حل
مشكلات خويش
به هيچ قيمتي
نمي پذيرند،
به همراه
نخواهند
داشت. لذا هر
گونه
فعاليتي در
اين مسير به
مثابه
افتخار مي باشد. (۳) - واقعيت آن
است كه به جز
مروان
برغوثي،
نيروهاي
قديمي
رزمنده
همراه عرفات
و رهبران
محلي جديد كه
در حكومت
هستند، همه
بر مذاكرات
با اسرائيل،
به عنوان
تنها انتخاب
براي رسيدن
به يك راه حل
مسالمت آميز
براي پايان
بخشيدن به
قضيه
فلسطين،
تأكيد دارند
و استمرار
مقاومت
مسلحانه
عليه
اسرائيل را،
چه در داخل خط
سبز، يا در
سرزمين هاي
اشغالي سال
،۱۹۶۷ حتي
اگر اسرائيل
به سياست
ترور عناصر
مقاومت
ادامه دهد،
رد مي كنند. از طرف
ديگر، كليه
گروههاي
مقاومت ملي و
اسلامي، بر
ضرورت
استمرار
مقاومت با
بهره گيري
از كليه
روشها و
همچنين
مقاومت
مسلحانه،
تأكيد داشته
و با يكديگر
توافق كامل
دارند و
عليرغم
داشتن
اختلافات
ريشه اي با
يكديگر در
اصول مبارزه
با
اشغالگران،
وحدت نظر
دارند. - نكته حائز
اهميت آن است
كه: گروه هاي
مقاومت و
ملي، بر
بازگرداندن
سرزمين هاي
اشغالي كه
اسرائيل در
جنگ هاي سال
۱۹۶۷م آنها
را اشغال
نمود، اصرار
دارند و در
صورت خروج
اسرائيل از
كرانه غربي
رود اردن و
نوارغزه و
پايان دادن
به مقاومت
آنها اعتراف
به وجود دولت
اسرائيل را
با اجراي
تعديلات
اندكي در
مرزهايشان
با اسرائيل،
امضاء پيمان
صلح با
اسرائيلي ها،
را مي پذيرند،كه
در رأس اين
گرايش حركت
فتح قرارداد
و حركت
دموكراتيك و
جبهه مردمي
آزادي
فلسطين نيز
اين گرايش را
قبول دارند. ولي
مقاومت
اسلامي كه
حركت حماس و
جهاد اسلامي
را شامل مي شود،
بر آزادي
كامل سرزمين
فلسطين از
بحر تا نهر
اعتقاد
دارند و با
خروج
نيروهاي
اشغالگر از
كرانه غربي و
نوار غزه نيز
دولت عبري را
به رسميت نمي شناسند. - با اين
اوصاف در
صورت رحلت
عرفات آيا
امكان دارد
كه اختلافات
منجر به
درگيري هاي
مسلحانه بين
نيروهاي
فلسطين گردد
و عوامل و
اسباب اين
نزاع چيست؟ با توجه به
تجارب گذشته
مي توان گفت
درگيري
مسلحانه
گسترده بين
نيروهاي
حكومت
خودگردان و
نيروهاي
مقاومت ملي
امر بعيدي به
نظر مي رسد. ولي ممكن
است درگير ي هاي
محدود و
پراكنده اي
بين نيروهاي
شهداءالاقصي
(جناح نظامي
حركت فتح) و
بين رهبران
سلطه
فلسطيني به
دلايل زير
بروز كند: ۱- در صورت
اصرار حكومت
بر متوقف
نمودن
مقاومت
مسلحانه به
بهانه نشستن
اسرائيل بر
سر ميز
مذاكره، ۲- در
صورتي كه
سلطه تصميم
به انحلال
گروه هاي
مقاومت
مسلحانه و
بالاخص جهاد
و حماس،
بگيرد. همچنين
درگيري
مسلحانه بين
نيروها و
همرزمان
قديم عرفات و
طرفداران
رهبران محلي (محمد
دحلان و
جبريل رجوب)
براي تسلط بر
رهبري حكومت
پس از وفات
عرفات نيز
امكان دارد
صورت پذيرد،
ولي به شكل
محدود و
نيروهاي
شهداءالاقصي
وابسته به
فتح مي توانند
به اين
درگيري ها
خاتمه بخشند. لكن آنچه
كه به عنوان
خطر بزرگ به
حساب مي آيد
و فلسطيني ها
از آن مي ترسند
احتمال
درگيري
مسلحانه بين
عناصر امنيت
تابع حكومت
خودگردان و
بين حركت
حماس و جهاد
اسلامي است
كه چالش
بسيار
خطرناك براي
حقانيت
حكومت
خودگردان در
رهبري ملت
فلسطين به
حساب مي آيد. - عليرغم
تبليغاتي كه
وسائل
ارتباط جمعي
عربي و
اروپايي، در
مورد تلاش هاي
سلطه
فلسطيني
براي رسيدن
به صلح با
اسرائيل، به
عمل مي آورند
و عليرغم
تأييد سلطه
توسط
كشورهاي
عربي و جامعه
جهاني در اين
مقطع از
تاريخ،
متأسفانه
ديدگاه
عرفات و
رهبران
همراه وي،
مبني بر
مخالفت با
استمرار
مقاومت
مسلحانه ضد
اشغالگران
صهيونيستي و
استفاده از
نيروهاي
مسلح براي
مقابله با
گروه هاي
مقاومت عليه
اسرائيل سبب
گرديده كه
ملت فلسطين
جز تأييد
مقاومت
مسلحانه كه
حركت جهاد
اسلامي و
حماس و
پيشروان
شهداءالاقصي
، جناح نظامي
حركت فتح از
آن پيروي مي كنند
و مخالفت با
روش هاي
سازشكارانه
حكومت
خودگردان
راه ديگري را
دنبال
ننمايد. آنچه سبب
گرديده كه
ملت فلسطين
صف خود را از
سلطه (حكومت
خودگردان)
جدا نمايد،
امتناع
عرفات از در
پيش گرفتن
راه هاي
قانوني و
اجرايي براي
از بين بردن
فسادي است كه
در درون
حكومت
خودگردان و
رهبران آنها
به شكل
گسترده اي
ريشه دوانده
است. و عليرغم
اين مشكلات،
گروه هاي
فلسطيني، بر
جلوگيري از
بروز هر گونه
درگيري بين
آنان و سلطه
تأكيد
دارند، مگر
آنكه رهبران
آينده سلطه
به منظور
چيره شدن بر
اين گروه ها،
تصميم بر
درگيري
مسلحانه با
آنها را
داشته باشند. واقعيت آن
است كه همه
مسئولين
فلسطيني بر
وحدت ملي بين
سلطه و همه
گروه هاي
مقاومت و
مردم تأكيد
دارند و هر
گونه جنگ و
درگيري به
منظور تسلط
بر حكومت پس
از رحلت
عرفات، بعيد
به نظر مي رسد.
«صاحب عريقات»
در همين
راستا اظهار
نموده است: «شكاف
در سلطه
فلسطيني
وجود دارد. وي
امكان
درگيري بين
گروه هاي
فلسطيني را
در صورت وفات
عرفات رد كرد.» - اما
مسئوليت هايي
كه عرفات قبل
از انتقال به
پاريس
برعهده داشت
با تشكيل يك
گروه كار
متشكل از
احمد قريع
نخست وزير
دولت
خودگردان
فلسطين و
محمود عباس
دبير كل جنبش
آزاديبخش
فلسطين و
سليم
الزعنون
رئيس مجلس
وطني، اداره
امور سلطه طي
دوران غياب
عرفات را
برعهده
گرفتند. - در اين
شرايط حساس
آنچه كه
رهبران سلطه
را نگران مي كند،
اوضاع در
نوار غزه پس
از وفات
عرفات است
زيرا با
اينكه
اسرائيل
تلاش مي كند
با حملات
مستمر خويش
تأسيسات و
مراكز
زيربنايي
نوار غزه را
به صورت كامل
تخريب و
نابود كند و
عناصر
مقاومت
فلسطين را در
اين منطقه از
بين ببرد.
عرفات بر
جلوگيري از
مقاومت
مسلحانه
عليه
اسرائيل با
استفاده از
زور و ارائه
راه ها و
اقدامات
لازم براي حل
قضيه فلسطين
به روش
مسالمت آميز
تأكيد مي كرد.
لذا براي حل
اين مشكل به
دنبال چاره جويي
مي باشند. در همين
راستا، احمد
قريع در سفري
به نوار غزه
عليرغم
مخالفت حركت
حماس با
سياست هاي
حكومت
خودگردان،
براي حل مشكل
فلسطين، با
آنها نشست و
در مورد نحوه
حل بحران در
صورت وفات
عرفات،
مذاكره و گفت وگو
نمود. -
تحليلگران
سياسي در
مورد ديدگاه
اسرائيل و
آمريكا و
كشورهاي
عربي در صورت
وفات عرفات
بر اين عقيده اند
كه: راست
افراطي در
اسرائيل از
مرگ عرفات
خوشحال
خواهند شد،
عليرغم آنكه
سياستمداران
قومي آنها بر
اين
اعتقادند كه
تنها رهبري
كه مي توانست
با اسرائيل
صلح امضاء
كند و به نفع
اسرائيل
كوتاه
بيايد،
عرفات بود. ولي غياب
عرفات به نظر
آنان، در
صورتي منجر
به بروز بهم
گسيختگي
امنيتي در
حكومت
خودگردان
گردد و حماس
قدرت را در
نوار غزه به
دست بگيرد،
سبب مي گردد
اسرائيل از
غزه عقب نشيني
ننمايد و اين
تنها نگراني
اسرائيل است. از طرف
ديگر نظر
آمريكائي ها
با اسرائيل
در مورد پس از
عرفات
تفاوتي
ندارد. زيرا رحلت
و رفتن عرفات
را به دليل
عدم تعامل
كاخ سفيد با
وي و به حساب
آوردن
نامبرده به
عنوان يك
مانع اصلي در
تحقق صلح بين
اسرائيل و
فلسطيني ها
را به فال نيك
گرفته و از آن
استقبال مي نمايند. كشورهاي
عربي و
بالاخص مصر و
اردن نيز
تنها نگراني شان
پس از عرفات
درگيري
مسلحانه بين
گروه ها
براي به دست
گرفتن قدرت و
گسترش خلل
امنيتي و
ناآرامي مي باشد
كه بر
مرزهايشان
با فلسطين
اشغالي
تأثير مي گذارد.
لذا به نظر مي رسد
اين دو كشور
تمام تلاش
خويش را براي
جلوگيري از
بروز هر گونه
اختلاف بين
گروه هاي
فلسطيني و
برقراري
امنيت در
اراضي
فلسطين
اشغالي به
عمل مي آورند. پايان
و تحليل: بسياري از
فلسطيني ها
حكومت
خودگران
فلسطين
عرفات را
فاسد و آن را
در اداره
مبارزه
ناتوان مي دانند
و معتقدند كه
براي حل
مشكلات
زندگي مردم
فلسطين، با
جديت عمل
ننموده است. ولي در
همان حال، به
دليل دشمني
اسرائيل با
رهبري عرفات
و محاصره او
در طول ۳ سال
گذشته و
تهديد مستمر
به قتل و
بيرون راندن
وي، عرفات
جايگاه
رفيعي نزد
مردم فلسطين
دارد. اما در
مورد جانشين
آينده عرفات
در سازمان
آزاديبخش
فلسطين و
حكومت
خودگردان و
رهبري حكومت
خودگردان با
وجود
نيروهاي
قديم و
رهبران
امنيتي فعال
و رهبران فتح
و همچنين
حركت هاي
حماس و جهاد
اسلامي كه با
هر گونه
رهبري كه به
شيوه عرفات،
مبارزه را با
اسرائيلي ها
اداره كند
مخالف مي باشند.
همچنين
مبارزه با
فسادي كه در
اركان نظام
سلطه حكومت
خودگردان و
رهبران آن
وجود دارد را
سرلوحه خويش
قرار داده اند،
بايد گفت: هر
چند در مرحله
كنوني،
زمينه براي
تسلط بر
حكومت توسط
حماس و ديگر
گروه هاي
فلسطين مهيا
مي باشد لكن
آنها مي دانند
كه اسرائيل و
آمريكا به
هيچ وجه به
آنها اجازه
نخواهند داد
كه قدرت را در
دست بگيرند و
شديدترين
اقدامات را
عليه آنها به
كار خواهند
گرفت. لذا بعيد
به نظر مي رسد
كه حماس خود
را درگير
نزاع
مسلحانه با
سلطه نمايد و
تلاش خواهد
نمود كه از
بروز
اينگونه
درگير ي ها
بين نيروهاي
مقاومت
فلسطين و
ديگر رهبران
حكومت
خودگردان
جلوگيري
نمايد. ملاحظه: ۱- در حالي
كه مرگ عرفات
در ميان
اسرائيلِي ها،
بازتاب
مثبتي داشته
و افرادي
همچون شيمون
پرز كه زماني
شريك وي در
صلح بودند از
عملكرد
عرفات در
حمايت از
تروريسم به
قول آنها
انتقاد
داشته و
معتقد بودند
كه عرفات
فرصت بسيار
خوبي را از
دست داد، لكن
خوف بيشتر
آنان از آن
است كه وفات
او موجب
گسترش
عمليات
انتحاري
عليه
اسرائيلِي ها
گردد. «ناحوم بر
نييح» يكي از
تحليلگران
صهيونيستي
معتقد است هر
چند ابومازن
كه از رهبران
رده اول بعد
از عرفات
است،
تروريسم را
كاملاً رد مي كند
و براي رسيدن
به صلح تلاش
خواهد كرد،
لكن او قدرت
خشكاندن
ريشه هاي
تروريسم را
ندارد اگر
براساس
معيارهاي
شارون
بخواهيم
تفسير كنيم،
ابومازن
شريك مناسبي
براي
اسرائيلِي ها
نيست، لكن مي تواند
در مذاكرات
دو جانبه با
همكاري
مشترك طرفين
در پروسه
زماني در
آينده در
راستاي
منافع طرفين
قدم بردارد و
اين امر
مستلزم آن
است كه شارون
در اين مرحله
بتواند درست
تصميم بگيرد
و با انگشت
خويش تاريخ
را براي خود
ثبت كند. در
اسرائيل
تنها كسي كه
از عرفات ياد
كرد «يوسي
بيلين» بود كه
اظهار كرد
روز وفات او
براي
فلسطيني ها
روز اندوهي
است و دو ملت
نيازمند
خروج از
دايره جنگ و
كشتار مي باشند. از طرف
ديگر، به
دنبال اعلان
فدوي برغوثي
همسر مروان
برغوثي مبني
بر اعلام
آمادگي
مروان
برغوثي براي
شركت در
انتخابات
رياست
فلسطين،
وزير كشور
اسرائيل «ابراهام
بوراز» در
مصاحبه
مطبوعاتي
اعلام كرد كه
«در شرايط
خاصي امكان
آزادي كساني
كه به حبس ابد
محكوم مي باشند
وجود دارد.» وي گفت: «افرادي
مانند
برغوثي در
گذشته در
عمليات
تبادل با حزب الله
لبنان و گروه
احمد جبريل
آزاد شدند و
آزادي او را
هم منتفي
ندانست. اين
اظهارات با
عكس العمل
شديد شارون و
رئيس جمهور
اسرائيل
موشي كتساف و
وزير زراعت منبع:
سايت محيط |