|
بررسي
ريشه هاي
وقوع جنگ
تحميلي حسين
علايي
جنگ
صدام عليه
انقلاب
اسلامي يكي
از مهمترين
حوادثي است
كه در تاريخ
ايران، رخ
داده است.
صدام با به
كارگيري
تمام توان
نيروهاي
زميني،
هوايي و
دريايي عراق
روز دوشنبه 31
شهريور سال 1359
حمله همه
جانبه نظامي
خود را آغاز
كرد و از
مرزهاي بين
المللي عبور
نمود و به
اشغال
سرزمين هاي
ايران
پرداخت. صدام
در 25 شهريور
سال 1359 طي يك
سخنراني
قرارداد 1975
الجزاير (مطابق
با 23 خرداد 1354) را
كه خود امضا
كننده آن بود
در مقابل
دوربين
تلويزيون
پاره و آن را
ملغي اعلام
كرد و جنگ همه
جانبه خود را
با جمهوري
اسلامي
ايران آغاز
نمود. طبيعتا
صدام از حمله
گسترده
نظامي خود به
ايران در
آغاز جنگ به
دنبال
اهدافي بوده
است و به
موفقيت خود
در رسيدن به
آن اهداف
اطمينان
داشته است.
برخي تصور مي
كنند كه صدام
از عدم اجراي
قرارداد 1975
ناراضي بوده
و چون ايران
را در شرايط
ضعف مي
دانسته است
از فرصت
استفاده كرد
تا با زور
نظامي برخي
از اراضي
مورد ادعاي
خود را تصرف
كند. ولي اين
ادعا صحيح به
نظر نمي رسد
زيرا ارتش
عراق در19
شهريور سال 1359
حدود 125
كيلومتر
مربع از خاك
ايران در
منطقه زينل
كش را به
اشغال خود
درآورد و در
24/6/1359 عزت
ابراهيم
الدوري
معاون رئيس
شوراي
انقلاب عراق
در نشست
مطبوعاتي
خود در رم
اعلام كرد: «عمليات
جنگي عراق در
مرزهاي
ايران براي
بازپس گيري 1300
كيلومتر
مربع خاك
متعلق به
عراق تا
پايان هفته
جاري خاتمه
خواهد يافت»
يعني ارتش
عراق قبل از
جنگ سراسري
دو منطقه
مورد ادعاي
خود يعني
مناطق زينل
كش و ميمك را
تحت كنترل
خود درآورد.
پس لغو يك
جانبه
موافقت نامه
الجزاير (قرارداد
1975) نه به دليل
اختلاف مرزي
دو كشور بلكه
فقط بهانه اي
براي آغاز
جنگ گسترده
نظامي بوده
است. البته
فرض ديگري
نيز گاهي
مطرح شده است
كه چون صدام
در امضاي
قرارداد 1975،
عراق را در
موضع ضعف مي
دانسته، لذا
از شرايط
بوجود آمده
پس از پيروزي
انقلاب
اسلامي و نيز
پس از اشغال
لانه جاسوسي
آمريكا در
تهران و
دشمني
ايالات
متحده با
جمهوري
اسلامي
ايران و قطع
ارتباط ارتش
ايران با
سيستم
پشتيباني
خود در
آمريكا،
استفاده
كرده و
مي خواسته
است
قراردادي از
موضع قدرت با
ايران امضا
كند تا در آن
قرارداد خط
مرزي خود را
در اروندرود
بر كنار ساحل
رود اروند
قرار دهد. و
اروندرود را
تبديل به شط
العرب نمايد.
ولي به نظر مي
رسد كه صدام
اهدافي
بالاتر و
اساسي تر از
هدف فوق در سر
مي پرورانده
است كه چنين
جنگ گسترده
اي را آغاز
كرده و از
موفقيت خود
نيز در رسيدن
به اهدافش
اطمينان
داشته است. اگر به
سلسله
اقداماتي كه
رژيم عراق از
ابتداي اوج
گيري نهضت
اسلامي در
ايران، عليه
انقلاب
اسلامي و
رهبر كبير آن
حضرت امام
خميني (ره)
انجام داده
است نگاهي
بيفكنيم
شايد
بتوانيم به
اهداف صدام
بهتر پي
ببريم و درك
كنيم كه آيا
جنگ تحميلي
جنگ بين دو
كشور به دليل
اختلافاتشان
بوده است ويا
جنگي ازسوي
حزب بعث عليه
مردمي بوده
است كه براي
نجات خود ار
چنگال رژيم
شاهنشاهي
وابسته به
آمريكا، به
اسلام روي
آوردند و از
بين همه
رهبران
سياسي، مرجع
تقليد در
تبعيد خود را
انتخاب
كردند. همزمان
با اوج گيري
قيام مردم در
ايران عليه
شاه و متزلزل
شدن نظام
شاهنشاهي در
ايران، رژيم
عراق در يك
كمك آشكار به
شاه، منزل
امام خميني (ره)
را درنجف
اشرف به
محاصره
نيروهاي
امينتي خود
درآورد و
ايشان را در
منزل خود
زنداني نمود
تا ارتباط
ايشان با
دنياي خارج و
با مردم
بپاخاسته
ايران قطع
گردد و ايشان
نتواند با
صدور
اعلاميه هاي
نهضت آفرين
خود، قيام
مردم ايران
را بر عليه
سلطه شاه
رهبري نمايد.
دولت عراق طي
اعلاميه اي
ازطريق
سفارت خود در
پاكستان در
آن زمان،
اعلام كرد كه
«خانه آيت
الله خميني
را بدين خاطر
زير
نظرگرفته
اند كه اجازه
داده نشود تا
ايشان از محل
سكونت خود به
عنوان
كانوني براي «فعاليت
هاي ضد
ايراني»
استفاده كند»
(كيهان 11/7/1357). بعد
از آنكه تحت
فشار مردم
ايران، رژيم
عراق ادامه
حضرت امام
خميني را غير
عملي ديد،
اقدام به
اخراج ايشان
از عراق نمود.
شايد با اين
اقدام صدام
مي خواست كه
رضايت
آمريكا را
جلب كرده و
مقام
ژاندارمي
خليج فارس را
از آن خود كند.
درست از همين
زمان عراق
عملا مقابله
با امام
خميني (ره) (نه
با دولت وقت
ايران) و نهضت
اسلامي را
آغاز كرد. بعد از
اينكه نهضت
اسلامي در
ايران به ثمر
رسيد و نظام
شاهنشاهي با
ظهور انقلاب
اسلامي براي
هميشه از
ايران رخت
برچيد، رژيم
عراق
بلافاصله
گروههاي
دمكرات و
كومله را كه
در عراق حضور
داشتند مسلح
نموده و به
داخل
كردستان
ايران روانه
كرد و آنها
درست يك هفته
بعد از
پيروزي
انقلاب
اسلامي در 30
بهمن ماه 1357
پادگان
مهاباد را به
محاصره خود
درآورده و در
اول اسفند
ماه 1357 اين
پادگان به
تصرف حزب
دمكرات
كردستان
درآمد و
تمامي
سلاحها و
مهمات آن به
غارت رفت و
فرمانده آن
زخمي و
افسران آن
دستگير شدند
و احزاب
دمكرات و
كومله جنگ
مسلحانه را
در كردستان
آغاز كردند و
تلاش داشتند
تا تمام
پادگانهاي
نظامي را در
كردستان خلع
سلاح نمايند
و خودمختاري
كردستان را
در پيوند با
رژيم عراق
برقرار
نمايند و قبل
از آغاز جنگ
گسترده و
سراسري
صدام،
كردستان را
در كنترل و
اختيار
ايادي عراق
درآورند. در
حاليكه رژيم
عراق براي
گروههاي
دمكرات و
كومله در
داخل كشور
خود پايگاه
هاي آموزشي و
عملياتي و
نيز ايستگاه
هاي راديويي
برقرار كرده
بود، تلاش
كرد كه گروهي
را در
خوزستان به
نام «خلق عرب»
راه اندازي
نمايد و با
مسلح كردن
اين گروه و در
اختيار
گذاشتن مواد
منفجره،
آنها تلاش
نمودند كه در
خوزستان
ناامني
ايجاد نموده
و خطوط لوله
نفتي را در
نقاط مختلف
منفجر كرده و
فضاي بي
ثباتي را در
خوزستان
گسترش دهند و
زمينه را
براي تبديل «خوزستان»
به «عربستان»
فراهم آورند.
در آن زمان
مجله عربي
المستقبل در 19
آوريل 1980 نوشت «اطلاعات
دقيق مؤكدا
حاكي است كه
ايالات
عربستان (خوزستان)
در ايران
احتمالا
شاهد انقلاب
سترگي عليه
رژيم ايران
خواهد بود كه
هدف از آن
جدايي اين
ايالت از
سرزمين
ايران و
بازگرداندن
هويت عربي آن
به عنوان يك
كشور مستقل
مي باشد.
گزارشها
حاكي است كه
عراق از اين
تمايل
پشتيباني مي
كند و چنانچه
جدايي اين
ايالت از
ايران با
پيروزي تحقق
يابد، عراق
نخستين
كشوري خواهد
بود كه
استقلال آن
را به رسميت
خواهد شناخت». خوشبختانه
با هوشياري
مردم عرب
زبان
خوزستان،
اين اقدامات
رژيم عراق
ناموفق ماند.
در حقيقت
عراق سعي مي
كرد از طريق
گروههاي
وابسته به
خود،
خوزستان و
كردستان و
بخش جنوبي
آذربايجانغربي
را در كنترل
خود بگيرد و
با مسلح كردن
احزاب
دمكرات و
كومله و خلق
عرب اين
استانها را
ار حاكميت
دولت ايران
خارج كند.
صدام در
مصاحبه اي در
مردادماه 1359
مي گويد: «ما
به مبارزات
خلق هاي
ايران عليه
ديدگاه هاي
عقب افتاده و
خودكامه و
عليه جهت
گيري هاي
منحرفي كه
زير پوشش
مذهب مخفي مي
شوند …
درود مي
فرستيم». اين
سخن صدام
حكايت از آن
مي كند كه او
اميدوار بود
از طريق
گروههاي
قومي مختلف
در ايران،
اهداف خود را
براي تضعيف
جمهوري
اسلامي
ايران دنبال
نمايد.
همچنين رژيم
عراق با كمك
برخي از
بلندپايگان
رژيم
شاهنشاهي از
جمله بختيار
آخرين نخست
وزير ملي
گراي شاه
كودتاي نوژه
را
سازماندهي
كرد. هدف اين
كودتا در
ابتدا حمله
به مقر امام
خميني (ره) و
از بين بردن
رهبري
انقلاب بود
تا بتوانند
به راحتي
جمهوري
اسلامي را
برچيده و
دوباره
حكومت سلطنت
را برقرار
نمايند. همزمان
با اين
اقدامات
رژيم عراق
ارتش خود را
براي يك حمله
گسترده و
وسيع آماده
مي كرد تا
بتواند هم از
اين تلاشها
پشتيتاني
نمايد و هم در
صورت ضرورت،
ضربه آخر را
وارد كند. بعد از
كناره گيري
مشكوك احمد
حسن البكر
رئيس جمهور
وقت عراق در 25
تيرماه 1358 و
حضور رسمي
صدام در رأس
قدرت
اقدامات
رژيم عراق بر
ضد انقلاب
اسلامي
ابعاد وسيع
تري به خود
گرفت. اين
رژيم اقدام
به اخراج
گسترده تر
مردمي كرد كه
زماني
اجدادشان
ايراني بوده
اند و در عين
حال فشار به
حوزه علميه
نجف اشرف را
افزايش داد.
علماي بزرگ
طرفدار
انقلاب
اسلامي را
زنداني و به
شهادت رساند
كه برجسته
ترين آنها
آيت الله سيد
محمد باقر
صدر و خواهر
دانشمند
ايشان بود كه
در 19 فروردين
ماه 1359 آنها را
در زندان
بغداد به
فجيع ترين
وضع از پاي
درآورد و
حوزه علميه
هزار ساله
نجف اشرف را
به تعطيلي
كشاند. بعد از
اينكه همه
اين
اقدامات،
صدام را به
اهداف خود
نرساند او با
تمام توان
نظامي خود
جنگ همه
جانبه خود را
عليه جمهوري
اسلامي
ايران آغاز
كرد. او با
برآوردي كه
از توان
نظامي ايران
داشت احساس
مي كرد كه
خيلي زود به
اهداف خود مي
رسد. طه ياسين
رمضان معاون
نخست وزير
عراق طي
مصاحبه اي با
روزنامه
الثوره در21/8/1359
اعلام كرد «اين
جنگ بخاطر
عهدنامه 1975 و
يا چند
كيلومتر خاك
و يا نصف شط
العرب نيست،
بلكه اين جنگ
بخاطر
سرنگوني
رژيم جمهوري
اسلامي است». همچنين
صدام در31
تيرماه 1359 در
مصاحبه با
رسانه هاي
خبري اعلام
مي كند «اكنون،
نيروي نظامي
كافي براي
بازپس گرفتن
سه جزيره
عربي اشغال
شده توسط
ايران (تنب
بزرگ، تنب
كوچك و
ابوموسي) را
فراهم كرده
ايم». اين سخن
صدام اهدافي
فراتر ازحل
اختلافات
مرزي بين دو
كشور را براي
جنگ به نمايش
مي گذارد. پس با
مروري بر
اقدامات
رژيم عراق از
زمان
اوجگيري
نهضت اسلامي
در ايران،
مشخص مي
شود كه «جنگ
تحميلي» جنگ
بين دو كشور
كه با يكديگر
اختلافاتي
دارند نبود
بلكه «جنگ حزب
بعث عراق بود
بر عليه امام
خميني و
انقلاب
اسلامي»، جنگ
صدام بعثي
بود كه با
جريان نهضت
اسلامي و
رهبري آن
امام خميني
آغاز كرد و
هدف آن هم از
بين بردن
جمهوري
اسلامي به
عنوان
پايگاه
انديشه
اسلامي بود.
جنگ حزب بعث
اسلام ستيز
حاكم بر عراق
بود با اسلام
ناب محمدي (ص)
كه امام
خميني
فريادگر آن
بود. اسلام
انقلابي اي
كه سراسر
منطقه را تحت
تأثير خود
قرار داده
بود و صدام
تحمل آن را
نداشت و در پي
فرصت براي
سركوب آن بود.
لذا بهترين
تعبير براي
اين جنگ همان
است كه امام
خميني (ره)
فرمود: «مسأله
نزاع بين
حكومت
وحكومت
نيست، مسأله
هجوم يك بعث
عراقي غير
مسلم است
بريك حكومت
اسلامي و اين
«قيام كفر
عليه اسلام»
است و بر همه
مسلمين قتال
بر او واجب
است» (بيانات
امام خميني
در ملاقات با
حبيب شطي
دبيركل
كنفرانس
اسلامي در28
مهر 1359). در واقع
ريشه بروز
جنگ به روي
كار آمدن حزب
بعث و صدام در
عراق مربوط
مي شود. حزب
بعثي كه آيت
الله سيد
محسن حكيم از
مراجع ديني
بزرگ مردم
عراق، آن را
تكفير كرد.
ريشه وقوع
جنگ در شخص
صدام حسين
بود. صدامي كه
امام خميني
درروز 31
شهريور 1359 پس
ازحمله عراق
به ايران
فرمود: «اين
صدام حسين،
من از اول
وقتي كه روي
كار آمد تنبه
دادم كه اين
ديوانه است،
اين عقلش
درست كار نمي
كند و لهذا با
ديوانگي
دارد عمل مي
كند و خودش را
به هلاكت مي
رساند». امام
خميني
همچنين
فرمود كه «صدام
اشتراكي و
كافر است … ارتش
عراق بايد
بداند كه
جنگ، جنگ با
اسلام است به
هواداري كفر …
قيام صدام
نسبت به
ايران، قيام
كافر بر مسلم
است و قيام
لشكر كفر بر
لشكر اسلام
است». پس جنگ
تحميلي «جنگ
كفر عليه
اسلام» بود و
صدام ارتش
عراق را عليه
نظام جمهوري
اسلامي
ايران به كار
گرفت. البته
امام خميني
عراق را
برادر مي
دانستند و
فرمودند: «براي
ملت عراق
معلوم باشد
كه ما با آنها
هيچ كاري
نداريم،
بلكه اين
صدام حسين
است كه به
واسطه تحريك
آمريكا به ما
تجاوز كرده
است و ما اگر
جوابي به او
بدهيم هرگز
به ملت عراق
كه برادر ما
هستند مربوط
نيست». بطور
خلاصه مي
توان گفت كه
ماهيت جنگ
همان است كه
امام خميني
در پيام خود
در2 مهر ماه 1359
فرمودند: «اين
جنگ، بين
ايران و بعثي
هاي عراق، «جنگ
بين اسلام و
كفر» و قرآن
كريم و الحاد»
است. صدام
حسين و رفقاي
كافر او تابع
ميشل عفلق
ملحد و نوكر
چشم بسته
صهيونيسم و
امپرياليسم
به امر
اربابان
جهانخوار
خود به ايران
و ملت ايران – كه با
الله اكبر و
پشتوانه
اسلام عزيز
كفار را از
ميهن خود
راندند –
حمله نموده و
بي رحمانه
برادران
ايماني شما
را به قتل
مي رسانند». و هدف
صدام هم از
آغاز جنگ حل
اختلافات دو
كشور از راه
زور و به
كارگيري
نيروهاي
نظامي در يك «جنگ
سريع و كوتاه
مدت» نبود
بلكه بنا به
گفته جيمز
بيل در كتاب «عقاب
و شير» دليل
واقعي جنگ
درگيري
سياسي براي
دست يافتن به
برتري و سلطه
يافتن بر
خليج فارس
بود. در اين
روند عراق
اميدوار بود
انقلاب
ايران را در
نطفه خفه كند
و نابود سازد
كه اين براي
كشورهاي
منطقه نيز
عربستان
سعودي و شيخ
نشينهاي
خليج فارس،
هدف چندان
ناخوشايندي
نبود». |