بيانيه روشنفكران آمريكايي جلوه بارز تفرعن و توحش


در تاريخ معاصر ايران به ويژه دوراني كه از آغازين لحظات آن
رجعت به خويشتن اسلامي و نضج و رشد خودآگاهي ديني در مردم ما
به شكوفايي رسيد و اولين بذرهاي نهضت اسلامي در سرزمين
حاصلخيز جانهاي مهياي حركت و بالندگي و اعتلا و استقلال و آزادي
جوانه زد, دنياي غرب به ويژه نيروي مسلط و غائله گردان آن يعني
آمريكا, كينه سخت و پايداري را نسبت به اين حركت الهي كه رهبر و
قافله سالار آن حضرت امام خميني بود به دل گرفتند.
كينه و دشمني غرب نسبت به اسلام و نهضت اسلامي ايران
هيچگاه به صورت يك عنصر پنهان و روحيه و صفت آرام و دروني
باقي نمانده, بلكه در فراز و فرودهاي مختلفي كه در مراحل پس از
پيروزي انقلاب شاهد آن بوديم, در « عمل » به ظهور رسيد و از همين
رو در طول سالهايي كه از سخت ترين و مرارت بارترين لحظات
زندگي مردم جامعه ما محسوب مي شود, توطئه هاي بي شماري به صور
و اشكال و شيوه هاي گوناگون در ابعاد سياسي, نظامي, اقتصادي و
فرهنگي از جانب آمريكاي جنايتكار بر اين ملت خداجو كه جرمش
اسلام خواهي و استقلال طلبي و رهايي از استبداد داخلي و استعمار
خارجي مي باشد, تحميل گشته و آسيب و زيانهاي فراوان آفريده است.
اگر چه در تمام اين توطئه ها, هر كدام به گونه اي خاص « توحش » و
« تفرعن » شيطان بزرگ به نمايش درآمده است, لكن در برخي از آنها
اين صفت جلوه اي روشن تر و ملموس تر داشته است.
كتاب كفرآميز « آيات شيطاني » كه با سرمايه گذاري غرب عليه
اسلام و انقلاب اسلامي انتشار يافت يكي از جلوه هاي بارز و ملموس
كينه و دشمني غرب و توحش و بربريت آن نسبت به اسلام و
مسلمانان محسوب مي شود. حضرت امام خميني (ره) انتشار اين كتاب
و اعلام حكم الهي وپي آمدهاي آن در دنياي غرب را نشانه هاي آشكار
كينه و دشمني و تفرعن و توحش غرب نسبت به اسلام و مسلمانان
مي دانند.
به سه بخش كوتاه و برگزيده از سخنان بيدارگرانه امام خميني
توجه مي كنيم:
راستي به چه علت است كه در پي اعلام حكم شرعي و اسلامي مورد
اتفاق همه علما در مورد يك مزدور بيگانه, اين قدر جهانخواران
برافروخته شدند و سران كفر و بازار مشترك و امثال آنان به تكاپو و
تلاش مذبوحانه افتاده اند غير از اين نيست كه سران استكبار از
قدرت برخورد علمي مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه هاي شوم
آنان به هراس افتاده اند و اسلام امروز مسلمانان را يك مكتب بالنده و
متحرك و پرحماسه مي دانند و از اين كه فضاي شرارت آنان محدود
شده است و مزدبگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمي توانند عليه
مقدسات قلمفرسايي كنند مضطرب شده اند.
من قبلا هم گفته ام همه توطئه هاي جهانخواران عليه ما از جنگ
تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بوده است كه ما
نگوييم « اسلام » جوابگوي جامعه است و حتما در مسائل و اقدامات
خود از آنان مجوز بگيريم . ( 1 )
شگفت انگيز است كه اين به ظاهر متمدنين و متفكرين, وقتي يك
نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يك
ميليارد انسان و مسلمان را جريحه دار مي كند و عده اي در رابطه با آن
شهيد مي شوند برايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموكراسي و
تمدن است! اما وقتي بحث اجراي حكم و عدالت به ميان مي آيد, نوحه
رافت و انسان دوستي سر مي دهند! ما كينه دنياي غرب را با جهان
اسلام و فقاهت از همين نكته ها به دست مي آوريم. قضيه آنان قضيه
دفاع از يك فرد نيست, قضيه حمايت از جريان ضداسلامي و
ضدارزشي است كه بنگاه هاي صهيونيستي و انگليس و آمريكا به راه
انداخته اند و با حماقت و عجله خود را رو به روي همه جهان اسلام
قرار داده اند. ( 2 )
آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و
اصول و ديپلماسي خود تجديد نظر نمائيم و ماخامي كرده ايم و
اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاي تند يا
جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتا انزواي كشور
شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم, آنان با ما برخورد متقابل
انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين
مي گذارند, اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار
كتاب كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن
و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام
برملا سازد تا ما از ساده انديشي به در آييم و همه چيز را به حساب
اشتباه و سو مديريت و بي تجربگي نگذاريم و با تمام وجود درك
كنيم كه مساله اشتباه ما نيست, بلكه تعمد جهانخواران به نابودي
اسلام و مسلمين است والا مساله فردي سلمان رشدي آن قدر برايشان
مهم نيست كه همه صهيونيست ها و استكبار پشت سر او قرار
بگيرند. ( 3 )
آنچه در سخنان حضرت امام خميني به نظاره نشستيم را با آنچه
امروز در دنياي غرب با حمايت روشنفكران آمريكايي از تهاجم
نظامي به كشورهاي اسلامي شاهد آن هستيم, انطباق دهيم تا تفرعن و
توحش دنياي غرب به وضوح چهره نمايد.
يكي از اتفاقاتي كه جلوه اي از صحنه سازي آمريكا براي مقابله با
اسلام و كشورهاي اسلامي از جمله عراق, سوريه و ايران محسوب
مي شود, نامه جمعي از به اصطلاح روشنفكران آمريكايي به جرج
بوش و حمايت قاطع آنها از تهاجم گسترده نظامي او به مسلمانان
مي باشد.
اگر بخواهيم اين نامه را با اصول و موازين دموكراسي و حقوق بشر
كه مدعاي دنياي غرب و از جمله همين نظريه پردازان و روشنفكران
آمريكايي مي باشد, تطبيق دهيم, اين اقدام شباهت كاملي دارد به
انتشار كتاب كفرآميز آيات شيطاني توسط غرب و اهانت آشكار به
دموكراسي و حقوق بشر و سكوت آنها در برابر اين حركت شيطاني و
ضدبشري و سپس فريادهاي انسان دوستانه اين جماعت پس از صدور
حكم الهي و شرعي امام خميني عليه سلمان رشدي به منظور اجراي
« عدالت » در باره او.
نويسندگان نامه حمايت از جنگ عليه مسلمانان, در مواقعي كه
حقوق انساني بيش از يك ميليارد مسلمان مورد تعرض و تعدي
آشكار قرار گرفت, سكوت كردند و هيچ صدايي در جانبداري از
دموكراسي و حقوق بشر از گلو بر نياوردند!
اين به اصطلاح دانشمندان و روشنفكران در طول سالهاي متوالي
و درازي كه حقوق مسلمانان فلسطين ضايع مي گردد و صهيونيستهاي
جنايتكار از همه سو حق حيات و زندگي را بر اين مردم جوياي استقلال
و آزادي و حقوق اوليه بشري محدود و سلب مي نمايند و به فجيع ترين
وضعي آنان را به خاك و خون مي كشند, دم فرو مي بندند, لكن امروز
كه افراد و گروههايي واقعه 20 شهريور را در آمريكا به وجود آوردند
به بهانه مبارزه با تروريسم به حمايت از جنگ و جنايت در افغانستان
و تداوم آن در ساير كشورهاي اسلامي كه نتيجه آن پايمال شدن جان و
مال و هستي انسانهاي مظلوم و بي گناه است, مي پردازند. و در عين
حال خود را طرفدار حقوق بشر مي دانند!
به بعضي از عبارات و تعابير روشنفكران آمريكايي كه در نامه
خود به رئيس جمهور آمريكا نوشته اند, توجه مي كنيم:
تلاش براي يافتن اهداف اخلاقي براي جنگ, به معناي دفاع از
امكان ايجاد جامعه مدني و اجتماع جهاني بر اساس عدالت است.
توجيه اخلاقي اوليه براي جنگ اين است كه به واسطه آن, مي توان
از بي گناهان در مقابل آسيب هاي مشخص حفاظت كرد.
تروريست هاي سازمان يافته كه در سطح بين المللي فعاليت دارند
همه ما را تهديد مي كنند. به نام اصول اخلاق بشري و با آگاهي كامل از
محدوديت ها و لازمه هاي يك جنگ, از دولت خود و تصميم جامعه
خود در خصوص توسل به زور عليه اين افراد حمايت مي كنيم.
ما براي دفاع از خود مي جنگيم, اما در ضمن معتقديم براي دفاع از
اصول حقوق افراد و تعالي بشر مبارزه مي كنيم. . .
آنچه در اين عبارات بيش از همه از سويي تامل برانگيز و از سوي
ديگر مضحك مي باشد, استفاده روشنفكران آمريكايي از مفاهيم
ارزشي و انساني براي توجيه خلافكاري ها و عملكردهاي جنايت آميز
رهبران آمريكا عليه انسانهاي بي گناه در چهار گوشه جهان از جمله
سرزمين هاي مسلمان نشين است.
عبارات و مفاهيمي چون « اهداف اخلاقي, » « ايجاد جامعه مدني و
اجتماع جهاني بر اساس عدالت, » « حفاظت از بي گناهان, » « اصول
اخلاق بشري » و « دفاع از حقوق افراد و تعالي بشر » , همان ادعاهاي
دروغين و مسخره استعمار جهاني است كه قرنها بشريت تشنه حقيقت
را به سوي « سراب » برده است !
امروز نه تنها مسلمانان جهان, كه همه آزادگان دنيا از هر مكتب و
مسلك, به صراحت دريافته اند كه اين تعابير و شعارهاي آتشين و زيبا
و پر تشعشع, فاقد حقيقت مي باشند و نه تنها ره به سوي مقاصد عالي
بشري به منظور نجات و رهايي انسانهاي مظلوم از اسارتهاي جسمي
و فكري نمي سپرند, بلكه به صورت ابزاري در خدمت خونخوارترين
رژيمها و نظامهاي سياسي دنيا كه آمريكا در راس و مدار و محور
اصلي حركت و تلاشهاي شيطاني آنهاست درآمده است.
امروز مسلمانان جهان به نيكي مي دانند كه در غرب صداي
عدالت از گلوي كساني برمي آيد كه خود عدالت را به مسلخ مي برند و
در پاي مطامع و اميال شيطاني خويش قرباني مي كنند.
و نيز مي دانند كه غريو حقوق بشر را كساني سر مي دهند كه
پايمال كنندگان ابتدايي ترين شرايط حيات و زندگي انسانهاي محروم
جهان مي باشند, و هم اينان هستند كه با شعارهاي دلفريب « صلح » و
« آرامش, » جنگ طلب ترين و جنايتكارترين حكومتها را رهبري
مي كنند.
ما نامه روشنفكران آمريكايي به جورج بوش را جلوه روشن و
بارزي از تفرعن و توحش مي دانيم و معتقديم ملل مسلمان جهان بدين
وسيله بيش از پيش با ماهيت واقعي غرب به ويژه سازمان دهنده
كنوني رهبران, احزاب, جريانهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب
عليه اسلام و مسلمانان يعني شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار, آشنا
خواهند شد و هرگز در مواجهه با گرگان خونخوار و درنده در لباس ميش
رفته به خطا و اشتباه نخواهند افتاد.
اين نامه پيش از آنكه بخواهد نقشي در پيشبرد اهداف آمريكا و
اقمارش ايفا نمايد, وسيله اي است براي آگاه سازي جهان اسلام, و نيز
اهرم نيرومندي است در به حركت درآوردن مسلمين و آزادگان دنيا در
مخالفت با قدرتهاي استعماري, همچنان كه در گوشه و كنار جهان
شاهد گسترش تظاهرات و تداوم مبارزات ضدآمريكايي مي باشيم, و
اين بشارتي است بر طلوع فجر بيداري ملتهاي آزاده جهان.
* * *
پي نوشت ها:
1 صحيفه نور, ج ,21 ص 98
2 همان ماخذ, ص 99
3 همان ماخذ, ص 99 و 100

* آنچه در بيانيه روشنفكران آمريكايي از سويي
تامل برانگيز و از سوي ديگر مضحك مي باشد,
استفاده آنان از مفاهيم ارزشي و انساني براي توجيه
خلافكاري ها و عملكردهاي جنايت آميز رهبران
آمريكا در چهار گوشه جهان از جمله سرزمين هاي
مسلمان نشين است.
* عبارات و مفاهيم به كار گرفته شده در بيانيه
روشنفكران آمريكايي مانند « اصول اخلاق بشري , »
« ايجاد جامعه مدني و اجتماع جهاني براساس
عدالت, » « حفاظت از بي گناهان » و « دفاع از حقوق
افراد و تعالي بشر » , همان ادعاهاي دروغين استعمار
جهاني است كه قرنها بشريت تشنه حقيقت را به سوي
« سراب » برده است !
o امروز ملل مسلمان جهان با ماهيت واقعي غرب به
ويژه سازمان دهنده كنوني رهبران, احزاب ,
جريانهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب عليه
اسلام و مسلمانان يعني آمريكاي جهانخوار, آشنا
مي باشند و در مواجهه با گرگان خونخوار و درنده در
لباس ميش رفته به خطا و اشتباه نخواهند افتاد.