چين تحولات ادامه دارد

 

ادامه سياست نوسازي روند اصلاحات و توسعه اقتصادي مهم‌ترين هدف مشترك رهبران نسل چهارم چين اعلام شده است

رهبران نسل چهارم چين مي‌دانند كه بايد خطاهاي مائو با خدماتش مقايسه شود و مي‌پذيرند كه خطاهاي او در درجه دوم هستند اما آنچه مائو براي مردم چين انجام داده است هرگز از بين نمي‌رود

تنها به فاصله پنج ماه، دو تحول (رويداد) در چين به وقوع پيوست. اولي، برگزاري شانزدهمين كنگره حزب كمونيست چين در ماه نوامبر 2002 و دومي، برگزاري دهمين نشست كنگره ملي خلق در پنجم ماه مارس 2003. اين دو نشست از سوي آگاهان مسائل سياسي، تحولي مهم در چين تلقي شد، زيرا تغييرات اساسي و گسترده‌اي در كادر رهبري چين به همراه داشت. در شانزدهمين نشست كنگره حزب كمونيست چين، «جيانگ زمين» كه در سمت‌هاي دبيركلي حزب كمونيست، رياست جمهوري و رياست كميسيون نظامي انجام وظيفه مي‌كرد، از مقام دبيركلي حزب كمونيست كنار رفت و «هوجين تائو» به عنوان دبيركل حزب كمونيست، اعضاي جديد دفتر سياسي يا (پوليت بررو) كه بالاترين ارگان رهبر چين است انتخاب شدند. با اين تفاوت كه اعضاي دفتر سياسي تا پيش از اين 7 نفر بودند كه تعداد آنها به 9 نفر افزايش يافت. برخلاف زمان «مائوتسه دونگ» رهبر و بنيانگذار چين كه تمامي اعضاي دفتر سياسي از سياستمداران و نظاميان دوران انقلاب و حامي مائو بودند، اكنون همه اعضاي آن را سياستمداران متخصص وصاحب‌نظر در مسائل علمي، فني و اقتصادي تشكيل مي‌دهند. در دهمين اجلاس 13 روزه كنگره ملي خلق چين نيز، تغييرات وسيع‌تري در سمت‌هاي رياست جمهوري، نخست‌وزيري و هيأت وزيران به وجود آمد. به گونه‌اي كه جيانگ زمين، جورونگجي ولي پنگ به عنوان رئيس‌جمهوري، نخست‌وزير و رئيس كنگره ملي خلق نيز جاي خود را به نيروهاي جوانتر حزب كمونيست دارند و به اين ترتيب پرونده سياستمداران 70 سال به بالا در چين بسته شد. با وجود اين، آگاهان سياسي مي‌گويند، كنار رفتن جيانگ زمين از سمت‌هاي دبيركلي حزب كمونيست و رياست جمهوري چين، از قدرت او به عنوان رهبر اصلي و كاريزما نخواهد كاست و جيانگ به عنوان رئيس كميسيون مركزي نظامي چين باقي خواهد ماند. زيرا روند انتقال تدريجي قدرت تا هنگامي كه «هوجين تائو» از مقبوليت و مشروعيت لازم در سطوح بالاي رهبري حزب، دولت و ارتش برخوردار شود، ادامه خواهد داشت. به رغم اين تغييرات در كادر رهبري چين، ادامه سياست نوسازي، روند اصلاحات و توسعه اقتصادي مهم‌ترين هدف مشترك رهبران نسل چهارم چين اعلام شده است. تجربه 23 سال اخير نشان داده است كه چين با اولويت بخشيدن به برنامه اصلاحات اقتصادي، توانسته است به بخشي از اهداف توسعه دست يابد و در همان حال، به آن دسته از افرادي كه در زمان مائو طرفداران سرمايه‌داري ناميده مي‌شدند و مطرود جامعه چين بودند، به دستور جيانگ زمين اجازه ورود به حزب كمونيست داده شد تا از اين طريق تعديلي در نظام سياسي اجتماعي چين ايجاد شود. كادر رهبري چين، براي ارتش خلق كه در تثببيت اوضاع و برقراري آرامش به ويژه پس از حادثه ميدان «تيان-آن-من» صلح آسماني-در 1989 ميلادي، نقش اساسي داشته است و با توجه به تحولات شتابان در شرق آسيا، تجهيزات دوگانه‌اي قايل شده است. يكي در زمينه ايدئولوژيكي و ارتقاي روحيه ملي و ديگري در زمينه برخورداري از جنگ‌افزارهاي پيشرفته. در بعد روابط خارجي نيز، حزب كمونيست چين به توسعه مناسبات با همه كشورها و مخصوصاً كشورهاي پيشرفته ادامه داد تا به تكنولوژي‌هاي جديد و جذب سرمايه‌هاي خارجي بيشتر دست يابد. اما به رغم گسترش مناسبات اقتصادي چين و آمريكا و همكاري دو كشور در زمينه‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي، هنوز قدرت و موقعيت دولت ايالات متحده به مثابه چالشي بزرگ در برابر چين جلوه مي‌كند. اگر چه نمي‌توان منكر دست‌آوردهاي انقلاب چين طي 5 سال گذشته بود و حتي تنها خصيصه آن را كه رهايي از سلطه استعمار ژاپن بود، ناديده گرفت. اما با شروع اصلاحات در 23 سال اخير نه تنها ايدئولوژي رنگ باخته، بلكه نسل امروز چين با آرمانهاي مائو در دوران انقلاب، فاصله گرفته است و ديگر آن را باور ندارد.

ترديدي نيست كه انقلاب چين با همه گستردگي و عظمت خود راه افراطي و تفريط را پيموده و موتور محركه جمهوري خلق چين، يعني حزب كمونيست از سوخت ايدئولوژيكي تهي شده به سردي گراييده است. آيا اين لوكوموتيو مي‌تواند بقيه واگن‌هاي قطار حزب كمونيست را به حركت درآورد؟ يكي از وظايف مهم حزب كمونيست چين آن است كه ميليونها كشاورز و كارگر بيكار شده را از دايره فقر خارج كند، در حاليكه اين حزب به سوي سرمايه‌‌داري سوق پيدا كرده است و بزود، توجيه خود را براي ادامه حياتش به عنوان يك سازمان ماركسيستي لنينيستي از دست خواهد داد. آيا خصوصي سازي كامل در چين، كمر اين حزب را خواهد شكست؟ آيا حزب كمونيست چين پس از آنكه نيم قرن بر بزرگترين جمعيت روي زمين حكم رانده است، به دليل آنكه رسالت دوران گذشته را ندارد، بايد به بايگاني تاريخ برود؟ يا آنكه هنوز اين توان و قابليت را دارد كه سرزمين چين را از يك كشور در حال توسعه به سوي يك ابرقدرت اقتصادي به پيش ببرد؟ در يك نگاه واقع‌بينانه، بايد گفت: گرسنگي در چين تا حد زيادي برطرف شده است. زمين‌هاي شني لم يزرع به مزارع كشت برنج تبديل شده است و در همين حال، برخي زمين‌هاي غيرحاصلخيز نيز به شهرهاي آباد تغيير وضعيت داده‌اند. چين يكي از قدرت‌هاي اتمي جهان نيز در آستانه فرستادن انسان به فضا است و از سويي در 30 سال گذشته، رقم مستمندان به 200 ميليون نفر كاهش پيدا كرده و بر تعداد باسوادها نيز افزوده شده است. بيماري‌هاي مقاربتي مسري، ديگر صدها هزار قرباني نمي‌گيرد. چيني‌ها در زمينه ارتباطات و گسترش شبكه‌هاي مخابراتي فعاليت‌هاي چشمگيري داشته و در خصوص حمل و نقل دريايي، هوايي و زميني از آخرين تكنولوژي روز استفاده كرده‌اند با وود اين، نه تنها جيانگ زمين، بلكه ديگر عناصر رده بالاي حزب كمونيست نيز نگران رفتار فسادآميز ديگر رفقاي حزبي خود از صدر تا ذيل هستند.

جيانگ در ارتباط با پرونده «شيامن» كارنامه سياهي براي رفقاي حزبي خود صادر كرد.

نگراني در ميان كادر رهبري چين به دليل فساد گسترده كادرهاي حزبي آنقدر زياد شده است كه، «جيانگ چيه جيه» معاون وقت كنگره ملي خلق را صادر كرده و به اجرا درآورد. بايد گفت، هم اكنون نيز جوان نسل چهارم بار سنگيني در تفكر مائونيسم و دنگيسم را به دوش مي‌كشند.

رهبران نسل چهارم چين مي‌دانند كه بايد خطاهاي مائو با خدماتش مقايسه شود و مي‌پذيرند كه خطاهاي او در درجه دوم هستند. اما آنچه مائو براي مردم چين انجام داده است، هرگز از بين نمي‌رود.اما دنگ شياتوپينگ كه به معمار اصلاحات اقتصادي در چين شهرت دارد، در 1979 ميلادي، با شعار «ثروتمند شدن يك افتخار است، چين را به سوي يك حكومت مدرن سوق داد. او كشاورزان را از قيد و بند اقتصاد جمعي نجات داد و به افراد بخش خصوصي اجازه تجارت و اشتغال به كارهاي صنعتي و توليدي داد و امكان جذب سرمايه‌هاي خارجي را به داخل كشور فراهم كرد. حاصل اين سياست دنگ، جامعه طبقاتي جديدي است، يعني گناه نابخشودني از نظر سوسياليسم. طبق گزارشي كه از سوي جوونگجي نخست‌وزير چين در 2001 انتشار يافت، 13 هزار مورد فساد مقامهاي دولتي عنوان شد. اين فسادها از كم‌ترين رشوه‌گيري تا ميليونها دلار رسيده است. اما مردم چين معتقدند، اين ميزان فساد، نمونه‌اي از هزاران مورد است و ديد كلي‌تر آنست كه مهم‌ترين افراد فاسد در پشت مقامهاي عاليرتبه حكومتي پنهان شده‌اند. در نمايشگاهي كه به منظور نمايش اموال مصادره شده افراد فاسد حربي در پكن برگزار شده بود، مردم چين اسم شهردار اسبق پكن را نديدند و همين مسأله موجب شد تا شايعات بر سر زبانها بيفتد كه او از زندان به دلايل پزشكي آزاد شد. برخي محافل سياسي چين معتقدند پرونده «شيامن» پاشنه آشيل حكومت كمونيستي چين خواهد شد.

زماني، انقلابيون دو آتشه هوادار مائو، «دنگ شيائو پينگ» و «ليوشائوچي» را خروشچف‌هاي چين لقب داده بودند. امروز نيز باقي‌ ماندگان انقلاب چين ره‌آورد دنگ و ليوشائوچي را مصداق عيني «نومانكلاتوراي»(1) چيني مي‌نامند و معتقد به لايروبي طويله «اوژياس»(2) هستند. اگر چه حزب كمونيست چين درسالهاي 2000 و 2001 ميلادي به خاطر دستگيري 300 تن از اعضاي رده بالا، خود را آماده محاكمه تاريخي اعلام كرد تا از اين طريق، رسالت حزبي خود را به اثبات برساند، اما گروهي معتقدند تنها در سايه اصلاح نظام سياسي، دموكراتيزه شدن و تقسيم قدرت عادلانه و آنهم تنها در مجراي انتخابات آزاد است كه مي‌توان ريشه فساد را در كشور چين خشكاند. در اين صورت بايد ديد نسل چهارم رهبر چين توان فائق آمدن بر اين همه مشكلات را دارند؟

 

پانويس:

1-نومانكلاتورا-اين عبارت در زمان «لئونيد برژنف» صدر هيأت رئيسه حزب كمونيست اتحاد شوروي جاي خود را در جامعه آن كشور باز كرد. چرا كه نظام شوروي بر جمع‌آوري مريد، مشتري و فاميل‌سالاري غيرعقلاني استوار بود-فرهنگ علوم سياسي-مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.

2-طويله اوژياس، مكاني بود كه «هركول» قهرمان افسانه‌اي يونان مأمور پاكسازي آن شد؛ مأموريتي كه به سبب وجود اسب‌هاي وحشي موجود در آن دشوار بود. با اين حال، هركول موفق به مأموريت خود شد.