دستاوردهاي
انقلاب
اسلامي در
يك نگاه
ايران
به عنوان
يكي از
مراكز كهن
تمدن بشري
در طول
تاريخ مورد
توجهات
جهاني قرار
داشته است
؛اين در
حالي است
كه توان
اقتصادي ـ
نظامي آن
در گستره
عظيمي از
تاريخ، اين
كشور را به
يكي از
استوانههاي
بزرگ قدرت
جهاني
تبديل ميكرد
.
پس
از ظهور
اسلام و راهيابي
آن به
ايران ،نقش
گرانسنگ
ايرانيان
در طرح ريزي
و گسترش تمدن
اسلامي،
آنان را به
عنوان
بنيانگذاران
يكي از
بزرگترين
تمدنهاي
بشري معرفي
كرد .
اين
پيشينه
تاريخي از
يك سو و
موقعيت
استراتژيك
ايران در
معادلات
جهاني از
سوي ديگر
موجب ميشود
كه تحولات
ايران
فراتر از
مرزهاي ملي
آن تأثير
گذارباشد و
تبعات و
انكاساتِ
خارجيِ قابل
توجهي را
موجب شود .
انقلاب
اسلامي
ايران را از
اين منظر ميتوان
نوعي تحول
جهاني
قلمداد كرد و
آثار و
دستاوردهاي
اين
دگرگوني
اجتماعي را
در معادلاتي
گستردهتر
از مرزهاي
جغرافيايي
آن جستجو
نمود .
انقلاب
اسلامي به
عنوان يكي
از مردميترين
انقلابهاي
جهان در
عصري كه
تأثير
مستقيمِ
مردم در
تحولاتِ
سياسي
كمرنگ شده
است ،حركتي
بي نظير و
تاريخي است
.
اين
در حالي است
كه جهتگيري
اين سيل
خروشان به
سمت مسيري
سوم در جهان
دو قطبي آن
دوره به
شمار ميرود .
در
زمانهاي
كه هر دو
قطبِ جهان
،چه چپ و چه
راست
،داعيه دار
مدرنيتهاند
و با ويران
كردنِ هر چه
نشاني از
سنت دارد
،ميكوشند
تا دين و
ارزشهاي
غير مادي را
در حاشية
زندگي بشر
محبوس كنند
،ملتي با
تكيه بر سنتهاي
دينيِ خود
،فضاي سومي
را در ميان
مرزهاي به
هم تنيده
اين دو
جريان
ايجاد ميكند
.
اين
شكاف بزرگ
،آنهم در
يكي از نقاط
مهم
جغرافياي
سياسي و
بازرگاني
جهاني
،براي هر دو
قطبِ قدرتِ
جهان ضربهاي
سنگين به
شمار ميرفت.
چرا كه از
سويي
كمربند
ايمني
آمريكا و
همپيمانانش
را از هم ميگسست
و هرم
امنيتي
ايجاد شده
به نفع آنها
را دگرگون
ميكرد و از
سوي ديگر هم
تهديدي
بزرگ براي
نظام ضد
ديني شوروي
و همراهانش
ارزيابي ميشد
.
و
وقتي در
كنار اين
مسايل
،اقبال
جهاني مردم
از اين تحول
را قرار دهيم
،خصوصاً در
كشورهاي
مسلمان و در
آن ميان
شيعيان ،به
روشني ديده
ميشود كه
اين حركت
سيستم دو
قطبي جهان
آن روز را
متزلزل ميكند.
از همين
روست كه هر
دو قطب
جهاني از
گسترش اين
انديشه
بيمناك ميشوند
و ميكوشند
تا اين حركت
را كند و ضعيف
كرده و در
نهايت از
مسير اصلي
خويش خارج
كنند .
در
اين مقاله
ما از تفصيل
درباره
دستاوردها و
آثار جهاني
انقلاب چشم
پوشي ميكنيم
و اغلب آثار
داخلي
انقلاب
اسلامي را
مورد
ارزيابي
قرار خواهيم
داد. يادآوري
اين نكته
ضروري است
كه اين
نوشتار تنها
درصدد بيان
عناوين است
و قصد شرح و
توضيح
ندارد .در يك
تقسيم ساده
ميتوان
حركت
انقلاب
اسلامي را
به سه دوره
تقسيم كرد .
الف
ـ از شكلگيري
انقلاب تا
پيروزي آن
(42 تا 57 )
ب ـ
از پيروزي
انقلاب تا
تثبيت نظام
(بهمن 57 تا 60 )
ج ـ
دوره تثبيت
نظام (60 به
بعد )
اين
تقسيم نوعي
تقسيم
تاريخي
اجتماعي
است و از
همين رو
تابع گسترش
زماني و
انسجام
اجتماعي هر
دوره است . الف ـ
دستاوردهاي
انقلاب
اسلامي از
شكلگيري
انقلاب تا
پيروزي آن
در
اين دوره
از انقلاب
از آن رو كه
تا مدتها
انسجام
لازم وجود
ندارد و در
مقاطعِ
گوناگونِ
زماني
تحولاتي
صورت ميگيرد
،نميتوان
به تقسيمي
دقيق از
دستاوردها
رسيد. اما در
عين حال ميتوان
دستاوردها
را در دو حيطه
ارزيابي
كرد ؛ يكي
آنچه در
صفوف
انقلابيون
اتفاق ميافتد
و دوم
ضرباتي كه
به رژيم
شاهنشاهي
وارد ميشود .
بايد
توجه داشت
كه
دستاوردهاي
اين دوره
عمدتاً به
عنوان
مقدمات
پيروزي
انقلاب يا
زيربناي
حركتهاي
بعدي آن به
شمار ميرود .
الف
1/1 ـ انسجام
نيروهاي
انقلابي و
تجمع آنها
تحت رهبري
واحد .
پس
از قيام 15
خرداد، به
مرور زمان
با گسترش
روح انقلاب
در ميانِ
اقشارِ
مختلفِ مردم
،نيروها و
گروههاي
مختلفِ
مخالفِ رژيم
خواسته يا
نخواسته به
اين سيل
عظيم پيوست
و تحت رهبري
واحد امام
خميني قرار
گرفت. اين
مؤلفه
را ميتوان
از علل اصلي
پيروزي
انقلاب
دانست .
الف
/1/2 ـ قرار
گرفتن
اسلام به
عنوان
مهمترين
انگيزه و
آرمان
انقلاب
نهضتهاي
معاصر.
حركتهاي
اصلاح
طلبانه
عمدتاً بر
محورهايي
چون گسترش
آزاديها،
مشروطه
خواهي،
مليت گرايي
و يا خلق
محوري
استوار بود
كه به
واسطه تك
بعدي نگري
و سطحي بودن
نميتوانست
پايه ريز
حركتي عميق
و گسترده
باشد، اما
حركت
انقلاب
مردم، به
واسطة
دخالتِ
مستقيم
مرجعيت
ديني و
روحانيت
متعهدِ
الهام
گرفته از
اسلام و
براي احياي
آن صورت
گرفت و از
مسيرهاي
انحرافي
ديگر اجتناب
كرد .
كه
همين امر
علاوه بر
پايهريزي
اتحاد ملي
،انقلاب را
در خارج از
مرزهاي
سياسي نيز
گسترش ميداد
.
الف
/1/3ـ افزايش
رشد سياسي
توده مردم
در
دورهاي كه
حكومت با بي
تفاوت كردن
مردم نسبت
به امور
سياسي و
سرگرم كردن
آنها به
بازيهاي
سياسي ميكوشيد
تا قدرت
نهفته ملت
را نسبت به
حضور خود
خنثي كند
،حركت امام
خميني و
استقبال
مردم از آن
،امور سياسي
را يكي از
محورهاي
مورد توجه
انديشمندان
و سخنوران
قرار داد. در
اين ميان
روحانيت با
توجه به
تماس مستمر
و روشنگر خود
با توده
مردم روز به
روز بر آگاهيهاي
سياسي مردم
ميافزود و
با بيان
ريشههاي
اسلامي
حركت
انقلاب
،بينش آنان
را در مسايل
عميقتر و
گستردهتر
ميكرد .
الف
/1/4 ـ تغيير
اهداف حركتهاي
مردمي از
اصلاحات به
تغيير رژيم
تاريخ
معاصر ايران
همواره
شاهد
مبارزات
انقلابي و
سياسي بوده
است، اما
اغلب اين
حركتها
خصوصاً در
دوره پهلوي
خواستار
گسترش
آزاديهاي
سياسي يا
انجام برخي
اصلاحات در
ساختار
مديريت
كشور بودند و
شايد
تندترين
نظريه اين
بود كه شاه
سلطنت كند
نه حكومت
،اما انقلاب
اسلامي با
هدف
سرنگوني
رژيم
شاهنشاهي
توانست
حركتهاي
مردمي را به
اين سمت
هدايت كند .
الف
/2/5 ـ لغو قانون
انجمنهاي
ايالتي و
ولايتي
رژيم
شاه در جهت
اعمال
سياست
اسلام
زدايي در 16
مهر 1340 با
تصويب
قانون
انجمنهاي
ايالتي و
ولايتي
براي قسم
خوردن به
جاي قرآن،
كتاب
آسماني را
مطرح كرد و
شرط مسلمان
بودن را
براي
نمايندگان
لازم
ندانست. اين
اقدام كه
مورد اعتراض
مراجع و
مردم قرار
گرفت جرقة
اوليه
انقلاب
اسلامي را
به وجود
آورد. قانون
ياد شده به
واسطه
فشارهاي
مردمي و
مخالفت
علما در
آذرماه
همان سال
لغو شد .
الف
/2/6 ـ شكست
حربههاي
سياسي رژيم
شاه مانند
انقلاب
سفيد و حزب
رستاخيز و
نخست وزيري
بختيار
رژيم
شاه در
فواصل
گوناگون
براي متوقف
كردن حركتهاي
مردم نوعي
اصلاحات
ظاهري را
مطرح ميكرد
كه عدم
اقبال
عمومي و
گسترش روز
افزون
مبارزات
انقلابي
آنها را
محكوم به
شكست ميكرد.
در اين ميان
ميتوان به
عدم
استقبال از
رفراندوم
انقلاب
سفيد (بهمن 41)
و همچنين بياعتنايي
به حزب
رستاخيز (53) كه
موجب
انحلال آن
(57) شد ،اشاره
كرد. آخرين
اين حربهها
نخست وزيري
بختيار بود
كه چهرهاي
ملي و اصلاح
طلب به
شمار ميرفت
،اما درك
بالاي مردم
اين حركت
را نيز عقيم
گذاشت .
الف
/2/7 ـ افشاي
چهره واقعي
رژيم شاه
در
حالي كه
شاه ميكوشيد
با تظاهر به
اسلام و
استقلال
فكري خود
پايههاي
سلطنت خود
را محكم كند
جريان
انقلاب
اسلامي
هيبت
پوشالي
نظام پهلوي
را در هم
شكست و از
عمق
وابستگي و
فساد دروني
رژيم
خصوصاً
دربار شاه
پرده
برداشت.
الف
/2/8 ـ سقوط پي
در پي
كابينة
دولت
با
اوجگيري
انقلاب در
سالهاي 56 و 57
شاه براي
جلوگيري از
حركت سريع
انقلاب و در
پي آبرو
ريزيهاي
سياسي دولتها،
با تغيير
آنها ميكوشيد
كه وانمود
كند كه
تغييراتي
صورت ميگيرد
اما هر دولتي
با آغاز كار
خود در برابر
شور انقلابي
مردم قرار
ميگرفت و
سرنوشتي جز
سقوط نداشت
.
الف
/2/9 ـ فرار شاه
گسترش
روز افزون
حركتهاي
انقلابي تا
جايي ادامه
يافت كه
شاه ديگر
نتوانست در
كشور بماند و
در 26 دي ماه 57
از كشور
گريخت .
الف
/2/10 ـ انحلال
شوراي
سلطنت
پس
از خروج شاه
از كشور،
شوراي
سلطنت امور
كشور را به
دست گرفت ؛
اما اين
شورا نيز
نتوانست در
برابر
حركتهاي
مردمي
ايستادگي
كند و چند
روزي پيش
از ورود امام
خميني به
ايران (3 بهمن
57) منحل شد . ب ـ
دستاوردهاي
انقلاب
اسلامي از
پيروزي
انقلاب تا
تثبيت نظام
اين
دوره به
نوعي دوران
گذار از نظام
شاهنشاهي
به نظام
جمهوري
اسلامي است.
از همين رو
به واسطه
عدم ثبات و
كوتاهي اين
دوره نميتوان
در حيطههاي
فرهنگي و
اقتصادي
انتظار
تحولات
چشمگيري
داشت. اما از
نظر سياسي ـ
اجتماعي
اين دوره
از اهميت
خاصي
برخوردار
است. با توجه
به آنچه
بيان شد
،برخي از
دستاوردهاي
اين دوره
را در چهار
حيطه 1ـ
سياسي 2ـ
اجتماعي 3ـ
اقتصادي 4ـ
فرهنگي
يادآور
خواهيم شد.
ب /1/11
ـ الغاء
رژيم
شاهنشاهي
حركت
انقلابي
اسلامي
نهايتاً در
بيست و دوم
بهمن ماه 1357
موجب سقوط
رژيم پهلوي
شد و بساط
چندين قرن
پادشاهي را
از اين
سرزمين
برچيد .
ب /1/12
ـ تأسيس
نظام
جمهوري
اسلامي
نظام
جمهوري
اسلامي
بزرگترين
دستاورد
انقلاب
اسلامي به
شمار ميرود.
با تأسيس
جمهوري
اسلامي،
سيستم
حكومتي در
اين سرزمين
تغيير كرد و
به تبع آن
تحولات
عظيمي در
ساختار
سياسي كشور
ايجاد شد كه
ميتوان به
چند نمونه
از آنها
اشاره كرد :
1ـ
تدوين
قانون
اساسي
جمهوري
اسلامي
2ـ
عملي كردن
نظريه
ولايت فقيه
3ـ
افزايش
حقوق و
آزاديهاي
ملت
4ـ
استقلال
قوا
ب /1/13
ـ استقلال
سياسي
با
تغيير نظام
و سردمداران
آن
،سرسپردگان
و خود
فروختگان
كنار زده
شدند و كشور
با استقلال
راي در امور
سياسي
،حياتي
تازه را
آغاز كرد .اگر
بخواهيممصاديقي
براي اين
مسأله ذكر
كنيم ميتوان
به موارد
زير اشاره
كرد :
1ـ
لغو پيمانهاي
استعماري
مانند پيمان
سنتو و
كنسرسيوم
نفتي
2ـ
فروپاشي
شبكههاي
فراماسونري
در كشور
3ـ
قطع رابطه
با اسرائيل
به واسطه
به رسميت
نشناختن آن
4ـ
قطع رابطه
با آفريقاي
جنوبي به
واسطه نظام
نژادپرستي
آن
5ـ
قطع رابطه
با آمريكا به
دنبال
دخالت در
امور داخلي
و فتنه گري
ب /1/14ـ
شناسايي
مردم به
عنوان
سرچشمه
قدرت
به
دنبال
انقلاب
اسلامي حق
حاكميت
مردم بر
سرنوشت
سياسي ـ
اجتماعي
شان به
رسميت
شناخته شد.و
مردم منشاء
قدرت معرفي
شدند كه اين
نوعي
،تغيير در
فلسفه
سياسي كشور
به شمار ميرفت
،چرا كه
سلطنت به
واسطه قدرت
و غلبه به
دست ميآمد
و به صورت
موروثي
منتقل ميشد
اما به
واسطه
قانون
اساسي
جمهوري
اسلامي
قدرت از آن
مردم است و
حتي ولي
فقيه كه
حاكم مشروع
الهي است
توسط مردم
انتخاب ميشود
.
ب /2/15
ـ حضور مردم
در تمام
صحنههاي
سياسي ـ
اقتصادي و...
از
تحولات مهم
اجتماعي در
كشور پس از
پيروزي
انقلاب اين
بود كه مردم
در تمامي
امور مشاركت
يافتند و
مسايل كشور
با مراجعه
به آراء
مردم انجام
گرفت .
ب /2/16
ـ ايجاد و
گسترش
نهادهاي
مردمي
ب /2/17
ـ جلوگيري
از فساد و
تعطيل
كانونهاي
فساد و فحشا
ب /3/18
ـ ايجاد تحول
در ساختار
اقتصادي
كشور
ب /4/19
ـ آزادي
بيان
پس
از پيروزي
انقلاب
شاهد رشد
مطبوعات و
احزاب
هستيم كه
هر كدام به
راحتي به
بيان عقايد
و آراء خود ميپردازند.
سالهاي
اوليه
انقلاب از
بعد تعدد
احزاب و
مطبوعات
دوره
درخشاني در
تاريخ
ايران به
شمار ميرود .
ب /4/20
ـ گسترش
فرهنگ
اسلامي و
مبارزه با
مظاهر غرب و
شرق ؛ در اين
دوره ارزش
و سنتهاي
فراموش شده
اسلامي در
سطح جامعه
احيا و
نهادينه شد .
ب /4/21
ـ انقلاب
فرهنگي
انقلاب
فرهنگي كه
به واسطه
خواست
دانشجويان
(1359) و در پي
دستور حضرت
امام انجام
شد، فضاي
دانشگاهها
را از حضور
افراد
وابسته و
خود فروخته
خالي كرد و
نظامات
دانشگاهي
را دچار
تغييرات
اساسي نمود . ج ـ
دستاوردهاي
انقلاب
اسلامي پس
از تثبيت گامهاي
اقتصادي و فرهنگي
انقلاب
اسلامي
عمدتاً پس
از تثبيت
نظام
جمهوري
اسلامي
مستحكم ميشود
و آثار آن
قابل بررسي
است ؛ در اين
دوره كشور
از نظر سياسي
و اجتماعي
به نوعي
ثبات دست
يافته و
كمتر دستخوش
تحول است
،اما تحولات
در بخشهاي
اقتصادي و
فرهنگي
همچنان
ادامه دارد.
البته
بديهي است
با توسعه
اقتصادي و
فرهنگي
،سياست و
اجتماع نيز
دچار
دگرگونيهايي
خواهد شد ؛
اما اين
پديدهها
زماني
طولاني ميطلبد.
در اين دوره
واقع شدن
جنگ تحميلي
هر چند در
ابعاد
اقتصادي
لطمات سختي
به كشور
وارد ساخت
اما از بعد
فرهنگي
موجب سرعت
بخشيدن به
برخي
تحولات
مثبت و
ايجاد برخي
زمينههاي
جديد
اقتصادي شد
كه در جاي
خود قابل
توجه است.
دستاوردهاي
اين دوره
را ميتوان
در چند بخش
مورد توجه
قرار داد .
1 ـ
سياسي 2ـ
اجتماعي 3ـ
اقتصادي 4ـ
فرهنگي 5ـ
نظامي و بين
المللي
ج /1/22
ـ توسعه
مشاركت
مردمي
در
دوره سوم
حركت
انقلاب
،مشاركت
مردم در
تمام عرصههاي
كشور خصوصاً
در تصميمگيريهاي
سياسي
جايگاه
واقعي خود
را پيدا كرد و
انتخابات
منظم مجلس
و رياست
جمهوري و
مجلس
خبرگان و
بعدها، شورا
همگي زمينههاي
مشاركت
بيشتر مردم
را در زمينه
تصميم سازي
سياسي
اجتماعي
فراهم آورد .
ج /1/23ـ
دستيابي به
ثبات سياسي
در
سالهاي
اولية بعد
از پيروزي
انقلاب هر
چند نظام
جمهوري
اسلامي
مورد تأييد
مردم قرار
گرفته بود
،اما كار
شكنيهاي
احزاب
مخالف و
گروهكهاي
معاند مانع
از ثبات در
فضاي سياسي
كشور بود، كه
استقامت
مردم و
رهبري پويا
و قاطع امام
خميني،
كشور را از
اين برهه
به سلامت
گذراند و
ثبات سياسي
را بر كشور
حاكم كرد،
بعدها
دستيابي به
اين مؤلفه
زمينه ساز
نهادينه
شدن بسياري
از زمينههاي
مشاركت
مردمي شد .
ج /2/24ـ
شناسايي و
اعمال حقوق
و آزاديهاي
اساسي
افراد
سالهاي
بحراني اول
انقلاب
مانع از آن
ميشد كه
بتوان
آزاديهاي
اساسي و
حقوق پيش
بيني شده
ملت را به
طور كامل
تأمين كرد
،اما در دوره
سوم انقلاب
،به مرور به
واسطه
ايجاد
نهادهاي
مختلف
حمايتي
زمينه تحقق
بيشتر آزاديها
و احقاق
حقوق اساسي
فراهم شد .
ج /2/25ـ
گسترش
تأمين
اجتماعي و
انواع بيمههاي
حمايتي
در
سالهاي
اخير تأمين
اجتماعي و
بيمه
،گسترش روز
افزون
داشته
و به خدمات
خود ميافزايد
.به عنوان
مثال تعداد
بيمه شدگان
اصلي
كاركنان
دولت از 000/200/1
نفر در سال 1368
به 000/700/1 نفر در
سال 1373 رسيده
است. همچنين
بيمه شدگان
تحت پوشش
تأمين
اجتماعي در
بين سالهاي
68 تا 73 ،40 ميليون
نفر افزايش
يافته است.
تصويب
قانون كار
را ميتوان
در همين
راستا
ارزيابي
كرد .
ج /2/26
ـ گسترش
بهداشت
عمومي
طبق
آمار در سال
1357 كشور داراي
357 بيمارستان
در كشور بود
كه اين
تعداد در سال
1368 به 625 و در
سال 1373 به 744
بيمارستان
افزايش
يافته است .
از
سويي ديگر
دانشجويان
گروه پزشكي
از 000/22 نفر در
سال 1357 به 000/45
نفر در سال 1368
و 000/100 نفر در سال
1373 افزايش
يافته است .
جمعيت
هلال احمر و
كميته
امداد امام
خميني از
جمله
مؤسساتي
بودند كه در
اين سالها
با گسترش
كمي و كيفي
خود توانستهاند
بسياري از
مشكلات
اجتماعي را
تحت كنترل
درآورند .
ج /2/27
ـ سواد آموزي
ج /3/28
ـ افزايش
صادرات غير
نفتي
ج /3/29
ـ توسعه
كشاورزي و
دامداري
در
اين دوره
ميزان
واردات
گندم به
نصف و ميزان
واردات
برنج به يك
سوم رسيد و
ارزش
صادرات
محصولات
كشاورزي به
دو برابر
افزايش
يافت .
ج /3/30ـ
ايجاد و
توسعه
صنايع مادر
ج /3/31ـ
ايجاد مراكز
توليدي ـ
صنعتي
ج /3/32ـ
پرداخت
ديون خارجي
ج /3/33
ـ توسعه
عمران و
آباداني
مناطق
محروم
ج /3/34ـ
توسعه شهر
سازي
ج /3/35ـ
توسعه شبكه
مخابراتي
كشور
ج /3/36ـ
توسعه و
گسترش بخش
انرژي
در
تمام زمينههاي
گاز، برق (سد
سازي)، نفت (توسعه
پالايشگاهها)
و انرژي
هستهاي
ج /3/37ـ
توسعه بخش
تعاون
ج /3/38ـ
توسعه شبكه
حمل و نقل
كشوري
ج /3/39ـ
تغيير
ساختار و
محتواي هنر
و ايجاد
مضامين
والاي
انساني در
آن
ج /4/40ـ
رشد چشمگير
ادبيات
كودكان و
نوجوانان
ج /4/41ـ
تكوين و رشد
ادبيات
انقلاب
اسلامي و
ادبيات
مقاومت
ج /4/42ـ
گسترش و
توسعه
مطبوعات
ج /4/43ـ
پيشرفت كمي
و كيفي
سينما
رشد
107 درصدي
توليد فيلم،
برگزاري
جشنوارههاي
فيلم فجر و
جهاني شدن
فيلمهاي
ايراني در
اين بخش
قابل توجه
است .
ج /4/44ـ
ايجاد و
توسعه
مجامع علمي
و مراكز
تحقيقي ـ
پژوهشي
ج /4/45ـ
گسترش
مراكز آموزش
عالي
تأسيس
دانشگاه
آزاد اسلامي،
دانشگاه
امام صادق (ع)،
مدرسه عالي
شهيد مطهري،
دانشگاه
مفيد و
افزايش
دانشجويان
كشور از 160
هزار نفر (1357) به
350 هزار نفر در
سال 67
ج /4/46ـ
گسترش
فرهنگ
قرآني .
ج /5/47ـ
تشكيل بسيج
مستضعفان
بسيج
مستضعفان
نيروي
مقاومت
مردمي در
جنگ تحميلي
بود كه توان
انساني و
معنوي اين
نيرو سهم
بسياري در
پيشبرد
اهداف جنگ
به عهده
داشت .
ج /5/48ـ
تشكيل و
گسترش سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامي .
پس
از پيروزي
انقلاب
اسلامي با
توجه به
ضعيف شدن
ارتش و درهم
ريختگي
اوضاع
،ضرورت
پاسداري از
انقلاب
منجر به
تأسيس سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامي كه
وظيفه
حفاظت از
انقلاب و
برخورد با ضد
انقلاب را
به عهده
گرفت،
گرديده اين
نيرو در جنگ
به مرور
گسترش يافت
و به نيرويي
مستقل و
كامل در
كنار ارتش
بدل شد .
ج /5/49ـ
ترميم و
بازسازي
ارتش
ج /5/50ـ
اداره
موفقيتآميز
8 سال دفاع
مقدس
ج /5/51ـ
توسعه
صنايع
نظامي
ج /6/52ـ
پي ريزي يك
قطب جهاني
در دنياي
اسلام
ايران
پس از
پيروزي
انقلاب با
تكيه بر
تفكر اسلامي
كوشيده است
تا وحدتي در
آراء و جهتگيريهاي
بين المللي
كشورهاي
مسلمان به
وجود آورد كه
اين خود
باعث ايجاد
قطب اسلام
در معادلات
سياسي جهان
شده است .
ج /6/53ـ
بيداري ملتهاي
مسلمان
انقلاب
ايران بر
مسلمانان
كشورهاي
مختلف
اسلامي
اثري عميق
داشته و
نهضتهاي
اسلامي
جهان را
فعالتر
گردانيده
است. اين
امر وقتي
بيشتر مورد
توجه قرار
ميگيرد كه
عدهاي از
مسلمانان،
رهبر انقلاب
را رهبر
سياسي ـ
عقيدتي خود
ميشناسند .
ج /6/54
ـ احياي
اسلام
در
دورهاي كه
دين از صحنه
معادلات
اجتماعي
كنار گذاشته
شده بود
،انقلاب
اسلامي،
اسلام را به
عنوان ديني
كه براي
تمام شئون
زندگي
برنامه
دارد معرفي
كرد و
استقبال
مسلمانان
از اين
انديشه
،اسلام را
در عرصه
جهاني بار
ديگر مورد
توجه قرار
داد .
ج /6/57ـ
توسعه
روابط
خارجي و كسب
اعتبار
جهاني
در
حالي كه در
سالهاي
آغازين
تشكيل
جمهوري
اسلامي
،بسياري از
كشورها ميكوشيدند
تا با منزوي
كردن ايران
در سطح جهان
،مردم
ايران را
تحت فشار
قرار دهند
،اما مواضع
صريح و شفاف
و همچنين
صلح جويانه
ايران
برخلاف
خواست برخي
كشورهاي
استعمارگر
،هر روز بيش
از گذشته
جايگاه
جهاني
ايران را
تعالي داد
تا جايي كه
امروزه
ايران به
عنوان
كشوري مهم
در معادلات
سياسي جهان
به شمار ميرود
.
|