اين
بشكه آب با يك
جرقه منفجر
مي شود
دورنماي
بحران آب در
خاورميانه
امروزه
يكي از
مسائلي كه مي
تواند آبستن
حوادث مختلف
در منطقه
خاورميانه
باشد بحران
كمبود آب است
مطالب
انتشار
يافته در
نشريات
گوناگون
عربي بر روند
ابعاد
استراتژيكي
اين موضوع و
نقش تعيين
كننده آب در
صلح و ثبات
منطقه
اشاراتي
دارند كه به
عنوان نمونه
مي توان از
روزنامه
الحيات چاپ
لندن نام برد
كه مي نويسد
بحران آب در
منطقه را
ميتوان به
بشكه باروتي
تشبيه كرد كه
با يك جرقه
منفجر مي شود
اين روزنامه
همچنين در
بخش ديگري به
نام عكاظ چاپ
رياض در همين
خصوص و به
منظور آگاه
كردن اذهان
عمومي از
زبان يك
كارشناس
مسائل آب مي
نويسد: عربها
آينده هاي
همراه با عطش
و تشنگي را
پيش رو
خواهند داشت. مسوولان
بلند پايه
كشورهاي
عربي نيز
نگراني خود
را در خصوص
بحران آب
پنهان نكرده
اند به طور
مثال دكتر
قاضي
القضيبي
وزير نيروي
عربستان در
يك مجلس
دوستانه به
تأثير منفي
كاهش منابع
آبي بر روند
رشد اقتصادي
و تبعات آن
اشاره كرد. همچنين
دكتر محمود
ابوزيد وزير
منابع آب مصر
نيز در خصوص
هدايت و سوق
جنگهاي
فرسايشي و
شديد بر سر آب
به سوي منطقه
خاورميانه
هشدار داد. با
توجه به
عناوين
روزنامه ها و
نظرهاي
مسوولان
بلند پايه
كشورهاي
عربي ميتوان
به وخامت
اوضاع و جدي
بودن معضل
بحران آب و
تبعات منفي
ناشي از آن بر
مسائل
اقتصادي
اجتماعي و
سياسي از
جمله تغيير
بافت
جفرافيايي و
قومي منطقه
پي برد. عدم
تعادل در
عرضه و
تقاضاي آب
بر
خلاف
الگوهاي
نامتعادل
عرضه و تقاضا
در موارد
گوناگون در
خصوص آب چنين
عدم تعادل
هايي موجب
برتري يافتن
نيروهاي
بازار خواهد
شد كه در
مناطق سياسي
و
استراتژيكي
نتيجه اي جز
به وجود آمدن
مسائل
لاينحل در بر
نخواهد داشت.
به عنوان
مثال به يك
نمونه از اين
مشكلات
اشاره مي
كنيم. در
خاورميانه
كشورهاي
بالاي
رودخانه يا
كشورهاي كه
در ابتداي
مسير رودها
قرار دارند
بيشترين
بهره از
منابع آبي را
به خود
اختصاص مي
دهند در حالي
كه كشورهايي
كه در
قسمتهاي
پايين
رودخانه
مستقرند هيچ
گونه نظارت و
كنترلي روي
اين منابع
ندارند. به
طور نمونه مي
توان به
رودخانه
فرات اشاره
كرد. اين رود
از كوههاي
تركيه
سرچشمه مي
گيرد و سپس به
سوي كشورهاي
سوريه و عراق
جريان مي
يابد كه همين
امر مي تواند
به واسطه
دوستي
ديرينه
تركيه و
اسرائيل به
عنوان اهرم
فشاري روي
كشورهاي
عربي تلقي
شود. كشورهاي
خاورميانه
بايد به دور
از يك فضاي
سياسي
تلاشهاي خود
را براي
همكاري و
مشاركتهاي
منطقه اي به
منظور توزيع
عادلانه آب
صرف كنند. بررسي
جريانات
اخير از سوي
دكتر حمدي
عبدلادهيم
محقق مصري
پايگاه
متداول عرضه
و تقاضاي آب
را در
خاورميانه
مشخص كرد. بر
اساس
تحقيقات
دكتر ادهيم
مجموع نياز
كشورهاي
عربي به آب
براي مصارف
گوناگون در
سال 2002 بالغ بر
7/198 ميليارد
متر مكعب
بوده است كه
اين مقدار
نسبت به سال 1990
رشدي معادل 23
درصد داشته
است و تخمين
زده مي شود كه
مقدار اين
نياز براي
سال 2025 بالغ بر 280
ميليارد متر
مكعب خواهد
بود. به عنوان
مثال اگر
بخواهيم اين
مقادير را
براي كشورهي
همچون مصر در
نظر بگيريم
مي توان اين
طور بيان كرد
كه نياز مصري
ها به آب براي
مصارف
گوناگون از
قبيل
كشاورزي
صنعت و آب
آشاميدني در
سال 2000 بالغ بر
5/70 ميليارد
متر مكعب
بوده است كه
اين مقدار در
سال 2025 به رقمي
بالغ بر 2/103
ميليارد متر
مكعب خواهد
رسيد. دكتر
حمدي همچنين
بيان داشت كه
مازاد آب
حاصل از
تفاضل ميان
عرضه و تقاضا
در سال 1990 بالغ
بر 103 ميليارد
متر مكعب بود
كه اين رقم به
2/84 ميليارد
متر مكعب در
سال 2000 تنزل
پيدا كرد.
همچنين در
سال 2025 متعاقب
افزايش
جمعيت و رشد
تقاضاي ناشي
از آن مازاد
آب حاصل از
تفاضا عرضه و
تقاضا به سمت
يك كاهش
سالانه 25/2
ميليارد متر
مكعبي سوق
داده خواهد
شد. كسري آب
معمولا در
كشورهايي
نظير عراق ،
ليبي ، اردن و
امارات
متحده عربي
به ثبت رسيده
اند و اگر
فكري درباره
بهينه سازي
الگوي مصرف
نشود. در
آينده نيز
شاهد
خشكسالي ها و
كسري آب
خواهيم بود.
به عنوان
مثال و بر
اساس اعداد و
ارقام در سال
2025 مصر متحمل
كسري آبي
معادل2/19
ميليارد متر
مكعب خواهد
شد. همچنين
كشورهاي
ديگر نيز از
اين قاعده
مستثنا
نيستند
مثلاً
كشورهاي
سودان –
عربستان
سعودي و اردن
را مي توان
نام برد كه
هركدام به
ترتيب از
كسري آبي
معادل 7/9
ميليارد متر
مكعب 6/1
ميليارد متر
مكعب و 15/1
ميليارد متر
مكعب
برخوردار
خواهند بود. از
ديگر مناطقي
كه با معضل كم
آبي مواجه
هستند مي
توان به
كشورهاي
حوزه رود
اردن اشاره
كرد كه شامل
سرزمينهاي
اشغالي
كرانه
باختري رود
اردن غزه و
جنوب سوريه
مي شوند.
منابع آبي
مناطق ياد
شده و جمعيت
زور افزون
اين مناطق
همواره از يك
عدم تعادل
برخوردار
است چنانچه
اين مناطق به
منظور رسيدن
به خودكفايي
سالانه
ميزان 15
ميليارد متر
مكعب آب نياز
دارند د حالي
كه سهم
سالانه
مناطق ياد
شده از آب 3 تا 5
ميليارد متر
مكعب است. نكته
حائز اهميتي
كه دراينجا
به چشم مي
خورد و دكتر
حمدي نيز به
آن اشاره
كرده اين است
كه بيشتر
رودهايي كه
در كشورهاي
عربي جريان
دارند،
همانند رود
فرات از
كشورهاي غير
عربي سرچشمه
مي گيرند.
چنانچه يك
گروه كنترل 88
درصد از
آبهاي جاري
در
سرزمينهاي
عربي را در
درست دارند. از
ديگر
معضلاتي كه
در كمبود آب
نقش بسزايي
دارد مصرف
بيش از حد آن
از سوي
كشورهايي
است كه از
منابع آبي
خوبي
برخوردار
نيستند كه
اين رخوردار
نبودن از
منابع آبي
نيز خود
معلول
عواملي از
قبيل رشد
فزاينده
جمعيت سرعت
شهر گرايي و
خشكسالي است
كه در نتيجه
اين عوامل با
فشار آوردن
روي منابع
آنها را به
سوي يك
نابودي
زودتر از
موعد سوق ميدهد
همچنين بايد
به اين نكته
نيز توجه
داشت كه
علاوه بر
موارد گفته
شده بي
كفايتي
دراستفاده
صحيح از آب در
مصارف
كشاورزي
تأثيرات
سوئي روي
منابع آبي
دارد. به
عنوان مثال
مي توان به
مطلبي كه در
روزنامه
نيويورك
تايمز
درباره كشور
عربستان و در
همين ارتباط
منتشر شده
بود اشاره
كرد كه عنوان
مي كند:
سرمايه
گذاري هاي
ناشيانه و
بيش از حد
پادشاهي
عربستان
سعودي در
كشاورزي و
استفاده
نكردن صحيح
از آب در اين
راستا باعث
از ميان رفتن
منابع
گرانبهاي
آبهاي
زيرزميني مي
شود. در
يك نشست
دوستانه حول
موضوع بحران
آب ،عمر و
موسي ،دبير
كل اتحاديه
عرب به تعيين
مشكلاتي
پرداخت كه به
عقيده وي
عربها براي
تامين آب خود
با آن مواجه
مي شوند كه 7
مورد آن به
شرح زير است: اول
: محدود بودن
منابع آبي دوم
: رشد فزاينده
جمعيت سوم
: افزايش
تقاضاي مواد
غذايي چهارم:
افزايش
منابع آبي از
طريق تصفيه
مجدد آبهاي
آلوده پنجم
: ناتواني در
انجام مفاد
موافقت نامه
بين المللي
آب ششم
: بلند پروازي
هاي
اسرائيلي ها
براي نظارت و
در دست گرفتن
منابع آبي
مناطق
اشغالي هفتم:
لزوم
پذيرفتن و
انجام دادن
توصيه هاي
بانك چهاني
به منظور
قيمت گذاري
آب راهكارهايي
براي كاهش
كمبود آب
بر
اساس
مطالعات
پروفسور
توني آلن در
دانشگاه
لندن معضل
كمبود آب با
وجود آبهاي
غير طبيعي در
بازارهاي
بين المللي
غلات حل مي
شود كه منظور
از آبهاي غير
طبيعي از ديد
ايشان
آبهايي است
كه در توليد
غلات مصرف مي
شود پروفسور
آلن به اين
اعتقاد دارد
كه كشورهاي
خاورميانه
مي تواند با
واردات گندم
و ديگر غلات
از كشورهاي
توليد كننده
و عرضه آنها
با
سوبسيدهاي
دولتي تا حد
زيادي در
منابع آبي
صرفه جويي
كنند، زيرا
بر اساس نظر
ايشان توليد
اين غلات به
آب زيادي
نياز داريم. حفظ
منابع آب و
استفاده
بهينه
استفاده
درست و بهينه
از آب مطمئن
ترين و كم
هزينه ترين
راه به منظور
گسترش و حفظ
منابع آبي
است به عنوان
مثال در تازه
ترين اقدامي
كه از سوي
دولتمردان
سوري به
مرحله اجرا
در آمده رواج
سيستمي است
كه در آن
استفاده از
آب در مصارف
كشاورزي تا
حد قابل
قبولي كاهش
يافته است. كارشناسان
سوري اين
چنين تخمين
زده اند كه
اگر به منظور
توليد گندم
از يك سيستم
آبياري قطره
اي استفاده
شود نتيجه اي
كه حاصل مي
شود 23 درصد
افزايش در
حجم محصول
است در حالي
كه اين
افزايش در
حجم محصول نه
تنها افزايش
در مصرف آب را
به همراه
نخواهد داشت
بلكه موجب
كاهش در مصرف
آب به ميزان 43
درصد خواهد
شد كه اين
مقدار معادل
1/6 ميليارد
متر مكعب آب
است. نتيجه
اي كه از
آزمايش اين
سيستم روي 250
هكتار از
زمينهاي
كاشت پنبه
حاصل شد
افزايش
محصولي
معادل 19 درصد
بود. همچنين
در مصرف آب
نيز معادل 27
درصد صرفه
جويي شد. در
اسرائيل با
به كارگيري
سيستم
آبياري قطره
اي تحولي
شگرف در امر
صرفه جويي و
مصرف بهينه
آب به وجود
آمده است. به
طوري كه
كارشناسان
تشخيص داده
اند كه اگر از
اين روش
استفاده شود
مي توان
ميزان بهره
وري در توليد
محصولات
كشاورزي را
تا ميزان 90
درصد افزايش
داد. در حالي
كه ميزان
بهره وري در
صورت
استفاده از
روش سنتي
چيزي در حدود
64 درصد است. در
نتيجه
استفاده از
اين روش
ميانگين
مصرف آب از 8700
متر مكعب در
هر هكتار در
سال 1975 به 500 متر
مكعب در هر
هكتار در اين
دوره كاهش
يافت همچنين
حجم محصولات
كشاورزي 12
برابر
افزايش پيدا
كرد. اگر
چه اقداماتي
كه از طريق
فرهنگ سازي
به منظور
بهينه سازي
الگوي مصرف و
براي كاهش
مصرف سرانه
آب صورت
گرفته نقش
مؤثر و غير
قابل انكاري
دارند ولي از
تجهيز و تهيه
وسايل مورد
نياز به
منظور
افزايش
منابع آبي
نيز نبايد
غافل بود . يكي
از اقداماتي
كه براي اين
منظور ميتوان
نام برد
تقطير آب
دريا به
منظور
افزايش
منابع آب
شيرين است.
اين روش پيش
از اين در
كشور
عربستان به
مرحله اجرا
در آمده است. از
ديگر
كشورهايي كه
از اين روش
براي افزايش
منابع آبي
استفاده مي
كنند مي توان
به كويت
اشاره كرد.
البته بايد
خاطر نشان
كرد كه كويت
در راه
استفاده از
اين فناوري
گامهاي نخست
را طي مي كند. آب
، يك كالاي
استراتژيك آب
نيز همانند
نفت يك كالاي
استراتژيك
است كه در
برخي كشورها
داراي مازاد
و در برخي
ديگر با مشكل
كسري مواجه
است. يكي
از دلايلي كه
آب را نيز
همانند نفت
در گروه
كالاهاي
استراتژيك
قرار مي دهد
عدم توزيع
عادلانه آن
در كشورهاي
مختلف است. به
عنوان مثال
كشور كانادا
با داشتن
جمعيتي حدود 31
ميليون نفر
يا 5 درصد از
جمعيت كل
جهان كنترل 2
ميليارد و 850
ميليون متر
مكعب از
آبهاي شيرين
جهان را در
دست دارد كه
اين مقدار آب
معادل ذخيره
آب چيني هاست
با اين تفاوت
كه جمعيت چين
تقريباً 40
برابر جمعيت
كانادا است. |