انتفاضه 1991

نويسنده :‌دكتر هادي انصاري

مردم عراق نزديك به چهل سال است كه روي آرامش و امنيت به  خود نديده اند.

          كودتا چيان يكي پس از ديگري زمام امور را در دست مي گرفته و در پي تحقق سياستهاي اربابان خود، آسايشي را كه مردم عراق تا اندازه اي از آن بهره مند بودند، از ميان مي بردند. تا اينكه بعثيان با كودتاي خود بر عليه عبدالرحمن عارف در سال 1967 ميلادي ، زمام امور عراق را به دست گرفتند.

          در سه دهه اخير و در پي به حكومت رسيدن دولت كودتاچيان در عراق جوانان كم خرد و بي فرهنگ و خشن و به دور از آگاهيهاي فرهنگي و اجتماعي و ديني با پشتيباني نيروهاي مسلح ، به قدرت رسيدند.

          جامعه عراق تا تركيبي در هم آميخته از مذاهب و مليتها و فرهنگهاي گوناگون ، در دريايي از خون و خشم و نا امني فرورفت.

          در اين ميان شيعيان كه بيش از شصت درصد مردم عراق را تشكيل مي دادند بيشترين فشارها و صدمات را از بعثيان تحمل كردند. كودتاچيان خشن ترين شيوه هاي استاليني را در زدودن فرهنگ اصيل مردم عراق به كار برده و به خيال خود ، قصد آن داشتند كه فرهنگ به اصطلاح بعثي را بر آوارها و خرابه هاي فرهنگ بالنده و اصيل اسلامي بنا كنند.

          ليكن ادامه مبارزات در شمال و جنوب و ميانه عراق، نمايانگر ناكامي آنان در زدودن فرهنگ اصيل و ريشه دار ملت مسلمان عراق است .

          گرچه مي توان اذعان نمود كه اين مقاومت و پايداري با تقديم بيش از دو ميليون شهيد و آواره همراه بود.

          مردم شريف عراق هيچگاه خاطرات دهشتناك قيام سال 1991 ميلادي را فراموش نخواهند كرد.

          درست پس از شكست سنگين ارتش عراق در جنگ سال 1991 در كويت بود كه ماشين جنگي او از كار افتاد. بر اساس قطعنامه 670 شوراي امنيت كليه تحرك هواپيماها و حتي بالگردهاي ارتش عراق دچار تحريم گرديد.در اين هنگام مردم سرتاسر عراق موقعيت را غنيمت شمرده و از شمال تا جنوب اين كشور عليه رژيم صدام حسين قيام كردند.

          در جريان اين قيام كه در ميان ملت عراق به انتفاضه شعبانيه مشهور گرديد، كنترل بخش اعظم كشور به دست نيروهاي مردمي افتاد و از هجده استان عراق ،‌چهارده استان سقوط كرد و در اين ميان تنها استانهاي مركزي شامل استانهاي غربي و صلاح الدين و بغداد از آن جدا بوده و ساير استانها همگي از زير يوغ استبداد صدامي خارج شد. اين قيام همه گير بود و شيعيان و سنيان همه در آن سهيم شدند. ليكن با توجه به آزاد شدن مناطق ياد شده كه اغلب از ساكنين شيعه مذهب برخوردار بود، قيام يا انتفاضه بيشتر رنگ شيعه گري به خود گرفت . در مدت بسيار كوتاهي ،‌اكثريت شهرهاي مهم عراق از جمله بصره، نجف، كربلا،عماره،كوت و ناصريه و ديوانيه در جنوب و شهرهاي مهم و استراتژيك شمال عراق به دست نيروهاي مردمي افتاد.

          در اين مدت كه حدود يك ماه بيشتر طول نكشيد مردم با تشكيل كميته هاي مردمي در زير نظر كميته اي نه نفره كه از سوي مرجعيت حوزه علميه نجف اشرف آن هنگام مرحوم آيت الله العظمي خوئي تشكيل شده بود، اداره مي شد. اين كميته كه از برجستگان مردمي و اجتماعي و گاه علمي حوزه انتخاب شده بودند ، هر يك در سويي در امر كارگشايي امور روزمره مردم اين شهرها نظارت داشته و سعي داشتند كه خوني به ناحق ريخته نشده و ظلمي بر انساني روا نشود.

          اما در اين هنگام حادثه اي كه رخ داد، تمامي آرزوها را به زير خاك برد و هيچگاه خاطرات تلخ و تكان دهنده آن ايام از ذهن عراقيها محو نخواهد گرديد.

          زيرا آنچه كه پس از قيام مردم عراق در انتفاضه شعبانيه 1991 به عنوان سياست سركوب دائمي و بدوم مرز از سوي صدام حسين به مورد اجرا گذاشته شد به مراتب تلخ تر بود.

          حادثه چنين اتفاق افتاد . آمريكاييان پس از قيام مردم عراق متوجه شدند كه ناخواسته زمينه هاي ايجاد حكومتي مردمي و اسلامي در عراق پا گرفته است و چيزي نمانده است كه بغداد را نيز در اختيار گيرند.

          چيزي كه سياست آمريكاييان و غربيان آن را دنبال نمي كرد. پس تا آن هنگام تمامي فرودگاههاي عراق و نقاط حساس جنگي و پادگانها در اختيار و يا در زير نظر آمريكاييان و كشورهاي همپيمان او قرار داشت و اجازه حركت حتي بالگردي گرفته نشد. در اين لحظات بود كه ماشين جنگي بعثيان به كار افتاده و حركتي در پادگانهاي صدام آغاز گرديد.

          محور عمليات سوكوب ،‌از سوي گارد ويژه رياست جمهوري اداره مي شد. اين گارد از دو سپاه و هر سپاه از سه لشگر تشكيل شده بود. گارد ويژه را بيشتر افرادي از منطقه تكريت و پيرامون آن كه زادگاه صدام حسين به شمار مي آمد، تشكيل مي دادند.

          در آن هنگام حفاظت بغداد، سولوحه وظيفه اين گارد به شمار مي آمد. دو لشگر از بغداد به سوي شمال عراق كربلا و نجف و ديگري از سوي جنوب آن به اين منطقه به حركت درآمد. آنان در استفاده از ماشين جنگي خود هيچ محدوديتي را به عمل نياوردند. سوكوب بدون مرز سولوحه كار آنان قرار داشت و در اين راستا براي قلع و قمع كردن انقلابيون از سلاحهاي شيميايي و بمبهاي خوشه اي و ناپالم استفاده كرده و در برخي مناطق از آن جمله در نجف اشرف از شصت موشك زمين به زمين «اسكاد بي » استفاده كردند. حركتي كه هيچگاه از سوي ديكتاتورترين و خون آشام ترين رژيمهاي يك قرن اخير نيز صورت نپذيرفته بود. تمامي منطقه مملو از جنازه هاي كشته شدگان بود كه چندين روز داخل كوچه هاا و خيابان ها رها شده و شمار زيادي از آنان خوراك سگهاي ولگرد در بيابانها شدند.

          انسانهاي بي گناه شامل زن و مرد و كودك و سالخورده در دسته هاي 500 الي هزار نفره تير باران شده و سپس در گورهاي دسته جمعي دفن شدند.

          راز مرزهاي كشف شده در اطراف شهر محاويل و نجف و كربلا هم اكنون فاش مي گردد. به طوريكه هم اكنون كمتر خانواده اي را مي توان در عراق يافت كه صدام حسين عضو يا اعضايي از آن را اعدام و يا زنداني نكرده باشد. صدام ،‌محو كربلا و به ويژه نجف را از نقشه جغرافيايي عراق در سر مي پرورانيد و بر اين پايه ،‌كشتارها و فجايع دهشتناكي را در آن صورت داد.

          كشتار كربلا و نجف اشرف هيچگاه از اذهان مردم اين ديار محو نمي گردد. او حتي شأن جايگاههاي مقدس شيعيان در كربلا يعني حرمين شرفين و نيز مرقد مطهر علوي در نجف را نيز ناديده گرفت و با توپ و تانك بدان حمله ور شد بطوريكه تا حدود شش ماه پس از اين سركوب در حرمهاي ياد شده بسته بود تا اينكه رژيم در طي اين مدت توانست آثار فجايع خود را در آن از بين برده و سرپوشي بر آن نهد. صدام در ضمن حمله خود به اين شهرها بسياري از مدارس ديني كربلا و نجف از آن جمله مدرسه دارالحكمه كه يكي از مراكز تحصيل نجف بود را با خاك يكسان كرد و هم اكنون آثاري جز خرابه هاي آن به جاي نمانده است . مردم بپاخاسته عراق با رشادتهاي بي نظيري كه از خود نشان دادند سرانجام بر اثر چهار عامل اساسي نتوانستند در برابر ماشين جنگي صدام استقامت نمايند.

           1 ) ضعف بنيه تسليحاتي و دفاعي مردم .

          2 ) بيم كشورهاي منطقه و بويژه عربستان در آن هنگام و كمكهاي پنهان آنان به رژيم عراق .

          3 ) موضع منفي ايالات متحده آمريكا در عدم اجراي قطعنامه 670 شوراي امنيت .

          4 )‌ سركوب بدون مرز ارتش خونخوار صدام .

صاحبنظران معتقدند كه در اين چند روز ميان سيصد الي پانصد هزار نفر به شهادت رسيدند.

          صداميان ، هزاران نفر را به زندانهاي « ابوغريب » و زندان «مركزي صدام» در شهر رمادي كه اغلب زندانيان آن را ايرانيان تشكيل مي دادند و زندان زيرزميني در شهر « جلولا» و زندان زيرميني در جنگلها و كشتزارهاي موصل معروف به « حدائق الربيع »‌ و زندانهاي سري د زير ساختمان پزشكي قانوني در بغداد و زندان زيرزميني در منطقه « فضيليه » و « ارشاد»‌ و «‌الزعفرانيه »‌ كه ويژه زنان واقع در منطقه « القائم»‌ مرزي كه يكي از بزرگترين زندانهاي سياسي رژيم به شمار مي آمد،‌ و زندانها و بخش هاي زيرميني تأسيسات هسته اي عراق ،‌ نشانگر ايام تلخ و دهشتناك اين حادثه به شمار مي آيد. بر اساس آمار موجود تنها در سالهاي 1987و1988 ، يكصد و هشتاد روستا در كردستان منهدم شد. اين علاوه بر آن است كه صدام به وسيله بمباران شيميايي در حلبچه در مارس 1988، هزاران زن و مرد و كودك را از ميان برد .

          از جنايات ديگر رژيم صدام، واقعه اي بود كه در سال 1990 تا 1994 ميلادي در عراق صورت پذيرفت.

مردم عراق در اين سالها شاهد خشكاندن باتلاقها بودند . اين باتلاقها شامل بخشهايي در ناصريه و بصره و العماره بود كه از سرزمينهاي بسيار زيبا و توريستي جهان در اين منطقه به شمار مي آمد. اين مناطق وسعتي بالغ بر پنجاه هزار كيلومتر بود كه پنج برابر وسعت كشور لبنان به شمار مي آمد.

          در اين بخشها هفتصد هزار نفر شيعه زندگي مي كرد و داراي آثار تمدن پنج هزار ساله بود . ضمن آنكه يكي از منابع بسيار مهم تأمين كننده پروتئين حيواني در عراق به شمار مي آمد. دولت صدام در يك پروژه ويژه با ايجاد سه سد بزرگ ،‌آب اين مناطق و باتلاقها را به كانالهاي جانبي منحرف ساخت كه در نتبجه تمامي مناطق ياد شده ،‌خشك شد.