|
قيام
15 خرداد فاجعه
حمله به
فيضيه گامي
اساسي در
فرآيند نهضت
امام خميني
رحيم
روحبخش
عموما نقطه
عزيمت چالش
ميان
روحانيت و
نظام حاكم در
نخستين
سالهاي دهه 40
شمسي را به
دليل رويكرد
هيات حاكمه
به انجام
اصلاحاتي مي
دانند كه
كارگزاران
نظام در
جريان آن
اصلاحات، پا
را از دايره
قانون اساسي
مشروطه و
قواعد شريعت
فراتر نهاده
و خلاف آن دو
عمل كردند. از
اين رو بر
اساس يكي از
اصول متمم
قانون اساسي
كه بر
مجتهدان
تراز اول عصر
حق نظارت بر
قوانين و
مصوبات مجلس
را اعطا مي
كرد، آنان
درصدد
برآمدند از
اين حق
قانوني خود
سود جسته و با
فراخواني
نيروهاي
مذهبي و
عناصر
سياسي، به
مبارزه عليه
هيات حاكمه
بپردازند.
وقوع فاجعه
مدرسه فيضيه
قم، قريب چند
ماه بعد از
شروع نهضت
روحانيت،
يكي از مراحل
اساسي اين
مبارزه است
كه اين واقعه
با موضعگيري
قاطع مراجع
مختلف ايران
و عراق و
بخصوص امام
خميني مواجه
شد و از همين
رو، نقش مهمي
در تثبيت
رهبري سياسي
امام برجا
گذاشت.
در عصر روز
دوم فروردين
1342 به مناسبت
سالروز
شهادت امام
صادق (ع) در
حالي كه شيخ
انصاري،
واعظ معروف
قم، در مجلس
سوگواري
منعقده از
سوي آيت الله
گلپايگاني
در مدرسه
فيضيه به
روضه خواني
مشغول يود،
جمعي از
حاضران با
فرستادن
صلوات هاي
بيجا درگيري
ساختگي
ايجاد كرده و
با سلاح هاي
سرد به طرف
طلاب و
روحانيون
حاضر در مجلس
حمله ور شدند.
در اين تهاجم
تعداد زيادي
از طلاب مورد
ضرب و شتم
قرار گرفته و
زخمي شدند و
يك تن از آنها
نيز به شهادت
رسيد.
بازكاوي
كلي اين
واقعه و
بخصوص معرفي
ماهيت
مهاجمان
مذكور نه
تنها در
خاطرات به
جاي مانده از
روحانيون
حاضر در آن
مراسم
سوگواري به
دست مي آيد؛
بلكه اسناد
ساواك و حتي
يادمانده
هاي برخي از
مقامات
امنيتي وقت
نيز بازگو
كننده ابعاد
و زواياي
مختلف آن
فاجعه است.
زمينه هاي
واقعه مدرسه
فيضيه قم به
مبارزات 6
ماهه مراجع و
روحانيت در
جريان لغو
لايحه انجمن
هاي ايالتي و
ولايتي و
همچنين
تحريم هاي
دوگانه
رفراندم و
عيد نوروز از
سوي برخي از
مراجع برمي
گردد.
بررسي
تفصيلي اين
دوره از
مبارزات به
فرصتي ديگر
موكول مي
شود؛ ولي در
اينجا به
مناسبت بحث،
اين نكته
مورد اشاره
قرار مي گيرد
كه محمدرضا
شاه و هيات
حاكمه در آن
سالها و از
چندي پيش به
دنبال
پيروزي جان
اف كندي و حزب
دمكرات در
انتخابات
رياست
جمهوري
آمريكا و
فشار آنها بر
ايران براي
ايجاد فضاي
باز سياسي و
اعمال
اصلاحات خاص
در ساختار
جامعه،
درصدد
برآمده
بودند كه با
تصويب
لوايحي،
اصلاحات
مورد نظر خود
را اجرا كنند.
اين اصلاحات
صرف نظر از
منشاء خارجي
آن، گاه از
لحاظ قانوني (قانون
اساسي
مشروطه) و
شرعي دچار
اشكال بود. از
اين رو
كارگزاران
نظام كه تصور
مي كردند بعد
از رحلت آيت
الله العظمي
بروجردي،
مرجع تقليد
وقت شيعيان
جهان، تمركز
و در نتيجه
اقتدار
مرجعيت از
دست رفته
است، درصدد
تصويب
لوايحي از آن
نوع
برآمدند؛
اما اندكي
بعد از تصويب
لايحه انجمن
هاي ايالتي و
ولايتي در
مهرماه 1341،
خود را دچار
آن چنان
چالشي با
روحانيت و
هواداران
نوگراي آنها
يافتند كه
تنها راه
برون رفت از
آن لغو لايحه
بود.
نزديك به 40
روز بعد از
لغو لايحه،
اين بار هيات
حاكمه درصدد
اجراي مقاصد
خود از طريق
برگزاري
رفراندم
برآمد. هرچند
رفراندم از
سوي طيفي از
مراجع تحريم
شد؛ ولي
گنجانيدن
اصولي به نفع
كارگران،
كشاورزان و …
در زمره اصول
شش گانه
رفراندم، تا
حدودي مراجع
و علما را از
اتخاذ مواضع
قاطع و
هماهنگ خلع
سلاح كرد؛
ولي در مجموع
چالش حاصله
ميان طرفين
در وقايع
مرتبط با
رفراندم
نظير سفر
ناكام شاه به
قم براي جلب
نظر مراجع،
واقعه مسجد
حاج سيد
عزيزالله
تهران و هتك
حرمت آيت
الله سيد
احمد
خوانساري،
دستگيري و
بازداشت
بعضي از
مبارزان
سياسي به
دليل مخالفت
با اصلاحات و
رفراندم
مذكور و …
وسيعتر شد.
بر اين اساس
مرجعيت
سياسي و
نوگرا نظير
امام خميني و
آيت الله
ميلاني طي
مذاكرات و
هماهنگي هاي
لازم عيد
نوروز را
تحريم كردند
و عموم
متدينان را
نيز به انجام
اين راهكار
سياسي
فراخواندند.
چنين به نظر
مي رسد كه
تكاپوهايي
از اين نوع و
متعاقب
تشديد
مبارزات
مراجع و
روحانيت،
هيات حاكمه
را واداشت كه
با اتخاذ
تصميمي
ناشيانه،
تعداد زيادي
از نيروهاي
امنيتي خود
را به قم گسيل
داشته و در
پوشش لباس
كشاورزي و
دهقاني به
مجلس
سوگواري
مدرسه فيضيه
قم هجوم آورد
و با ضرب و شتم
طلاب درصدد
زهر چشم
گرفتن از
مراجع و
روحانيون
مبارز برآيد.
ناگفته
پيداست كه
هدف اصلي از
اين اقدام،
ايجاد رعب و
وحشت در ميان
علما و
واداشتن
آنها به عقب
نشيني از
موضع مخالفت
با اصلاحات
مورد نظر
نظام حاكم
بود. فاجعه
مدرسه فيضيه
قم به روايت
اسناد ساواك
و خاطرات
تيمسار حسن
پاكروان،
رئيس ساواك
در تاريخ 28
اسفند ماه،
با ارسال
دستورالعملي
به كليه شعب
ساواك كشور
تصريح كرد: ]چون[
احتمال دارد
در منطقه آن
ساواك بعضي
از وعاظ در
مساجد،
هنگام وعظ با
توجه به اين
كه روز جمعه
دوم فروردين
كه مصادف با
رحلت امام
جعفر صادق
است، مطالبي
بر خلاف
مصالح كشور
ايراد ]
كنند[
و اذهان
عمومي را
مشوب سازند،
دستور
فرماييد از
هم اكنون با
تشريك مساعي
ماموران و
مسوولان
انتظامي
محل، همه
گونه پيش
بيني هاي
لازم معمول ]گردد[،
حتي در صورت
وجود احتمال
اين گونه
عمليات
مخالف،
مجالس
باشكوه تر در
مخالفت با
اين گونه
اظهارات
تشكيل داده و
در مقابل
بيانات وعاظ
محرك در
مساجد نيز
دستجاتي
وجود داشته
باشند كه با
ذكر صلوات
مانع
اظهارات
نامناسب
آنان بشوند.
چنانچه با
اتخاذ
تدابير
لازم، نتايج
مطلوب حاصل
نگردد، براي
تعقيب
محركان پس از
كسب اجازه
تلگرافي از
مركز برابر
مقررات
اقدام و
نتيجه را
گزارش
نماييد.
سرلشكر
پاكروان1
اين
دستورالعمل
با بخشي از
رفتار
مهاجمان در
مدرسه فيضيه
قم تطابق
دارد؛ اما
تبيين
كاملتري از
نقش و ماهيت
مهاجمان در
خاطرات يكي
از مقامات
ارشد امنيتي
وقت آمده است.
سپهبد محسن
مبصر، معاون
وقت شهرباني
كل كشور، در
خاطراتش نقل
مي كند: ... در
روزهاي آخر
سال 1341 به
سازمان هاي
اطلاعاتي
اطلاع رسيد
كه طلبه هاي
قم با صدور
اعلاميه اي
از مسلمان ها
خواسته اند
تا روز دوم
فروردين 42 در
مدرسه فيضيه
قم گرد هم
آيند و در
تظاهرات
مخالفت با
اصلاحات
دولت شركت
كنند …
در برابر اين
تصميم و براي
جلوگيري از
آن، كميسيون
هايي تشكيل و
مساله را
مورد بررسي
قرار دادند و
سرانجام طرح
بسيار
نابخردانه و
مي شود گفت
كودكانه اي
را كه اصلا به
صلاح مملكت
نبود به
تصويب
رساندند.
نامبرده
درباره باني
طرح مي
افزايد: اين
طرح را
تيمسار ]نعمت
الله[
نصيري ]رياست
شهرباني كل
كشور[
پيشنهاد كرد
و آقاي علم ]نخست
وزير[
آن را پسنديد.
وي سپس
درباره
موضوع طرح
خاطر نشان مي
سازد: تصميمي
كه به وسيله
مسوولان
امنيتي و
نظامي كشور
گرفته شد،
اين بود كه
عده اي از
سربازان
گارد با لباس
غير نظامي در
روزي كه قرار
بود در مدرسه
فيضيه
تظاهرات
برپا شود، به
آنجا ريخته و
با طلبه هاي
تحريك شده
درگير شوند و
با آنها كتك
كاري كنند.
مبصر در
پايان
درباره
پيامد و
نتيجه اين
طرح تصريح مي
كند: اجراي
چنين عمليات ناپخته
اي تنها اين
پيام را
دربرداشت كه
اينك شاه
مستقيما به
چالش
روحانيت
آمده است …
و به هر قيمتي
قصد سركوب
آنها را دارد.2 ماموريت
سه گانه
اخلال گران
از محتواي
اسناد و
خاطرات چنين
برمي آيد كه
ماموريت
اصلي
نيروهاي
امنيتي
اخلالگر
اعزامي از
تهران به قم
به ترتيب
ايجاد اخلال
و اغتشاش در 3
مراسم
سوگواري الف)
منزل امام، ب)
مدرسه حجتيه
و ج) مدرسه
فيضيه قم را
داشتند.3
در اين بحث
چگونگي و
سرانجام اين
ماموريت ها
مورد
بازكاوي
قرار مي گيرد. اخلالگران
در مجلس
سوگواري
منزل امام
خميني
با عنايت به
قاطعيت امام
در مبارزه،
ماموريت
نخست
اخلالگران
ايجاد
اغتشاش در
مراسم
سوگواري
منزل امام
بود.
برخي از
حاضران در آن
مجلس افراد
مشكوك در
مراسم سخن
رانده اند،
چنانچه يكي
از بازاريان
قم خاطرنشان
ساخته است:
فردي از همين
افراد در
ميان
سخنراني
واعظ مجلس با
صداي بلند
گفت: صلوات
بفرستيد،
مردم حاضر
متوجه قضيه
شدند.4 طولي
نكشيد
تعدادي از
همين افراد
از امام
تقاضا كردند
كه خودش
سخنراني كند
و هدفشان هم
اين بود كه در
ميان
سخنراني
امام مجلس را
به هم بزنند و
زد و خوردي در
منزل ايجاد
كرده5 و اگر
به ايشان
دسترسي
يابند، وي را
به قتل
برسانند؛6 اما
عكس العمل
امام به اين
ترفندها چه
بود؟ در
خاطرات
مختلف نقل
شده است كه
امام وقتي با
صلوات ها و
اخلالگري
هاي مكرر
آنها مواجه
شد، از طريق
شيخ صادق
خلخالي
هشدار داد:
اگر ]اخلالگران[
بخواهند
كاري كنند،
من به طرف صحن ]حضرت
معصومه[
حركت مي كنم و
تكليف خود را
با اين
دستگاه روشن مي كنم.7
همين هشدار
آنها را به
سكوت واداشت.
مدتي بعد از
خروج
اخلالگران
مجلس
سوگواري
منزل امام
خاتمه يافت.
در گزارش
ساواك به
ناكامي
اخلالگران
اين گونه
اشاره شده
است:
اجتماع
منزل خميني
بدون هيچ
گونه واقعه
اي خاتمه
يافت.8
هاشمي
رفسنجاني،
از حاضران در
آن مجلس در
تحليلي از
علت عقب
نشيني
اخلالگران
در اجراي
ماموريت خود
در منزل امام
معتقد است كه
آنان بعد از
پيام
تهديدآميز
امام
غافلگير
شدند و چون با
مساله غير
قابل پيش
بيني مواجه
گرديدند،
ناچار سكوت
پيشه كردند.
علاوه بر آن
موقعيت منزل
امام نيز كه
در كوچه پس
كوچه هاي
محله يخچال
قاضي قرار
داشت، از
لحاظ سوق
الجيشي براي
درگيري
مناسب نبود؛
زيرا ممكن
بود مهاجمان
مورد محاصره
دوستداران
امام قرار
گيرند و از
منازل و پشت
بامهاي
مجاور به
آنان حمله
شود.9 اخلالگران
در مجلس
سوگواري
مدرسه حجتيه
دومين
مكاني كه
اخلالگران
در پوشش
عزاداران
امام صادق
عازم آنجا
شدند تا
اغتشاش برپا
كنند، مجلس
سوگواري
منعقده در
مسجد مدرسه
حجتيه بود.
آنان با «هيكل
هاي ورزيده و
با لباس شخصي»
در 4 گوشه مجلس
جاي گرفتند
تا اين كه يكي
از آنان در
حين سخنراني
شروع به
فرستادن
صلوات كرد. در
همان هنگام
يكي از
پهلوانان قم
به نام «ميري»
كه در مجلس
حاضر بود، به
نزديك منبر
آمد و در حالت
ايستاده گفت:
«هر حرامزاده
اي كه بخواهد
مجلس را به هم
بزند با مشت
من مواجه
خواهد شد.»10 اخلالگران
از تدابير
اتخاذ شده از
سوي بانيان
مجلس
غافلگير شده
و بار ديگر
نيز در اين
مجلس
عزاداري از
اجراي
ماموريت خود
صرف نظر
كردند. شايد
حضور
برادران
ميري در آن
مجلس با
هماهنگي
قبلي به
منظور
مقابله با
اخلالگران
صورت گرفته
باشد.
يكي از
بازاريان قم
به نقل از يكي
از طلاب در
خاطراتش نقل
كرده است كه 2
شب پيش از آن
مراسم، طلبه
مذكور از
طريق يكي از
افسران هم
ولايتي خود
كه جزو
ماموران
اخلالگر از
تهران به قم
عزيمت كرده
بود، از
توطئه مذكور
آگاهي يافت و
بلافاصله
همان شب، خبر
را به اطلاع
برگزاركنندگان
مراسم رساند
و ايشان نيز
نه تنها به
اتخاذ
تمهيدات
مذكور
پرداختند؛
بلكه آيت
الله
گلپايگاني
را نيز از
توطئه آگاه
ساختند.11 اخلالگران
در مجلس
سوگواري
مدرسه فيضيه
قم
به دنبال 2
ناكامي
مذكور،
اخلالگران
در بعد از ظهر
آن روز براي
اجراي
ماموريت
محوله عازم
مجلس
سوگواري
منعقده از
سوي آيت الله
گلپايگاني
در مدرسه
فيضيه قم
شدند. چنين به
نظر مي رسد
آنان براي
اجراي قطعي
نقشه،
تغييراتي در
برنامه هاي
خود ايجاد
كردند. لذا نه
تنها بر
تعداد آنان
افزوده شد؛
بلكه «16
كاميون
سرباز مسلح
نيز در بيرون
از مدرسه
فيضيه» در حال
آماده باش
مستقر گرديد.12
بعد از گذشت
مدتي از شروع
مراسم و حضور
آيت الله
گلپايگاني،
واعظ دوم13 مجلس،
يعني شيخ
انصاري به
منبر رفت؛
اما وي از
همان آغاز
سخنراني، با
صلوات هاي
بيجاي عده اي
از حاضران
مواجه شد.
اخلالگران
در 2 گروه 70 و 30
نفري در 2 طرف
مجلس قرار
گرفته بودند
و به نوبت
صلوات مي
فرستادند؛14
ولي با همه
اين احوال
واعظ اداره
مجلس را به
عهده گرفت و
به هر طريقي
بود وعظ خود
را به اتمام
رساند. در
همين حين يكي
از
اخلالگران
فرياد زد: «براي
سلامتي
شاهنشاه
آريامهر
صلوات» مردم
به هيجان
آمدند و
درگيري شروع
شد.15 برخي از
جوانان
بسرعت آيت
الله
گلپايگاني
را به يكي از
حجره هاي
مدرسه منتقل
كردند؛16 ولي
يكي از
اخلالگران
خود را به آن
حجره رساند و
به ايشان بي
حرمتي روا
داشت.17
يادمانده
هاي حاضران
در آن مجلس
بيانگر
رفتار خشونت
آميز
اخلالگران
با طلاب و
روحانيون
است.
آنان به هر
طلبه اي كه مي
رسيدند،
ابتدا از وي
مي خواستند
كه «جاويد شاه»
بگويد.18 سپس
وي را به زير
مشت و لگد
گرفته و كتك
مي زدند. طولي
نكشيد كه
طلاب خود را
به پشت بام و
طبقه دوم
فيضيه
رسانده و از
آنجا به
مقاومت خود
ادامه
دادند؛ ولي
اخلالگران
نيز آنان را
تعقيب كرده و
برخي از طلاب
را از پشت بام
به پايين
پرتاب كردند.19
در اين
فاجعه يك تن
از طلاب به
نام «سيد يونس
رودباري»
شهيد و
تعدادي
زيادي از
آنان مجروح
شدند.
هر چند در
اين واقعه به
خود آيت الله
گلپايگاني
آسيبي
نرسيد؛ ولي 2
تن از
نزديكان وي
حجج اسلام
علوي و صافي
مجروح شدند و
حتي خود
ايشان نيز تا
مدتها پس از
آن فاجعه،
دچار آسيب
روحي شد و
چندي نيز
بستري گرديد.20
شهر قم بعد
از اين
فاجعه، مدتي
حالت حكومت
نظامي به خود
گرفت. تعدادي
از طلبه ها به
شهر و ديار
خود عزيمت
كردند.
اخلالگران
در 3-2 روز بعد
كه در قم حضور
داشتند در
سطح خيابان
ها
راهپيمايي
هايي به
طرفداري از
شاه برگزار
كردند.
چنانچه طلبه
اي در سطح شهر
ديده مي شد،
مورد ضرب و
شتم و هتك
آنها واقع مي
گشت. اين
فاجعه
مبارزات ملت
ايران را
وارد مرحله
تازه اي كرد
كه به قيام
پانزدهم
خرداد ماه
سال 42 منجر شد.
در آينده به
دستگيري
امام پس از 15
خرداد و
مهاجرت علما
به تهران و
پيامدهاي آن مي
پردازيم.
فاجعه
مدرسه فيضيه
قم نقطه عطفي
در مراحل
مبارزات
روحانيت
عليه نظام
حاكم تلقي مي
شود. امام
خميني با
اتخاذ
تدابيري
سنجيده،
توانست از
اين واقعه
براي پيشرفت
مقاصد نهضت
سود جويد.
موضع فعال
ايشان در
قبال اين
واقعه از
مراحل
آغازين حضور
اخلالگران
در مجلس
سوگواري
منزل امام تا
مراحل بعد از
وقوع حادثه،
گامي اساسي
در تثبيت
رهبري سياسي
ايشان ايفا
كرد. در همين
راستا بخصوص
مي توان از
صدور
اعلاميه «شاه
دوستي يعني
غارتگري» نام
برد كه اين
اعلاميه
فضاي رعب و
وحشت حاصل از
آن فاجعه را
شكست و بار
ديگر نهضت را
از موضع
منفعلانه
خارج ساخت.
اين مقاله
شرحي بود بر
چگونگي
رخدادهاي
مرتبط با آن
واقعه و
تكاپوهاي
امام براي
بهره برداري
سياسي از آن
كه تفصيل اين
ماجرا در
جريان محرم
آن سال پيش
آمد. بسيج
تمام عناصر
مبارز براي
افشاگري
عليه نظام در
جريان مراسم
هاي عزاداري
امام حسين (ع)،
نقطه اوج اين
فعاليت ها
تلقي مي شود.
سخنراني هاي
وعاظ و نوحه
هاي مداحان
به دنبال
فراخوان
امام، رنگ
سياسي به خود
گرفت و از
طريق طرح
روضه فيضيه،
يزيد زمان،
مظلوميت
طلاب و …
در اين
مجالس،
آموزه هاي
نهضت در ميان
توده ها
گسترش يافت. پانوشتها:
1- براي
ملاحظه عين
سند ر.ك: جواد
منصوري،
تاريخ قيام 15
خرداد به
روايت
اسناد، ج 1،
تهران مركز
اسناد
انقلاب
اسلامي، 1377،
سند شماره 124/2
2- در خصوص
بازگويي و
بازتاب
خاطرات
سپهبد محسن
مبصر، لازم
به تذكر است
كه به دنبال
چاپ و انتشار
خاطرات
ارتشبد سابق
حسين
فردوست،
برخي از
مقامات
كشوري و
لشكري نظام
سابق درصدد
نقد آن كتاب و
يا دفاع از
خود برآمدند.
مبصر نيز در
زمره افرادي
بود كه با
توجه به تصدي
برخي مقامات
عمده امنيتي
به مدت 2 دهه،
خاطرات خود
را بازگو
كرده است.
بخشهايي از
خاطرات وي از
سوي
انتشارات
كتاب ايران
در خارج از
كشور تحت
عنوان نقدي
بر خاطرات
ارتشبد سابق
حسين فردوست
و گزيده هايي
از يادمانده
هاي نويسنده
]سپهبد
محسن مبصر [و با
مقدمه و
اهتمام
افشين مبصر
در سال 1996
ميلادي در
لندن به چاپ
رسيد. مطالب
نقل شده از
مبصر بخشهاي
پراكنده اي
از آن خاطرات
است كه در
برخي از
نشريات
ايران به شرح
ذيل آمده است:
الف) هفته
نامه عصر ما،
شماره 164
تاريخ 11/3/79. ب)
ماهنامه
پيام امروز،
شماره 20، سال
دوم، مهر 1376. ج)
روزنامه
كيهان،
فروردين 1376.
3- اكبر هاشمي
رفسنجاني،
دوران
مبارزه؛
خاطرات،
تصويرها،
اسناد، گاه
شمار هاشمي
رفسنجاني،
به كوشش محسن
هاشمي،
تهران، دفتر
نشر معارف
انقلاب، 1376، 1/138
4- خاطرات 15
خرداد (دفتر
پنجم)،
خاطرات
نصرالله
خاكي: به كوشش
علي باقري،
تهران، دفتر
ادبيات
انقلاب
اسلامي، 1377، ص 113
5- همان (دفتر
اول)، خاطرات
حجت الاسلام
عبدالكريم
بي آزار
شيرازي: به
كوشش علي
باقري،
تهران، دفتر
ادبيات
انقلاب
اسلامي، 1376، ص 32.
6- همان (دفتر
پنجم)، ص 99،
خاطرات حجت
الاسلام علي
دواني
7- همان (دفتر
اول): خاطرات
حيدر يونسي،
ص 301، همچنين
رك: همان، (دفتر
پنجم) خاطرات
علي دواني، ص
99
8- قيام 15
خرداد به
روايت اسناد
ساواك، ج 2:
فيضيه،
تهران، مركز
بررسي اسناد
تاريخي
وزارت
اطلاعات، 1379،
ص 24
9- رك: دوران
مبارزه با
خاطرات،
هاشمي
رفسنجاني،
همان، ص 138
10- علي
دواني، نهضت
روحانيون
ايران، ج 3 و 4 (در
يك مجلد)،
تهران، مركز
اسناد
انقلاب
اسلامي، چاپ
دوم، 1377، ص 230
11- خاطرات
حسن بهشتي،
فصلنامه 15
خرداد،
شماره 25، سال
ششم (بهار 1376) صص
277 - 279
12- خاطرات 15
خرداد (دفتر
پنجم)،
خاطرات حيدر
ميريونس،
همان، ص 301
13- واعظ نخست
آن مجلس آيت
الله محمد آل
طه بود كه
براي كسب
اطلاع از
خاطرات وي رك:
خاطرات 15
خرداد (دفتر
پنجم)، ص 25 به
بعد
14- خاطرات 15
خرداد (دفتر
پنجم) خاطرات
حجت الاسلام
سيد نصرالله
خاكي
15- همان، ص 115،
خاطرات
نصرالله
خاكي
16- همان، ص 99،
خاطرات حجت
الاسلام
عبدالحسين
چهل اختراني
17- خاطرات
آيت الله
محمدعلي
گرامي، به
كوشش
محمدرضا
احمدي،
تهران، مركز
اسناد
انقلاب
اسلامي، 1381،
صص 232 –
233
18- خاطرات 15
خرداد (دفتر
پنجم)،
خاطرات حجت
الاسلام
محمد كوثري،
ص 202
19- همان،
خاطرات حجت
الاسلام
عبدالحسين
چهل
اختراني، ص 99
20- نهضت
روحانيون
ايران،
پيشين، صص 238 - 239 |