|
قدرت
پنهان رسانه
ها علي
ايثاري
كسمايي
در طول جنگ
سرد ، مدتها
قبل از
فروپاشي
اتحاد شوروي
، گروهي از
روزنامه
نگاران روسي
كه به ايالت
متحده رفته
بودند ، پس
ازخواندن
روزنامه ها
وتماشاي
تلويزيونها
ا زاين كه
افكار همه
مردم درباره
مسائل اساسي
يكسان بود ،
حيرت كردند .آنان
به ميزبانان
خود گفتند :‹‹
دركشورما
براي اين كه
چنين نتيجه
اي بگيريم ،
ديكتاتوري
داريم . مردم
را زنداني مي
كنيم . ناخن
هايشان را مي
كشيم .دراينجا
شما هيچ يك از
اين كارها را
نمي كنيد .پس
چطور به اين
هدف مي رسيد ؟
رازاين كار
چيست؟
راز اين
است كه در
دموكراسي
هاي ليبرال ،
مانند
آمريكا
وانگليس
تبليغات به
مراتب كامل
وتمام
عبارتر از
ديكتاتوريها
است .زنداني
كردن مردم
ويا كشيدن
ناخن هاي
آنان لازم
نيست ، بلكه
راهي ديگر ،
راهي به
مراتب
مؤثرتر وجود
دارد .برخلاف
كشورهاي
ديكتاتوري ،
تطابق
اطلاعات
وافكار به
شكلي
مؤدبانه
ومكارانه
انجام مي
گيرد : اين
همانندي
ويكسان سازي
كوركورانه
،ثبيت شده ،
حتي گرامي
ومورد ستايش
است .
امروز ،
بعد ديگري به
اين امر
افزوده شده
وآن فن آوري
است ، به نظر
مي رسد فن
آوري تقريبا
همه چيز ، جز
حقيقت ، را به
ما داده است
ومنظورم از
حقيقت ، چيزي
است كه مخرب
است ، زيرا
حقيقت هميشه
مخرب بوده
است .
درغيراين
صورت ،چرا
دولتها
وبوروكراسي
هاي آنها
بايد اين همه
از حقيقت
بترسند
وبراي
سركوبي آن به
هر كاري تن
درهند ؟ وقتي
‹‹ اي .اف .استون
›› روزنامه
نگار جنجالي
بزرگ آمريكا
گفت كه
دولتها
دروغگو
هستند وهيچ
گفته آنها
رانبايد
باور كرد ،
داشت مبالغه
مي كرد ، اما
نه چندان
زياد .
آنچه او مي
گفت ، اين بود
كه تمام قدرت
غير مسئوول ،
بدون توجه به
ظاهر فريبي
ها ي
دموكراتيك
آن ، دشمن
حقيقت است .
اين روزها
مدام به ما مي
گويند كه در
يك ‹‹ جامعه
اطلاعاتي ،
زندگي مي
كنيم . برعكس ،
به عقيده من ،
ما امروز
دريك جامعه
رسانه ي
زندگي مي
كنيم كه در آن
ممكن است به
نظرآيد
اطلاعات
درحد اشباع
وجود دارد ،
اما درواقع ،
اينها
اطلاعاتي
مكرريكنواخت
، كنترل شده
ومهمتر از
همه به خطر
است .
رتبه بعد ،
وقتي واژه
رايج ‹‹
بحث ›› رامي
خوانيد ،
درمحدويت
شديد شرايط
سياسي
واقتصادي آن
دقت كنيد .
هنگامي كه
بار ديگر ،
تلويزيون با
راديو را
روشن مي كنيد
، يا روزنامه
اي را برمي
داريد ، به
همه خبرهايي
توجه كنيد كه
نمي بينيد ،
نمي شنويد يا
نمي خوانيد :
خبرهايي كه
به خاطر
ماهيت شان
ناخواسته
وتهديد
آميزند
وبنابراين
كنار گذاشته
شده اند .درواقع
، قويترين
شكل سانسور ،
مانند هميشه
، حذف كردن
است /
برنامه
عمران ملل
متحد گزارشي
منتشر كرده
است كه نشان
مي دهد
شكافهاي
عظيمي
درجامعه
بشري در حال
شكل گيري است .اين
گزارش
،انگليس را
به عنوان
نابرابرترين
جامعه
دردنياي غرب
توصيف مي كند .
دراين گزارش
آمده است كه
ثروت 358
ميليارد
جهان از
درآمد
سالانه نصف
جمعيت دنيا
بيشتر است يك
مورد حيرت
آور اين است
كه از سال 1970
عرضه آب لوله
كشي بهداشتي
در كشورهاي
فقير دوسوم
كاهش يافته
است . درنتيجه
گيري به شدت
غير عادي اين
گزارش آمده
است كه به جاي
رشد اقتصادي
واقعي به
منظور منتفع
ساختن همگان
، رشد
بي سابقه
بيكاري ، رشد
بي رحمي ورشد
ضد
دموكراتيك
وجود داشته
است .
روزي كه
اين گزارش
پخش شد، ‹‹
نيوزات تن ››
كه منبع اصلي
اطلاعات
براي ميليونها
نفردر
انگليس است ،
حتي يك كلمه
درباره آن
نگفت
ومهمترين
خبر آن ،
ابتلاي يك
شاهزاده
خانواده
سلطنتي به
افسردگي بود .
در انتها يك
خبر نيز
درباره
ايرلند پخش
شد .اما در
روزنامه هاي
انگليس يك
كلمه درباره
گزارش
سازمان ملل
ياحتي همان
خبر ايرلند
نبود . خبر
اصلي
روزنامه ها ي
‹‹ ميرور ›› و‹‹
سان ››مربوط
به زندگي
عشقي ‹‹ نيك
نالدو ›› گلف
باز مشهور
بود .
چند سال
پيش خبرنگار
‹‹ رابرت
مردوك ›› در
لندن تصوير
نادري
ازنگاه
بزرگان
رسانه ها به
خود
دراختيار ما
گذاشت . او‹‹
مردوك ›› را به
عنوان ‹‹ كارل
ماركس بازار
آزاد ›› توصيف
كرد ونوشت
: ‹‹
امپراتوري
مردوك هميشه
دريك چيز
باماركسيسم
سهيم بوده
است .
امپراتوري
مردوك
انديشه ها را
به صورت
تجربه هاي
اجتماعي
واقتصادي در
مي آورد .››
اوبه دست
آوردن حق پخش
مسابقات
فوتبال توسط
تلويزيون ‹‹
اسكاي ›› رابه
عنوان بخشي
از يك دگر
گوني
اجتماعي
وايدئولوژيك
(اجتماع )
درتصوير يك
فلسفه
افراطي
توصيف كرد .
مفهوم اين
سخن آن است به
تدريج كه
غولهاي
رسانه اي
مانندمردوك
بزرگتر مي
شوند ، شيوه
ديدن دنيا را
، غالبا بدون
اين كه
بسياري از
خود ما متوجه
شويم ، تحريف
مي كنند .
امپراتوري
مردوك از
طريق
ماهواره به
دوسوم جمعيت
جهان دسترسي
دارد .‹‹
استارتي وي ››
، كه 64 درصد
سهام آن به وي
تعلق دارد ،
از ژاپن
تاتركيه
،سراسر چين
وهند ، را
دربر مي گيرد .
مردوك ادعا
مي كند كه پخش
مستقيم
ماهواره اي ،‹‹
فجر جديد
آزادي›› را به
جهان سوم مي
آورد .
تا چندي
پيش ماهواره
مردوك
خبرهاي
تلويزيون بي .بي
.سي را پخش مي
كرد كه
خبرهاي
نامناسب (بي .بي
.سي )دارد به
داخل چين مي
رسد ، مردوك
با ابزار
لطفي درحق
پكن ، مانع
ازادامه پخش
خبرهاي بي .بي.
سي از
ماهواره شد .
انتظار
اوبراي
دريافت
پاداش چندان
به درازا
نكشيد .سازمان
مردوك از آن
زمان با
روزنامه
مردم ، ارگان
اصلي رژيم
پكن ، براي
فروش فن آوري
اطلاعات
درسراسر چين
ارتباط
برقراركرد .مردوك
به عنوان
بخشي از اين
معامله ،
فروش ‹‹ كارت
هوشمند ››
راكه امكان
سانسور
برنامه ها را
قبل از پخش
فراهم مي
سازد به دولت
چين پيشنهاد
كرده است .حالا
شبكه فاكس
مردوك در
منطقه
اقيانوس
آرام بيش از
هريك از 3 شبكه
اصلي رقيب
خود
ايستگاههاي
وابسته دارد .
دررسانه
هاي چاپي ، 90درصد
همه خبرهاي
جهان از چند
منبع
نيرومند
غربي مي آيد .3
بنگاه
آسوشيتد
پرس ، رويتر
فرانسه
برخبرهاي
خارجي ما
سلطه دارند .يكي
آمريكايي ،
ديگري
انگليسي
وسومي ،
فرانسوي است .رويتر
وآسوشيتد
پرس بيشترين
سود عظيم خود
را ازفروش
اطلاعات
مالي وتجاري
به دست مي
آورند .آنها
كه روزگاري
به جمع آوري
بيشترين
خبرهاافتخار
مي كردند ،
اكنون مراكز
رقابت بازار
آزاد هستند .آشوشيتد
پرس بيشتر
درآمد خود از
مشتريان
آمريكايي مي
گيرد وبيشتر
حوزه فعاليت
هايش آمريكا
است .‹‹ جوليوس
نايرره ››
رئيس جمهوري
سابق
تانزانيا به
طعنه
پيشنهاد
كرده است كه
بايد به مردم
كشورش اجازه
داده شود در
انتخابات
رياست
جمهوري
آمريكا شركت
كنند ، زيرا
آنان به
اندازه مردم
آمريكا با
اطلاعات
مربوط به
نامزدهاي
رياست
جمهوري
آمريكا
بمباران مي
شوند .
شركت
آمريكايي ‹‹
سي . ان . ان ›› ،
متعلق به‹‹
تدترنر ››
ميلياردر
الگوي ‹‹ عصر
اطلاعات ››
است . سي .ان .ان
با پخش 24
ساعته اخبار
جنگ خليج
فارس شهرت
بسياري به هم
زد .شبكه هاي
تلويزيوني
بي .بي .سي و‹‹
آي تي وي ››
انگليس نيز
در طول جنگ ،
خبرهاي سي .ان
.ان را به طور
مستقيم پخش
مي كردند .چه
كسي مي تواند
آسمان
نوراني
بغداد راكه
به
طورمستقيم
از سي .ان .ان
پخش مي شد ،
ومفسران
هيجان زده آن
راكه درباره
دقت عمل
سلاحهاي ‹‹
هوشمند ››
جديد وحملات
ارتش آمريكا
كه به دقت و‹‹
اعمال جراحي
›› انجام مي شد
، ‹‹ آنقدر
دقيق كه
موشكها مي
توانستند از
هرجا سوراخ
سنبه اي عبور
كنند وآنقدر
هوشمند كه
بين آدمهاي
خوب وبد تميز
قائل شوند،
فراموش كند؟
وما عملا
چنين
خبرهايي را
كه تلويزيون
مي ديديم
ياواقعا
خيال مي
كرديم كه
داريم مي
بينيم . پيام
روشن بود : جنگ
سرانجام
تبديل به علم
شده بود وبه
نوشته
روزنامه ‹‹
اينديپندنت
›› ، اين جنگي
بود كه ‹‹تلفاتش
به حد معجزه
آسايي اندك
بود ››!
مدتها پس
ازجنگ خليج
فارس ، روزي
بي .بي .سي يك
برنامه خود
را به
خبرنگاران
خارجي
اختصاص داده
بود كه
درباره
ماجراهاي
خود درجنگ
خليج فارس
سخن مي گفتند .درپشت
سرهر
خبرنگاران
كه صحبت مي
كرد ، تصاوير
متعددي از
جنگ نشان
داده مي شد ،
تصاويري از
توپها ،
تانكها
وموشكهايي
كه درتاريكي
شب مي
درخشيدند ،
ناگهان صحنه
عوض شد
وبولدوزرهايي
نشان داده
شدند كه
مشغول كار
بودند
وتصاوير به
قدري
تكاندهند ه
بود كه سخنان
خبرنگار را
به كلي تحت
الشعاع
قرارداد .اين
بولدوزرها
كه سربازان
را در گورهاي
دسته جمعي مي
انداختند .بسياري
از اجساد له
شده بود .بطوري
كه گويي با
تانك
وبولدوزراز
روي آنها
ردشده اند .تا
آنجا كه من مي
دانم ، اين
كار
خرابكارانه
بي .بي .سي
تنها موردي
بود كه
مردم انگليس
براثر آن
توانستند
ميزان واقعي
قتل عام
درجنگ خليج
فارس
رامشاهده
كنند .
ماهيت
جناياتي كه
آمريكاييها
در خليج فارس
مرتكب شدند ،
هرگز در
رسانه ها
افشا نشد ،
همانطور كه
هرگز
اطلاعات
درست مربوط
به حمله
آمريكا به
ويتنام
دررسانه ها
اعلام نشد .درست
مانند مورد
ويتنام
،درجنگ خليج
فارس ، كشتار
مردم معمولا
كشتار ‹‹ غم
انگيز ›› ،
گاهي حتي ‹‹
اشتباهي ››
توصيف مي شد ،
اما هر دو
مورد ، در
آمريكا ‹‹
مبارزاتي
شرافتمندانه
›› جلوه داده
شد .
روزنامه ‹‹
گاردين ››
چندي پيش
درمقاله اي
كوتاه نوشت
كه فقط 8 درصد
سلاحهايي كه
درجنگ خليج
فارس
استفاده شد ،
سلاحهاي به
اصطلاح ‹‹
هوشمند ››
بود وقسمت
اعظم ساير
سلاحها ‹‹ بمب
هاي انباري
›› ، به شدت
غيردقيق
وكهنه بود .وما
مي دانيم كه
بيشتر آنها
به اهداف
نظامي مورد
نظر اصابت
نكردند
ودهها هزار
مرد ، زن
وكودك
ازجمله همان
اقليت هاي
كرد وشيعه را
كشتند كه غرب
ادعا مي كرد
از آنان
حمايت مي كند .
وظيفه
اساسي رسانه
هاي پيشرفته
امروزي ‹‹
عادي جلوه
دادن اعمال
غير قابل
تصور است ››
واين عبارتي
است كه از
مقاله زيباي
‹‹ ادوارد
هرمن ››
باعنوان ‹‹
پيش
پاافتادگي
وابتذال
شرارت ›› مي
آيد .هرمن
نوشت : ‹‹ انجام
اعمال
وحشتناك به
شيوه اي
سازمان
يافته ونظام
مند به عادي
سازي متكي
است .
درانجام
ومعقول جلوه
دادن اعمال
غير قابل
تصور معمولا
نوعي تقسيم
كار وجود
دارد كه
معمولا يك
مجموعه از
افراد اعمال
ننگ آوري
مانند قتل
عام را انجام
مي دهند
وديگران روي
بهبود فن
آوري مانند
سلاحهاي
جديد كار مي
كنند . اما اين
وظيفه رسانه
هاي جريان
حاكم است كه
امور واعمال
غير قابل
تصور رابراي
افكار عمومي
عادي جلوه
دهند .
|