قرص هايي براي كشتار

هنگامي كه براي نخستين بار ،مطالب مربوط به بمباران اتمي شهرهاي “ هيروشيما ” و “ ناكازاكي ” را خواندم ، فكر كردم كه دو خلباني كه دكمه پرتاب دو بمبي كه دنيا را اتمي كرد ، درست همان ثانيه چه احساسي داشتند ؟ بعدها كه دانستم خلبان هواپيماي پرتاب كننده بمب بر هيروشيما پس از آنكه به عذاب وجدان دچار شده و خودكشي كرده است ، باز اين پرسش در ذهنم باقي ماند.

. چند روز پيش ، به مقاله اي ترجمه شده از خانم “ ليندا اكهرد ” برخوردم . اين مقاله كه در سايتي اينترنتي به نام “ روشنگري ” چاپ شده بود ، بدان پرسش ، پاسخ داد . در اين مقاله آمده بود كه با اطلاع مقام هاي نيروي هوايي آمريكا ، خلبانان اين كشور از قرص هاي مخدر براي انجام ماموريت جنگي استفاده مي كردند . اين مقتاله ، زمان شروع استفاده از اين قرص ها را سال 1942 ميلادي اعلام كرده است . به عبارت ديگر ، اين اقدام چند روز پس از ورود آمريكا به جنگ جهاني دوم آغاز شد ، در جمگ هاي كره ويتنام و ادامه يافت . اين مقاله كه پيش از آغاز جنگ آمريكا و انگليس به عراق به رشته نگارش درآمده است ، اشاره اي صريح به جنگ افغانستان نيز دارد . اما آيا مصرف اين قرص ها در جنگ عليه عراق نيز كاربرد داشته است ؟ شايد گفته يكي از خلبانان آمريكايي كه روز جمعه در اسكادران مامور پرتاب بمب هوشمند به بغداد شركت داشت ، بسيار گويا باشد : “ عمليات نشاط آوري بود ” . عملياتي كه بيش از 60 انسان بي گناه را به قربانگاه برد . در ذيل ، توجه خوانندگان گرامي را به مطالعه اين مقاله جلب مي كنيم .

                                                                                        رزوبه بوالهري

اصطلاح “ سير در آسمان ها ” در پرتو اعتراف نيروي هوايي ايالات متحده به اين كه خلبانان جنگنده اش با حمايت از نيرو مرتبا داروهاي محرك مصرف مي كنند ، معناي جديدي به خود مي گيرد . در واقع ، خلبانان بمب انداز آمريكا قبل از عمليات به مصرف “ آمفتامين ” تشويق مي شدند و در هنگام بازگشت به پايگاه ها به آنها براي خوابيدن آرامبخش داده مي شود .

اين اعتراف تكان دهنده ، كه ظاهرا مدتها در ارتش ، راز سربازي بوده ، در هنگام باز پرسي از دو

خلبان “ اف . 16” آمريكايي افشا شد كه مسوول انداختن بمب 500 پاوندي اي با هدايت ليزري بر روي يك واحد كانادايي در افغانستان بودند . در اين بمباران ، چهار مامور ارتش كانادا جان خود را از دست دادند .

كانادا بر آشفته شد و تقضايي محاكمه دو خلبان آمريكايي را كرد . خبر ناراحت كننده اي كه از تحقيق حاصل شده ، اين بود كه خلبانان جنگنده در ارتش آمريكا توسط فرماندهي خود ترغيب مي شوند كه قرص هاي آمفتامين مصرف كنند . اين قرص ها كه زماني ملقب به “ بالاها ” يا “ سرعت ” بودند امروز در نيروي هوايي آمريكا به “ قرص هاي رو ” معروفند . يكك جراح نيروي هوايي كه مهمان يك برنامه سي .ان.ان بود با اطمينان به تمجيد مزاياي قرص هاي ظاهرا بي خطر “رو” در ماموريت هاي جنگي پرداخت و توضيح داد كه آنها جان خلبانان فرسوده را حفظ مي كنند . او تاكيد كرد كه خستگي براي خلبانان كشنده است . بنابر اقرار او ، خلبانان مجازند كه اين داروها را شخصا مصرف كنند و در بعضي موارد ، خودداري آنها از مصرف دارو مي تواند سبب محروميت آنها از انجام ماموريت هاي خاص شود .

اما آيا دسترسي زنان و مردان جوان برانگيخته شده كه انگشت بر كليدها دارند ، به چنين داروهايي ، احتمال آسيب هاي ثانوي را افزايش نمي دهد ؟

بنا به گفته توليدكنندگان “ دكسدرين ” ، قطعا افزايش مي دهد . آنها اخطار داده اند كه اين محصول توانايي بيمار را براي شركت در فعاليت هاي خطر زايي چون هدايت دستگاهها و ماشين مختل مي كند . اثرات جانبي معمول دكسدرين شامل عصبيت ، بي خواب ، تعرض و اعتياد و همچنين احساساتي چون ظن و پارانويياست . بهترين اثر آن “ سايكوز آمفتامين ” است كه سبب هذيان گويي و اوهام مي شود . يكي از دو خلبان مورد بازپرسي اخير دو ساعت قبل از عمليات 5 ميلي گرم دارو مصرف كرده بود و ديگري ، يك ساعت به پرواز 10 ميلي گرم دارو آيا خلبانان هنگامي كه تصور كردند كه كانادايي ها به آنها شليك مي كنند ، دچارل توهم يا هراس شده بودند ؟ البته

هنوز اين خلبانان محاكمه نشده اند كه حقيقت را در يابيم . اما مصرف اين دارو تنها به خلباناني كه در افغانستانند محدود نمي شود . جراح ياد شده خاطر نشان كرد كه خلبانان جنگنده ها در ارتش آمريكا طي 60 سال گذشته مرتبا داروهاي محرك مصرف كرده اند . با اين حساب ، اعتراف مذكور ما را تا جنگ حهاني دوم به عقب ميي برد . معروف است كه بريتانيايي ها در خلال جنگ جهاني دوم بين خلبانان شان محرك پخش يم كردند و بنا به برخي گزارش ها ، طي درگيري هاي فالكند به آنها آرامبخش مي دادند .

اما امروز انگليسي ها ديدگاه ديگري دارند . وزارت دفاع بريتانيا اعلام كرد كه نيروي هوايي به خلبانانش آمفتامين نمي دهد . در حالي كه خلبان سابق و معاون دفاع ، مارشال هوايي “ سرتيم گاردن ” به گاردين گفته است كه دادن اين دارو توسط نيروي هوايي “ بسيار عجيب است ” سران ارتش آمريكا با اين نظر موافق نيستند . گرچه محرك هاي رواني شش دهه در ارتش معمول بوده است ، اما تا 1960 رسما مجاز نبودند . اولين مصرف گسترده اين داروها طي جنگ هاي كره و ويتنتام به وقوع پيوسته است . اما در خلال جنگ ويتنام داروي منتخب ارتش آمريكا مخدرها بود .

پرفسور “ لي .ان.رابينز ” اثبات كرده است كه تقريبا نصف كساني كه مشغول خدمت بودند يا هروئين مصرف مي كردند يا ترياك . گرچه فرمانده هان ارتش به هيچ روي اين عمل را مجاز نشمرده بودند ، اما علنا از آن چشم پوشي مي كردند.

بالافاصله بعد از جنگ خليج فارس به خلبانان آمريكايي پرسش نامه هايي داده شد تا ميزان مصرف دكسدرين را تخمين بزنند . بر اساس اين تحقيقي 65 درصد خلبانان آمفتامين مصرف كرده بودند . بنا بر ايين دو سوم بمب افكن هاي آمريكايي تحت تاثير داروهاي خطرناك پرواز مي كنند ؛ داروهايي كه اگر خلبانان معمولي يا حتي راننده اتومبيلي مصرف كند ، محكوم به زندان مي شود .

آيا اين آمارها نگران كننده نشانگر اين حقيقت نيست كه يك چهارم مرگ و ميرهاي آمريكايي ها يا نيروهاي متحد طي جنگ خليج فارس مي تواند ناشي از “ آتش بازي هاي دوستانه ” باشند ؟

همچنين گزارش هاي حاكي از اعتياد به آمفتامين در بين خلبانان پس از اين جنگ موجود است .

دكتر “ رابرت دوپون ” سلطان سابق داروي كاخ سفيد گفته كه از فهميدن استفاده گسترده دكسدرين در نيروي هوايي آمريكا متحير شده است و اضافه كرده كه “ اين سرعت است و آنجايي كه عبارت سرعت مي كشد از آن بر آمده است .” طي جنگ افغانستان ، بسياري از غير نظاميان توسط بمب افكنان آمريكايي كشته شدند و بعضي دهكده ها ار صحنه زمين محو گرديدند .

“ حامد كرازي ” رئيس جمهوري افغانستان كه خود نيز توسط انفجار بمب يك بمب افكن ب ـ 52 مجروح شده ، رسما به چند مورد مرگ افراد خود به خاطر خطاي خلبانان آمريكايي اعتراض كرده است . تاكنون هيچ خلبان آمريكايي به خاطر كشتن افغاني ها مورد تهديد قضايي قرار نگرفته و در بسياري موارد پنتاگون از پذيرش اعتبار ادعاها سرباز زده است .

اما هنگامي كه كانادا اعتراض مي كند ، پنتاگون بلافاصله توجه نشان داد و بازرسي راآغاز كرده و در نهايت ، خلبانان بازرسي را تحت پيگرد قانوني قرار داد . انسان به فكر ميافتد كه آيا جان كانادايي ها مهم تر از جان شهروندان فقيرتر جهان سوم تلقي يم شود ؟

آيا اين واقعيت براي منطقه خليج فارس چه مفهومي دارد ؟

افشارگري ديگري حاكي از اين است كه مصرف “ قرص هاي رو ” در ميان اعضايي ساير شاخه هاي ارتش آمريكا نيز رايج است . اين بدان مفهون است كه  دهها هزار “ نازنين آمريكايي ” در شهرهاي كوچك و بزرگ كشورهاي ميزبانشان در حالت خلسه و نشئه سرگردان خواهند شد . با توجه به احساسات خصمانه ساكنين آن كشورها بخاطر حمله آمريكا به اعراب هم نژادشان و به خاطر بروز احساسات ضد آمريكا زدگي در خيابان ، تصور چندان زيبايي به دست نمي آيد .

آن چه در بالا آمد ، براي مردم عراق چه مفهومي دارد ؟ براي آنان كه هنوز با تاسف فراوان از پناهگاه “ الاميريه ” ياد مي كنند كه با بمبي آمريكايي مورد اصابت قرار گرفت و 300 غير نظامي كه بيشتر زن و كودك بودند ، در آن به قتل رسيدند ؟

از سويي ، هتك حرمت يك دختر بچه 12 ساله توسط سربازان ارتش آمريكا در اوكيناوا در سال 1995 ، تجاوز جمعي ديگري در همان جزيره يك سال قبل از آن ، زير گرفتن دودختر مدرسه در كره جنوبي با خودروي نظامي 50 تني ما را به فكر مي اندازد كه آيا دارو دليل اين همه نبوده است؟

اين موضوع همچنين سوالاتي در مورد سه مردو يك زن از نظاميان آمريكا بر مي انگيزاند كه بعد از مدتي خدمت در افغانستان در فورت پراگ به آغوش خانواده برگشتند . برگشت شادمانه به خانه منجر به قتل يكي از همران آنها و خودكشي دو فرد ديگر شد . مطالعات نشان داده است كه درصد كتك زدن همسر در ميان ارتشيان بيش از مردم عادي است .

تمسخر انگيز است كه كشوري كه خودمدعي مبارزه جهاني عليه مواد مخدر است ، از مصرف ان در ميان اعضاي ارتش خود حمايت مي كند .

آيا اين موضوع اعتبار و صداقت ماموران مواد مخدر آمريكا را خدشه دار نمي كنمد و كذب ادعاهاي ايالات متحده ار مبني برداشتن موضع سرسخت نشان نمي دهد ؟

در حال حاضر ، ارتش آمريكا با ارتش كلمبيا براي سركوبي سلاطين مواد مخدر آن كشور همكاري مي كند . پرسش اين است : آيا ارتشيان آمريكايي در كلمبيا خود مواد مخدر مصرف مي كنند ؟

اگر اين گونه باشد تناقض عجيبي است . گذشته از آسيب هاي ثانوي ، اثرات طولاني مدت اين داروها بر خلباناني كه عادت به سير در آسمانها مي كنند غير قابل توجيه است . ميتوان تصور كرد كه آنها با توجه به عادتشان به درصد بالاي ترشح آدرنالين ناشي از نوع كارشان و احساس “ قدرت انجام هر كاري ” كه قرص هاي رو به وجود مي آورد ، بعدا در تطبيق خود با زندگي عادي چقدر دچار مشكل خواهند شد .

تمام تاج گل ها و مدالهاي دنيا نمي تواند جوابگوي تبديل اين جوانان به معتادان يا انسان هاي عاطل باشد . دكسدرين اعتياد مي آورد . و همانطوري كه مي دانيد وقتي كسي به سير در آسمانها عادت كرد ديگر نمي توان به زمين اش آورد .