|
|
حديث
نور
آتش
سوزي
مسجدالاقصي
1348,8,1
امام خميني
به دنبال آتش
زدن
مسجدالاقصي
از طرف
صهيونيستها,
توطئه ها و
نقشه هاي
ابرقدرتها و
رژيمهاي
وابسته
منطقه را گام
به گام زير
نظر داشت و از
خيانتهاي
بعضي از سران
كشورهاي
اسلامي, سخت
خشمگين و
آزرده بود, از
اينرو, مصمم
شد
كه بار ديگر
رسالت مقدس
خود را در
افشا كردن
اين توطئه ها
به
انجام رساند
و موضع خود را
در برابر
كنفرانس
آمريكايي
ارتجاعي
به اصطلاح
اسلامي و
نقشه شاه و
ديگر
رژيمهاي
آمريكايي
منطقه
داير بر مرمت
مسجدالاقصي,
روشن سازد. و
موضع ايشان
در
روزنامه «
الجمهوري0 »
بغداد
انعكاس يافت .
روزنامه «
الجمهوري0 »
عراق شماره 558
تحت عنوان «
مرجع
ديني حضرت آي0
الله خميني
خواستند كه
مسجدالاقصي
تجديد بنا
نشود » چنين
آورد: « حضرت
آيت الله
خميني, مرجع
ديني, از كليه
مسلمانان
خواستند كه
صفوف خود
رادر برابر
دشمنان متحد
سازند.
حضرت آي0 الله
طي گفتگوئي
با خبرگزاري
عراق اظهار
داشتند:
كنفرانس
اسلامي كه در
رباط منعقد
گرديد منشا
خدمتي به سود
مسلمانان
نشد, بلكه به
دشمنان
اسلام كمك
كرد, زيرا اين
كنفرانس
تلاش داشت كه
جنايات
صهيونيسم در
آتش زدن
مسجدالاقصي
لوث
شود. جاي
شگفتي نيست
كه كنفرانس
مزبور با
شكست مواجه
شد,
زيرا بعضي از
شركت
كنندگان در
اين كنفرانس
نيت صادقانه
نداشتند
و به علاوه
تناقضاتي
ميان شركت
كنندگان در
اين كنفرانس
وجود
داشت.
حضرت آي0 الله
افزودند: تا
زماني كه
فلسطين
اشغال شده
آزاد
نشده است
مسلمانان
مسجدالاقصي
را نبايد
تجديد بنا
كنند.
بگذارند
جنايت
صهيونيسم
هماره در
برابر چشم
مسلمانان
مجسم
باشد و مايه
حركتي براي
آزادي
فلسطين گردد.
»
امام خميني
همچنين بهمن
ماه 1348 نظر خود
را راجع به
آتش سوزي
مسجدالاقصي
و نقشه
صهيونيستي و
غارتگرانه
اي كه
رژيم شاه تحت
پوشش جمع
آوري اعانه
براي تجديد
بناي
مسجدالاقصي
دنبال مي كرد
چنين اظهار
داشت: . « . .
مسجدالاقصي
را
آتش زدند, ما
فرياد مي
كنيم كه
بگذاريد
مسجدالاقصي
به همين حال
نيم سوخته
باقي باشد,
اين حرم را از
بين نبريد.
ولي رژيم شاه
حساب باز مي
كند و صندوق
مي گذارد و به
اسم بناي
مسجدالاقصي
از مردم پول
مي گيرد تا
شايد بتواند
از اين راه
استفاده
نمايد و جيب
خود را پر كند
و ضمنا آثار
جرم اسرائيل
را از بين
ببرد.. . »
آغاز مبحث «
ولايت فقيه »
1348,11,1
امام خميني
بحث حكومت
اسلامي را
تحت عنوان «
ولايت
فقيه » در
مسجد شيخ
انصاري نجف
آغاز كرد و پس
از برهه اي
خويشتن داري
و بردباري در
برابر
انحرافها,
كجرويها و
تاريك
انديشي هاي
حاكم بر نجف,
فريادي در
سكوت مرگبار
آن
سامان سر داد
و براي اولين
بار پس از
ورود به عراق
از عرصه منبر
نجف, جو مسموم
و خوابزده آن
حوزه و جامعه
روحانيت
شيعه را به
باد حمله
گرفت افكار
استعماري, ضد
اسلامي و
واپسگرانه
اي را كه
در برخي از
عناصر تاريك
انديش حوزه
نجف جريان
داشت, مورد
انتقاد قرار
داد.
مسئوليتهاي
سنگين علما و
روحانيون را
در برابر
اسلام و
مسلمان به
آنان گوشزد
كرد. در ميان
نسل جوان
روحاني كه
تحت تاثير
محيط,
سرخورده و
مسموم شده
بودند,
روشنگري كرد.
استعمار,
صهيونيسم و
رژيمهاي
پادشاهي و ضد
اسلامي را
مورد
حمله قرار
داد. سستي,
زبوني,
خودباختگي و
سكوت و بي
تفاوتي
برخي از
روحانيون را
به شدت نكوهش
كرد.
امام خميني
در ضمن بحث
حكومت
اسلامي با
اشاره به
جوسازي,
سمپاشي و
شايعه
پراكني و
فشاري كه از
ناحيه عناصر
مرموز در نجف,
براي تعطيل
آن بحث بر او
وارد مي آمد,
چنين
مي گويد:. « . من
نمي دانم اين
حرفهاي من
بربعضي نفوس
چقدر گران
آمد كه
اعتراض
كردند: « چرا
دست از اين
حرفها بر نمي
دارد چرا
مسئله اش را
نمي گويد و رد
شود » خدا مي
داند كه اين
صحبتها از
مسائل واجب
تر است, اين
صحبتها شما
را زنده مي
كند, اين وضع
نكبت بار شما
را تغيير مي
دهد. اين
تبليغات سو
اجانب است كه
شما
را اينطور
كرده و اين
وضع را براي
شما پيش
آورده است و
شما را در
بين ملل دنيا,
گروهي كهنه
پرست معرفي
كرده اند. »
امام خميني
نه تنها به
فشار
مرموزانه اي
كه جهت تعطيل
كردن
بحث حكومت
اسلامي به
عمل مي آمد,
تسليم نشد
بلكه با
استواري
و اراده اي
پولادين, اين
بحث را دنبال
كرد و در كرسي
درس نجف به
روشنگري و
آگاه كردن
نسل جوان
روحاني
سرسختانه
ادامه داد, و
سيماي
تابناك
اسلام را از
زير گرد و
غبار بيرون
كشيد و به
نمايش
گذاشت.
انگيزه امام
از طرح مبحث
حكومت
اسلامي در
نجف را مي
توان
در اهداف زير
بيان كرد: «
اثبات حكومت
اسلامي,
مبارزه با تز
جدايي
دين از سياست,
شناساندن
اسلام واقعي,
مبارزه با
خودباختگي و
خودكم بيني,
افشاگري
عليه رژيم
شاه, موضع
گيري عليه
رژيمهاي
كشورهاي
اسلامي,
مبارزه با
روحاني
نماها,
يادآوري دو
مراسم
عبادي سياسي
حج و
نمازجمعه,
تكيه روي
وظايف و
مسئوليتهاي
سياسي
اجتماعي
روحانيون,
خطر
صهيونيسم,
نقش
خانمانسوز و
اسارت بار
استعمار در
كشورهاي
اسلامي, تضاد
اسلام با
رژيم
پادشاهي و.. . »
امام خميني
در پايان بحث
خود پيرامون
حكومت
اسلامي از
همه
انديشمندان
روحاني و
ديگر
دانشمندان
اسلامي
خواستار
بررسي
بيشتر
پيرامون
مسئله حكومت
اسلامي شدند
و فرمودند:. « . .
ما اصل
موضوع را طرح
كرديم و لازم
است نسل حاضر
و نسل آينده
در
اطراف آن بحث
و فكر كنند و
راه به كار
بستن آنرا
پيدا كنند,
سستي ,
سردي و ياس را
از خود دور
سازند و
انشاالله
تعالي كيفيت
تشكيل
و ساير
متقرعات
آنرا با
مشورت و
تبادل نظر به
دست بياورند
و
كارهاي
حكومت و
مملكت
اسلامي را به
دست
كارشناسان
امين و
خردمندان
معتقد
بسپارند و
دست خائنين
را از حكومت,
مملكت و
بيت المال
مسلمين قطع
كنند و مطمئن
باشند كه
خداوند
توانا با
آنهاست. »
لازم به ذكر
است كه مجموع
بحث امام
درباره
حكومت
اسلامي ,
12 درس بود كه
تحت عنوان
كتاب « ولايت
فقيه » بارها
به چاپ
رسيده است.
|