جهاني شدن بازارهاي انرژي

 

     جهاني شدن بازارهاي انرژي از طريق تجارت بين المللي، سرمايه گذاري هاي متقابل، آزاد سازي بازارهاي داخلي و نوسازي صنايع، موجب ادغام صنايع انرژي قديمي در اقتصاد سياسي نوين جهاني مي شود. امروزه  اين تغييرات در صنايع و بازارهاي انرژي، در گوشه و كنار جهان بخوبي قابل مشاهده است. مقولاتي مانند كارايي اقتصادي، توسعه فناوري و نيز انتخاب مصرف كنندگان، تبلور چنين تحولاتي است.

     جهاني شدن انرژي، فرآيندي پيچيده است كه برخي تأثيراتش به صورت چالشهاي جديد براي برنامه ريزان راهبردي نمود مي يابد. در اين خصوص اين پرسشها مطرح مي شود كه چه مناسبات جديدي در اثر فرآيند جهاني شدن انرژي ميان توليد كنندگان و مصرف كنندگان انرژي و نيز ميان خريداران و فروشندگان آن پديد مي آيد؟ در پي اين فرآيند، چه كساني سود مي برند و چه كساني متضرر مي شوند؟ چه ملاحظات جديدي درباره امنيت انرژي در جهان امروز بايد مدنظر قرار گيرد؟ چه نوع چالشها ٍو تهديدات امنيتي در دو دهه آينده در زمينه جهاني شدن انرژي ايجاد خواهد شد؟

     در خصوص تامين امنيت انرژي در فرآيند جهاني شدن بازارهاي انرژي، ديدگاه هاي متفاوتي ارائه شده است. ايالات متحده امريكا از سياست هاي انرژي با جهتگيري بازار آزاد در داخل و خارج كه به آزاد سازي بازارهاي سنتي و محدود به اشكال جديد رقابت و نوسازي منجر شود، حمايت مي كند.

     از اين رو، قاره آسيا به عنوان جايي كه ايالات متحده با مخاطرات امنيتي گسترده اي در آن روبه روست و نيز جايي كه با افزايش سريع واردات نفت و گاز در دو دهه آتي مواجه است، مورد توجه ويژه اي است. سياستگذاران در آسيا و ساير كشورها نگرانند كه بازارهاي انرژي به تنهايي قادر به تضمين امنيت انرژي نباشند. ايالات متحده از طرق مختلفي، سعي در دستيابي به امنيت انرژي دارد. در اين خصوص، منطقه خليج فارس از اولويت بالايي نزد اين كشور برخوردار است.

     به منظور درك مساله افزايش همكاري و وابستگي متقابل كه بازارهاي انرژي به آن نيازمندند، بايد به تشريح ديدگاههاي متفاوت در خصوص امنيت انرژي بپردازيم. همچنين برخي تهديدات امنيتي غير قابل پيش بيني را تحليل كنيم و پيامدهاي آن را بويژه براي ايالات متحده در نظر بگيريم. ايالات متحده در آينده با مشكلاتي در خصوص تامين انرژي مواجه است؛ زيرا توليد كنندگان، قدرت سياسي خود را از طريق عرضه نكردن انرژي اعمال مي كنند. بنابراين به منظور تضمين امنيت انرژي و كاستن از عواقب پيش بيني نشده جهاني شدن بازار انرژي امريكا ناچار خواهد شد تا حدودي از «ابتكارات چند جانبه» استفاده كند. شكست در حصول به اين هدف، هزينه هاي زيادي در بر خواهد داشت.

 

وابستگي متقابل نامتجانس

     جهاني شدن بازارهاي انرژي، پديده جديدي نيست. توليد كنندگان عمده نفت براي چند دهه، اتحاديه چند مليتي مهمي تشكيل داده اند و سوختهاي فسيلي براي چند قرن به صورت بين المللي تجارت مي شوند. البته از لحاظ اندازه، سطح و عمق، امروزه جهاني شدن انرژي بي سابقه است. شبكه هاي عرضه و مصرف انرژي در كشورها و قاره هاي مختلف، در ديدگاههاي سنتي انرژي كه به كنترل و اقتدار ملي تاكيد داشتند، تحول ايجاد كرده است. با توجه به دسترسي آزادتر بازارهاي ملي به منابع انرژي، توافقنامه هاي بين المللي مانند منشور انرژي، مبادلات بين المللي الكترونيك، وابستگي متقابل، نوسازي صنايع، خطوط لوله بين مرزي و شبكه هاي مرتبط نيروگاه هاي برق، بازارهاي ملي انرژي به طور روزافزون در يكديگر ادغام شده اند. بين سالهاي 1990 تا 1997، تجارت انرژي جهاني بسرعت رشد كرد. از جمله انرژي برق از انرژي هايي است كه بازارش جنبه جهاني پيدا كرده است. مصرف كنندگان در سراسر جهان، انرژي برق را از شركتهاي غير ملي كه در بازارهاي منطقه اي عمده فعاليت مي كنند، مي خرند.

     موانع موجود در مسير جهاني شدن انرژي و ماهيت روابط نامتجانس ميان بازيگران عمده، چالش جديدي براي سياستگذاران و برنامه ريزان امنيتي در خصوص تامين امنيت انرژي به وجود آورده است. امروزه در كشورهاي در حال توسعه، تعداد بيشتري از مردم به انرژي برق دسترسي دارند؛ بنابراين مدل سنتي نيروگاه هاي مركزي و كنترل دولتي، پاسخگوي نيازهاي جديد نيست. همچنين كشورهاي در حال توسعه تا حد زيادي از افزايش قيمت نفت، متضرر مي شوند، بنابراين ضروري است كه اين كشورها به نوسازي صنايع به عنوان پيش شرطي براي دستيابي به سرمايه  بين المللي مبادرت ورزند. در فرايند جهاني شدن انرژي، مناطق مختلف جهان با يكديگر تمايز دارند. در حالي كه برخي كشورها، خواهان ادامه روند افزايش قيمت و عرضه محدود نفت هستند، ساير مناطق با اين امر مخالفند. به نظر تحليلگران، به دليل كاهش ميزان توليد داخلي و افزايش تقاضا در دو دهه آينده، وابستگي قاره آسيا به نفت خاورميانه بيشتر مي شود. همچنين اگرچه در اثر فرايند جهاني شدن بازارهاي انرژي، تجارت نفت، روانتر مي شوند و جنبه جهاني مي يابد؛ اما كشورهاي آسيايي با تصميم مهمي درباره اين كه به چه ميزان به نيروهاي بازار متكي شوند،   مواجه اند.

     با توجه به اين كه كشورهاي آسيايي نسبت به خريداران نفت در اروپا و غرب، قيمت بيشتري براي نفت پرداخته اند، تكيه آنها به قراردادهاي بلند مدت ادامه خواهد يافت. در اين خصوص، قطعا انتخاب هاي يك كشور بر روي تصميمات ساير همسايگان تاثير مي گذارد. به هر حال اين مساله كه آيا كشورهاي آسيايي به بازارهاي انرژي جهاني تكيه مي كنند يا سياست سنتي خودشان را پيگيري مي كنند، همچنان به عنوان يك پرسش مطرح است.

     سرمايه گذاري هاي متقابل بين المللي، به عنوان شاخص ديگر جهاني شدن بازارهاي انرژي در سالهاي اخير بسرعت رشد كرده است. همچنين آزاد سازي صنايع انرژي، به باز شدن بازارهاي انرژي به روي بازيگران جديد منجر شده است؛ بازيگراني كه خدمات جديدي در حوزه هايي مانند ارتباطات و اينترنت ارائه مي كنند. افزايش ارتباطات ميان شركتها در قاره هاي متفاوت، موجب تسهيل عملكردها و توليد منابع جديد انرژي از طريق ارائه ابتكارات جديد و راه حل هاي نوين شده است. همچنين از آنجا كه آزاد سازي بازار انرژي، نرخهاي متفاوتي را براي انرژي در نقاط مختلف جهان گسترش داده، براي حل اين مشكل ضروري است كه حكومت ها به اتخاذ       شيوه هاي نوين از جمله تدوين قوانيني كه چارچوب رقابت را در مبادلات بين المللي تعيين كنند، مبادرت ورزند.

     «تغييرات فناوري» مي تواند از طريق كاستن هزينه هاي بهره برداري و توسعه انرژي و نيز افزايش توليد و استفاده بيشتر از انرژي، راه حلي براي مشكلات انرژي جهاني بيابد. فناوري هاي نوين همچنين قادرند كه به حل «مشكلات زيست محيطي» كه به گونه اي فزاينده منجر به آلودگي جهان در آينده خواهد شد، بينجامند. استفاده از سوختهاي فسيلي بويژه در كشورهاي در حال توسعه يكي از عوامل اصلي مشكلات زيست محيطي است. با وجود برخي اقدامات، هنوز علائم مثبتي در بازار انرژي جهاني براي پرداخت هزينه هاي مربوط به حل مشكلات زيست محيطي مشاهده نمي شود. از اين رو، اراده سياسي به عنوان عامل تعيين كننده، نقش عمده اي در ارائه راه حل هاي مناسب ايفا مي كند.