جنگ پايان نيافته

1    - نگاهي به تاريخچه زندگي رئيس دولت خودگردان و موقعيت دشوار او در شرايط امروز فلسطين

نويسنده : يوري آونري

   مترجم : ‌ليلا كرمي

اشاره:

در بخش اول و دوم مقاله پيش رو كه در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه گذشته به چاپ رسيد، يوري آونري به عنوان يك يهودي اسرائيلي طرفدار صلح در منطقه فلسطين و مخالف سطه طلبي هاي رژيم صهيونيستي، به شرح زندگي رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين (ياسر عرفات) پرداخت. هر چند آونري در بخش پاياني اين مقاله عرفات را قاضي نهايي مسأله فلسطين مي داند اما جهان با توجه به اشتباهات فراواني كه عرفات در طول مبارزه و توافق با اسرائيلي ها مرتكب شده است در انتظار تصميم نهايي اوست.

در اواخر سال 1973، عرفات به اقدامي دست زد كه در ميان رهبران ديگر كمتر ديده شده است. جنگ اكتبر 1973 اصول استراتژيكي او را تغيير داد، تا آن زمان او اعتقاد داشت كه اسرائيل را مي توان با زور و نيروي نظامي سرنگون كردو از اين رو جنگ فلسطيني ها بيشتر به گونه اي طراحي مي شد كه به يك درگيري نظامي عمومي ميان اسرائيل و دنياي عرب بينجامد، همان گونه كه در سال 1967 روي داد. در اكتبر 1973 اودريافت كه اين اميد چندان به واقعيت نزديك نيست. پس از شكست اعراب در جنگ 1973 عرفات ( يك مهندس هميشه معقول) به يك نتيجه گيري منطقي رسيد هيچ راه حل نظامي براي اين مشكل وجود ندارد تا نتيجه گيري دون تنها يك قدم فاصله بود، دولت فلسطين تنها بر مبناي مصالحه مي تواند تشكيل شود از طريق يك توافق سياسي با اسرائيل او كار بر روي اين طرح را  آغاز كرد.

تلاش بسيار زيادي لازم بود يك نسل كامل از فلسطيني ها شاهد دشمني بزرگ و بي رحم به نام اسرائيل بود كه نيمي از مردم فلسطيني را از خانه‌ها و زمين هاي خود بيرون رانده و هنچنان به مصادره نيم ديگر آن ادامه مي داد. در طول مدتي كه فلسطيني ها دچار ماندگي و استيصال شده بودند از اعتقاد خود دست برنداشته و معتقد بودند كه ادامه حضور اسرائيل غير قانوني است و اسرائيل روزي به طريقي ريشه كن خواهد شد. عرفات مي بايست كاري كند كه ملتش به مصالحه اي تن دهد كه بر اساس آن تنها 22 درصد از سرزمين تارخي آبا و اجدادي شان را برايشان باقي مي گذاشت.

او همان گونه عمل كرد كه هميشه اقدم مي كرده است با صبري بسيار زياد حساسيت به انسان ها مانورهاي تاكتيكي راههاي پر پيچ و خم و پنهانكاري . او در ارتباطي مخفيانه با گروهي كوچك از فعالان سياسي اسرائيلي حامي صلح ( از جمله خود من) آغاز كرد به اين اميد كه از طريق آنها راهي به مركز نظام حاكم اسرائيلي بگشايند. او برخي از اين افراد و انديشه هاي پنهان او را علناً‌ ابراز كنند.

او باعث شد شوراي ملي فلسطيني ها يا همان مجلس در تبعثد به تدريج قطعنامه هاي خود را تغيير دهد . در اين تلاش كه از سال 1974 تا 1988 به طول انجاميد، ابومازن كمكهاي زيادي به او كرد.

در آن زمان اسحاق رابين با توافق صلح با فلسطيني ها همچنان سرسختانه مخالفت مي كرد و شيمون پرز سرپرستي توافق ها را بر عهده داشت. هر دو از «راه حل اردني » حمايت مي كردند كه متضمن بازگرداندن قسمت هايي از كرانه باختري به اردن و برقراري صلح با شاه حسين بدون توجه به خواسته هاي فلسطيني ها بود. اگر كسي شايستگي و لياقت جايزه نوبل را به خاطر معاهده اسلو داشت فردي جز عرفات نبود.

زماني كه آريل شارون در سال 1982 به منظور راندن فلسطيني ها از لبنان و كشتن رهبران آنها به لبنان حمله كرد،‌ عرفات مي توانست به راحتي به موقع از بيروت خارج شود، خروج او از لبنان اقدام عاقلانه اي به نظر مي رسيد اما او در كنار افراد مبارز خود تا آخرين روز در شهري كه توسط دشمن به محاصره در آمده بود باقي ماند. پس از يك درگيري طولاني ، افراد او مبارزه اي كه از سوي او هدايت مي شد اسلحه بر دوش با سرافرازي تمام بيرون آمدند.

با وجود سرويس هاي مخفي زيادي كه قصد كشتن عرفات را داشتند، بايد گفت او  بيشتر عمر خود را در خطر گذراند و از چند اقدام تروريستي جان سالم به در برد.

اما مشكل ترين بخش رياست حكومت خود مختار است عرفات در مقام رئيس حكومت جديد فلسطيني با يكي از دشوارترين دروه هاي حرفه اي خود مواجه شد كاري سترگ كه در ديگر جنبش هاي آزاديبخش ناشناخته بود تشكيل نوعي دولت در حالي كه جنگ آزاديبخش همچنان ادامه داشت.

عرفات مي بايست كه براي اقليت مسيحي نمايندگان مذاهب مختلف و مهمتر از همه اينها رؤساي اقوام و خانواده هاي بزرگ كه قرنها بر جامعه فلسطيني تسلط داشتند و بدون آنها حكومت بايد توسط افرادي كه مختلف و مهمتر از همه اينها رؤساي اقوام و خانواده هاي بزرگ كه قرنها بر جامعه فلسطيني تسلط داشتند و بدون آنها حكومت بر كشور ممكن نبود سهمي در نظر بگيرد. كاري كه تقريباً محال و غير ممكن به نظر مي رسيد.

يكي از نقاط ضعف دولت جديد تمركز گرايي اين دولت بود در طول سالها مبارزه و نبرد عرفات به تصميم گيري هاي سريع و بدون مشورت با ديگران خو گرفته بود دوستان او بسيار مايل بودند كه او شخصاً تصميمات مهم را اتخاذ كند. بسياري از دوستان صميمي نظامي اش در طول درگيري ها كشته شده بودند برخي از آنها به دست نيروهاي اسرائيلي و برخي به دست ابونضال مأمور عراقي و امثال او كشته شدند و مانند همه رهبراني كه براي مدت طولاني در قلب درگيري هاي جنگ پايان نيافته است. اين افراد در جستجوي منافع شخصي خود بودند، برخي آنها به فساد كشته شده و برخي ديگر جذب معيارهاي كشورهاي همسايه شدند. همين امر خشم و نفرت عموم فلسطيني ها را برانگيخت. چپ گراهاي اسرائيلي محكوم كردن مقامات فاسد را آغاز كردند. ماشين تبليغاتي مسؤولان اسرائيلي مطالب را دنبال كرده و با خسنودي آنها را در سراسر دنيا منتشر كرد. اين ماجرا خسارات سنگيني را به آرمان فلسطيني ها وارد آورد.

اما با اين احوال هرگز كمترين سوءظني به ياسر عرفات نسبت داده نشد. در حالي كه آريل شارون در حال غرق شدن در منجلابي از تباهي است عرفات همچنان مبرا و پاك از تمامي اين انحرافات به نظر مي رسد.[i]

نه مخالفان داخلي و نه سازمانهاي اطلاعاتي اسرائيلي هيچكدام نتوانستند در جستجوهاي خود به مورد مشكوكي دست يابند او صاحب زندگي بسيار ساده اي است و از خود خانه اي ندارد. لباس هاي او همان يونيفرمهاي خاكي هستند.[ii]

عرفات در طول زندگي اش اشتباهات زيادي مرتكب شده است،‌ ممكن است او در مورد مخالفتش با ابتكار عمل سادات در سال 1977، با تن دادن به فشار همكاران عصباني خود زياده روي كرده باشد و احتمالاً حمايت او از صدام حسن در طول اولين جنگ خليج خطايي بزرگ بود كه براي او بسيار گران تمام شد. او بيش از يك بار در انتخابات معاونان و افراد معتمد و رازدار خود اشتباه كرد.[iii]

با اين حال از بسياري جهات عرفات براي ملت خود تنها رهبري است كه مي توان بدون چون و چرا به او اعتماد كرد بيگانگان از درك اين مطلب عاجزند و براي آنها عجيب است كه دريابند دقيقاً‌  همان ويژگي هايي كه او را در نزد بسياري از غربي ها منفور كرده است از او فردي قهرمان براي ملتش بسازد.

به عنوان نمونه زماني كه در كمپ ديويد آشكارا طرح پيشنهادي اهود باراك و بيل كلينتون را رد كرد، افراد بسياري از «اردوگاه صلح اسرائيلي» از او انتقاد كردند، حال آن كه از نظر فلسطيني‌ها اقدام وي مظهر شهامت و غرور ملي بود. وقتي كه به جلسه كنفرانس سران رفت خيلي از فلسطيني ها نگران بودند كه او با پاي خود به درون تله رفته و قدرت كافي براي رهانيدن خود نخواهد داشت. بديهي بود كه طرح هاي با سخاوت باراك، كمترين خواسته فلسطيني ها را برآورده نمي كرد و عرفات بدون اين كه تسليم خواسته هاي آنها شود از كنفرانس بازگشت و از او همچون يك قهرمان استقبال شد.

تنها يك نفر شايسته چنين اعتمادي از جانب ملت خود است: مردي كه در مكاتعه تحت محاصره است او همچنان به عنوان قاضي نهايي و صاحب نظر اصلي در آن مقام باقي است.

 



[i] به نظر مي رسد كه نويسنده در اين مورد اغراق كرده است داستان فساد ياسر عرفات بارها توسط نويسنده هاي مختلف به رشته تحرير در آمده است.

[ii] در اينجا به ذكر دو نمونه از فساد حكمت خود گردان فلسطين به رهبري ياسر عرفات با ذكر منابع مي پردازيم و خاطر نشان مي كنيم كه مسؤوليت صحت موارد مذكور البته بر عهده منابع است:

الف ) در حالي كه اغلب فلسطيني ها در شرايطي رقت بار زندگي مي كنند شكاف اكجتماعي فزاينده و بسيار آشكار در سرزمين هاي اشغالي و مرسدس بنزهاي آخرين مدل براي دارودسته آقاي عرفات رهبري او را در معرض تهديد قرار داده است. آقاي عرفات و همدستانش مبالغ سنگيني را در بانك هاي سوئيس و ديگر حسابهاي محرمانه نگه داشته و سرمايه گذاري هاي هنگفتي در املاك و صنعت در سراسر جهان نموده اند.

منبعWashington times

تاريخ:15 March 2001

نويسنده:Rachel enrenfeld

ب) سال گذشته روزنامه اسرائيلي معاريو با افشاي وسعت روابط تجاري و مالي بين عرفات و دوستانش با يوسي گينوساز رئيس سابق بازجويي شين بت اسرائيل طوفاني از خشم بر پا كرد. يكي از اتهامان وارده بر گينوسار اين است كه او در پشت پرده مديريت حساب بانكي مخفي عرفات را بر عهده داشته است. دادتان كل اسرائيل تحقيقات جنايي تمام عياري را براي آنچه كه اسرائيلي ها از آن به عنوان خيانت ياد مي كنند آغاز كرده است. با اين حال گزارش رونامه ها آرتص در سال 1997 گينوسار را متهم كرد كه او قبل از نزديكترين همكاران از عرفات در معاملات فاسد بازي نموده و از هر طرف 5 درصد پورسانت مي گرفته است.

منبع:www.electronicintifada.net

تاريخ:23 april 2003

نويسنده:Ali abunimah

عنوان مقاله : «مرداني كه فلسطين را مي فروشند.»

 

[iii] اين اشتباهات البته از ديدگاه نويسنده مقاله است كه خود يك يهودي معترض به اسرائيل اما به حال اسرائيلي است اما اگر از زواياي ديگر نگاه كنيم عرفات اشتباهات ديگري هم داشته است كه مهمترين آنها تمركز بر قوميت عربي در مبارزه فلسطيني هاست طي سالها مبارزه عرفات و گروه او از اهميت نقش اسلام غفلت كردند و حتي در زمان جنگ تحميلي عراق عليه ايران با تمسك به همان قوميت عربي از عراق عليه ايران حمايت كردند. حال آن كه به زودي روشن شد كه صدام مأموريت داشت امت اسلامي را دوباره تقسيم كند و از اين طريق به آرمان فلسطين ضربه زند.