كاريزماي عرفات در نگاه جريانهاي سياسي اسرائيل

حسين صفدري

 

سيلوان شالوم وزير خارجه اسرائيل چند روز قبل از اعلان فوت عرفات در گفتگوئي با راديو ارتش اسرائيل گفت: كشورش آماده است با پيش شرط هايي گفتگوهاي صلح آميز با جانشين عرفات را آغاز كند.

شالوم با ارائه تحليلي از شخصيت ياسر عرفات و با اشاره به قدرت و نفوذ كامل نامبرده بر امور فلسطيني ها گفته است وي براي اينكه از خود يك شخصيت پولادين در برابر ديدگان مردم به نمايش بگذارد، راههاي پيشرفت اقدامات صلح جويانه را به بن بست مي كشاند.

وزير خارجه رژيم صهيونيستي همچنين تاكيد كرده است: اسرائيل هيچگونه ترديد و يا محدوديتي براي از سرگيري گفتگوهاي صلح آميز با رهبران جديد فلسطين نخواهد داشت منوط بر اينكه آنها براي مبارزه با تروريستها جديت كافي را داشته باشند.

اظهارات فوق از زبان وزير خارجه اسرائيل در واپسين روزهاي زندگي عرفات بخوبي نشان مي دهد ارزيابي رهبران تندروي رژيم صهيونيستي از وي منفي است و تصميم جمعي آنها بر آنست كه وي را تا آخرين لحظات عمر از مشاركت دادن در معادلات سياسي محروم نگاه دارند.

اين در حاليست كه جناح دوم در معادله قدرت رژيم صهيونيستي نبود عرفات از معادله قدرت را بحراني عميق تصور كرده و معتقد است هيچكس پس از او برخوردار از قدرت كافي و پايگاه اجتماعي نيست تا بتواند به نمايندگي از مردم فلسطين در برابر رژيم صهيونيستي متعهد شود.

جامعه شناس سرشناس اسرائيلي ميرون بنفينيستي در روزنامه هآرتص با تشريح بحرانهاي پس از عرفات و تاكيد بر نبودن جايگزيني كه از امكانات و اختيارات عرفات برخوردار باشد مي نويسد: راه چاره در چيست وقتي بجز عرفات شرور فردي با اين قدرت و اعتبار وجود ندارد كه بتوانيم با او گفتگو كرده و به توافق دست يابيم؟

روزنامه پر شمارگان يديعوت آهارونوت نيز در تحليلي مشابه نوشته است: عرفات دشمني ملايم براي ملت يهود بشمار مي رفت كه رهبران اسرائيل مي توانستند براحتي دشمني هاي او را تحمل كنند.

اين روزنامه همچنين پيش بيني كرده است معادله موجود بين فلسطين و اسرائيل پس از عرفات حالت پيچيده تري بخود خواهد گرفت. پژوهشگر سياسي اسرائيل مناخيم كلين نيز با اشاره به رفتار دولت شارون با عرفات و سختگيريهاي بعمل آمده در حق او كه منجر به بن بست كامل مذاكرات صلح گرديده است مي نويسد: حكومت اسرائيل در آينده قادر نيست در برابر فشارهاي جامعه جهاني براي از سرگيري گفتگوهاي سياسي با جانشين عرفات مقاومت كند، او با يادآوري اين نكته كه احمد قريع و ابومازن هيچ يك پايگاه اجتماعي قابل مقايسه اي با عرفات در بين مردم فلسطين ندارند تاكيد كرده است سيطره بر اوضاع امنيتي و مهار جريانهاي مسلح به مراتب سخت تر و پيچيده تر از گذشته خواهد شد.

ابراهام سيلا خاورشناس اسرائيلي در تحليلي بدبينانه از توازن قدرت در بين رهبران فلسطيني پس از عرفات مي نويسد: رهبري آينده فلسطين از كاريزماي لازم و قدرت كافي به اندازه  اي كه عرفات از آن برخوردار بود، بهره نخواهد داشت به همين دليل آنها قادر نيستند گروههاي مسلح و مخرب را به آ تش بس مجبور كنند. سيلا با اشاره به اين نكته كه شارون هيچگاه عقب نشيني يكطرفه از غزه را آغاز اجراي عقب نشيني از كرانه باختري قلمداد نخواهد كرد آورده است: او به بهانه اينكه شريك مناسب در بين رهبران فلسطين براي اجراي مفاد صلح دو جانبه را ندارد، اقدام به عقب نشيني يك جانبه از غزه كرده است.

او جمعبندي كرده است كه شارون حاضر نيست از ذهنيات امنيتي خود عقب نشيني كند و فرايند اين جمود چيزي جز چالش بين اسرائيل و رهبري آينده فلسطين نخواهد بود.

كاريزماي عرفات

نقطه مشترك دو تحليل فوق بر كاريزما و شخصيت ياسرعرفات در معادله دو جانبه با اسرائيل تاكيد دارد.

اين اقتدار و پايگاه اجتماعي او باعث گرديد كه بعنوان شاخص ترين چهره فلسطيني براي مشاركت در روند صلح برگزيده شود.

در حوادث سياسي خاورميانه بين سالهاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ كه سيزده دور مذاكرات صلح آميز اعراب و اسرائيل با حضور كشورهاي اردن، سوريه، لبنان و مصر در مادريد جريان داشت عرفات و تيم برگزيده او شامل افرادي همچون فيصل حسيني، صائب عريقات، حنان عشراوي و... بعنوان نمايندگان فلسطين در مذاكرات مشاركت داشتند. حضور اين تيم در مذاكرات ابتدا بصورت مستقل مورد قبول اسرائيل نبود از اينرو آنها زير چتر حمايت دولت اردن در مذاكرات حاضر شدند ولي پس از چند دور گفتگو و تاكيد كشورهاي عربي مبني بر اينكه جوهر اختلاف و نزاع اعراب با اسرائيل حول محور فلسطين است بر برجسته ساختن نقش فلسطيني ها در روند صلح پافشاري كردند و افزودند حل و فصل معضلات دو جانبه هر يك از كشورهاي مورد اشاره با اسرائيل منوط به حل مشكل فلسطين با اسرائيل است. با اين وصف عملا تيم فلسطيني توانست به جايگاه مستقلي در مذاكرات دست يافته و رسما بعنوان نماينده ملت فلسطين وارد گفتگوهاي سياسي شود. دستاورد فوق براي عرفات و تيم مذاكره كننده معلول دو علت عمده است:

الف: پيدايش انتفاضه با زيربناي ديني

از سال ۱۹۸۷ مبارزات مردم فلسطين شكل جديدي بخود گرفت و مايه هاي ديني نيز بدان افزوده شد و در اين سطح مساجد و مراكز ديني كانون تحولات و پايگاه فعاليت هاي مبارزاتي به حساب مي آمد، ستاره چهره هاي اسلامي و مبارز يكي پس از ديگري درخشش گرفت و احزاب اسلامي نيز اعلام موجوديت كردند. از آنجا كه اين تحولات گسترده تر از مراحل قبل بشمار مي رفت و سير تكاملي نيز داشت رفته رفته تمام نقاط حساس و شهرهاي اصلي كرانه باختري را فرا گرفت و بطور روزانه براي دستگاههاي امنيتي و نظامي اسرائيل بحران مي آفريد. آمار منتشره در سالهاي قبل از ۱۹۹۰ بطور مستمر و روزانه حوادث متنوع و بحران آفريني را به ثبت رسانده است.

حمله به نيروهاي ارتش و امنيتي، ترور شهرك نشينان يهودي، برگزاري تظاهرات عمومي، اغتشاش در دانشگاهها و انفجار خودروهاي نظامي عنوان حوادثي است كه صفحات روزنامه ها را بخود اختصاص داده است.

از آنجا كه معضلات امنيتي اسرائيل در اين مقطع منحصر به اين بحرانها نبود بلكه اقدامات مسلحانه حزب الله در مناطق جنوبي لبنان (شمال سرزمينهاي اشغالي) نيز تهديد جدي براي رژيم اشغالگر قدس بشمار مي رفت، جريانهاي سياسي در اسرائيل بر آن بودند تا با ابتكاري سياسي جبهه داخلي را تا حدودي آرام كرده و فرصت يابند امكانات دفاعي و مقابله اي خود را براي سركوب حزب الله بسيج كنند.

نكته ديگر قابل توجه اين است كه مبارزات فلسطيني ها كه تا قبل از اين مقطع ملي معرفي مي شد با ديني شدن بنيان و پايه هاي آن بيشتر از گذشته هراس يهوديان را تشديد كرد. صاحبنظران و جامعه شناسان اسرائيلي بر اين اعتقادند كه تحول بوجود آمده در نگرش مبارزاتي، تهديد مضاعفي بود كه رهبران يهودي با آن مواجه بودند. بدنبال اين تحولات تئوري هاي امنيتي دو حزب رقيب در اسرائيل با مقوله هاي جديدي از جمله مهار سياسي و يا طراحي گفتگوهاي سياسي و صلح آميز معرفي گرديد. تئوريسينهاي خاورميانه اي در بررسي تحولات منطقه، ابتكار صلح را گامي در جهت تقويت بنيه دفاعي و امنيتي اسرائيل قلمداد مي كنند و معتقدند حزب ليكود و بدنبال آن رابين و پرز از حزب كار با تعقيب روند صلح در جستجوي حقيقتي بودند كه در ميدانهاي عملياتي نتوانستند بدان دست يابند.

در تبليغات انتخاباتي حزب ليكود طي سال ۱۹۸۸ كه بطور عموم در اينگونه تبليغات نيازهاي جدي جامعه منعكس مي شود براي حل معضل ناامني كه يهوديان از رهگذر پيدايش انتفاضه ديني با آن مواجه بودند براي شروع گفتگوهاي سياسي با ساف اعلام آمادگي شد.

رهبران ليكود با اشاره به بحرانها و ناامني هاي مورد اشاره به راي دهندگان اسرائيل وعده دادند در صورت پيروزي در انتخابات براي حل معضل ناامني آمادگي دارند با سازمان آزاديبخش فلسطين در صورتيكه به شروط آنها پايبند باشند به مذاكره بپردازند. اهم شروط مورد اشاره حول محورهاي ذيل تعيين گرديد:

۱- به رسميت شناخته شدن دولت اسرائيل توسط ساف

۲- پايان دادن به عمليات نظامي و خرابكارانه در داخل سرزمينهاي اشغالي

۳- آمادگي براي كمك به مقابله با ريشه هاي ناامني و بحران آفرين

۴- حذف بندهائي از منشور ساف كه با كيان رژيم صهيونيستي و يا روح زندگي مسالمت آميز اعراب و يهوديان مهاجر در تعارض است.

رهبران ليكود در توجيه اين ابتكار در جلسات درون حزبي به چند نكته تاكيد مي ورزيدند.

اولا آنها بر اين اعتقاد بودند كه موفقيت اين طرح در نهايت منجر به مهار ناامني هاي مناطق اشغالي خواهد شد و بدنبال آن دستگاههاي امنيتي و نظامي فرصت خواهند يافت امكانات خود را براي مقابله با تهديدات شمالي (حملات حزب الله به شمال سرزمينهاي اشغالي) به كار گيرند.

ثانيا با بكارگيري عناصر و رهبران فلسطيني كه سابقه مبارزاتي آنها مورد قبول و توجه افكار عمومي فلسطينيان است روح ستيزه جوئي در بين آنها سركوب شده و تمايل عمومي براي حمايت از طرح صلح افزايش خواهد يافت.

ثالثا در صورت اجرائي شدن اين طرح دولت اسرائيل براي سركوب ريشه ناآرامي ها مجبور به استفاده از امكانات مادي و معنوي خويش نيست بلكه فلسطيني هاي طرف مذاكره موظف به مهار فضاي امنيتي خواهند شد.

در حقيقت تئوري صلح بر پايه كنترل و مهار انتفاضه توسط رهبران فلسطيني طراحي شده بود از اينرو جريان معارض اين روند از آن بعنوان پروژه تسليم ياد مي كردند.

ب: وجود گزينه مناسب

ترديدي نيست كه سناريوي فوق دستاوردهاي ريشه اي و غيرقابل انكاري براي يهوديان مهاجر بهمراه داشت و از مقايسه بين تعهدات دو طرف در معادله صلح بخوبي مي توان قضاوت كرد كه اين صلح يكطرفه با حمايت مديريت كاخ سفيد با هدف حل معضلات جامعه يهودي طراحي شده است. مشروط بر آنكه طرف فلسطيني از قدرت كافي و اراده قطعي براي همگامي در اين پروژه برخوردار باشد.

به اعتقاد صاحبنظران اسرائيلي عرفات تنها گزينه اي بود كه از ظرفيت لازم براي مشاركت در اين طرح برخوردار بود زيرا او بدليل سابقه مبارزاتي از پايگاه اجتماعي گسترده و وسيعي بهره مند بود.

براساس همين جايگاه است كه عرفات در معادلات فلسطين اعم از راهكارهاي صلح آميز و يا اقدامات نظامي و عملياتي سنگين ترين وزنه به حساب مي آيد. كارشناسان اسرائيلي در اين زمينه معتقدند: عرفات در هر يك از دو كفه صلح و يا جنگ واقع شود قادر است افكار عمومي را با خود همراه كند از اينرو در عين حاليكه سابقه اقدامات نظامي و دشمني با اسرائيل را داشت بعنوان قويترين گزينه مورد توجه قرار گرفت.

اهميت جايگاه و كاريزماي عرفات متأثر از تاريخ مبارزات اوست كه سرفصل هاي مهم آن عبارتست از:

۱- پيوستن به سنديكاي دانشجويان فلسطيني مقيم مصر و فعال كردن اين جريان دانشجوئي در مسير فعاليتهاي مبارزاتي و پذيرفتن رياست اين سنديكا در طول سالهاي ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶.

۲- پيوستن به ارتش مصر و مشاركت در جنگ عليه اسرائيل در سال ۱۹۵۶.

۳- پايه گذاري جنبش فتح در سال ۱۹۶۴ و آغاز عمليات ضد اسرائيلي از سال ۱۹۶۵.

۴- دفاع از روستاي كرامه اردن در برابر هجوم ارتش اسرائيل در سال ۱۹۶۸.

۵- تعيين او بعنوان رئيس سازمان آزادي بخش فلسطين در سال ۱۹۶۹.

۶- هدف واقع شدن او در سپتامبر سياه در سال ۱۹۷۰ توسط ارتش اردن باعث تقويت پايگاه اجتماعي او گشت.

۷- در سال ۱۹۷۴ بعنوان اولين نماينده مردم فلسطين در نشست مجمع عمومي سازمان ملل به ايراد سخنراني پرداخت.

۸- تعقيب او و شبه نظاميان فلسطيني در لبنان در سال ۱۹۸۲ توسط ارتش اسرائيل كه منجر به فرار وي از لبنان به تونس شد نيز بر محبوبيت او تأثير داشت. سرفصلهاي فوق در كنار حمايت كشورهاي عربي از عرفات و همچنين پرداخت مساعدتهاي قابل توجه مالي كه به او قدرت تحرك و فعاليت سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي داد باعث شد تا او بعنوان قطب بي بديل فلسطيني تثبيت شود.

عرفات براساس همين جايگاه بعنوان بهترين شريك در معادله صلح از سوي رهبران اسرائيلي مورد توجه واقع شد.

عرفات طي سالهاي ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱

ياسر عرفات در سال ۱۹۹۰ با به رسميت شناختن دولت اشغالگر قدس بطور رسمي مذاكرات سياسي با رژيم صهيونيستي را با هدف دستيابي به حكومت فلسطيني آغاز كرد.

دستاورد گفتگوهاي پياپي و چندجانبه مادريد كه متعاقبا از روند پنهان برخوردار شد در چارچوب پيمان اوسلو به امضاي نمايندگان فلسطيني و اسرائيلي رسيد. اين پيمان داراي نقاط ضعف متعددي بود از جمله:

۱- مضمون اين توافقات روشن و قابل استناد نبود بگونه اي كه طرف اسرائيلي براي شانه خالي كردن از تعهدات خود به راحتي مي توانست به متن همين توافقات استناد كند.

۲- اگر چه طرف فلسطيني براي اجراي تعهدات خود تضمين هاي متعددي داده بود ولي طرف اسرائيلي براي اجراي تعهداتش تضميني نداده است.

۳- با تغيير روند گفتگوها از مادريد به اسلو و آنهم به شكل پنهاني و بدور از اطلاع چهار كشور عربي كه در معادله صلح شريك فلسطين قلمداد مي شدند باعث تضعيف موقعيت فلسطينيان در برابر اسرائيل شد.

۴- عرفات براي عملي كردن تعهدات خود در اين توافقنامه ابتدا بندهاي اصلي منشور ساف را ابطال و سپس براي كنترل ناآرامي ها به روياروئي با جريانهاي مبارز فلسطيني پرداخت و با بكارگيري دستگاههاي امنيتي موازي هشت گانه در كنار سي و شش هزار نيروي پليس حكومت خودمختار بطور پيوسته سرنخ ناآرامي ها را در بين جوانان فلسطيني جستجو كرد.

مقامات امنيتي عرفات در مسير خواسته رژيم اشغالگر قدس تعداد زيادي از مبارزين را زنداني و در مواردي نيز به انبوه معارضين روند صلح از جمله نمازگزاران جمعه در شهر الخليل يورش بردند.

عرفات در سمت رياست تشكيلات خودگردان از هيچ كوششي براي به اجرا درآوردن بندهاي پيمان اسلو مضايقه نكرد. اين در حالي بود كه مسئولين حكومت اشغالگر قدس نيز در سيري قهقرائي بطور مرتب از ميزان تعهدات خود در برابر فلسطينيان كاستند.

دنيس راس كارشناس ارشد سياست خارجي آمريكا در امور خاورميانه در كتابي كه اخيرا درباره صلح خاورميانه به نگارش درآورده است مي نويسد: عرفات براي اجراي تعهدات خود هيچ ترديدي بخود راه نداد و از تمام ظرفيتهاي خويش در اين راه بهره گرفت. اگر چه عرفات در فاصله زماني فوق مورد توجه مديريت كاخ سفيد و رهبران اسرائيلي قرار داشت ولي با روي كار آمدن شارون در سال ۲۰۰۱ مورد بي مهري و غضب رژيم صهيونيستي قرار گرفت تا جائي كه مرگ او به معماي حل نشده مسموميت تبديل شده است.

رهبران بعدي و جانشينان عرفات بخوبي مي دانند كه بر سر دوراهي حساسي قرار گرفته اند خدمت به مبارزات آزاديخواهانه فلسطين و يا كمك به حل معضلات يهوديان مهاجرِ؛ و نيز بخوبي واقفند در صورت انتخاب گزينه دوم فرصتي براي گزينه اول باقي نخواهد ماند.