|
منافع
ملي, اتحاد
اسلامي و
مساله
فلسطين
حقيقت
اين است كه
قدرت نظامي و
دفاعي كافي و
موثر, قدرت
سياسي و
فرهنگي, توان
اقتصادي و
مالي, قابل
اعتنابودن
توان علمي و
فني, وجود و
حضور جمعيت
بالا و آگاه و..
. از مهم ترين
عناصر و
عواملي
هستند كه مي
توانند
منافع جمعي و
ملي ما و هر
كشور و ملت
ديگري را در
اين دنيايي
كه قدرت ها و
ابرقدرت ها
هر روز دندان
تيز خود را
نشان مي دهند,
تضمين كنند
وامنيت جمعي
و ملي ما را از
نظر
خطرهايي كه
از بيرون
متوجه ما مي
باشد, از
مخاطرات و
دغدغه ها
نجات بدهند.
اكنون سئوال
اين است كه
تحصيل قدرت,
آن هم در تمام
ابعاد, به
ويژه در
ابعاد دفاعي
و سياسي و
مالي چگونه
ميسر است و ما
و هر كشور
مسلمان ديگر,
چگونه بايد
قدرت خود را
افزايش دهيم
تا منافع ملي
و
جمعي ما و
همچنين
امنيت ما از
سوي قدرت هاي
ديگر جهان
مورد تهديد
قرار نگيرد.
به طور كلي از
دو مجرا و دو
طريق عمده مي
توان به قدرت
لازم و موثر
در عرصه
جهاني دست
يافت و به
وسيله آن از
منافع جمعي و
ملي و امنيت
عمومي و ملي
حراست كرد.
يكي از اين
راه ها, همان
تلاش هايي
است كه هر
كشور و هر
جمعي و حتي تك
تك افراد يك
ملت مي
توانند در
داخل سرزمين
خود بنمايند
تا قدرت
دفاعي ,
اقتصادي,
سياسي, علمي و
فرهنگي و فني
خود را به
حدمطلوب
برسانند. راه
ديگر اين است
كه اقوام, ملت
ها و مجموعه
هايي كه با
يكديگر
مشتركاتي در
زمينه هاي
مختلفي مثل
دين, فرهنگ,
زبان و.. .
دارند و يا
اين كه دغدغه
ها و مخاطرات
و اهداف و حتي
زمين و
جغرافياي
مشتركي
دارند, با
يكديگر همسو
و متحد شوند و
قدرت ها و
توانايي هاي
پراكنده و
غير موثر خود
را يك كاسه و
يكجا كنند تا
بتوانند از
امنيت و
منافع جمعي و
ملي خود در
جهان دفاع
نمايند و به
طمع كاران و
متجاوزان
عرصه جهاني
اجازه ندهند
به هر بهانه
اي دست تجاوز
خود را به سوي
منافع و
امنيت
ديگران دراز
كنند. اين روش
, يكي از كهن
ترين و
موثرترين و
معقول ترين
راه هاي
تحصيل
توانايي
در تاريخ بشر
است و بسياري
از اقوام و
ملت ها از
همين طريق به
قدرت هاي
بزرگ جهاني
تبديل شده
اند. حتي برخي
اقوام و ملت
ها بدون آن كه
مشتركات
قابل
اعتنايي
داشته باشند,
صرفا به دليل
كسب
توانايي و
تبديل شدن به
قدرت جهاني,
مصلحت و
منافع جمعي
خود را در اين
ديده اند كه
با يكديگر
متحد و همسو
شوند. در همين
عصري كه ما در
آن به سر مي
بريم, كشورها
و
مجموعه هايي
در عرصه
جهاني وجود
دارند كه
قدرت جهاني
آن ها در اثر
اتحاد و
همسوشدن
مجموعه هايي
است كه حتي
مشتركات
زباني , ديني و
فرهنگي قابل
اعتنايي
ندارند و يا
اصولا به اين
نوع مشتركات
بهايي نمي
دهند و صرفا
به دليل كسب و
يا استمرار
قدرت جهاني
خود و حتي
صرفا به اين
منظور كه به
ديگران زور
بگويند و
جهان را
چپاول كنند,
مشتركاتي را
فرض و اصل
كرده اند و
متحد شده اند.
به عنوان
مثال, ما
اكنون شاهد
هستيم كه در
قاره آمريكا,
ده ها مجموعه
و ايالت ,
ساليان
درازي است كه
در قالب يك
قاره متحد و
يك جهت شده
اند و در جهان
قدرت نمايي
مي كنند و
تازه به همين
نيز اكتفا
نكرده اند و
مي خواهند
حاكميت كل
جهان را هم به
دست بگيرند.
نمونه ديگر,
قاره اروپا
مي باشد كه با
تمام
اختلافاتي
كه ملت ها و
كشورهاي اين
قاره از نظر
زبان, نژاد و.. .
دارند, به
منظور تحصيل
قدرت برتر در
عرصه
جهاني و
تامين و
افزايش
منافع اساسي
و جمعي خود, به
سرعت به سوي
تشكيل
ايالات
متحده ديگري
به نام
ايالات
متحده اروپا
پيش مي روند, و
اگر مثلا در
جايي مثل
فرانسه,
جريان هايي
به وجود مي
آيند
تا مليت و
تفرقه قاره
اروپا را
مطرح كنند,
همه اروپايي
ها به شدت در
مقابل آن مي
ايستند و
مجموعه قدرت
هاي سياسي
اروپا عليه
آن موضع مي
گيرند. در
حالي كه
دشمنان
تاريخي جهان
اسلام و آن
هايي كه جنگ
هاي صليبي و
همچنين
مصايب عصر
استعمار را
به جهان
اسلام تحميل
كردند, در حال
اتحاد و
اتفاق به سر
مي برند,
متاسفانه
جهان اسلام
همچنان
متفرق و
پراكنده است
و هنوز
نتوانسته
است در راه
تحصيل
قدرت كه
اتحاد و
اتفاق مي
باشد, گام هاي
بلند و موثري
بردارد تا
بتواند از
منافع ملي و
جمعي خود و
همچنين از
امنيت ملي و
جمعي خود به
درستي حراست
نمايد. در اين
جا بايد به
اين نكته
اشاره كنيم
كه از زماني
كه در كشور ما
و ساير
كشورهاي
اسلامي, فكر
ملي گرايي
رخنه كرد, به
همراه آن
ساير واژه ها
و مفاهيم نيز
مطرح شد.
مفاهيم و
واژه هايي
مثل « امنيت
ملي, » « منافع
ملي » و. . .
البته منظور
اين نيست كه
پيش از اين, ما
و ساير
كشورها و ملل
اسلامي چيزي
به نام منافع
ملي و امنيت
ملي نداشتيم
و يا نمي
شناختيم,
بلكه مقصود
اين است كه
براي منافع و
امنيت ملي
نام
ديگر داشتيم
و آن را به شكل
ديگري مطرح
مي كرديم و
تعريف ديگري
از آن ارائه
مي داديم و
بالاخره
براي آن
محدوده
ديگري مي
شناختيم. به
عنوان مثال,
در آن زمان ها,
دغدغه ها و
تشويش هاي ما
درباره آنچه
امروز از آن
به عنوان
امنيت ملي و
منافع ملي
نام مي بريم,
تا اين حد
محدود و تنگ
تعريف نمي شد
كه بگوييم
قضاياي
فلسطين و.. . به
ما و امنيت و
منافع ملي ما
ربطي ندارد و
در نتيجه
بايد ذهن خود
را فارغ از
مسائل و
مشكلاتي
بنمائيم كه
در ساير
سرزمين هاي
اسلامي وجود
دارد.
به هرحال, از
آن زمان كه ما
با
تاثيرپذيري
از القائات
غربي ها, ذهن
هايمان را
مشغول مهم
ترين عامل
تفرقه و تشتت,
يعني ملي
گرايي كرديم
و يكپارچگي
اسلامي را
ناديده
گرفتيم و
منافع ملي و
جمعي خود را
در محدوده
تنگ قومي و
ملي تعريف
نموديم, در
حراست از
منافع جمعي و
ملي خود
همچنين در
مورد امنيت
جمعي و ملي و
خطرهايي كه
از بيرون,
كشورهاي
اسلامي را به
طور عمومي
تهديد
مي كند,
گرفتار
شكنندگي و
آسيب هاي
فراوان شديم.
گويي آن دسته
از نسل هاي
مسلمان كه در
قرن هاي
گذشته زندگي
مي كردند,
بهتر از ما
متوجه بودند
كه اگر منافع
قومي و ملي را
به جاي اهداف
عمومي
اسلامي و
منافع جمعي
مسلمانان
قرار دهند و
صرفا به
منافع قومي و
ملي بنگرند,
نه تنها با
پاي خود به
جنگ اهداف
عمومي
اسلامي و
منافع جمعي
مسلمانان
رفته اند,
بلكه منافع
قومي و ملي
خود را نيز به
دليل ضعف ها و
ناتوانايي
هاي حاصل از
تفرقه, به كلي
از دست
خواهند داد و
هر روز
بازيچه دست
قدرت و يا
ابرقدرتي
خواهند شد.
آنچه مسلم
است, دشمنان
تاريخي جهان
به انحاي
مختلف و به
طور آشكار و
پنهان در شكل
دادن به
ذهنيت هاي
مسلمانان
پيرامون نوع
برداشت از
منافع ملي
ونوع تعريف
از آن و.. .
تاثيرگذار
بوده و هستند.
به عبارت
ديگر, همان
طور كه آن ها
كوشيده اند
با طرح و
القاي مسائل
قومي و
ملي جهان
اسلام را
پراكنده
كنند و توان و
قدرت
يكپارچه و
عظيم مسلمان
ها را قيچي
زده و پاره
پاره نمايند,
به دست عوامل
پيدا و پنهان
خود و با
ارائه نظريه
ها و تعريف
هاو.. . منافع
ملي را براي
مسلمانان به
شكلي مجسم و
معين مي
نمايند كه آن
ها نتوانند
متحد شوند و
نتوانند
توان و قدرت
جمعي موثر به
دست آورند و
نتوانند با
ديگر
مسلمانان
احساس منافع
مشترك داشته
باشند و
نتوانند به
اين باور
قطعي و
مسلم دست
يابند كه حتي
اصل پاسداري
از منافع ملي
و امنيت ملي
نيز حكم مي
كند كه
مسلمانان با
هم متحد شوند
و در سايه
اتحاد و قدرت ,
امنيت جمعي و
ملي مطلوب در
جهان به دست
آوردند و از
منافع ملي و
جمعي خود به
خوبي حراست
كنند. مسلما
اگر ناآگاهي
ها و سطحي
نگري هاي
كودكانه و
همچنين دست
عوامل پيدا و
پنهان
دشمنان نبود,
اين نظر براي
هر كس قطعي
بود كه به دست
آوردن
امنيت جمعي و
حراست از
منافع ملي در
گروي آن است
كه مسلمان ها
متحد شوند تا
مقتدر گردند,
و اتحاد
داشته باشند
تا اقتدار
يابند, و با
تكيه بر
اتحاد و
اقتدار,
امنيت مطلوب
به دست آورند
تا به منافع
ملي
و جمعي آن
هاتوسط
دشمنان چوب
حراج زده
نشود. به هر
حال, تا زماني
كه مسلمانان
به اين تفكر
استعماري
واستكباري
كه منافع ملي
و امنيت ملي
را جدا از
منافع و
امنيت جمعي
و عمومي
مسلمانان و
منتزع از
اهداف
اسلامي
تعريف مي كند,
پايبند
باشند و تا
اين حد تنگ
نظرانه و
كودكانه
مسائل را
تفسير كنند,جهان
اسلام و
كشورهاي
مسلمان نشين
وضعي بهتر از
آنچه فعلا مي
بينيم ,
نخواهند
داشت و
پيوسته بايد
مورد تهاجم و
تحقير قدرت
ها و ابرقدرت
ها و
صهيونيسم
جهاني باشند
و منافع و
امنيت آن ها
دست خوش
تجاوزات
مكرر قرار
بگيرد.
با اين توصيف,
در حال حاضر
مساله
فلسطين
بهترين
موردي است كه
نوع نگاه به
امنيت ملي و
جمعي و
همچنين به
منافع ملي و
جمعي و.. . را
مشخص مي كند.
اگر نگاه
استكباري و
دشمن پسند و
يا
ناآگاهانه
داشته باشيم,
قطعا چنين
اظهار نظر
خواهيم كرد
كه ما به خاطر
منافع ملي و
امنيت ملي و. . .
بايد از كنار
مساله
فلسطين با بي
تفاوتي
بگذريم و
سياست خارجي
كشورمان را
به مساله
فلسطين و
دفاع از
فلسطيني ها و.
. . گره نزنيم.
اما اگر نگاه
اصيل,
آگاهانه و
دورانديشانه
و بنيادي و. . .
داشته باشيم.
خواهيم گفت: «
هر گونه
كوتاهي در
قضيه فلسطين
به ضرر منافع
ملي كشور است
وامروز,
عزت, قدرت,
وحدت و منافع
ملي ما در گرو
ايستادگي در
مقابل غده
سرطاني رژيم
صهيونيستي
مي باشد(1 ) . » به
اميد آن كه
همه
مسلمانان به
اين بينش
اصيل و اساسي
برسند تا
بتوانند ضمن
جامه عمل
پوشاندن به
آرزوي امام
خميني (ره) كه
محو اسرائيل
از صفحه
روزگار بود,
از منافع
جمعي و ملي
خود نيز در
ابعاد وسيع و
كلان حراست
نمايند. * علي
وزوايي
1 رهبر معظم
انقلاب حضرت
آيت الله
خامنه اي ,
روزنامه
جمهوري
اسلامي , 11 دي ,1380
ص اول و .3
* به دست آوردن
امنيت جمعي و
حراست از
منافع ملي در
گرو آن است كه
مسلمان ها
متحد شوند تا
مقتدر گردند,
و اتحاد
داشته باشند
تا اقتدار
يابند, و با
تكيه بر
اتحاد و
اقتدار,
امنيت مطلوب
به دست آورند
تا به منافع
ملي و جمعي آن
ها توسط
دشمنان چوب
حراج زده
نشود.
* تا زماني كه
مسلمانان به
اين تفكر
استعماري و
استكباري كه
منافع ملي و
امنيت ملي را
جدا از منافع
و امنيت جمعي
و عمومي
مسلمانان و
منتزع از
اهداف
اسلامي
تعريف مي كند,
پايبند
باشند, جهان
اسلام و
كشورهاي
مسلمان نشين
وضعي بهتر از
آنچه فعلا مي
بينيم,
نخواهند
داشت.
* اصل پاسداري
از منافع و
امنيت ملي به
مسلمانان
حكم مي كند كه
با هم متحد
شوند و در
سايه اتحاد و
قدرت, امنيت
جمعي و ملي
مطلوب و مورد
نظر را در
جهان به دست
آورند.
|