نافرماني نفتي در راه است بازي بزرگ براي شاه كليد

مصطفي قمري وفا

حمله مستقيم نظاميان آمريكايي به رژيم دست نشانده خود در عراق براي دستيابي به نفت خاورميانه از يك سو و طرح زير نظر قرار دادن جمهوري اسلامي ايران به طور غيرمستقيم از سوي ديگر ، دير يا زود با » وتوي « تصميم سازمان » ظاهري  ملل متحد اجرا خواهد شد و بار ديگر » بازي بزرگ « اقتصادي با كاهش دادن قيمت نفت و با رويكرد سياسي نظامي در منطقه آغاز مي شود .

جرج بوش ، رئيس جمهور تقلبي ايالات متحده اين بار نيز با اتخاذ استراتژي كوركورانه به دنبال ورود به كاخ شرارت هاست تا دوباره تيتر اول روزنامه آمريكايي واشنگتن پست شود كه در 13 اوت سال 2000 ميلادي نوشت : نفت نبايد شاه كليد ورود بوش پسر به كاخ سفيد باشد (!) هم اكنون نفت خاورميانه و به تازگي منابع انرژي درياي خزر ، چنان با سياست خارجي و داخلي سردمداران آمريكا پيوند خورده است كه تفكيك برنامه هاي تبليغاتي كانديداهاي رياست جمهوري اين كشور با صنعت نفت و شركتهاي نفتي آنها در منطقه ناممكن است . » مردان نفتي « آمريكايي همچنان براي رسيدن به امنيت خود ، در صدد به پائين كشيدن بهاي » طلاي سياه « كشورهاي حوزه درياي خزر و خليج فارس هستند تا اين بار نيز پس از حمله به عراق ، با 50 ميليارد دلار هزينه منافع نامشروعي به دست آورند .

تحولات كنوني و اعلام وضعيت اضطراري براي اجناس بعدي اوپك از سوي سران عمده صادر كننده اين سازمان در خصوص وضعيت بهاي منابع گازي و نفتي خليج فارس و درياي خزر نشان مي دهد كه » افزايش قيمت « در بلند مدت فقط بلند پروازي است و اين امر هوشياري هر چه بيشتر كشورهاي توليد كننده نفت عضو و غيرعضو سازمان اوپك را طلب مي كند ؛ در اين باره ذكر چند نكته اساسي ضروري به نظر مي رسد .

آمريكائيان در وهله اول سخت به دنبال نفوذ استراتژيك در منابع نفتي منطقه اوراسيا و پس ذخاير غني نفت خام خليج فارس هستند . تحركات چند ماه پيش مقامات كاخ سفيد در كشورهاي حوزه درياي خزر نشان داد كه گزارش محرمانه وزارت امور خارجه آمريكا در خصوص انتقال نفت درياي خزر به طور نصفه و نيمه تحقق يافته است و مقامات آذربايجان نيز دو روز پيش به روسيه اعزام شدند تا بدون حضور مقامات ايراني درباره بستر درياي خزر قرارداد امضاء كنند ؟!

در گزارش وزارت خارجه آمريكا كه روزنامه » وال استريت « آن را افشا كرد تصريح شده بود : » 6/5 ميليارد بشكه ذخاير قابل وصول نفت كه تاكنون توسط كارشناسان پنتاگون و سيا به اثبات رسيده است در درياي خزر و اطراف آن وجود دارد ضمن اينكه كل ذخاير احتمالي به 173 ميليارد بشكه نفت خام و 600 هزار ميليارد متر مكعب گاز مي رسد . «

اين امر از آن جهت مهم است كه طبق برآوردهاي دستگاه هاي آمريكايي ، اين كشور سالانه 30 تا 60 ميليارد دلار براي تامين امنيت منابع نفت اوراسيا و خاورميانه هزينه مي كند در حالي كه واردات روزانه آن 11 ميليون بشكه نفت خام است . صرف چنين هزينه اي نشان مي دهد آمريكايي ها براي حفظ ذخاير استراتژيك خود دست به هر اقدام خيانت باري مي زنند تا به نفت ارزان قيمت برسند .

» هاري لانگول « مدير ارشد شركت آمريكايي اگزون موبيل ، چندي پيش در همين ارتباط به تشكيل يك موج جديد توسعه غيراوپكي از درياي خزر تا آبهاي خليج مكزيكو ( به طور تكنيكي) تاكيد و هزينه اين مصادره به مطلوب را يك تريليون دلار اعلام كرد . اما » ليبرمن « از سناتورهاي آمريكايي ، اعتقادي سياسي نظامي و نه تكنيكي را براي ورود دوباره به كاخ سفيد و سلطه بر جهانيان ارائه مي دهد و با امضاء مصوبه كنگره در زمينه براندازي و سرنگوني صدام طي نشست سال 2000 احزاب آمريكا ، بر استقبال ايالات متحده از سقوط قيمت نفت صحه مي گذارد .

رئيس جمهور خود خوانده عراق اكنون شرايط سازمان ملل را پذيرفته است . اما اين واقعيت كه قيمت نفت درست پس از اين پذيرش حدودا" يك دلار سقوط كرد مي تواند گمراه كننده باشد ؛ چرا كه هر نوع تعديل بهاي نفت خام احتمالا" با بروز نشانه هاي فصل سرما روند معكوس به خود خواهد يافت . در حال حاضر هم زمستان در نيم كره شمالي فرا رسيده و بهاي نفت در هر دو سوي درياي آتلانتيك رو به صعود است كه طبق حوادث سال گذشته و نتايج حاصله ، اين امر ادامه خواهد يافت .

چنين واقعيتي براي بوش پسر زنگ خطر است . به همين خاطر » مشاوران نفتي « اش تنها حربه وي براي بازگشايي دوباره درب كاخ سفيد و حركت به سوي نزولي شدن را » وتو « كردن تصميمات سران سازمان ملل مبني بر موافق نبودن كشورهاي عضو جهت حمله نظامي به عراق اعلام مي كنند . اما استراتژيست هاي وحشت زده از تهديدهاي غافل كننده دروني آمريكا هم اكنون علاوه بر حمله نظامي به كشورهاي خاورميانه براي دست اندازي به منابع نفتي و دخالت در امور سياسي كشورها به تست كردن نا آرامي هاي اجتماعي موجود در كشورهاي حوزه درياي خزر و عرب نشينان خليج فارس نيز رجوع كرده اند كه نمونه آخرين آن ، انتشار نظرات منفي مقامات آمريكا درباره سياست ها و تصميم هاي مقامات عربستان سعودي توسط روزنامه واشنگتن پست در ماه گذشته بود .

آنها با استفاده از تاكتيك سقوط قيمت نفت ، عربستان سعودي را با درآمد اضافي 140 ميليارد دلار سال 1989 به وضعيت كنوني اش كه 130 ميليارد بدهي ملي دارد انتقال داده اند . مقامات پنتاگون و سيا در حال حاضر نا آرامي هاي اجتماعي اي را كه زير پوسته كشورهاي حوزه خليج فارس وجود دارد به فاز آشكار شدن راهنمايي مي كنند و معتقدند : » با كنار رفتن رهبران مسن اين كشورها ، بحران ها به صورت سلسله وار ظاهر مي شوند و تداوم قيمت هاي پايين نفت در خليج فارس كه پايگاه نظامي آمريكا نيز محسوب مي شود موجب بروز تشنجات اقتصادي سياسي بسياري خواهد شد (؟!) حال آنكه در اين باره » بن لادن « ناراضي و ميلياردر سعودي نيز در بيانيه اي ، آمريكا را متهم به بزرگترين دزدي تاريخ به مبلغ 36 تريليون دلار براي حضور نظاميان واشنگتن در عربستان به منظور پائين نگه داشتن قيمت نفت متهم مي كند .

بدون ترديد نفت خاورميانه و اوراسيا پس از حوادث يازدهم سپتامبر كه به واقع » دروغ بزرگ « به مردم جهان بود ، هم اكنون براي بندبازان آمريكايي به منزله » لبه سقوط « اقتصادي سياسي جلوه گر شده است . آنها در حال حاضر به دنبال سقوط بهاي نفت تا مرز 20 دلار هستند تا بار ديگر شوك نفتي سال 97 ميلادي را تكرار و با نفوذ خود به كشورهاي عمده نفتي و همچنين غيراوپكي ، سقف توليد را بالا ببرند ؛ حتي در مواقع ضروري نيز از منابع نفتي استراتژيك خود و ذخاير موجود در آلاسكا هم براي رسيدن به اهداف خود استفاده خواهند كرد . چرا كه به ادعاي اسپنسر ابراهام وزير انرژي آمريكا در حاشيه نشست اوزاكا ، قيمت هاي بالاي نفت خام رشد اقتصادي را به تاخير مي اندازد و ركود ايجاد مي كند !؟

در اين ميان سران سازمان اوپك كه به تازگي از اوزاكاي ژاپن برگشته اند چه خواهند كرد ؟ آيا باز هم حوادث چند ماه پيش تكرار خواهد شد و روسيه و كشورهاي غيرعضواوپك به » نافرماني نفتي « روي خواهند آورد ! آيا مقامات نفتي كشورمان در اين چنبره گرفتار خواهند آمد و گوش به تصميمات بعضا" غيرمنطقي اوپك خواهند سپرد يا اينكه به عنوان عضو تاثير گذار ، پرتگاه سياست مداران آمريكايي را تيزتر خواهند كرد تا بوش پسر به همراه متحدان اروپايي اش توانايي دسترسي به سياست هاي نفتي احمقانه شان را كمرنگ تر از گذشته بيابند ؟