نفت ومعادلات خاورميانه

حسين صفدري

منبع روزنامه همشهري

 

اگرچه درباره اهداف آمريكا از حمله به عراق و تغيير نظام حكومتي آن بحث‌هاي متنوع و گوناگوني صورت گرفته و دلايل زيادي از جمله ناهمگوني رژيم صدام با نظام بين المللي و يا مبادرت به توليد سلاح‌هاي غير متعارف و ... مطرح شده است و هر يك از دلايل در جاي خود قابل قبول است . ولي نمي‌توان آنها را به تنهايي و يا در كنار يكديگر علت تامه وقايع يك سال و اندي قبل دانست. از اين رو نقش نفت و اهميت آن براي آمريكا و متحدانش را نبايد ناديده گرفت.

افزايش بي رويه و مشكوك قيمت نفت اگر چه براي كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران مفيد ارزيابي مي‌شود ولي حاكي از برخورد سياسي قدرتمندان بازار نفت با اين كالاي استراتژيك است و فرضيه نقش محوري داشتن عامل نفت درهجوم آمريكا و متحدانش به عراق را تقويت مي‌كند.

سيطره كارشناسان آمريكايي بر حوزه‌هاي نفتي عراق از اولين لحظات سقوط حكومت بعث مواهب غير قابل انكاري براي آمريكا به همراه داشته است و صحنه گردانان سياست‌هاي آمريكا در عراق تلاش كرده‌اند كه پايگاه‌ها و مراكز نفتي از نامني‌هاي متداول در عراق ايمن باشند و خط توليد و صادرات بي وقفه به فعاليت خود ادامه دهد.

تسلط بر نفت عراق به دليل گستردگي منابع اين كشور و همچنين ارزان بودن هزينه‌هاي توليد در عراق به آمريكا اجازه خواهد داد از اين ابزار استراتژيك دربرخورد با كشورهاي معارض در آسيا ، آفريقا و حتي آمريكاي لاتين بهره گيرد.

صاحبنظران سياسي بر اين باورند كه كارآمدي نفت عراق براي آمريكا به عراق و حوزه‌هاي پيراموني آن محدود نخواهد شد بلكه قدرت تحرك قوي و كم سابقه‌اي به آمركيا در تمام نقاط جهان خواهد داد.

نكته مهم در اين معادله اين است كه آمريكا براي بهره‌مندي از اين فرصت استثنايي نيازمند تحمل هزينه اضافي بر بودجه عمومي كشور نخواهد بود. زيرا درآمد حاصل از توليد نفت در عراق به خودي خود به سياستمداران كاخ سفيد اجازه مي‌دهد از منابع زيرزميني اين كشور بهره‌ جويد و ضمن تثبيت موقعيت خود در عرصه‌هاي بين المللي و منطقه‌اي در تقابل با رقيبان خود از برگه قدرتمند نفت استفاده كند.

ولفوويتز، معاون وزير دفاع آمريكا درپاسخ به سؤال تعدادي از اعضاي سناي اين كشور در مورخه 18/5/2004 اظهار داشت:

نفت عراق با قيمتي كه در حال حاضر به مشتريان عرضه مي‌شود قادر است تمام هزينه‌هاي عملياتي ارتش آمريكا و متحدانش را در عراق تأمين كند از اين رو به تأمين اعتبار كنگره براي اين منظور نيازي نيست مگر اين كه از باب احتياط بخواهيم بودجه‌اي را پيش بيني كنيم.

از سوي ديگر مقامات اسرائيل نيز دي نگاه دامنه دار و استراتژيك خود به كشورهاي منطقه و ظرفيت هاي اقتصادي آ“ خصوصاً سرمايه هاي نفتي چشمداشت هاي متنوعي دارند.

اولاً از نگاه آنها نفت نبايد به صورت سلاحي در اختيار كشورهاي عربي و به خصوص تندرو منطقه براي اعمال فشار بر اسرائيل تبديل شود. از اين رو هر اقدامي كه بتواند سلاح نفت را از كنترل رهبران عربي خارج و مديريت كاخ سفيد بر آن را تضمين كند براي اسراييل مثبت است و مسئولان اسراييل آن را پيروزي قلمداد خواهند كرد.

ثانياً اسراييل به دليل نياز وافر به انرژي با استفاده از هيمنه آمريكا در خاورميانه تلاش مي‌كند از نفت عراق بهترين بهره‌برداري را بكند . زيرا اين اقدام علاوه بر اين كه مقرون به صرفه است زمينه حضور متخصصان اسراييلي را در عراق فراهم خواهد آورد.

تبادل تجاري ، فرهنگي ، فن آوري و نفتي اسراييل با كشورهاي پيرامون اين رژيم نه اينكه تنها بار مالي و منافع اقتصادي دارد بلكه گامي براي تثبيت امنيت پيراموني و خروج از عزلت منطقه اي اين رژيم خواهد بود.

گزارش‌هاي متعددي در دسترس است كه نشان مي‌دهد اسراييل با همكاري مقامات امريكايي براي انتقال نفت عراق به اين رژيم گام هايي برداشته اند و در صدد احياي خط انتقال نفت از كركوك به حيفا هستند.

لوله‌هاي نفتي در اين مسير تا قبل از سال 1948 فعال بوده و اسراييل در صدد احياي اين خط است و متولي اصلي اين طرح يكي از نزديكان شارون نخست وزير اسراييل است كه با مسئولان وزارت دفاع آمريكا درتماس است.

يوسف بارتيسكي وزير امور زير بنايي اسراييل نيز اين طرح را پيگيري و در سفر اخيرش به آمريكا درباره اين موضوع گفت و گو كرده است و برخي از كارشناسان معتقدند موضوع انتقال نفت كركوك به حيفا شايعه‌اي بيش نيست و مسئولان دولت آمريكا با دامن زدن به اين شايعه اهداف ديگري را تعقيب مي‌كنند.

اين كارشناسان بهره‌برداري از خط لوله قديم بين حيفا و كركوك را به دليل فرسودگي و مشكلات فني عملاً غير ممكن مي‌دانند و معتقدند انتشار چنين شايعاتي دولت تركيه را به فعال سازي خط ترانزيت نفت با استفاده از سكوهاي نفتي خودتحريك مي‌كند و اين امر باعث مي‌شود سوريه و لبنان فرصت چنداني نداشته باشند تا تأسيسات نفتي خود را براي ترانزيت نفت عراق فعال سازند.

اگر چه اين احتمال بعيد به نظر نمي‌رسد و مسئولان دولت موقت عراق هم وجود برنامه براي انتقال نفت از كركوك به حيفا را نفي و آن را نوعي جوسازي عليه خود قلمداد مي‌كنند ولي نمي‌توان نگاه و اهداف اسراييل درباره منابع انرژي در منطقه را نفي كرد.

بنيامين نتانياهو وزير دارايي رژيم صهيونيستي در اولين روزهاي سقوط صدام با صدور بخشنامه‌اي ممنوع بودن فعاليت تجاري و بازرگاني با عراق را ملغي اعلام كرد و بدين ترتيب نام عراق را از فهرست كشورهاي در حال جنگ كه بر اساس مصوبات ، هرگونه فعاليت تجاري با آنها پيگرد قانوني دارد خارج كرد.

اين بخشنامه زمينه صدور نفت از كركوك به حيفا را فراهم نمي‌آورد بكله درمقابل به اسراييل اجازه مي‌دهد در زمينه‌هاي گوناگون وارد بازار پر سود عراق شود.

رئيس بنياد صادرات رژيم صهيونيستي « شراغابروش» با بيان مقدماتي در همين زمينه اعلام داشت: قدرت و زمينه صادرات غير مستقيم اسراييل به عراق به يكصد ميليون دلار در سال رسيده است.

كارشناسان اقتصادي با توجه به قرائن و ظرفيت هاي موجود پيش بيني كرده اند اسراييل علاوه بر انتقال نفت ، به زودي در زمينه هاي زير نيز در عراق فعال شود:

الف) طرح هاي زيربنايي

ب) كشاورزي و تغذيه

ج) مخابرات و تلفن همراه

د) بهداشت

البته شركت هاي اسراييلي در حال حاضر فعاليت تجاري و نفتي خود را با بهره گيري از روابط ترك و اردني انجام مي‌دهند.