|
نقش
دانشجويان
در اسلامي
شدن
دانشگاهها عين ا... خادمي چكيده اركان
دانشگاه و
هدف از
اسلامي شدن
دانشگاهها،
تشريح صفات و
روحياتي كه
دانشگاهيان
و به خصوص
دانشجويان
با دارا بودن
آنها بهتر ميتوانند
در راه
اسلامي شدن
دانشگاهها
گام
بردارند، با
عنايت به
روايات و
احاديث
معصومين و
سخنان
بزرگان
انقلاب
اسلامي؛
محتواي اين
مقاله را در
بر ميگيرد. واژگان
كليدي دانشگاه،
دانشجويان،
دانشگاه
اسلامي. مقدمه: قبل
از اين بحث،
از جهت منطقي
ضروري است به
صورت مجمل به
دو مسأله «اركان
دانشگاه» و «معناي
اسلامي شدن
دانشگاهها»
اشاره گردد. لذا
به صورت
مختصر و تا
حدي كه براي
تبيين موضوعمان
ضروري است در
ابتداي
مقاله بدانها
اشاره ميكنيم
و در گام بعدي
موضعمان را
پي خواهيم
گرف. 1ـ
اركان
دانشگاه
چيست؟ دانشگاه
سازماني است
كه اساس آن از
اركان ذيل
تشكيل ميگردد: الف
ـ استاد ب
ـ دانشجو ج
ـ مديران و
كاركنان دـ
منابع و متون
درسي هـ
ـ سيستم
آموزشي 2ـ
مراد از
اسلامي شدن
دانشگاه
چيست؟ مراد
از اسلامي
شدن دانشگاه
اين است كه
تمام اين
اركان همسو و
هم جهت با
ارزشها و
ايدههاي
اسلامي
باشند، يا
حداقل در
تعارض با
الگوها،
ارزشها و
آرمانهاي
والاي الهي ـ
انساني
نباشند،
استا ما واجد
ارزشهاي
متعالي الهي
متناسب با
مقام استادي
خود؛
دانشجوي ما
متصف به صفات
محموده و
خصايص حميدهي
ارائه شده از
سوي مكتب
اسلام و
مديران و
كاركنان
دانشگاه
متخلق به
اخلاق
اسلامي؛
منابع و متون
درسي و سيستم
آموزشي
دانشگاه
زمينه ساز
پرورش فارغ
التحصيلاني
متخصص،
متعهد، درد
آشنا، دلسوز
و محب نسبت به
اسلام و
مسلمين
باشند. با
اين مقدمه به
نقش
دانشجويان
در اسلامي
كردن
دانشگاهها
ميپردازيم.
ما براي
تعيين نقش
دانشجو به
تفسير صفاتي
كه بايد
دانشجو در يك
دانشگاه
اسلامي
داشته باشد،
اشاره مينماييم.
اگر دانشجو
اهتمام
نمايد متصف
به صفات ذيل
باشد، در
واقع بخش
عمدهاي از
اهداف
دانشگاه
اسلامي
برآورده ميشود. چون
در ميان
اركان
پنجگانهي
مذكور،
دانشجو مهمترين
جايگاه را
دارد و هدف
غايي كل
سيستم نيز
پرورش چنين
انسانهاي
والايي ميباشد.
دانشجو در
اين سازمان
بزرگ فرهنگي
به نام
دانشگاه
اسلامي ميتواند
نقش علت
فاعلي،
مادي، صوري و
غايي را
داشته باشد و
هيچكدام از
اركان ديگر
واجد اين نقش
چهارگانه
نيستند.
البته نقشها
يا صفاتي كه
بيان خواهيم
كرد بدين
معنا نيست كه
در تحقق اين
اهداف غير از
دانشجويان،
بقيهي
اركان هيچ
نقشي ندارند
و تمام
مسئوليت به
عهدهي
دانشجويان
است، بلكه به
عكس، ما
اعتقاد راسخ
داريم كه همهي
اركان
پنجگانهي
دانشگاه در
فعل و انفعال
مستمر با
يكديگر
هستند و نميتوان
با تغيير يكي
از اركان
بدون
دگرگوني در
ساختار
اركان ديگر،
نتيجهي
مطلوب را
انتظار داشت.
انتظار وصول
به شرايط
بدون
دگرگوني
ساختاري و
بنيادي در
همهي اركان
پنجگانهي
قطور و معظم
دانشگاه؛
آرماني غير
قابل وصول و
دور از صواب
انديشي است.
اما به جد بر
اين باوريم
كه تغيير
بنيادي در هر
بخشي، بدون
همكاري،
همدلي،
همرأيي
عاقلانه و
صميمانهي
نيروهاي
انساني دخيل
در آن بخش،
غير قابل
تحقق است. دانشجويان
ميتوانند
با ايجاد
احياء و
ارتقاي
روحيات،
صفات و
افعالي كه
بدانها
اشاره مينماييم
نقش خود را
ايفا نمايند: 1ـ
عشق به حضرت
حق دانشگاه
اسلامي
مطلوب
بايستي همهي
نيروهاي
انساني دخيل
در آن، از
جمله
دانشجويان،
سراسر
وجودشان
مالامال از
عشق به حضرت
حق سبحانه و
تعالي باشد و
بايد خدا
قلبهايشان
را به خشيت
اندازد،
تلاوت آيات
الهي بر
ايمانشان
بيفزايد و در
تمام صحنههاي
زندگي به
نيروي
لايزال قادر
بيبديل
تكيه نمايند. «انما
المؤمنين
الذين اذا
ذكر الله و
جلت قلوبهم و
اذا يليت
عليهم ايته
زادتهم
ايمانا و علي
ربهم
يتوكلون»؟ و
دانش پژوهان
ما به درك اين
نكتهي ظريف
نايل آيند كه
قلب انسان
حرم الهي است
و در حرم الهي
هيچ غيري
نبايد مأوي
گزيند. اگر
كسي به چنين
مقامي نايل
گردد در آن
موقع همنوا
با امام
عارفان و
شهيدان، ندا
خواهد داد: بار
الهي اگر كسي
تو را گم كرد
چه چيز را
يافته است و
اگر كسي تو را
يافت چه گم
كرده است؟ هر
كس به غير تو
مايل شد از
همه چيز
محروم شد و هر
كه روي طلب از
تو گرداند،
خسران ديد.
چگونه چشم
اميد به غير
تو داشته
باشد، در
صورتي كه تو
هر گز قطع
احسان از
بندگان
نكرده و
نخواهي كرد. «ماذا
من فقرك و ما
الذي فقد من
وجدك، لقد
خاب من رضي
دونك بدا و
لقد خسر من
بغي عنك
متحولا كيف
يرجي سواك و
انت ما قطعت
الاحسان». در
چنين حالتي
است كه از
حريم امن
الهي و از سوي
معبود همهي
عباد و معشوق
همهي عشاق
به او نويد
داده ميشود: هنگامي
كه بندهام
با تمام وجود
به من توجه
كند، من لذت،
نشاط و مرادش
را در ذكر
خودم قرار ميدهم
و هنگامي كه
لذت، نشاط و
مرادش را در
ذكرم قرار
دادم، او
عاشق من ميگردد
و هر كس از روي
حقيقت عاشق
من ميگردد،
من نيز عاشق
او ميگردم و
حجابي را كه
بين او و من
است، زايل ميگردانم.
وقتي كه حجاب
بين رب و
مربوب
برداشته
شود، در اين
صورت سالك به
مقامي ميرسد،
در هر گونه
اشتباهي
مصون خواهد
ماند. اين
عاليترين
مقامي است كه
طالب در پي
مجاهدت ميتواند
بدان دست
يابد. قال
رسول الله (ص) يقول
الله عزو جل،
اذا كان
الغالب علي
العسر
الاشتغال بي
جعلت بغيته و
لذته في
ذكري، فاذا
جعلت بعيته و
لذته في
ذكري، عشقني
و عشقته رفعت
الحجاب فيما
بيني و بينه و
صيرت ذلك
تغالبا عليه (اسيهو
اذا سها
الناس) 2ـ
تهذيب مستمر چون
نفس امارهي
انساني
دائما انسانها
را به سوي
زشتيها و
پليديها
سوق ميدهد،
لذا هر
انساني من
جمله دانش
پژوهان بايد
در مبارزهي
مستمر با اين
نفس بدخواه و
بدفرماي
باشند و در
اين مبارزه
از الطاف
بيكران الهي
استمداد
جويند. «
و ما ابري ان
النفس
لاماره
بالسوء الا
ما رحم ربي ان
ربي غفور
رحيم. از
پيروزي و
موفقيتهاي
اوليه نبايد
سرمست و
مغرور شود،
چون اين
سرمستي از
مكايد خفيهي
اين نفس است
بلكه بايد
بدين نكته
ظريف توجه
داشت كه
اساطين و
استوانههاي
عالم هستي از
حرص و ولع بيحد
و حصر اين نفس
بد فرماي و
سوق دادن به
سوي مهلكههاي
خطرناك به
بارگاه با
جلالت حضرت
حق شكايت ميبرند
و از او
استمداد ميطلبند. «الهي
اليك اشكوا
نفسا بالسوء
اماره و الي
الخطيئه
مبادره و
بمعاصيلك
مولعه و
لسخطك
متعرضه تسلك
بي مسالك
المهالك»؟ بدين
خاطر است كه
حضرت ختمي
مرتبت در
استقبال از
فاتحين در
جنگ با
دشمنان برون
ميفرمايد:«
مرحبا بر
كساني كه از
جهاد اصغر
پيروز
برگشتند و
جهاد اكبر
براي آنها
باقي است!!
پرسيدند
جهاد اكبر
چيست؟ فرمود:
جهاد با نفس. اي
شهان كشتيم
ما خصم برون ماند
خصمي زو بتر
در اندرون كشتن
اين، كار عقل
و هوش نيست شير
باطن سخرهي
خرگوش نيست قد
رجعنا من
جهاد
الاصغريم با
نبي اندر
جهاد اكبريم قوتي
خواهم ز حق
دريا شكاف تا
به ناخن
بركنم اين
كوه قاف سهل،
شيري دان كه
صفها بشكند شير
آن را دان كه
خود را بشكند اگر
طالبي تنها
در صدد كسب
علم و تخصص
باشد و به
تهذيب مستمر
درون خويش
نپردازد،
اشتباه او
انسانهاي
ديگر فرق ميكند،
چون علاوه بر
گمراهي خود،
كثيري را نيز
گمراه خواهد
كرد. بدين
خاطر است كه
مولاي
عالمان و
امير متقيان
ميفرمايد: «زله
العلم كبيره
الجنايه». عالمان
ناپالوده
درون را،
مسلح كردن به
سلاح
علم،بدتر از
دادن تيغ در
كف زنگي مست
است. بد
گهر را علم و
فن آموختن
دادن تيغ
است دست
راهزن تيغ
دادن در كف
زنگي مست
به كه آيد
علم، ناكس را
به دست چنين
افرادي به
جاي آنكه علم
را به سوي
بارگاه قدس
الهي رهنمون
گردانند،
آنها را از
درگاه
رحماني
مطرود ميگردانند. سامري
را آهن هنر چه
سود كرد
كان فن از
باب الهش
مردود كرد چه
كشيد از
كيميا قارون
ببين
كه فرو بردش
به قعر خود
زمين بدين
خاطر
دانشجويان
بايد در هر
رشتهاي كه
تحصيل ميكنند
براي رسيدن
به سعادت و
كمال، علاوه
بر تحصيل علم
به تهذيب
درون نيز
توجه بليغ
بنمايند و
بدين باور
ايمان داشته
باشند كه اگر
تقوي پيشه
كنند،
خداوند به
آنها معرفتي
عطا خواهد
كرد كه در
تشخيص حق و
باطل دچار
خطا و اشتباه
نميگردند. «يا
ايها الذين
امنوا
تتقوالله
يجعل لكم
فرقانا»؟ دانشگاه
اسلامي ايدهال
دانشگاهي
است كه همهي
اساتيد،
دانشجويان و
كاركنانش
متصف به چنين
محامدي
باشند. رهبر
گرامي
انقلاب حضرت
آيت خامنهاي
دربارهي
دانشگاه
اسلامي چنين
ميفرمايند: «دانشگاه
سه چيز لازم
دارد: اول علم
البته اول و
دوم ميگويم
نه اينكه اين
جلو از آن است.
بلكه يعني اي
سه چيز كه
بايد تحصيل
علم ميكنيد
اگر نكرديد
بودنتان
اينجا بيفايده
است. دوم
دين و اخلاق و
تهذيب اگر هم
پايههاي
ديني بيرون
اينجا
متزلزل بوده
در محيط
خانواده،
محيط جامعه
يا محيط
دبيرستانها،
فرصت آموزش
دين و تهذيب
اخلاق پيدا
نكرديد،
اينجا
آنجايي است
كه دختر و
پسرتان
بتوانيد
تهذيب
اخلاقي براي
خود فراهم
كنيد و بايد
بكنيد و سوم
بينش سياسي و
شعور سياسي و
تلاش سياسي.
اين سه چيز به
موازات هم
لازم است
وجود داشته
باشد ما
دانشگاه را
منحصر به
سياست نميكنيم
و آن دو چيز
ديگر را هم
لازم ميدانيم». 3ـ
عاشق علم
بودن نه طالب
مدرك بودن يك
دانشجوي
مسلمان در
دانشگاه
اسلامي بايد
آموختن علم
را به عنوان
يك فريضه
براي خود و هر
مسلماني
تلقي كند. قال
النبي(ص): «طلب
العلم فريضه
علي كل مسلم و
مسلمه». و
اين فريضه
اختصاص به
زمان خاصي
ندارد، بلكه
بايد در تمام
دوران حياتش
پژوهندهي
علم و معرفت
باشد. قال
الصادق (ع): «طلب
العلم فريضه
في كل حال» و
بداند كه يكي
از مهمترين
راه كسب
درجات در نزد
حق، علم است. «يرفع
الله الذي
امنوا منكم و
الذين اوتوا
العلم درجات»؟ دانشجوي
مسلم بايد
يقين داشته
باشد كه رأس
همهي فضايل
و غايت همهي
محامد علم
است. قال
علي (ع): «رأس
الفضائل
العلم، غايه
الفضائل
العلم» و
بر اين باور
باشد كه رأس و
منشأ همهي
خيرات علم
است و منشأ
همهي شرور
جهل است. قال
رسول الله (ص): «العلم
رأس الخير كل
و الجهل رأس
الشركله». قال
علي (ع): العلم
اصل كل خير،
الجهل اصل كل
شر. و
معتقد باشد
كه هيچ چيز در
شرافت بسان
علم نيست. قال
علي (ع): لاشرف
كالعلم. و
حيات بشر
وابسته به
علم است. قال
علي (ع): بالعلم
تكون الحياه. و
حتي
بالاترين
حيات اسلام و
ستون دين و
ايمان
وابسته به
علم است. قال
رسول الله (ص): العلم
حياه
الاسلام و
عماد الدين. قال
علي (ع): العلم
حياه
الاسلام و
عماد
الايمان. و
بر اين
اعتقاد تصلب
دارد كه كسي
كه دانش را
احياء كند
هرگز نميميرد. قال
علي (ع): تعلموا
العلم فان
تعلمه حسنه
بالعلم يطاع
الله و يعيد و
بالعلم يعرف
الله و يوحد». مداد
چنين
عالماني است
كه وقتي در
روز قيامت با
خون شهيدان
مقايسه شود،
خداوند آنها
را بر خود
شهيدان
ترجيح ميدهد. قال
رسول الله (ص): «يوزون
يوم القيامه
مداد
العلماء و دم
الشهداء
فيرجع عليهم
مداد
العلماء علي
دم الشهداء» اگر
دانشجويي
چنين
باورهايي
داشته باشد
هرگز علم را
به خاطر
مباهات
ورزيدن در
نزد علماء يا
فخر فروشي بر
عوام و
سفيهان، جلب
توجه مردم به
سوي خود يا
تقرب در نزد
حاكمان
نخواهد
آموخت. چون او
ميداند
آموختن علم
به خاطر اين
انگيزههاي
دون، عذاب و
نقمت الهي را
در پي خواهد
داشت. قال
رسول الله(ص): من
طلب العلم
لاربع دخل
النار:
ليباهي به
العلماء او
يماري به
السفهاء او
ليصرف به
وجوه الناس
اليه او يأخذ
به من
الامراء. بدين
جهت است كه يك
دانش پژوه
مسلمان در
دانشگاه
اسلامي، علم
را تنها به
خاطر كسب
رضايت حضرت
حق و تقرب
درگاه او
خواهد
آموخت، چون
به جد بر اين
باور است كه
دخالت دادن
هر عامل در
عرض وجود بيهمتايي
خالق يكتا،
موجب حرمان
از رحمت الهي
و مستغرق شدن
در عذاب الهي
ميگردد. قال
رسولالله (ص): من
تعلم العليم
لغير الله
فليتبوء
مفعده من نار. 4ـ
حريص بودن
نسبت به
يافتههاي
نوين علمي يك
دانشجوي
محقق مسلمان
هميشه در پي
يافتن، درك
و كسب حقايق
نويني از
فراخناي اين
بيكران گيتي
است و گشودن
رازهاي سر به
مهر نهادهي
عالم هستي را
براي خود
محرك وظيفه و
براي ديگران
هديهي بزرگ
ميداند. قال
رسول الله (ص): بدين
خاطر فهم
اسرار
ناگشوده هر
يك از پديدههاي
عالم ـ كه
آيتي از آيات
الهي هستند –
مطلوب،
معشوق و
گمشدهي هر
مؤمني است و
مؤمنان در
وصل به چنين
فهمي از همه
لايقتر – و
بدين جهت
مكلف تر –
هستند. قال
رسول الله (ص): الكلمه
الحكمه،
ضاله المومن
فحيث وجدها
فهوا حق بهاء. پژوهشگر
مسلم آنچنان
قلب مستعهد و
گيرايي براي
پذيرش يافتههاي
نوين علمي
دارد كه
حقايق را هر
كسي كشف و
اعلان
نمايد، او با
تمام وجود
آنرا در آغوش
ميكشد و
بدان امر
اهميت نميدهد
كه اين مطلب
نوين علمي از
كدام سرزمين
و از چه شخصي
بيان شده است. قال
رسول الله (ص): الحكمه
ضاله المومن
ياخذها ممن
سمعها و
لاتبالي في
اي وعاء خرجت. به
همين خاطر
پيامبر – صلي
الله عليه و
آله – به
مسلمانان
دستور ميدهد
براي يافتن
حقايق نوين
علمي حتي به
سرزمينهاي
دور دست و غير
مسلمان هم
مهاجرت كنيد.«
اطلبو العلم
حتي بالسين». زماني
پيامبر اين
دستور را
صادر فرموده
است كه چين
مركز كفر
بوده است.
پيامبر ميفهماند
كه يك
مسلمان، عشق
به فهم مطالب
علمي نوين،
بايد همهي
وجودش را فرا
گرفته باشد و
برخي تعصبات
مانع پذيرش
مطالب درست و
حقي كه از سوي
غير مسلمان
كشف و انتشار
داده ميشود،
نشود. اگر
پژوهشگري به
تعبير امام
صادق (ع) به
مزايا و ارزشهاي
والاي
آموختن علم
آگاه باشد،
عشق و حرص
نسبت به
تعليم و تمام
وجودش را
محاصره ميكند
و در راه وصول
بدان از مرز
فرو ريخته
شدن خون دلها
و فرو رفتن در
اعماق دريها
ميگذرد. قال
الصادق (ع): «لو
علم الناس ما
في العلم
الطلبوه و لو
يسفك المهج و
خوض اللحج. راه
تحقق اين
خواسته،
تشكيل كانونهاي
فعال علمي در
هر رشتهي
علمي، در يك
دانشگاه است
كه با محافل
علمي و معتبر
دنيا، با
واسطه يا بيواسطه
مرتبط باشند
و يافتههاي
علمي را به
روز دريافت
نمايند. بدين
خاطر است كه
رهبر انقلاب
ميفرمايند:«
در دانشگاه
اسلامش تعبد
و تدين به
تنهايي شرط
لازم است،
اما شرط كافي
نيست.
دانشگاه ما
در صورتي
اسلامي است
كه علاوه بر
تعبد و تدين
در آن دانش،
خلاقيت و
ابتكار وجود
داشته باشد». «
بعضيها ميگويند:
دانشگاه
اسلامي اين
است كه بايد
در اين
دانشگاه همهي
افراد،
متعهد و
متدين به
اسلام باشند
كه وظايف
اسلامي را
انجام بدهند
و متدين و
متعبد باشند
كه البته
تعبد و تدين
يك شرط لازم
اما آن چيزي
كه دانشگاه
را دانشگاه
ميكند فقط
تعبد و تدين
نيست و لذا ما
بايد
برگرديم به
تاريخ آن
چيزي كه يك
روز مثلا در
اندلس با نام
دانشگاه
اسلامي
شناخته ميشد،
چه بوده است
در جمع آن
دانشگاه
مجموعهاي
از بالاترين
تلاشهاي
علمي بود كه
به وسيلهي
صدها انسان
مبتكر و خلاق
و داراي
ذهنيت بالا
اداره ميشد». 5ـ
عزت نفس
داشتن و
پرهيز از
خودباختگي
در برابر
غربيان دانش
پژوه مسلمان
بايد بدين
نكته متوجه
باشد كه
خداوند
سوگند ياد
كرده است،
مومن در نزد
من از همهي
مخلوقات
محبوتتر
است. قال
رسول الله (ص): ان
الله جل
ثمانه يقول: و
عزتي و جلالي
ما خلقت من
خلقي خلقا
احب الي من
عبدي المومن. قال
الصادق (ع): المومن
اعظم حرمه من
الكعبه. و
حرمت مومن
عظيمتر از
حرمت كعبه
است كه نقطهي
اتصال و
التفاي قلوب
همهي
مومنين است. فرشتگان
مقرب كه سمبل
كرامت و
شرافت
هستند، اگر
مقام آنها با
مقام مومن در
نزد خدا
مقايسه شود
مومن اشرف از
ملايك است. قال
رسولالله (ص): المومن
اكرم علي اله
من الملائكه
المقربين. دانشجوي
مومن گرچه
كوشش براي
شنيدن همهي
حقايق علمي و
قلبش براي
پذيرش تمام
اكتشافات
علمي در هر
كجا و از سوي
هر كسي صورت
بگيرد،
آماده است،
اما با در نظر
داشتن مقام و
شرافت ذاتي
خويش هيچوقت
حاضر نميشود
غلام حلقه به
گوش فرهنگ
وارداتي
غربي باشد و
هر چيزي كه
تحت عنوان
مطالب و
خصايل نوين
از سوي
فرنگستان به
سوي اين ديار
ارسال ميشود،
پذيرا باشد.
با ذهن نقاد
خودش هر امري
كه عقل سليم،
آن را باور
داشته باشد و
در تعارض با
ارزشهاي
ديني نباشد،
به تجزيه و
تحليل آنها
ميپردازد و
آن را ميپذيرد
و در حيات
روزمره و
علمي خود از
آن استفادهي
احسن مينمايد.
به علاوه سعي
ميكند ذهن
خلاقش را به
كار اندازد
تا بخشي از
اسرار
ناگشودهي
گيتي را
بگشايد يا
فرهنگي را
پايه گذاري
كند كه زمينهي
پيدايش چنين
مخترعين يا
مكتشفين را
فراهم كند.
چون اگر
دانشجو يا
استادي
مقهور فرهنگ
وارداتي
غربي گردد و
به بيماري
مزمن و صعب
العلاج
غربزدگي
مبتلا گردد،
به خاطر اين
بيماري خود
كم بيني، ملت
نيز از شر او
در امان نيست.
اگر موقعيتي
براي او پيش
بيايد، خود و
ملت را فداي
بيگانگان ميكند.
به اين علت
معمار و پايه
گذار انقلاب
اسلامي،
حضرت امام (ره)
در وصيت نامهي
سياسي خود به
صورت مؤكد به
همهي نسلهاي
آتي توصيه ميكند
كه دانشگاهها
را از انحراف
غربزدگي و
شرق زدگي حفظ
نمايند. «به
همهي نسلهاي
مسلمان
توصيه ميكنم
كه براي نجات
خود و كشور
عزيز و اسلام
آدمساز،
دانشگاهها
را از انحراف
و غرب و شرق
زدگي حفظ و
پاسداري
كنيد و با اين
عمل انساني –
اسلامي خود،
دست قدرتهاي
بزرگ را از
كشور قطع و
آنان را
نااميد
نماييد». به
خاطر تنبيه
بيشتر مردم،
باز به حفظ
دانشگاهها
توصيه مينمايد
و ميفرمايد:
بخش عمدهاي
از ضربههايي
كه در نيم قرن
اخير به ملت
وارد شده است
از سوي
دانشگاهيان
خودباخته در
برابر فرهنگ
غرب يا شرق
بوده است. «بايد
ملت غارت شده
بدانند كه در
نيم قرن اخير
آنچه به
ايران و
اسلام ضربهي
مهلك زده
است، قسمت
عمدهاش از
دانشگاهها
بوده است،
اگر
دانشگاهها و
مراكز عظيم
تعليم و
تربيت ديگر
با برنامههاي
اسلامي و ملي
در راه منافع
كشور به
تعليم و
تهذيب و
تربيت
كودكان و
نوجوانان
جرياد
داشتند،
هرگز ميهن ما
در حلقوم
انگلستان و
پس از آن
آمريكا و
شوروي فرو
نميرفت، و
هرگز پاي
مستشاران
خارجي به
ايران باز
نميشد و
هرگز ذخاير
ايران و طلاي
سياه اين ملت
رنج ديده در
جيب قدرتهاي
شيطاني
ريخته نميشد
ملت ما امروز
گرفتار
مشكلات خانه
برانداز
نبود». يكي
از مهمترين
نقشهايي كه
دانش پژوهان
در اسلامي
كردن
دانشگاهها
ميتوانند
داشته باشند
آن است كه
اولا با آشنا
شدن با فرهنگ
غني اسلام،
خويش را از
خودباختگي
در برابر
فرهنگهاي
وارداتي
مصون نگه
دارند و عزت
نفس داشته
باشند و
ثانيا در
برابر چهرههايي
كه ازروي علم
يا جله مروج
فرهنگ فاسد
بيگانه
هستند،
ايستادگي
نمايند و
نگذارند اين
بلاي خانمان
سوز در خرمن
هستي طبقهي
تحصيلكرده
ريشه بدواند. «وصيت
اينجانب به
جوانان عزيز
دانشسراها و
دبيرستانها
و دانشگاهها
آن است كه
خودشان
شجاعانه در
مقابل
انحرافات
قيام نمايند
تا استقلال و
آزادي خود و
كشور و ملت
خودشان مصون
باشد». 6ـ
حساس بودن
نسبت به
سرنوشت
مكتب،
انقلاب يكي
از نقشهايي
كه
دانشجويان
ميتوانند
در اسلامي
شدن
دانشگاهها
داشته
باشند، اين
است كه اين
باور را در
خود و ديگر
دانشجويان
بپرورانند
كه سرنوشت
آنها از
سرنوشت
مكتب،
انقلاب و
ميهنشان جدا
نيست. آنها
نبايد تنها
درصدد خارج
كردن گليم
خويش از
معارك و
مهالك
باشند، بلكه
همهي
مؤمنان بسان
پيكر واحدي
هستند كه
سرنوشت و
موقعيت يك
عضو، جداي از
ديگر اعضاء
رقم نميخورد،
هر نوع ضربه،
بيماري و
انحراف يك
عضو از امت
اسلامي به
جميع امت
اسلامي
سرايت ميكند. «المؤمنون
في تبارهم و
تراحمهم و
تعاطفهم
كمثل الحبه
اذا اشتكي
تداعي له
سائره
بالسهره و
الحمي». يك
دانشجوي
معتقد
مسلمان بايد
درصدد احياء
و ارتقاي اين
باور «امت
گرايي» و طرد
تفكر
فردگرايي در
خود و ساير
معتقدان
باشد كه او نه
تنها در
برابر تك تك
مسلمانان
ميهن عزيزش،
بلكه در
برابر كل
آحاد مسلمين
گيتي مسئولت
بس خطيري
دارد، و هر
حركت ايذايي
را در اقصي
نقاط گيتي
عليه مسلم،
حركت خصم
آلود عليه
خود تلقي كند
و با تمام قوا
و نيروهايش
به مبارزهي
پيگير عليه
دشمن پنهان و
آشكار،
نزديك و دور،
ضعيف و قوي
بپردازد.
بدين امر
معتفد باشد
كه عدم
اعتقاد به
چنين موضوعي
او را از جرگهي
مؤمنين خارج
ميكند. «لا
و الله
لايكون
المؤمن
مؤمنا ابدا
حتي يكون
لاخيه مثل
الجسد اذا
ضرب عليه عرق
واحد تداعت
له سائر
عروقه» اگر
دانجشويي
چنين
اعتقادي
نداشته
باشد، هر
چقدر از جهت
علمي،
عالمتر گردد
ارزشي ندارد.
چون ممكن است
به خاطر راحت
طلبي و عافيت
طلبياش دين
و كشورش را به
بيگانگان
بفروشد و به
عنوان
مزدوري در
خدمت
بيگانگان در
آيد. به
همين خاطر
است كه رهبر
انقلاب حضرت
آيت الله
خامنهاي (حفظهالله)
در ديدار با
اعضاي شوراي
عالي انقلاب
فرهنگي در
تاريخ، 20/9/70 ميفرمايد: «كسي
كه به
دانشگاه و
آروزهاي
بزرگ ملي
حساسيتي
نداشته
باشد، اين
دانشگاه هر
چه هم از لحاظ
علمي بالا
باشد، ارزشي
نخواهد
داشت، زيرا
كه محصول اين
دانشگاه به
راحتي در
اختيار
سياستهاي
مختلف قرار
خواهد گرفت». يكي
از راههاي
تحقق اين
آرمان،
داشتن تشكلهاي
اسلامي
فعالي است
فعاليتهايشان
را به خاطر
خدا و حفظ
منافع
انقلاب
اسلامي و بر
محور ولايت
فقيه انجام
دهند و
وابستگي
آنها به جناحهاي
سياسي خارج
از دانشگاه
باعث نشود كه
در داخل
دانشگاه به
جان يكديگر
بيفتند، به
جاي اينكه در
راه تقويت
انقلاب
اسلامي و
احياي ارزشهاي
اسلامي،
مبارزه با
دشمنان قسم
خوردهي
انقلاب
اسلامي و
پيروان آنها
در دانشگاه
بپردازند،
درصدد طرد و
دفع يكديگر
باشند خلاصه
آن كه
دانشجويان
از طرق مختلف
ميتوانند
در اسلامي
شدن دانشگاهها
نقش داشته
باشند. ما
به برخي از
عواملي كه تا
حدود زياد در
اختيار
دانشجويان
است، مثل عشق
به حضرت حقي،
تهذيب
مستمر، عاشق
علم بودن نه
طالب مدرك
بودن، حريص
بودن به
يافتههاي
نوين علمي،
داشتن عزت
نفس، احساس
مسئوليت
كردن در
برابر
سرنوشت دين و
انقلاب
اشاره كردهايم،
اما اين سخن
ما بدين معنا
نيست كه طرق
ديگري براي
ايفاي نقش
دانشجويات
نباشد يا در
مقولههاي
ياد شده
تنها
دانشجويان
مسئول
باشند، و
بقيهي
اركان
دانشگاه،
دولت و ملت در
مورد مسائل
مطروحه نقش
نداشته
باشند. بلكه
در پايان اين
مقال به صورت
مؤكد اين
نكته را باز
ميگوييم كه
اسلامي كردن
دانشگاه از
راه تغيير
بنيادي در
همهي اركان
دانشگاه با
مسئوليت
پذيري همهي
ملت و دولت
امري قابل
تحقق هست و
گرنه در حد
شعار باقي
خواهد ماند. فصلنامه
دانشگاه
اسلامي |