|
نقش
رامسفلد
درتجاوزات
صدام
برنامه هاي
تلويزيوني،
تلگراف ها و
اظهارات
شوراي امنيت
ملي، عمق كمك
هاي آمريكا
به صدام، با
وجود
زرادخانه
هاي شيميايي
در عراق را
آشكار مي
سازد.
تلگراف 18
آگوست وزارت
امور خارجه،
يادداشت ها،
گزارشات و
مدارك
مسئولين
سياسي،
اطلاعات
بسياري
درباره نحوه
تغيير سياست
خارجي
آمريكا در
دهه 0891، در
راستاي كمك
به عراق، در
اختيار ]ما[ مي
گذارد. در
واقع، همه
اطلاعات در
سخنان دست
اندركاران
اصلي، از
جمله «دونالد
رامسفلد»،
وزير دفاع
فعلي، موجود
است. اطلاعات
جديد
پيرامون
تغيير سياست
آمريكا در
قبال عراق و
نقش رامسفلد
در آن، زماني
بروز كرد كه
روزنامه
نيويورك
تايمز، طي
ماه جاري
گزارشي
ارائه كرد كه
در آن به كمك
هاي نظامي
آمريكا به
عراق در جنگ
عليه ايران
اشاره شده
بود. ارائه
نقشه هاي
جنگي بسيار
مهم به عراق
براي كمك به
آن كشور در
جنگ خود با
ايران، به
عنوان بخشي
از برنامه
مخفي زيرنظر
رئيس جمهور
ريگان، از
جمله اين كمك
ها بود- هر چند
كه سازمان
هاي
اطلاعاتي
آمريكا از
احتمال
كاربرد سلاح
هاي شيميايي
توسط
نيروهاي
عراقي اطلاع
داشتند- به
گفته تايمز،
اين برنامه
مخفي شامل به
كارگيري بيش
از 06 افسر
سازمان
اطلاعات
وزارت دفاع
بود كه عراق
را در جنگ هشت
ساله با
ايران، ياري
مي كردند. اين
كمك ها عبارت
بودند از:
تهيه
اطلاعات
تفصيلي در
مورد آرايش
نظامي
ايرانيان،
نقشه هاي
تاكتيكي
نبردها، طرح
ريزي حملات
هوايي و
برآورد
خسارات
بمباران.
تايمز اظهار
داشته است كه
اين گزارش،
بر گفته هاي
افسران ارشد
نظامي
آمريكا- كه
اطلاعات
مستقيمي از
اين برنامه
دارند- مبتني
است. اغلب
آنها در
صورتي حاضر
به گفتگو
بودند كه
نامشان فاش
نشود.
دامنه روابط
آمريكا با
عراق
به گزارش
تايمز،
زماني مشخص
بود كه
آمريكا، در
طول جنگ،
عراق را با
كمك هاي
اطلاعاتي در
قالب تهيه
عكس هاي
ماهواره اي
ياري مي كند
تا از نحوه
آرايش
نيروهاي
ايراني آگاه
شود، اما
دامنه اين
برنامه
تاكنون مشخص
نشده است.
تلگراف ها،
يادداشت ها و
مدارك
مسئولين
سياسي شبكه NBC دامنه
و ماهيت نقش
رامسفلد در
شكل دهي به
سياست
آمريكا را
آشكار مي كند.
هر چند كه
افسران
آمريكايي
نمي پذيرند
كه چشم پوشي
هاي آمريكا
موجب شد كه
عراق در دهه 0891
داده هاي
اطلاعاتي
آمريكائيان
را در انجام
حملات
شيميايي
عليه ايران
به كارگيرد،
با اين حال
شواهد طبقه
بندي نشده
مثل عبارت
قبلي شبكه C.B.N كه
توسط وزارت
امور خارجه
منتشر شده،
نشان مي دهد،
با اين كه
آمريكا از
كاربرد سلاح
هاي شيميايي
توسط عراق
عليه
سربازان
ايراني آگاه
بود، آمادگي
داشت تا عراق
را در سد كردن
حملات «موج
انساني»
ايرانيان
ياري دهد.
عراقي ها، از
جنگ
افزارهاي
شيميايي،
عمدتا جهت
متوقف كردن
حملات «موج
انساني»
ايرانيان كه
از سال 3891 شروع
شده بود،
استفاده
كردند، هر
چند كه آنان
بمب هاي خوشه
اي و بمب هاي
سوختي هوايي
را نيز به كار
بردند.
پيروزي
ايران،
نگراني اصلي
به گفته يكي
از كاركنان
ان اس سي «NSC» (موسسه ملي
عمليات
غيرنظامي
وزارت دفاع)،
رئيس جمهور «ريگان»
و «بوش»،
معاون رئيس
جمهور وقت
آمريكا،
اطلاعات را
به صورت
مستقيم يا با
واسطه، در
اختيار صدام
حسين مي
گذاشتند.
در واقع، اين
گزارش نشان
مي دهد كه در
سال 3891،
رامسفلد-
فرستاده
ويژه ريگان
به
خاورميانه
در آن زمان، و
وزير دفاع
كنوني- به
افسران ارشد
عراق گفت كه
استفاده
عراق از
گازهاي سمي،
از برقراري
روابط عادي
بين دو كشور
جلو گيري مي
كند. با اين
وجود،
رامسفلد، در
همان ملاقات
هايي كه با
صدام حسين و
طارق عزيز،
وزير وقت
امور خارجه،
در بغداد
داشت، گفت كه
دولت ريگان
آن قدر از
پيروزي
ايرانيان
نگران است كه
اين نگراني،
كمك هاي
نامشخص به
صدام را
ضروري مي
سازد. به
ويژه، سفر
رامسفلد،
موضوع چند
تلگراف
وزارت امور
خارجه از سال
3891 بوده است.
برخي از اين
تلگراف ها،
از پيش تدوين
گرديده و
بسياري ديگر
نيز در صحبت
هاي
ديپلماتيك
پنهان شده
اند.
اما در يك
اظهارنامه
مربوط به
ژانويه 5991،
درباره يك
موضوع حقوقي
و از جمله
فروش هاي
تسليحاتي به
عراق،
هاوارد تيچر (Howard Teicher)، عضو
ان اس سي (NSC)،
مفصل ترين
بحث راجع به
دلايل
متمايل شدن
به عراق را
ارائه مي كند.
به علاوه،
تيچر كه
رامسفلد را
در سال 1983
درسفر به
بغداد
همراهي كرد،
در اين
اظهارنامه
روشن مي كند
كه چگونه
رئيس جمهور
ريگان و بوش،
معاون رئيس
جمهور وقت
آمريكا،
اطلاعات
نظامي را به
طور مستقيم
يا باواسطه،
در اختيار
صدام حسين مي
گذاشتند.
كارمند ان اس
سي: تغيير
سياست در سال
1982 آغاز شد
به گفته
تيچر، تمايل
به عراق، در
بهار 1982 آغاز
گرديد؛ ]يعني[
حدود 18 ماه پس
از آنكه عراق
به اميد يك
پيروزي سريع
بر ملاهاي
ايران، به
خاك اين كشور
تجاوز كرد.
اما ايران از
برتري خود در
نيروي
انساني
فراوان
استفاده كرد
تا ابتكار
عمل و برتري
را در جنگ به
دست آورد. اين
امر موجب
نگراني و
وحشت دولت
ريگان از
سرازير شدن
ايرانيان از
طريق جنوب به
داخل كويت و
عربستان
سعودي شد.
تيچر، در آن
اظهارنامه
چنين نوشته
است: در بهار
سال 1982، عراق
در جنگ با
ايران، در
آستانه شكست
قرار داشت. در
ماه هاي مه و
ژوئن 1982،
ايرانيان
شكافي در
استحكامات
دفاعي عراق
در امتداد
مرز ايران-
عراق بين
بغداد در
شمال و بصره
در جنوب پيدا
كردند.
ايران،
نيروي
تهاجمي
گسترده اي را
درست در
مقابل اين
شكاف، مستقر
كرد. پيشروي
ايرانيان در
اين منطقه،
باعث جدا شدن
بغداد از
بصره شده و
موجب شكست
عراق مي شد.
سازمان
اطلاعاتي
آمريكا، ]از
راه هاي
گوناگون[ از
جمله
عكسبرداري
ماهواره اي،
شكاف موجود
در
استحكامات
دفاعي عراق و
نيز تمركز
سربازان
ايران در
امتداد آن را
شناسايي كرد.
در آن زمان،
آمريكا، در
ظاهر و
رسماً، در
نزاع بين
ايران- عراق
بي طرف بود.
ريگان،
مجبور بود
بين (الف) حفظ
بي طرفي محض و
اجازه دادن
به ايران
براي شكست
عراق، يا (ب)
مداخله و
ارائه كمك به
عراق، يكي را
انتخاب كند.
تيچر مي
نويسد: ريگان
تصميم گرفت
كه به طور
مخفيانه
عليه ايران
مداخله كند.
اين مطلب نيز
در
اظهارنامه
تيچر آمده
است:
در ماه ژوئن 1982،
رئيس جمهور
ريگان تصميم
گرفت اجازه
ندهد عراق
جنگ را به
ايران
واگذار كند.
رئيس جمهور
ريگان،
دستور داد تا
آمريكا هر
كار لازم و
قانوني را
براي
جلوگيري از
شكست عراق در
مقابل ايران
انجام دهد.
رئيس جمهور
ريگان، با
صدور
دستورالعمل
مربوط به
تصميم امنيت
ملي (NSDD) در
ژوئن 1982، براي
انجام اين
امر، به اين
سياست رسميت
بخشيد.
از آنجا كه من
در نوشتن ان
اس دي دي، با «گوف
كمپ» (Geoff
Kemp)، عضو
ديگر گروه «ان
اس سي» همكاري
داشتم،
درباره آن
آگاهي ويژه
دارم؛
دستورالعمل
مربوط به
تصميم امنيت
ملي (SDD) ]جزء اسناد[
محرمانه است
حتي شماره
مشخص كننده
آن نيز
محرمانه است.
اظهارنامه
مزبور ادامه
مي دهد: به
منظور
اطمينان از
اينكه عراق،
جنگ افزار،
مهمات و
ابزارهاي
لازم را براي
جلوگيري از
شكست در جنگ
با ايران در
اختيار
دارد، هدايت
تلاش هاي
مربوط به اين
امر را ]ويليام[
كيسي، (William C)، رئيس
«سي آي اي» (CIA)، شخصاً
برعهده داشت.
متعاقب
دستور مخفي «ان
اس دي دي»،
آمريكا به
طور فعال، به
حمايت از
تلاش هاي
جنگي عراق
پرداخت. براي
اين كار،
آمريكا
ميلياردها
دلار
اعتبار،
اطلاعات و
اخبار نظامي
آمريكا را در
اختيار عراق
قرار داد و
فروش هاي
نظامي كشور
ثالث به عراق
را تحت نظارت
مستقيم قرار
داد تا مطمئن
شود كه عراق
جنگ
افزارهاي
مورد نياز را
در اختيار
دارد.
به علاوه،
تيچر مي گويد:
آمريكا،
درواقع
اطلاعات
نظامي براي
عراقي ها
فراهم كرده و
آنها را از
طريق
بالاترين
سطح دولت
آمريكا،
يعني رئيس
جمهور ريگان
و بوش، معاون
رئيس جمهور
وقت آمريكا و
پدر رئيس
جمهور فعلي،
براي صدام
ارسال مي كرد.
اطلاع رساني
مخفي
اظهارنامه
تيچر اظهار
مي دارد:
ايالات
متحده،
همچنين
اخبار
اطلاعاتي
مهمي براي
عراقي ها
تهيه كرد تا
از امتيازات
خود، به صورت
بهتري در جنگ
استفاده
كنند. به طور
مثال، در سال
1986، رئيس
جمهور ريگان
يك پيغام
مخفي، مبني
بر اينكه
عراق بايد
جنگ هوايي و
بمباران
ايران را
تشديد كند،
براي صدام
حسين فرستاد.
اين پيغام را
بوش، معاون
رئيس جمهور
وقت، به
مبارك، رئيس
جمهور مصر
ابلاغ كرد و
او اين پيام
را به صدام
حسين رساند.
مقامات آشنا
با اين
برنامه، به
روزنامه
نيويورك
تايمز گفته
اند: «رئيس
جمهور
ريگان، اين
برنامه مخفي
را پس از
آشكار شدن
استفاده
عراق از سلاح
هاي شيميايي
نيز حفظ كرد.
اطلاعات
عمليات
نظامي
استراتژيك
مشابه، از
طريق ملاقات
هاي مختلف با
سران
كشورهاي
اروپايي و
خاورميانه
براي صدام
حسين ارسال
مي شد. من
موضوع
مذاكره بوش
با مبارك، در
ملاقات سال 1986
را تدوين
كردم و نيز
شخصا در
ملاقات هاي
خصوصي
بسياري با
سران دولت
هاي اروپايي
و خاورميانه
شركت داشتم
كه در آنها
اطلاعات
عملياتي
استراتژيك،
ارسال مي شد.»
تايمز گزارش
مي دهد: در
موفقيت
عراق، يافتن
راهي جهت
غلبه بر
حملات موج
انساني
ايران كه در
طول جنگ
تداوم داشت،
امري حياتي
بود؛ هرچند
كه
اظهارنامه
تيچر هيچ
دليلي بر چشم
پوشي آمريكا
از استفاده
عراق از سلاح
هاي شيميايي
عليه اين
نيروهاي
انساني،
ارائه نمي
دهد. با اين
وجود، دولت
آمريكا از
ميزان اهميت
متوقف كردن
اين حملات
نيروهاي
انساني براي
عراق، آگاه
بود. مقامات
اطلاعاتي
آمريكا هيچ
گاه با اين
كار عراق
مخالفت
نكردند؛
چون، آنان
عراق را در
موقعيتي مي
دانستند كه
براي بقاء
مبارزه مي
كند و از آن
وحشت داشتند
كه مناطق
حساس
توليدكننده
نفت در خليج
فارس، به
تصرف ايران
درآيد.
ورود سيا به
عرصه
در اين
اظهارنامه،
تيچر بيان مي
دارد كه خود
شخصا در
جلساتي حضور
داشته است كه
در آنها «كيسي»،
رئيس سيا، يا
«]روبرت[ گيتس» (Robert Gates)،
معاون سيا،
خاطر نشان
ساخته اند كه
عراق براي به
تعويق
انداختن
حملات
ايرانيان،
به سلاح هاي
ويژه اي نظير
بمب هاي خوشه
اي و تسليحات
ضد زرهي نياز
دارد.
تيچر اظهار
مي دارد كه
يادداشت ها،
گزارش ها و
ديگر اسناد
موجود در
فايل او نشان
مي دهد كه «سي
آي اي»، اعم
از «كيسي»
رئيس و «گيتس»،
معاون آن، از
فروش
تجهيزات
نظامي،
مهمات و
ابزارهاي
غيرآمريكايي
به عراق آگاه
و موافق بوده
و در اين كار
همكاري و
مساعدت مي
كردند.
اظهارات
تيچر درباره
تمايل به
عراق در
مدارك طبقه
بندي نشده
وزارت امور
خارجه مربوط
به سفر
رامسفلد در 1983
به بغداد نيز
آمده است؛ هر
چند داراي
جزئيات
كاملي نيست.
پيغام رياست
جمهوري
طبق اسناد
وزارت امور
خارجه، كه
توسط «آرشيوهاي
امنيت ملي»
براساس
قانون آزادي
اطلاعات به
دست آمده
است، رئيس
جمهور
ريگان، به
رامسفلد
ماموريت داد
تا به عنوان
بخشي از سفر
خاورميانه
اي خود به
بغداد سفر
كند. تمهيدات
اين سفر، بين
«بخش حافظ
منافع»
آمريكا در
بغداد و محمد
صحاف، معاون
وزير امور
خارجه وقت
عراق، انجام
شده بود.
گزارش اين
سفر- كه شامل
ملاقات هايي
با طارق عزيز
و صدام حسين
بود- در
تلگراف هايي
كه «بخش حافظ
منافع» و نيز
خود رامسفلد
براي«جرج
شولتز» (George
Shults)،
وزير خارجه
وقت آمريكا،
فرستاده،
بيان گرديده
است.
]براساس اين
گزارش[
رامسفلد، به «بخش
حافظ منافع»
اطلاع داد كه
او از «پاسخ
مثبت به
درخواست شما
خوشحال است» و
اضافه كرد كه:«حامل
پيام رياست
جمهوري به
صدام است [سي
كيو].» قرارها
براي يك
ملاقات در شب
19-20 دسامبر 1983،
گذاشته شد.
مقامات
وزارت امور
خارجه، كه با
صدام ملاقات
نمودند،
خاطر نشان
كرده اند كه «احتمالا
بزرگترين
فايده اين
ملاقات
عبارت بود از
برقراري
تماس مستقيم
بين فرستاده
رئيس جمهور
ريگان و رئيس
جمهور صدام
حسين».
يك انسان
فكور
طارق عزيز به
رامسفلد گفت
كه او صدام را
«يك انسان
فكور كه از
طريق تجربه و
تحليل تجربه
ها دانش
اندوخته است»
مي داند.
رامسفلد،
حامل پيامي
دوستانه از
ريگان براي
صدام بود.
محتواي ]اين[
نامه فاش
نشده است،
اما بخش هايي
از آن در
تلگراف هاي «وزارت
امور خارجه»
آمده است.
صدام، در يك
مورد «خوشحالي
زيادي» نسبت
به نامه
ابراز كرد و
طارق عزيز از
قول ريگان
نقل مي كند كه
«جنگ ايران و
عراق، مي
تواند
مشكلات جدي
براي منافع
اقتصادي و
امنيتي
آمريكا،
دوستان او در
منطقه و
دنياي آزاد
پديد آورد.»
رامسفلد
ابتدا با
طارق عزيز،
وزير امور
خارجه وقت
عراق، در 19
دسامبر
ملاقات كرد.
وي علايق
مشترك دو
كشور را بيان
كرده، به
طارق عزيز
گفت:«با وجود
برخي تفاوت
ديدگاه ها
بين ما، در
برخي حوزه ها
منافع ما
مشترك است.»
ما هر دو
خواستار صلح
و ثبات منطقه
اي و نيز رفع
عدم موازنه
منطقه اي مي
باشيم.»
در پاسخي كه
يكي از اعضاي
گروه
رامسفلد آن
را عالي
توصيف مي
كند، طارق
عزيز بيان
داشته است كه
امكان
بازسازي
روابط
ايالات
متحده و عراق
وجود دارد. وي
به رامسفلد
گفته است كه
صدام را مردي
متفكر مي
داند كه از
طريق تجزيه و
تحليل دانش
اندوخته است.
همدلي
آمريكا با
اهداف عراق
رامسفلد از
اينكه عراقي
ها و
آمريكايي
ها، مدت ها با
يكديگر
رابطه
نداشته اند،
اظهار تاسف
كرد و وعده
داد كه
آمريكا «در
وهله هاي
خاصي به
كشورهاي هم
پيمان با ما
كه مستقيم يا
غير مستقيم
براي ايران
جنگ افزار
فراهم كرده و
او را بر
ادامه جنگ
قادر مي
سازند،
نزديك خواهد
شد و خواهد
كوشيد آنها
را از خطرات
تمركز بر
منافع محدود
و كوتاه مدت
آگاه سازد.
يادداشت هاي
شخصي
رامسفلد
درباره اين
ملاقات-
يادداشت
هايي كه
احتمالا
شامل جزئيات
كارهايي مي
شود كه قرار
بود آمريكا
به منظور كمك
به عراق
انجام دهد(البته
غير از
درخواست
آمريكا از
متحدين خود
براي پايان
دادن به صدور
تجهيزات به
ايران)- به طور
جداگانه به
وزارت
امورخارجه
فرستاده شد و
توسط «اداره
قانون آزادي
اطلاعات
وزارت
امورخارجه»
منتشر شد. به
هر حال، آنچه
منتشر شده،
نشان دهنده
همدلي
آمريكا با
مقاصد صدام
است.
رامسفلد در
اين يادداشت
ها مي نويسد: «من
تمايل خود را
به اينكه جنگ
از طريق
ميانجيگري و
با صلح، بدون
افزايش
بيشتر تنش در
خاورميانه
به پايان
برسد، نشان
دادم و علاقه
خود به انجام
كارهاي
بيشتر را
ابراز كردم.»
نشانه حمايت
آمريكا از
عراق
در يك
يادداشت
مربوط به
موضوع
مذاكره، كه
توسط وزارت
امورخارجه
تهيه گرديده
است، از
رامسفلد
خواسته شده
بود كه تمايل
آمريكا به حل
صلح آميز جنگ
ايران- عراق
را خاطرنشان
سازد، اما
اين پيغام را
نيز به صدام
برساند كه: «]دولت
ايالات
متحده[ به ضعف
كنوني عراق
در يك جنگ
فرسايشي
اذعان دارد،
چرا كه ايران
به خليج فارس
دسترسي
دارد، ولي
عراق به آن
دسترسي
ندارد. دولت
آمريكا شكست
عراق را شكست
استراتژيك
براي غرب مي
داند.» اين
نشان دهنده
آن است كه
آمريكا
آماده حمايت
از كدام يك از
طرفين جنگ
است.
در يادداشت
هاي مربوط به
موضوع
مذاكره،
همچنين
خاطرنشان
شده است كه «ممكن
بود» عراق به
رامسفلد
پيشنهاد كند
كه «آمريكا مي
تواند
محدوديت هاي
مربوط به
برخي از
اقلام نظامي
را كه عراق
تمايل دارد
از طرف هاي
سوم خريداري
كند، بردارد.»
موضوعات
ديگر در
خاورميانه،
كه در ظاهر
دليل اصلي
سفر رامسفلد
هستند، در
اين يادداشت
ها آمده اند،
اما در درجه
دوم اهميت
قرار دارند.
به هر حال، در
يك گفتگو، از
رامسفلد
خواسته مي
شود تا نظر
شخصي صدام
راجع به
برقراري
رابطه با
سوريه را
جويا شود.
پيشنهاد
اسرائيل
براي كمك به
عراق
تيچر، در
اظهارنامه
خود
خاطرنشان مي
كند كه
رامسفلد ]در
سفر خود به
بغداد[ حامل
يك نامه
پيشنهاد كمك
از طرف وزير
امورخارجه
وقت
اسرائيل،
اسحاق شامير (Yitzhak
Shamir)
بوده است.
اسحاق
شامير، وزير
امورخارجه
اسرائيل از
رامسفلد
خواست كه
ايالات
متحده
پيشنهاد
مخفي كمك
اسرائيل به
عراق را ]به
سران اين
كشور[ برساند
و آمريكا با
اين امر
موافقت كرد.
من در سفر به
بغداد، با
رامسفلد
همراه بودم و
در ملاقاتي
كه در آن
رامسفلد
درباره
پيشنهاد
اسرائيل،
مبني بر كمك
به عراق، با
طارق عزيز
وزير
امورخارجه
عراق صحبت
كرد، حاضر
بودم. طارق
عزيز حتي از
پذيرش نامه
پيشنهاد كمك
به صدام حسين
خودداري
كرد، به اين
دليل كه اگر
نامه را
بپذيرد،
سريعا صدام
حسين او را
اعدام خواهد
كرد.
]در اين
ملاقات[
رامسفلد با
اشاره به
استفاده از
سلاح هاي
شيميايي به
عنوان يكي از
عوامل
بازدارنده،
خاطرنشان
كرد كه چند
امر جلوي
كوشش هاي
آمريكا براي
كمك ]به عراق[
را مي گيرد.
در واقع،
ايالات
متحده، از
استفاده
عراق از
گازهاي سمي
عليه
سربازان
ايراني، در
چند ماه قبل،
اطلاع داشت و
نيز مي دانست
كه عراق در
حال ساختن
تأسيسات
زيربنايي
تجهيزات
شيميايي خود
مي باشد. عراق
سلاح هاي
شيميايي را
عليه ايران و
كردهاي عراق
استفاده مي
كرد، كه
بدترين آن
حمله به
حلبچه در
روزهاي آخر
جنگ در سال 1988
بود.
حملات
نيروهاي
انساني
رامسفلد،
بارها بر اين
نكته تأكيد
كرد كه منافع
آمريكا با
منافع عراق
در اين جنگ
هماهنگ مي
باشد و اظهار
داشت كه
ايالات
متحده با
پيروزي
ايرانيان
مخالف است و
خاطرنشان
ساخت كه: «ما،
در حال
افزايش و
بهبودي طرح
هاي احتياطي
خود با
كشورهاي
خليج ]فارس[ در
رابطه با
اهدافمان در
باز نگه
داشتن تنگه ]هرمز[
مي باشيم.»
اگر طارق
عزيز به
نگراني
آمريكا
پيرامون رشد
و گسترش
تجهيزات
شيميايي
عراق پاسخ مي
داد، اين امر
خاطرنشان
نمي شد.
همچنان،
طارق عزيز و
رامسفلد،
درباره
ماهيت
خوفناك
حملات
نيروهاي
انساني
ايران، با
يكديگر
گفتگو كردند.
رامسفلد مي
نويسد كه
طارق عزيز به
او گفت: «نيروهاي
ايراني
اساسا يورش
هاي نفراتي
خود را
بانظاميان
معروف به «پاسداران
خميني» انجام
مي دهند (افرادي
جوان با
كاغذي در
جيبشان كه
بليط آنها
براي ورود به
بهشت است.)
سربازان
خميني، تا
موقعي كه در
نتيجه آتش
متقابل
پراكنده
شده، يا
بازگردند،
به پيشروي
خود ادامه مي
دهند. طارق ]عزيز[
اظهار داشت
كه به تصور او
جنگ به مفهوم
استراتژيك
در اينكه
عراق شكست
نخواهد
خورد، پايان
يافته است.
رامسفلد،
بارها توضيح
داد كه منافع
آمريكا در
اين جنگ با
منافع عراق
هماهنگ است.
او در
يادداشت هاي
خصوصي اش به «شولتز»
مي نويسد: «من
گفته ام كه
فكر مي كنم،
ما داراي
منافع مشترك
مي باشيم، به
ويژه امنيت و
ثبات خليج
فارس، كه در
نتيجه
انقلاب
ايران به خطر
افتاده است.
من اضافه
كردم كه در
مقابل،
آمريكا هيچ
منفعتي در
پيروزي
ايران ندارد.
ما خواهان
افزايش
تأثير
ايران، با
هزينه عراق
نمي باشيم. ما
به استقلال،
حاكميت و
تماميت ارضي
عراق، مانند
هر كشور
مستقل ديگري
احترام مي
گذاريم.
خوش آمدگويي
صدام
صبح روز بعد
هنگامي كه
رامسفلد به
همراهي «روبرت
پلترو» (Robert
Pelletreau) و «ويليام
ايگلتون» (William
Eaglton)،
كارشناسان
امور عربي
وزارت
امورخارجه،
با صدام
ملاقات كرد،
تلويزيون
عراق
برخوردهاي
گرم و تسليم
نامه رئيس
جمهور ريگان
به رهبر عراق
را ضبط كرد،
صدام،
يونيفرم
نظامي
پوشيده و يك
اسلحه كمري
بسته بود.
رامسفلد نيز
خشنودي خود
را از بودن در
بغداد اعلام
داشت.
در حالي كه
هيچ گفتگويي
از كمك نظامي
آمريكا به
عراق در بين
نبود،
رامسفلد
تصميم
ايالات
متحده، مبني
بر حذف فروش
هاي نظامي به
ايران را
تكرار كرد و
اعلام داشت: «آمريكا
و عراق، در
جلوگيري از
توسعه ايران
و سوريه
منافع
مشتركي
دارند. او گفت
كه آمريكا به
ديگر كشورها
فشار مي آورد
تا فروش هاي
نظامي خود به
ايران را
محدود كنند و
اطمينان
دارد، به طور
موفقيت
آميزي جلوي
فروش
تسليحات
آمريكايي به
ايران توسط
كشورهاي
ديگر را
خواهد گرفت.
براي صدام،
مفهوم كلي و
حال و هواي
ملاقات با
رامسفلد،
حاكي از يك
موفقيت بزرگ
بود.
اظهارنامه
تيچر مي گويد:
«صدام حسين در
برخوردها و
اظهارات خود
خشنودي خود
را از نامه
رئيس جمهور و
ملاقات با
رامسفلد،
آشكارا نشان
داد. اين امر،
همه موانع
باقيمانده
بر سر از
سرگيري
روابط
ديپلماتيك
را كنار زد،
اما تصميمي
در اين باره
اتخاذ نشد.»
|