نقش آمريكا در جنگ تحميلي عراق عليه ايران

با پيروزي انقلاب اسلامي و خروج ايران ازاردوگاه غرب ، يكي از اركان مهم دكترين دو ستوني آمريكا در منطقه فرو ريخت . ايراني كه يك روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه محسوب مي شد ،‌بعد از انقلاب اسلامي به عامل تهديدي براي منافع غرب تبديل شد .

ناتواني واشنگتن در جلوگيري از وقوع انقلاب اسلامي در ايران و اشغال افغانستان از سوي شوروي سابق ،‌موجب شد كه كشورهاي جنوبي خليج فارس از آمريكا سلب اعتماد كنند ،‌به طوري كه مركز مطالعات استراتژيك ملي آمريكا در گزارشي در خصوص كاهش نفوذ اين كشور در خاور ميانه ،‌نوشت :  حرمت و اعتبار مانند ظرف چيني است كه به آساني مي شكند و اين چيزي است كه آمريكا با پيروزي انقلاب اسلامي در منطقه خليج فارس از دست داده است .

به همين جهت كارتر براي جلب اعتماد رهبران كشورهاي منطقه و حفظ موازنه قدرت ، در ژانويه 1980 (ديماه 58)‌  دكترين خود را چنين اعلام كرد  : هر نوع تلاش نيروهاي خارجي به منظور تسلط بر منطقه خليج فارس ،‌ به عنوان تجاوز به منافع حياتي آمريكا تلقي مي شود و چنين تجاوزي با هر شيوه ضروري از جمله نيروي نظامي دفع خواهد شد .

كارتر براي تحقق دكترين خود ، نيروهاي واكنش سريع تشكيل داد و پايگاههاي نظامي خود را در كنيا ،‌و ديه گورسيا ـ‌ در اقيانوس هند ـ‌ فعال ساخت .

آمريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تلاش نمود با استفاده از عناصر ليبرال در دولت موقت تجربياتي كه از تحولات گذشته ايران از جمله نهضت مشروطيت ،‌قيام 28 مرداد 1332 در جريان ملي شدن صنعت نفت داشت ،‌انقلاب اسلامي را از مسير اصلي خود منحرف سازد . اشغال لانه جاسوسي و نام گرفتن اين حركت به انقلاب دوم از طرف حضرت امام(ره)  موجب پايان پذيرفتن حاكميت دولت موقت شد كه مي خواست با سياستهاي گام به گام انقلاب اسلامي را از اهداف اصلي خود دور سازد . آمريكا پس از اينكه نتوانست از دولت موقت براي احياي آبروي از دست رفته خود استفاده كند ،‌به تحريم هاي سياسي   - اقتصادي ،‌بلوكه كردن دارايي هاي ايران در خارج ‌،‌ طراحي حمله به طبس ،‌حمايت از گروهكهاي ضد انقلاب و كودتاچيان نوژه و بالاخره چراغ سبز نشان دادن به صدام ،‌براي تسليم شدن ايران در برابر غرب روي آورد .

برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر پس از سفرهاي مكرر اعلام داشت : استراتژي آمريكا در مقابله با انقلاب ايران بايد تمام دولتهايي كه توان انجام عمليات نظامي عليه رژيم ايران را دارا هستند همه مورد توجه قرار دهند .

با شروع جنگ تحميلي هر چند كه آمريكا اعلام بيطرفي كرد و سخنگوي وزارت خارجه اش اعلام نمود : بيطرفي آمريكا دليل بي تفاوتي آن نيست و ايالات متحده براي تضمين تداوم جريان نفت در مقابل تهديدهاي خارجي از نيروي نظامي استفاده خواهد كرد .

با كنار رفتن كارتر از صحنه سياست آمريكا و روي كار آمدن ريگان ، سياست حمايت از عراق بصورت آشكارتر دنبال شد . ريگان نام عراق را از ليست كشورهاي حامي تروريست حذف كرد و از اين به بعد ممنوعيت صادرات كالاهاي آمريكايي به عراق برداشته شد ،‌و هيئت هاي مختلفي از مقامات آمريكايي با رهبران عراق در بغداد ديدار كردند . دولت ريگان بر اين باور بود كه پيروزي ايران در جنگ با منافع آمريكا مغايرت دارد . از زماني كه معلوم شد ممكن است با توجه به عملياتهاي ايران بعد از فتح خرمشهر ،‌عراق با شكست مواجه شد ، ايالات متحده با در اختيار گذاشتن هواپيماهاي آواكس به عربستان ، به مبادله اطلاعات نظامي به عراق اقدام كرد . با از سرگيري روابط سياسي آمريكا و عراق اين كشور دولتهاي اروپايي را به ارسال تسليحات به عراق تشويق كرد . هواپيماهاي سوپراتاندارد ،‌موشكهاي اگزوسه از سوي  فرانسه ، مواد شيميايي از طرف آلمان و گسترش كمكهاي مالي ازطرف كشورهاي شوراي همكاري خليج  فارس به عراق با هماهنگي آمريكا صورت گرفت . از طرف ديگر آمريكا جهت احداث خط لوله نفت عراق به اردن يك وام 425 ميليون دلاري در اختيار عراق قرار داد .

در راستاي سياست پشتيباني از رژيم عراق و ايجاد محدوديت براي نفتكش هاي ايراني در خليج فارس ،‌آمريكا تصميم گرفت حضور نظامي خود را در خليج فارس افزايش دهد و با حضور خود در منطقه عملا نسبت به قطعنامه سازمان ملل كه از كشورهاي بزرگ خواسته بود كه حداكثر خويشتن داري خود را در روند جنگ مبذول دارند و از هر گونه اقدامي كه به تشديد و گسترش بيشتر منازعه منجر گردد خودداري نمايند ،‌ ناديده گرفت .

آمريكا هر چند در طول جنگ به صورت غيرمستقيم عراق را در تمامي زمينه ها مورد حمايت سياسي ـ‌ نظامي قرار مي داد ولي در سال 1988 به صورت مستقيم و آشكارا با ايران اسلامي وارد نبرد شد كه حمله به سكوهاي نفتي ،‌ ايجاد مزاحمت  براي نفتكش هاي ايراني و مورد اصابت قرارد ادن هواپيماي مسافربري با 290 سرنشين در 12 تيرماه 67 نمونه بارز آن بود . وفيق سامرايي رئيس استخبارات نظامي عراق در زمان جنگ در مصاحبه اي عنوان كرد :‌اگر حمايت غرب نبود صدام نمي توانست جنگ عليه ايران را آغاز كند و ادامه بدهد . وي نقش ايالات متحده در كمك به صدام را چنين برمي شمارد .

1- ارائه اطلاعات كامل كه از طريق ماهواره ها و وسايل الكترونيك مختلف و منابع انساني بدست مي آورد .

2-  برانگيختن كشورهاي منطقه به اعطاي كمك مالي به عراق

3-  تحريم جمهوري اسلامي ايران و جلوگيري از دستيابي آن به تسليحات و تجهيزات مدرن

بعد از پايان جنگ ، آمريكا نتوانسته بود به اهداف شوم خود يعني سقوط نظام جمهوري اسلامي دست يابد ، با اعلام سياست مهار دوگانه ، با ايران اسلامي وارد جنگ سرد شده است تا شايد بزعم خود بتواند مانعي در روند رشد و توسعه اقتصادي كشور بعد از جنگ ايجاد كند ؛ با دست زدن به تبليغات وسيعي از قبيل اينكه ايران به دنبال دستيابي سلاحهاي كشتار جمعي ،‌ناقض حقوق بشر ،  مخالف صلح خاورميانه     مي باشد  ،‌قصد منزوي ساختن جمهوري اسلامي در نظام بين المللي از يك طرف دارد و از طرف ديگر تلاش دارد با استفاده از ايادي خود در ايران نظام جمهوري اسلامي ايران را به استحاله كشانده و از درون نظام را همچون شوروي به سقوط بكشاند . البته با درايت امام گونه مقام معظم رهبري اين توطئه استكبار نيز افشا و خنثي شد .