|
نسل
كشي در
فلسطين در
سايه حمايت
آمريكاي
مدعي دفاع از
حقوق بشر
جنگ « جرج
بوش » و « آريل
شارون » عليه
ملت فلسطين
هر روز ابعاد
جديدي بخود
مي گيرد. دور
جديد اين جنگ
كه حدود يك
ماه پيش با
حمله به
شهرهاي
فلسطيني در
كرانه
باختري آغاز
و به اشغال
شهرهاي
بزرگي همچون
جنين, رام
الله و نابلس
منجر گرديد,
همچنان
ادامه دارد و
بدليل آنكه
با چراغ سبز
آمريكا آغاز
شده,
اعتراضات
گسترده جهان
عرب و اسلام و
مردم
آزاديخواه
جهان نيز
نتوانسته آن
را متوقف
نمايد. « آريل
شارون » نخست
وزير رژيم
صهيونيستي
علاوه بر
محاصره و
اشغال
شهرهاي تحت
كنترل حكومت
خودگردان
فلسطين در
كرانه
باختري, قصد
خود را مبني
بر حمله به
نوار غزه
اعلام كرد و
نيروهاي
اسرائيلي
هشتم
ارديبهشت
ماه حمله
گسترده خود
را به شهر
الخليل در
نوار غزه
آغاز و اين
شهر را بطور
كامل به
اشغال خود
درآوردند.
هدف اعلام
نشده اين
تهاجمات
گسترده,
نابودي كليه
تاسيسات و
مراكز
اقتصادي و
استراتژيك
فلسطيني در
كرانه
باختري و
نوار غزه است
تا از اين
طريق
انتفاضه
فلسطين را
وادار به
تسليم كنند.
در اين حملات
هدفهاي
متعددي
دنبال مي شود
كه ميتوان از
هماهنگي و
همكاري ميان
مقامات
آمريكائي و
اسرائيلي در
جهت نابودي
قدرت
اقتصادي و
اجتماعي
مردم فلسطين
و تخريب
شهرها و
روستاهاي
فلسطيني كه
از قيام
انتفاضه
حمايت مي
كنند, نام برد.
آنها همچنين
قصد دارند
حكومت
خودگردان به
خصوص «
ياسرعرفات »
را بنحوي
تضعيف كنند
كه قدرت
هيچگونه
مقاومت در
برابر خواست
آنها را
نداشته
باشند. آنها
همچنين ظرف
يك ماه اخير
بنحوي عمل
كردند كه
پليس حكومت
خودگردان را
فلج و مانع
شدند كه در
برابر
صهيونيست ها
عكس العملي
از خود نشان
دهند. در حمله
سربازان
اسرائيلي به
شهرهاي
كرانه
باختري,
هزاران جوان
فلسطيني به
بهانه حمايت
ازعمليات
شهادت
طلبانه عليه
صهيونيست ها,
دستگير شدند
و تعداد قابل
توجهي از
مسئولين
سازمانهاي
جهادي
فلسطيني از
جمله فتح,
حماس و جهاد
اسلامي توسط
نيروهاي
اسرائيلي به
بازداشتگاه
هاي مخوف
منتقل
گرديدند. جنگ
جديد عليه
ملت فلسطين
تنها عكس
العمل
صهيونيست ها
نسبت به
عمليات
شهادت
طلبانه
جوانان
فلسطيني
نيست بلكه
هدف اصلي آن
پياده كردن
استراتژي
مشترك
آمريكا و
اسرائيل
براي پذيرش
سازش از سوي
فلسطيني ها و
اعراب است.
آمريكا و
اسرائيل با
آغاز عمليات
گسترده عليه
ملت فلسطين
درصددند
تامسئله
خاورميانه
را يكسره
كنند و
مخالفين
سازش را
نابود ساخته
وراه را براي
پياده كردن
مقاصد شوم
خود هموار
سازند. آثار و
تبعات
تهاجمات
وحشيانه
اخير عليه
فلسطيني ها
كمتر از جنگ
هاي گذشته
اسرائيل در
سال هاي ,1948 ,1956 1967 ( ,1327 ,1335
1346 ) نيست, زيرا
آنها قصد
دارند نقشه
جديدي براي
منطقه
خاورميانه
ترسيم كنند و
سرنوشت اين
منطقه را در
دست بگيرند.
در جنگ اخير
بوش شارون
حقايق زير
آشكار گرديد: 1
هم پيماني
آمريكا و
رژيم
صهيونيستي
عليه ملت
فلسطين 2
حمايت كامل
آمريكا از
رژيم
صهيونيستي و
توجيه
جنايات آن 3
تضعيف اعراب
و تقويت
پايگاه
صهيونيست ها 4
آزمايش
كارآيي
اسلحه و
تجهيزات و
مهمات مدرن
ساخت آمريكا 5
تسليم
فلسطيني ها
بويژه « ياسر
عرفات » 6
تحميل
باصطلاح صلح
به اعراب و
منطقهپايداري
مردم فلسطين
ظرف يكماه
گذشته در
برابر
عمليات
نظامي ارتش
رژيم
صهيونيستي
تا حدي
توانست نقشه
آمريكا و
صهيونيست ها
را با موانعي
مواجه سازد
ولي موفقيت
اين پايداري
ها و مقاومت
مردم فلسطين
بدون حمايت و
پشتيباني
اعراب و
مسلمانان
امكانپذير
نيست.
تظاهرات
گسترده مردم
مسلمان در
كشورهاي
عربي و
اسلامي عليه
جنايات
سازماندهي
شده اسرائيل
و همچنين جمع
آوري كمك هاي
مردمي براي
فلسطيني ها,
قدمي در جهت
تداوم
انتفاضه
بشمار ميرود.
اسرائيل جنگ
طلب است يك
روز پس از
تصويب طرح
صلح « امير
عبدالله »
توسط
كنفرانس
سران عرب در
بيروت « آريل
شارون » حمله
خود را به
شهرهاي
فلسطيني در
كرانه
باختري آغاز
كرد. اين
تهاجم
گسترده
بخوبي نشان
داد كه «
شارون » اهداف
خود را از
طريق جنگ و
خونريزي پي
مي گيرد, در
حاليكه
كشورهاي
عربي با
تاييد طرح
صلح « امير
عبدالله » نيت
خود را براي
سازش با رژيم
اشغالگر قدس
آشكار
ساختند. رژيم
صهيونيستي
از سال 1948 ( 1327 )
تاكنون با
استفاده از
اسلحه و
تجهيزات
نظامي و تحت
حمايت
انگليس و
آمريكا
توانسته است
موجوديت (اسرائيل)
خود را در قلب
جهان عرب
تثبيت كند و
ميليون ها
فلسطيني را
به خارج از
سرزمينهاي
اشغالي
آواره سازد و
بخش هايي از
خاك لبنان و
سوريه را به
اشغال خود
درآورد و
همچنان به
جنايت هاي
خود عليه
مردم فلسطين
ادامه مي
دهند. جنايت
هاي چند هفته
اخير « آريل
شارون » نخست
وزير رژيم
صهيونيستي
در شهرهاي
فلسطيني از
جمله
اردوگاه
فلسطيني «
جنين » در
كرانه
باختري رود
اردن و تاييد
آن از سوي
آمريكا,
افكار عمومي
جهان را نسبت
به ماهيت
صهيونيست ها
و حاميان
آنها آشكار
ساخت و نشان
داد آمريكا
كه داعيه
دفاع از حقوق
بشر را دارد
هيچ ارزشي
براي جان
انسان هاي بي
گناه قائل
نيست و ديگر
ملل جهان از
نظر آنها
شهروندان
درجه دوم
محسوب مي
شوند. عمليات
جنايتكارانه
اسرائيل در
سرزمين هاي
اشغالي,
بطلان
ادعاهاي
فريبنده
آمريكائي ها
را در دفاع از
حقوق بشر
آشكار ساخت و
ثابت كرد كه
آمريكائي ها
تنها به
منافع خود مي
انديشند.
اكنون جهان
اسلام و
اعراب,
آمريكاي
جنايتكار را
منفورترين
كشور جهان مي
دانند. مردم
مسلمان دنيا
پي برده اند
كه آمريكا جز
به منافع
خودجهت تسلط
بر جهان عرب و
اسلام نمي
انديشد. ضعف و
سستي سران
كشورهاي
اسلامي در
برابر
آمريكا,
واشنگتن را
به گستاخي
بيشتر
واداشته و با
حمايت هاي بي
چون و چرا از
رژيم
صهيونيستي
درصدد آنست
كه مسلمانان
را زبون سازد.
آمريكا
تحقير
مسلمانان را
در سرلوحه
برنامه خود
قرار داده
است زيرا
تحقير
مسلمانان
موجب مي گردد
كه آنان
تسليم خواست
آمريكا شوند
و نتوانند در
برابر اين
ابرقدرت
ستمگر
ايستادگي
نمايند.
آمريكا
بدنبال
برتري
صهيونيست ها
آمريكا از
هرگونه طرحي
براي سازش
ميان اعراب و
رژيم
صهيونيستي
حمايت كرده
واشكال
مختلف تلاش
مي كند اعراب
را مجبور به
نشستن پشت
ميز مذاكره
با اسرائيل
نمايد. اين در
حالي است كه
اسرائيل در
طول 50 سال
گذشته
همواره
تمامي
قراردادها و
معاهده هاي
امضا شده با
اعراب را نقض
كرده و
ناديده
گرفته است.
قرارداد « كمپ
ديويد » ميان
مصر و
اسرائيل,
قرارداد «
اسلو » ميان
عرفات و رژيم
صهيونيستي و
قرارداد «
وادي عربه »
ميان اردن و
رژيم
صهيونيستي
از جمله
قراردادهائي
هستند كه
ميان
صهيونيست ها
و اعراب امضا
شده ولي عملا
هيچيك ضمانت
اجرايي
نداشته و
توسط رژيم
صهيونيستي
نقض شده است.
اكنون مردم
كشورهاي
عربي و
اسلامي به
اين حقيقت پي
برده اند كه
سازش با
صهيونيست ها
سرابي بيش
نيست و
اسرائيل
همواره سعي
مي كند با
توسل به شيوه
هاي مختلف
نظامي و
اقتصادي
نظراتش را بر
اعراب تحميل
كند.
بنابراين در
چنين شرايطي
صلح ميان
اعراب و
صهيونيست ها
هيچ نتيجه اي
جز پذيرش بيش
از پيش ذلت و
خواري در پي
ندارد. قتل
عام فلسطيني
ها به بهانه
مبارزه با
تروريسم « جرج
بوش » رئيس
جمهوري
آمريكا پس از
رويداد 20
شهريور,
برنامه
گسترده خود
را جهت
مبارزه با به
اصطلاح
تروريسم
آغاز كرد. اين
برنامه از
افغانستان
شروع و به هر
گوشه جهان كه
منافع
نامشروع خود
را درآن مي
بيند, تسري مي
يابد. « بوش »
هرگونه
مخالفت با
دولت دست
نشانده
اسرائيل را
نيز برنمي
تابد و
عمليات
شهادت
طلبانه
جوانان
فلسطيني
عليه
صهيونيست ها
را عمليات
تروريستي
قلمداد كرده
و خواستار
محكوم كردن
اين عمليات
توسط « ياسر
عرفات » و
سران
كشورهاي
عربي شده است.
اين رفتار
بوش در حالي
صورت مي گيرد
كه وي
اقدامات
وحشيانه
ارتش رژيم
صهيونيستي
در شهرهاي
فلسطيني را,
عمليات « دفاع
از خود » تلقي
كرده و آنرا
مورد حمايت
قرار داده
است. التزام
آمريكا به
حفظرژيم
صهيونيستي «
جرج بوش »
رئيس جمهوري
آمريكا قبل
از برگزاري
انتخابات
رياست
جمهوري در
هفدهم
آبانماه 1379 از «
بيل كلينتون »
رئيس جمهوري
سابق آمريكا
انتقاد كرد
كه چرا عليه
اسرائيل
اعمال فشار
مي كند. وي طي
سخناني در
برابر اجلاس
سالانه
كميته
آمريكا
اسرائيل گفت:
آمريكا سعي
كرده طبق
برنامه هايش,
اسرائيل را
وادار به
انجام
اقداماتي
كند, در
حاليكه
آمريكا
نبايد در
امور داخلي
اسرائيل
دخالت كند. وي
قول داد در
صورت رسيدن
به مقام
رياست
جمهوري در
امور داخلي
اسرائيل
دخالت نكند.
دولت هاي
آمريكا چه از
حزب جمهوري
خواه در چه
دمكرات
همواره و
بخصوص در طول
ربع قرن
گذشته از
اسرائيل
حمايت كرده و
خود را موظف
به حفظ
موجوديت اين
رژيم نموده
اند. آمريكا و
رژيم
صهيونيستي
از سال 1369 ( 1348 ) يك
قرارداد
همكاري امضا
كرده و به
موجب آن
آمريكا
سالانه كمك
هاي اقتصادي
و تسليحاتي
به ارزش 3
ميليارد
دلار به رژيم
صهيونيستي
مي دهد.
آمريكا
اولين شريك
تجاري رژيم
صهيونيستي
است. اين دو در
سال 1985 ( 1364 ) يك
قرارداد
مبادله
گمركي و
همچنين
اجراي
طرحهاي علمي
و نظامي به
امضا
رساندند.
روابط
آمريكا و
رژيم
صهيونيستي
بدليل وجود 6
ميليون
يهودي در
آمريكا
تقويت مي
گردد,
يهوديان
فعاليت
چشمگيري در
امور
اقتصادي و
صنايع
آمريكا
دارند و يك
گروه فشار در
كنگره
آمريكا
تشكيل داده
اند. بدنبال
انتخاب « جرج
بوش » بعنوان
رئيس جمهوري
آمريكا, وي
اعلام كرد كه
امنيت
اسرائيل,
كليد حل
بحران در
خاورميانه
است. توجيه
جنايات «
شارون »
مقامات
آمريكائي طي
سالهاي
متمادي
جنايت هاي بي
شمار
صهيونيست ها
را توجيه
كرده اند. بوش
حمله
اسرائيلي ها
به اردوگاه
جنين را دفاع
مشروع از
مردم
اسرائيل
عنوان كرد و
اين حمله را
محكوم كرد
ولي فلسطيني
ها را بخاطر
دفاع از خود و
آزادي
سرزمين هاي
فلسطيني
محكوم نمود. «
آريل شارون »
نخست وزير
رژيم
صهيونيستي
با آغاز جنگ
جديد خود
عليه
فلسطيني ها,
عملا نشان
داد كه در بن
بست واقعي
گرفتار شده
است. او بخوبي
مي داند كه
حمله نظامي و
كشتار مردم
بي گناه
نميتواند
راه حل براي
خروج از بن
بست فعلي
باشد, گر چه
استفاده از
مدرنترين
سلاح ها عليه
ملت بي دفاع
فلسطين مي
تواند در
كوتاه مدت
اثراتي در پي
داشته باشد,
اما در
درازمدت
نميتواند به
نفع وي و سران
صهيونيسم
تمام شود. جنگ
بوش و شارون,
اگر چه در
كوتاه مدت
توانسته است
ويراني و
خونريزي و
كشتار بوجود
آورد ولي اين
جنگ اثرات
مخربي براي
عاملين آن در
پي خواهد
داشت و جهان
معاصر
نميتواند
جنايات
گسترده رژيم
صهيونيستي
عليه ملت
مسلمان
فلسطين و
حمايت هاي
آمريكا از
اين جنايات
را ناديده
بگيرد.(روزنامه
جمهوري)
|