|
نگاهي به
تاريخچه شكل
گيري نام
خليج فارس نامي
جاويدان متأسفانه
در روزهاي
اخير شاهد
جايگزيني
نام ديگري جز
خليج فارس در
يكي از مجلات
معتبر
جغرافيايي (نشنال
جغرافي)
بوديم كه
اعتراض شديد
هموطنان
ايراني خارج
از كشور را به
همراه داشت و
در داخل كشور
نيز موجب
تشويش اذهان
عمومي و
واكنش محافل
علمي كشور شد.
بايد يادآور
شد كه موضوع
تغيير نام
خليج فارس
مطرح شد. هدف
اصلي سياست
ياد شده
توسعه
سرزميني
انگلستان در
منطقه خليج
فارس بود كه
تنها مانع
اصلي آن را
بايد هويت
ايراني
دانست كه
ساليان دراز
بر منطقه
خليج فارس
بود كه تنها
مانع اصلي آن
را بايد هويت
ايراني
دانست كه
ساليان دراز
بر منطقه
خليج فارس
سايه افكنده
بود. به دنبال
اين سياست
برخي از
سياستمداران
و نويسندگان
تندروي عرب،
زمان را براي
تغيير نام
خليج فارس
مناسب ديدند
و با ارائه
چند سند
يكنواخت از
آرشيو عربها
و ديگر
ملتهاي جهان
وجود دارد كه
نام خليج
فارس را در
ازاي تاريخ
تاييد ميكند.
تلاش آنها تا
به امروز به
حدي بيپايه
و اساس بود كه
شك و شبهه
بعضيها را
درباره
عقلانيت
آنها
برانگيخت به
قول روزنامه
كويتي
الانباء
بايد به فكر
عقلانيت از
دست رفته خود
باشند و بيش
از اين، چنين
تلاشهاي بيثمري
را انجام
ندهند. در اين
جا براي
اثبات
حقانيت نام
خليج فارس،
نگاهي كوتاه
به تاريخچه
شكل گيري آن
مياندازيم. خليج
فارس يا
درياي پارس
از قديم
الايام به
اين نام
معروف بوده
است. هر
دو نام از
دورترين
روزگاران
تاريخي وجود
داشته است و
همزمان در دو
تمدن بزرگ
ايراني و
يوناني مورد
استفاده
قرار داشت.
طبق مدارك به
دست آمده به
ويژه كتيبهاي
كه در موقع
حفر كانال
سوئز از
داريوش
هخامنشي به
دست آمده است
اين خليج به
نام «درياي
پارس» خوانده
شده است.
ايرانيان در
روزگار
هخامنشي اين
دريا را «پارسا
درايا» يا
درياي پارس
ميخواندند
و يونانيان (بطليموس
) دو قرن قبل
از ميلاد آن
را «سينوس
پرسيكوس» يا
خليج فارس ميناميدند.
«پارسا
دراياي»
ايراني
بعدها به روم
رفت و به گونه
«ماره
پرسيكوم»
درآمد. در
دوران
اسلامي
جغرافيانويسان
عرب و اسلامي
هر دو نام را
از دو تمدن
باستاني
گرفتند و
همزمان مورد
استفاده
قرار ميدادند.
«پارسا
دراياي»
ايراني» را «بحر
فارس»و «سينوس
پرسيكوس»
يوناني را «خليج
فارس» ميناميدند. مورخان
و محققان
خارجي دنياي
قديم از آن
جمله هردوت،
نئار خوس،
استرابون،
كورسيوس
رومي و نيز
محققان
اسلامي نظير
استخري،
مسعودي،
بيروني، ابن
حقول،
مقدسي،
مستوفي،
ناصر خسرو در
آثار و نوشتههاي
خود از آن به
نام «خليج
فارس» يا «درياي
پارس» ياد
كردهاند.
همچنين
ايرانيان و
يونانيان
باستان
برداشتهاي
دوگانهاي
از جغرافياي
آبهاي گيتي
داشتند. در
حالي كه هر دو
گروه كره
خاكي را
دايره مانند
و محصور در
اقيانوس
كناري يا
حاشيهاي ميدانستند
كه بر گرد آن
قرار دارد و
درياهاي
دروني از
اقيانوس
كناري منشعب
ميشود.
ايرانيان
عصر هخامنشي
بر اين گمان
بودند كه
آبهاي درون
گيتي شامل دو
دريا ميشود،
«درياي پارس»
و «درياي
باختر(روم) »
در حالي كه
يونانيان
باستان
آبهاي درون
گيتي را
چهارگانه ميدانستند.
خليج فارس،
درياي خزر،
خليج عربي (درياي
سرخ) و درياي
مديترانه.
اين مطلب
گوياي اين
حقيقت است كه
خليج عربي به
درياي سرخ
اطلاق ميشد. خليج
فارس طبق
اسناد موجود
از هزاره
هشتم قبل از
ميلاد مورد
استفاده
تجاري و
نظامي ملل
دنياي قديم
قرار گرفته
است. در كتاب
حدود العالم
به عنوان
قديميترين
كتاب
جغرافيا به
زبان فارسي
كه حدود هزار
سال قبل
تأليف شده
است آمده است.
«خليج پارس از
حد پارس
برگيرد، با
پهناي اندك
تا به حدود
سند.» ميتوان
گفت از
هنگامي كه
بشر تاريخ
نويسي را
آغاز كرد
درياي جدا
كننده فلات
ايران از شبه
جزيره
عربستان را «درياي
فارس» يا «خليج
فارس » ناميده
است. و در هيچ
يك از ادوار
تاريخي نام
ديگري به آن
نهاده نشده
است. البته از
سرآغاز قرن
بيستم تا سال
1962 هيچ ترديدي
در آثار و
نوشتههاي
عربي، در
فارسي
خواندن خليج
فارس وجود
نداشت تا
اينكه در سال
1962 روزنامه
تايمز لندن
در يكي از
مقالات خود
از خليج عربي
به جاي خليج
فارس
استفاده كرد.
و از آن زمان
به بعد برخي
از
نويسندگان و
سياستمداران
عرب تلاش ميكنند
كه نام خليج
عربي را
جايگزين
خليج فارس
نمايند. لازم
به ذكر است
چنين
تلاشهايي تا
قبل از سال 1962
نيز وجود
داشت كه
بيشتر توسط
برخي
سياستمداران
تندرو عرب
براي رسيدن
به مقاصد
سياسيشان
انجام ميشد.
در سال 1958
سرهنگ
عبدالكريم
قاسم با
كودتايي در
عراق به
حكومت رسيد و
بعد از مدتي
داعيه رهبري
جهان عرب را
مطرح ساخت. در
راستاي چنين
انديشهاي
از تاكتيك
دشمن تراشي
براي تحريك
احساسات
عمومي ملي
سود جست و
براي نخستين
بار «خليج
فارس» را به
نام جعلي «خليج
عربي » خواند.
البته
نخستين تلاشها
براي تغيير
نام خليج
فارس به دهه 1930
بر ميگردد
كه با شكست
همراه بود.
سرچارلز
بلگريو
نماينده
سياسي
بريتانيا در
بحرين،
پروندهاي
را براي
دگرگون كردن
نام خليج
فارس تشكيل
داد و به
وزراي خارجه
بريتانيان
پيشنهاد داد
كه نام «خليج
عربي» را به
جاي «خليج
فارس» به كار
ببرند. اين
كار مصادف
بود با تجديد
حيات
تلاشهاي
سياسي
گسترده دولت
ايران براي
بازپس گيري
بحرين، تنبها،
ابوموسي،
سيري، قشم،
هنگام و ديگر
جزاير
ايراني
اشغال شده و
سرزمين
خوزستان از
انگليسها،
كه خليج فارس
را درياي
اختصاصي
انگلستان ميناميدند.
در اين شرايط
بريتانيا
نميتوانست
با اجراي
سياست
دگرگون كردن
نام خليج
فارس بيش از
پيش در نزد
افكار عمومي
و بني المللي
محكوم شود. به
اين دليل
پرونده
تشكيل شده
بسته و
بايگاني شد. سرهنگ
عبدالكريم
قاسم در
حقيقت ميخواست
با تغيير نام
خليج فارس
دشمن تازهاي
از همسايه
ايراني براي
عربها
بتراشد به
اين اميد كه
توجه آنان را
از قاهره به
بغداد و به
رهبري خود
عليه ايران
منحرف سازد.
وي چنان در
اين كار شكست
خورد كه
تلاشهايش
حتي نتوانست
توجه مقامات
رسمي
دانشگاهي
عراق را هم
جلب كند.
اسنادي در
همان دوران
در عراق و حتي
از سوي
دانشگاه
بغداد چاپ و
منتشر شد كه
گوياي اين
واقعيت است.
همانطور كه
گفته شد، در
سال 1962
روزنامه
تايمز لندن
نخستين بار
خليج فارس را
با نام
ساختگي «خليج
عربي» به رشته
تحرير
درآورد. اين
كار روزنامه
تايمز با اوج
گيري هياهو
و جنجال پان
عربيسم
سرهنگ جمال
عبدالناصر
در مصر
همزمان بود.
ديري نپاييد
كه ناصر از
نام ساختگلي
ياد شده در
اشاره به
خليج فارس
سود جست. هر
چند وي مدتي
قبل در
سرآغاز
نظريه وحدت
عربي خود
دنياي عرب را
«من المحيط
الاطلسي الي
الخليج
الفارسي» از
اقيانوس
اطلس تا خليج
فارس ناميد.
تلاشهاي
ناصر اگرچه
برخي
سياستمداران
عرب را با وي
همراه كرده
بود، اما به
نتيجه
دلخواه او
نرسيد. بايد
يادآور شد در
دنياي عرب
هستند كساني
كه بر لزوم
حفظ حرمت و
هويت تاريخي
فارسي زدايي
خليج فارس كه
توسط
انگليسيها
كه براي كسب
امتيازات از
قرن نوزدهم
در خليج فارس
پياده شد،
پيروي نميكنند.
براي مثال
روزنامه
كويتي
الانباء در
مقالهاي با
عنوان «هويت
آب» نوشت:
خليج فارس
نام دريايي
است كه ما را
از ايران جدا
ميكند، ولي
بنا به اهداف
سياسي كه به
اصطلاح قوم
گرايان عرب
يكهتاز آن
بودند، نام
خليج فارس
نام دريايي
است كه ما را
از ايران جدا
ميكند، ولي
بنا به اهداف
سياسي كه به
اصطلاح قوم
گرايان عرب
يكه تاز آن
بودند، نام
خليج فارس به
خليج عربي
تبديل شده
است، بدون
آنكه حرمت
تاريخ و
عاقبت و
احترام لازم
به اين امر
گذارده شود. جاي
تأسف فراوان
دارد كه برخي
امروز در حال
جدال لفظي بر
سر يك نامي
هستند كه در
طول سه هزار
سال شكل
گرفته است.
نام خليج
فارس از
روزگار
يونانيان و
روميان وجود
داشته است.
هزاران نقشه
نو و كهنه از
همه ملتها
تأييد دارند
كه اين نام
هميشه خليج
فارس بوده
است و سازمان
ملل متحد نيز
در چند نوبت
رسما اعلام
كرد كه نام
اين دريا
خليج فارس
است، چنان كه
ملتهاي جهان
جز برخي
محافل عربي،
نامي جز نام
خليج فارس را
زيبننده اين
دريا نميدانند
و به قول
روزنامه
كويتي
الانباء «آيا
زمان آن فرا
نرسيده است
كه امور را به
جايگاه صحيح
آن
بازگردانيم
و به خليج
هويت فارسياش
را اعاده
كنيم كه چنين
تصحيحي نه
تنها هويت
كشورهاي
مشرف بر خليج
فارس را
تغيير نميدهد،
بلكه قطعا
عقلانيت از
دست رفته را
به ما باز ميگرداند.» منابع: 1ـ
خليج فارس،
كشورها و
مرزها، دكتر
پيروز مجتهد
زاده،
انتشارات
عطايي ، 1379 2ـ
كشورها و
مرزها در
منطقه
ژئوپليتيك
خليج فارس،
دكتر پيروز
مجتهد زاده،
ترجمه دكتر
حميدرضا ملك
محمدي نوري،
انتشارات
وزارت
خارجه، 1372 3ـ
خليج فارس و
نقش
استراتژيك
تنگه هرمز،
دكتر
محمدرضا
حافظ نيا،
انتشارات
سمت، 1371 4ـ
هفته نامه
صبح صادق،
دوشنبه 21
مهرماه 1382 ،
شماره 122 |