پايان بازي بوش - عرفات

اميرعلي ابوالفتح

 

     براي جورج دبليو بوش سرمست از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري دوم نوامبر آمريكا، خبر مرگ مغزي ابوعمار، يك هديه غيرمنتظره بود. بوش دومين دوره رياست جمهوري خود را در شرايطي آغاز مي كند كه ديگر سايه ياسرعرفات بر سياست هاي خاورميانه اي ايالات متحده سنگيني نمي كند. عرفات جوان، عرفات ميانسال و عرفات پير براي حداقل ۷ نسل پيشين كاخ سفيد دردسرساز بود، اما ديگر اين رهبر كاريزماتيك فلسطين در دل خاك خفته است.

     جورج دبليو بوش هيچگاه نفرت خود را از عرفات پنهان نكرده بود. اگرچه پدرش در سال ۱۹۹۱ و در اجلاس مادريد با رهبر فلسطينيان ديدار كرد. ولي پسر، هرگز حاضر نشد ميزبان عرفات در كاخ سفيد باشد. ريشه اين نفرت را مي توان در نگاه ايدئولوژيكي دستگاه اداري دولت بوش به تحولات خاورميانه و فلسطين جستجو كرد. برخلاف عصر پراگماتيستي بيل كلينتون، راستگرايان مسيحي، جناح قدرتمند داخل حزب جمهوريخواه، هرگونه مصالحه و يا مماشات با «بنيادگرايان فلسطيني» را خيانت تلقي مي كنند. از ديد مشاوران بوش، تفاوف چنداني ميان ياسر عرفات با خالد مشعل، پيروان برغوثي و يا عبدالعزيز الرنتيسي وجود ندارد. از اين رو تعجب آميز نبود، هنگامي كه آمريكايي ها سياست حذف سياسي عرفات را جايگزين سياست حذف فيزيكي وي به دست اسرائيلي ها كردند.

     در زمان رياست جمهوري ۸ ساله بيل كلينتون، ملت فلسطين شاهد برقراري روابط گسترده سياسي عرفات و گروه رهبري آمريكا بود. واشنگتن در ابتدا «انگ» تروريست بودن عرفات و سازمان تحت رهبري وي را پاك كرد. سپس عرفات در باغ رز كاخ سفيد مورد استقبال قرار گرفت. در همين مكان بود كه بيل كلينتون، اسحاق رابين نخست وزير وقت اسرائيل را به دست دادن با رهبر فلسطيني ها راضي كرد. هرچند كه اين رضايت سرانجام به بهاي جان وي تمام شد. كلينتون البته به اندازه جانشين خود جسارت نداشت كه با تشكيل دولت مستقل فلسطيني موافقت كند، اما در دوران حكومت دموكرات ها بر كاخ سفيد، تشكيلات خودگردان فلسطين شامل دو منطقه كرانه باختري رود اردن و نوار غزه تشكيل و ياسر عرفات همچون قهرمان ملي پس از سالها مبارزه و تبعيد وارد مقر حكومت خود در رام ا... شد.

     اصرار مداوم كلينتون بر دستيابي به توافق نهايي صلح ميان فلسطين و اسرائيل تا پيش از پايان يافتن دوره رياست جمهوري وي، نيروهاي افراطي و خشونت طلب را در داخل اسرائيل به قدرت رساند. رابين ترور شد. بنيامين نتانياهو از حزب ليكود جانشين حزب كارگر و شيمون پرز شد و در نهايت آريل شارون، قصاب صبرا و شتيلا در اقدامي غيرمنتظره و جنون آميز به داخل مسجدالاقصي رفت. به اين ترتيب انتفاضه دوم ملت فلسطين با پايان حكومت دموكرات ها در آمريكا از راه رسيد. اكنون ديگر امكان تكرار كنفرانس هاي اسلو و شرم الشيخ با حضور افراطيون در تل آويو و واشنگتن، دور از دسترس به نظر مي رسد.

     جورج دبليو بوش از همان روزهاي نخست استقرار در كاخ سفيد نشان داد كه با بيل كلينتون تفاوت اساسي دارد. اگرچه وي به دليل وابستگي به محافل نفتي در ابتدا به عنوان فردي آرماني براي كاهش منازعات فلسطين به نظر مي رسيد، ليكن عقبه سياسي بوش خط بطلاني بر چنين پيشداوري هايي كشيد. بوش با كمك دو گروه توانست از كابوس انتخابات جنجال برانگيز ايالت فلوريدا عبور كند و پا به كاخ سفيد بگذارد. از قضا همين دو گروه نيز از سرسخت ترين دشمنان سياست خاورميانه اي دولت كلينتون محسوب مي شدند. راست مسيحي و محافظه كاران نوين هدايت سياست خاورميانه اي دولت بوش را در دست گرفتند. از نظر افراطيوني نظير جرمي فالول، پت رابرتسون و بيلي گراهام، گلادياتورهاي راست مسيحي، عقب نشيني و خروج اسرائيلي ها از سرزمين هاي فلسطيني، دشمني با خدا و پيامبر او، مسيح خواهد بود. راست مسيحي به ظهور حضرت مسيح در صورت تسلط كامل يهوديان بر بيت المقدس و نابودي مسجدالاقصي ايمان دارد و براي اشاعه اين آموزه انحرافي از انجيل سالانه دهها ميليارد دلار هزينه مي كند. روزي پت رابرتسون رهبر ائتلاف مسيحي به آريل شارون گفت كه ما نمي گذاريم شما يهودي ها از اورشليم (بيت المقدس) خارج شويد زيرا با اين اقدام امكان ظهور مجدد حضرت مسيح را از بين مي بريد! اگر آريل شارون به سازش كاري با فلسطيني ها متهم شود، ديگر چه توقعي مي توان از جورج بوش داشت؟

     در چهار سال گذشته، در حالي كه وظيفه توجيه مذهبي حمايت بي چون و چراي كاخ سفيد از آريل شارون برعهده بنيادگرايان مسيحي و مسيحيان صهيوني بود، محافظه كاران نوين با استقرار در مشاغل كليدي، سياست خاورميانه اي جديد دولت آمريكا را رقم زدند.

     البته هيچگاه هيأت حاكمه ايالات متحده آمريكا از وجود يهوديان و صهيونيستها خالي نبوده است. چه در دوران دموكرات ها و چه در دوران جمهوريخواهان، يهوديان به مراتب بيش از سهم جمعيتي خود در دولت، نفوذ داشته اند. دولت بوش نيز از اين موضوع مستثني نيست. پل ولفوويتز مرد قدرتمند پنتاگون و اليوت آبرامز مشاور خاورميانه اي بوش تنها دو تن از چهره هاي شاخص صهيونيست هاي عضو دولت بوش هستند. اين افراد را خيل گسترده اي از محافظه كاران نوين، افرادي كه يهودي نيستند، ليكن حفظ و حراست منافع اسرائيل را حفظ و حراست امنيت ملي آمريكا مي دانند، پشتيباني مي كنند. محافظه كاران نوين سوداي تسلط كامل، خدشه ناپذير و بي رقيب بر خاورميانه را در سر مي پرورانند. اسرائيل ركن ركين طرح خاورميانه بزرگ آمريكاست. برخي از امضاكنندگان بيانيه «طرح قرن جديد آمريكا» كه انجيل محافظه كاران نوين آمريكايي قلمداد مي شود، در سال ۱۹۹۸ به سفارش دولت وقت اسرائيل طرح امنيتي جديدي را تهيه كردند. در اين طرح، نابودي حزب ا... لبنان تنها راه حل نهايي تأمين امنيت اسرائيل برشمرده شد. نابودي حزب ا... لبنان به نابودي عقبه استراتژيك آن يعني سوريه و نابودي سوريه به نابودي عراق منوط گرديد. ۴ سال بعد،  اين طرح محافظه كاران نوين با سرنگوني صدام و اشغال نظامي خاك عراق به بهانه وجود سلاح هاي كشتار جمعي و در واقع به خاطر مصالح عاليه اسرائيل تحقق يافت.

     جورج بوش را به عنوان سرنگون كننده طالبان در افغانستان، سرنگون كننده صدام در عراق و دشمن شماره يك ياسر عرفات در فلسطين مي شناسند. وي در ۴ سال حداقل ۸ بار با نخست وزير اسرائيل در كاخ سفيد ديدار كرد اما هرگز اجازه نداد عرفات وارد خاك ايالات متحده شود. بوش حتي از به رسميت شناختن عرفات به عنوان رهبر سياسي فلسطين سرباز زد و با اعمال فشارهاي سياسي و ديپلماتيك به تشكيلات خودگردان فلسطين، سمت جديدي را به عنوان نخست وزيري تشكيلات خودگردان به اين رهبر سالخورده فلسطيني تحميل كرد. رئيس جمهوري آمريكا در شرايطي كه جهان از عمق جنايات اسرائيلي ها در اردوگاه جنين در بهت و ناباوري به سر مي برد، آريل شارون را «مرد صلح» ناميد و به اين ترتيب نشان داد كه براي افكار عمومي جهانيان نه در مورد عراق و نه در مورد فلسطين، حساب ويژه اي باز نكرده است. شايد تنها نقطه قابل دفاع دولت بوش از «مواضع فلسطين» اين باشد كه وي به عنوان نخستين رئيس جمهوري آمريكا آشكارا از طرح ايجاد دو دولت مستقل در فلسطين، يكي در سرزمين هاي اشغالي سال ۱۹۴۹ به عنوان دولت اسرائيل و ديگري در سرزمين هاي اشغالي سال ۱۹۶۷ به عنوان دولت فلسطين جانبداري كرد. هرچند كه تمام گروه هاي فلسطيني چنين راه حلي را بدون حل موضوع آوارگان فلسطيني و تعيين سرنوشت بيت المقدس رد كرده اند. به هر حال چهار سال ديگر قرار است بوش در كاخ سفيد بماند. تركيب دولت دوم بوش، به ويژه سرنوشت كالين پاول، دونالد رامسفلد، پل ولفوويتز، اليوت آبرامز و داگلاس فيث، چشم انداز روابط آمريكا و فلسطين را مشخص مي كند. پايان اسطوره عرفات آغاز شده است و بايد ديد جانشينان ابوعمار چگونه با راديكاليسم سياسي-مذهبي به رهبري جورج دبليو بوش مواجه خواهند شد.