عادي سازي جنايات جنگ توسط وسايل ارتباط جمعي آمريكا و انگليس

پوشش خبري جنگ عراق؛ زيباسازي جنايت عليه مردم

نويسنده: جان پيگلر

مترجم: علي اكبر جعفري

 

     نجات يك بچه كوچك نبايد بر جنايات جنگ اخير عليه عراق سرپوش بگذارد. هفته گذشته، در حالي كه در سالن ويژه حضار در مراسم پخش جوايز تلويزيون بافتا نشسته بودم، از سكوت موجود به شدت شگفت زده شدم. در اين جا بسياري از ذي نفوذترين نخبگان ليبرال، نويسندگان، تهيه كنندگان، دراماتيست ها، روزنامه نگاران و مديران منابع اصلي اطلاعات ما (تلويزيون) حضور داشتند ولي هيچكدام از آنان سكوت را نشكستند. گويي ما با جهان خارج قطع ارتباط كرده بوديم. دنيايي از اعمال قدرت وحشيانه و طمع كاري و    جنايت هاي بزرگ به نام ما و به دست دولت ما و ارباب خارجي اش شكل گرفته است. رژيم جورج بوش مي گويد: عراق يك «مورد آزمايشي» (Test Case) است. ]اين تعريف[ هر روز به تعريف موسيليني از فاشيسم نزديك تر مي شود: عراق نيز يك مورد آزمايشي براي ليبرال هاي غربي است؛ در حالي كه رنج و درد در آن كشور ضربت خورده روز به روز بيشتر مي شود و در حالي كه پزشكان صليب سرخ، ميزان تلفات غيرنظاميان را «باور نكردني» توصيف مي كنند، بي بي سي آنچنان از تسخير كشورهاي بعدي، سخن مي گويد كه گويي اين يك مسابقه جهاني است.

     آنچه غيرقابل تصور مي نمود، اكنون در حال عادي شدن است. نويسنده آمريكايي ادوارد هرمن چنين مي نويسد: «معمولا براي انجام و توجيه اقدامات غيرقابل تصور، تقسيم كار وجود دارد؛ عده اي كارشان كشتن و مجروح كردن است، در حالي كه عده اي ديگر براي بهبود تكنولوژي تلاش مي كنند؛ تهيه گاز بهتري براي خاكستر كردن، بمب ناپالمي كه بيشتر        مي سوزاند و چسبنده تر است، ذرات بمبي كه به درون بدن آدمي و در مكان هايي كه جستجوي آن مشكل تر است، نفوذ مي كنند. كار متخصصين و دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي نيز طبيعي و عادي جلوه دادن اقدامات غيرقابل تصور براي توده هاي مردم است. هرمن همچنين نوشت: پس از جنگ اول خليج فارس در سال 1991، تصاوير تهيه شده از بولدوزرهاي آمريكايي كه هزاران سرباز عراقي كم سن و سال را دفن مي كردند، به طور كامل سانسور شدند؛ تصاوير سربازاني كه بسياري از آنان هنوز زنده بوده و براي تسليم شدن تلاش مي كردند. بدين ترتيب، اين كشتار حالت عادي و طبيعي به خود گرفت. تحقيقاتي كه درست قبل از كريسمس سال 2001 توسط مديكال اجوكيشنال تراست به چاپ رسيد، فاش ساخت كه بيش از 200 هزار مرد، زن و كودك عراقي در نتيجه بمبهاي هدايت شده توسط امريكا به قتل رسيده اند؛ اين خبر به سختي گزارش شد.

     طبيعت انسان كشي «جنگ» حتي در اين كشور ]انگلستان[ هرگز به حيطه وجدان عمومي نفوذ نكرد چه رسد به امريكا. نابودي عمده مراكز زيربنايي عراق توسط پنتاگون، مانند   نيروگاه هاي برق و تاسيسات آب و فاضلاب، به اضافه تحميل تحريم هاي اقتصادي كه از نظر سبعيت و وحشيگري با محاصره اقتصادي قرون وسطايي برابري مي كرد، آنچنان درد و رنجي را به وجود آورد كه هرگز در جهان غرب درك نشد. انبوهي از مدارك مستند مربوط به دهه 1990 بر اين حقيقت گواهي مي دادند كه بيش از 6000 طفل عراقي هر ماه به كام مرگ فرستاده مي شدند. دو تن از مقامات ارشد سازمان ملل متحد كه مسوول كمك هاي انساني در عراق بودند، دنيس هاليدي و هانس ون اسپاتك، در اعتراض به اهداف مرموز و پنهان محاصره اقتصادي ]عليه عراق[ استعفا كردند؛ هاليدي اين محاصره اقتصادي را «نسل كشي» ناميد.

     تا ماه جولاي سال گذشته، ايالات متحده امريكا با پشتيباني دولت بلر عملا از ورود مايحتاج انساني به مبلغ 4/5 ميليارد دلار كه شامل همه چيز، از واكسن و كيسه هاي پلاسما گرفته تا مسكن هاي ساده كه دولت عراق هزينه آنها را پرداخته و شوراي امنيت نيز آنها را تاييد كرده بود، ممانعت به عمل مي آورد. حمله اخير دو دولت كه از قدرتمندترين نيروهاي نظامي در جهان مي باشند، به يك جمعيت بي دفاع، مريض و پريشان، گستره منطقي همين وحشيگري بود، اما اكنون اين جنگ يك پيروزي ناميده مي شود و پرچم ها برافراشته شده اند. هفته گذشته زيردريايي تربيولنت HMS در حالي كه پرچم «جالي راجرز» بر فراز آن برافراشته شده بود، به پلي موث بازگشت. اين ماشين جنگي كه با قدرت هسته اي كار مي كند در حدود 30 موشك كروز به عراق شليك كرد و هر موشك، 700 هزار پوند هزينه برداشته است كه جمع آن به 21 ميليون پوند مي رسد. اين رقم، غذا، آب و داروهاي بصره مستاصل را تامين مي كرد.

     كافي است تصورش را بكنيد كه اين موشك ها چند تن از مردم را مجروح كرده و يا كشته اند؟ آن هم از جمعيتي كه نيمي از آن را كودكان تشكيل مي دهند؟ آقاي فرمانده مك اندريك شايد شما آن گونه كه امريكايي ها و جفري هون دوست دارند، بگوييد كه يك قصر با شيرآلات ساخته شده از طلا و يا يك «مركز فرماندهي و كنترل‌» را هدف قرار داده ايد و يا شايد هم هر يك از موشك هاي شما مجهز به سنسوري بود كه مي توانست بين «شرورهاي» جورج بوش و اطفال شيرخوار تفاوت بگذارد؛ اما آنچه كه به وضوح مشخص است اين است كه اهداف شما شامل وزارت نفت نشد.

     هنگامي كه حمله آغاز شد، از عموم مردم انگلستان خواسته شد تا از سربازاني حمايت كنند كه به صورت غيرقانوني و به شيوه اي غير دمكراتيك براي كشتن مردمي كه ما با آنها اختلافاتي نداشتيم، در جنگ شركت كرده بودند. فرمانده مك اندريك، اين حمله بي دليل عليه ملتي بدون آب آشاميدني سالم و بدون برق و در بسياري از بيمارستان ها بدون داروي        بي هوش كننده براي قطع دست و پاي خرد شده به وسيله تركش را، «نهايت آزمايش      حرفه اي گري ما» توصيف مي كند. من ديده ام كه چگونه با يك دهان بند در دهان مريض، قطع عضو بدن انجام مي شود؛ يك بچه به نام علي اسماعيل عباس، پسري كه والدين و هر دو دستش را در يك حمله موشكي از دست داد، به بيمارستان مدرن در كويت پرواز داده شد و فقط افشاسازي او را نجات داد. توني بلر اظهار مي دارد كه «هر آنچه كه در توانش دارد» براي كمك به او انجام خواهد داد؛ اين بايد حرف را نهايت توهين به حافظه تمامي بچه هاي عراقي در نظر گرفت كه به طرز خشونت آميزي در جنگ و در نتيجه تحريم هاي اقتصادي، جان باختند. نمايش عمليات نجات علي اسماعيل عباس و بخشش سخاوتمندانه وسايل ارتباط جمعي، جانشين حق ما براي دانستن عمق جنايات مرتكب شده به نام ما عليه نوجوانان       مي شود.

     چرا اين وسايل ارتباط جمعي اجازه نمي دهند تا تصاوير «كاميون هاي پر از ده ها زن و بچه اي كه اعضاء بدنشان قطع شده» و دكترهاي صليب سرخ آنها را مشاهده نموده اند را ببينيم؟ در حالي كه علي به كويت پرواز داده مي شد، امريكايي ها از فرستادن هواپيماي حامل داروها و ملزومات پزشكي به شمال عراق (جايي كه 40 هزار نفر در آن مستاصل بودند) جلوگيري به عمل آوردند.

     طبق اطلاعات سازمان ملل متحد، نيمي از جمعيت عراق فقط براي چند هفته ذخيره غذايي دارند. رئيس برنامه غذايي جهاني مي گويد: 40 ميليون نفر در سراسر جهان در حال حاضر به دليل فاجعه انساني در عراق و تبعات آن، در معرض خطر شديد قرار دارند. شما نام اين را آزادسازي مي گذاريد؟ نه، اين آزادي نيست؛ اين تسلطي خونين است و دزدي عظيم منابع و ثروت طبيعي عراق توسط امريكا، بر آن شهادت مي دهد. باور نمي كنيد، از جمعيت معترض حاضر در خيابان ها بپرسيد، همان هايي كه ترس و نفرت شان از صدام حسين، عملا طي يك شب، عليه بوش و بلر و احتمالا به «ما» انتقال پيدا كرده است.

     اندرومار، مفسر سياسي بي بي سي، مانند كسي كه سخنگوي حاميان جنگ است، گزارش داد: كه بلر مي گويد «آنها مي توانند بدون حمام خون، عراق را تصرف كنند و در پايان، مردم عراق به جشن و پايكوبي خواهند پرداخت.» در مورد هر دو نكته، بدون چون و چرا حق با او بوده است! به راستي حمام خون از ديدگاه خبرنگار بي بي سي در خيابان Downing چيست؟ آيا كشتن 3000 نفر از مردم در برجهاي دوقلوي نيويورك، واژه حمام خون را معني مي كند؟ اگر پاسخ مثبت است، پس هزاران تن از مردمي كه در عراق در طي جنگ جان خود را از دست دادند، قطعا بايد مصداق واژه حمام خون باشند. طبق يك گزارش، بيش از 3000 نفر از عراقي ها در 24 ساعت اول كشته شدند. شايد حاميان ]جنگ[ مي گويند كه جان    عده اي از انسان ها نسبت به جان ديگراني كه براي ما به رسميت شناخته شده اند، از ارزش كمتري برخوردار است؟ بي ارزش كردن جان انسان هميشه براي اهداف قدرتهاي امپرياليستي لازم و حياتي بوده است، از كنگو گرفته تا ويتنام، از چچن تا عراق.

     بايد همان گونه كه ميلان كندرا نوشت، «مبارزه مردم عليه قدرت، مبارزه حافظه عليه فراموشي است»، تلاش كنيم تا اين جنگ را فراموش نكنيم. ما نبايد دروغ هاي بلر در مورد نابودي تسحيلات كشتار جمعي ادعاهايي شكل گرفته اند. كه هانس بليكس مي گويد بر اساس «مدارك ساختگي»؛ ما نبايد تلاش بي رحمانه او براي انكار قتل 62 نفر در بازار بغداد توسط موشك امريكايي را باور كنيم و ما نبايد دليل اين حمام خون ]به راه افتاده[ را فراموش كنيم.

     سپتامبر گذشته، در اعلام استراتژي امنيت ملي، بوش اين نكته را يادآور شد كه امريكا نيت تسلط بر جهان به وسيله زور را در سر مي پروراند و عراق به راستي «مورد آزمايشي» بود. ما نبايد فراموش كنيم كه وزير دفاع انگليس براي اولين بار اعلام داشته است كه دولت او آماده حمله اتمي است و البته او با اين حرف، بوش را به ياد آدم مي اندازد.

     يك مافياي قدرتمند اكنون بر امريكا حكومت مي كند و نخست وزير، توني بلر، در اسارت آن است. آنها به كمك يكديگر، واژه هايي مانند نجات، آزادي و دمكراسي را از معني واقعي خود تهي مي كنند. حقيقتي كه از آن سخن به ميان نيامده اين است كه در پس تسلط خونين بر عراق، تسلط به همه ما وجود دارد: تسلط بر افكار، انسانيت و كرامت خودمان. اگر صرفا حرف بزنيم و اقدامي نكنيم، غلبه بر ما تضمين شده است.

 

پانوشت:

1. Medical Educational Trust

منبع: Independent