رئيس جمهور امريكا منفورترين افراد است

كاپيتولاسيون، حراج ارث پدري:

چند ماهي از آزادي امام خميني از زندان نگذشته بود كه دولت علم دست به خيانتي ديگر زد و اين بار  پيشنهاد واگذاري حق كاپيتولاسيون به آمريكائيان را مطرح  كرد. اين واگذاري كه حقيقتا معامله استقلال و حاكميت ملي و فروش حيثيت و عزت ملت بود، توسط حسنعلي منصور پيگيري شد و بيست و سوم مهر 1343 به تصويب مجلس رسيد.

اين با رفاجعه بر سر رسميت بخشيدن حكومت آمريكا بر ايران و تحت الحمايه كردن كشور بودن و مفهومي جز مستعمره شده را نداشت امام با درك فاجعه، بيانات ماندگاري ايراد كردند كه گرچه آن روز شاه را از سلطنت به پائين نكشيد اما يقينا حميت و تعصب ملت را برانگيخت و يكي از ريشه هاي اصلي انقلاب اسلامي عليه رژيم سر سپرده شاه و دولت سلطه طلب آمريكا بود. ايشان سخنراني خويش درچهارم آبانماه را با حملاتي شروع كردند كه اشك مظلوميت مصيبت حضار را اجاري كرد.

«انا لله وانا اليه راجعون.» من با تاثرات قلبي روزشماري مي كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد...

در ادامه همين افشاگري بود كه امام بحث عزت ايران را مطرح كرده و فرمودند:

«عزت ما بايكوت شد. عظمت ايران از بين رفت. عظمت ارتش ايران را بايكوت كردند... براي اينكه خواستند وام بگيرند. امريكا خواست كه اين كار انجام شود... اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين ملت يك روز اسير انگليس گردد و روز ديگر اسير امريكا باشد...

اي ارتش ايران من اعلام خطر مي كنم. اي سياسيون ايران من اعلام خطر مي كنم. اي علماي ايران، اي مراجع اسلام من اعلام خطر مي كنم...

رئيس جمهور آمريكا اين معنا را بداند كه امروز در پيش ملت ما از منفورترين افراد بشر است كه چنين ظلمي به ملت اسلامي كرده كرده است... امروز تمام گرفتاري ما از آمريكاست، تمام گرفتاريهاي ما از اسرائيل است»

جملات كوبندة‌ آن روز امام هيچ آبرو و شأنيتي براي شاه باقي نگذاشت.

«... ملت ايران را از سگهاي آمريكا پست تر كردند. اگر كسي يك سگ آمريكا را با اتومبيل زير بگيرد، او را بازخواست مي كنند. حتي اگر شاه ايران يك سگ آمريكايي را زير بگيرد، مورد بازخواست قرار مي گيرد ليكن اگر يك آشبز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير بگيرد،‌ كسي حق تعرض ندارد...»(1)

دولت در مقام پاسخگويي به اين روشنگريها بر آمد و حسنعلي منصور كه ادامه دهندة‌ راه علم براي تصويب كاپيتولاسيون بود، روز نهم آبان طي نطقي در مجلس سنا، مخالفان را ستون پنچم خواند.(2)

از ديگر سو حضرت امام، 13 آبان ماه دستگير و اين بار به تركيه تبعيد شد كه تا 13 مهر 1344 ادامه داشت و در اين تارخي ايشان را از تركيه به عراق منتقل كردند. حضرت امام در تبعيد نيز دست از روشنگري و تمهيد انقلاب بر نداشته و از طريق صدور بيانيه، تدريس و تربيت شاگردان،‌ اين روند را ادامه داد.

تهديد استراتژيك صهيونيسم:

همانگونه كه بيان كرديم يكي از ويژگيهاي بارز امام خميني، دشمن شناسي مبتني بر حريم شناسي است. ايشان با توجه به شناخت دقيق و عميقي كه از اسلام و برائت و ولايت اسلامي داشتند، خطر صهيونيسم را از همان ابتدا حس كرده بودند و درنوشته ها و گفتارهاي مختلف آن را كانون توجه مخاطبين قرار مي دادند. مي توان گفت در تكوين اين بينش آيت الله كاشاني كه چه هم در مبارزه و تبعيد و هم در بيانيه و موضعگيري بارها اين خطر اصلي را براي اتحاد مسلمانان گوشزد مي كرد، نقش مهم و مؤثري داشت و امام در سالهاي مبارزه ايشان فرصت يافت تا به اين كانون اصلي بدبختي ايران و مسلمانان جهان بپردازد.(3)

ايشان در قضيه قيام پانزده خرداد و سخنراني روز عاشورا، ضديت اسرائيل با علما، ديانت و ملت را چنين تبيين مي كنند:

«اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت قرآن باشد،‌ اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت علماء‌ اسلام باشد، اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت دانشمند باشد. اسرائيل به دست عمال سياه خود مدرسه فيضيه را كوبيد، ما را مي كوبد، مي خواهد اقتصاد شما را قبضه كند،‌مي خواهد تجارت و زراعت را از بين ببرد. مي خواهد ثروتها را تصاحب كند...قرآن سد راه است،‌ بايد برداشت. روحانيت سد راه است، بايد شكسته شود. مدرسه فيضيه و ديگر مراكز علم و دانش سد راه است،‌ بايد خراب شود.»(4)

صهيونيستها شديدا با مسئله ناسيوناليسم و ايران پرستي مجعول نزديك بودند و در واقع شديدا در مقابل اسلاميت به آن دامن مي زند. ناسيوناليسم و باستانگرايي، و نظريه سازي شاهنشاهي 2500 ساله، ريشه در همين خواسته و راهكارصهيونيستها داشت. در كتاب «برنامه كامل جشنهاي دو هزار و پانصدمين سال بنياد شاهنشاهي در ايران» اين قرائت و همراهي اين گونه مورد اعتراف واقع شده است:

«... جامعه يهوديان جهان از بدو امر حتي پيش از آنكه در ايران تصميم برگزاري يادبود و هزار و پانصدمين سال بيناد شاهنشاهي اين كشور به دست كوروش بزرگ، گرفته شده باشد از نظر اهميت خاصي كه اين تاريخ در حيات ملي و تاريخي يهود دارد،‌ در نظر داشت يادبود دو هزار و پانصدمين سال آزادي قوم يهود را به دست كوروش كبير و بازگشت يهود را به اورشليم و صدور فرمان اين پادشاه را درباره تجديد ساختمان معبد معروف يهود جشن بگيرد..»(5)

همچنين رئيس انجمن شهر اورشليم كه به ايران آمده بود، در جلسه اي با شركت شماري از يهوديان شيراز مي گويد:

«من از طرف ملت اسرائيل به رهبر و ملت ايران سلام مي گويم و خوشحاليم كه جشن 2500 ساله به دست رهبر خردمند و عاليقدر ايران برگزار مي شود.»(6)

دقيقا مشاهده مي كنيم كه رژيم شاهنشاهي تا چه حد سرسپرده به صهيونيستها بود كه براي آزادي يهوديان توسط كورش جشنهاي دو هزار و پانصد ساله برگزار مي كرد و صهيونيستها نيز با اين تحرك،‌ همداستاني شاه را جلب كرده و سعي در تخريب بنيادهاي ديني داشتند. حضرت امام اين تهديد استراتژيك را افشا كرده و نشانه رفت و با درك عميق تهديد نژادپرستي و ناسيوناليسم در ميان كشورهاي اسلامي بود كه اعلام كرد:

«آن چيز مهمي كه دول اسلامي را بيچاره كرده است و از ظل قرآن كريم دارد دور مي كند،‌قضيه نژادبازي است. اين نژاد ترك است، اين نژاد ايران است، آن نژاد عرب است؛ عروبت بايد حكومت كند نه اسلام؛ نژاد آريايي بايد حكومت نه اسلام...

افسوس، افسوس كه اين نقطة‌ اتكا از مسلمين گرفته و دارند مي گيردند... قضيه نژادبازي ارتجاعي است. آقايان ما را مرتجع مي دانند ليكن خود به 2500 سال قبل، به قهقهرا بر مي گردند».(7)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-متن كامل اين سخنراني در كتاب نهضت امام خميني، جلد اول. صفحات 739-716 درج شده است.

2-منصور بدليل همين خيانتها روز اول بهمن 43 توسط گروه محمد بخارايي كه ادامه حركت فدائيان اسلام بودند،‌ معدوم شد. بدنبال اين اعلام انقلابي،  بخارايي،‌ مرتضي نيگ نژاد،‌ رضا صفار هرندي و صادقاماني دستگير شده و به دستور رژيم در تاريخ 26 خرداد 44 به شهادت رسيدند. طوبي لهم و حسن مآب.

3-عمق نفوذ صهيونيستها در مسايل جهاني به حدي است كه گفته مي شود دولتمردان و قدرتمندان آمريكايي با خود صهيونيسست هستند و يا تابع نظرات مراكز قدرت صهيونيستي، صهيونيستها از چند صد سال پيش با ثروت اندوزي بي اندازه و تذبذب و تفرقه افكني،‌در صدد دستيابي به قدرت شدند و تدريجا با تأسيس محافل فراماسونري جهاني مرتبط به هم همچون كلوپ روتاري و نيز متشكل تراستها و كارتلهاي انحصاري اقتصادي و تجاري توانستند شريانهاي حياتي دنيا را در چنگ گرفته و در دولتها نفوذ كنند.

4-نطق عاشوراي 1383 (12خرداد 42) براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به: پيشين، جلد اول ص 457.

5-برنامه كامل جشنهاي دو هزارمين سال بيناد شاهنشاهي ايران، انتشارات دبيرخانة‌ مركزي جشنها، ص83 (به نقل از: سيد حميد روحاني، همان جلد سوم، ص857)

6-همان، ص858

7-سيد حميد روحاني، پيشين، جلد سوم 891