راهي براي حل مسئله جانشيني در سياست فلسطين

 

     طولي نمي كشد كه بسياري از نامزدهاي احتمالي جانشيني عرفات، از مذاكرات صلح با اسرائيل با قدرت بيشتري حمايت كنند. عباس و قريع ، بالاخص، در مراحل مختلف گفتگو با اسرائيل نقش محوري را ايفا مي كردند و اگر طراحان اصلي پيمان اسلو در صدد احراز نقش رهبري باشند، ممكن است ازسرگيري مذاكرات صلح سرعت گيرد و تأثيريكساني در روند اصلاحات فلسطين نيز خواهد داشت. عباس، از آخرين كساني بود كه به آرمان اصلاحات پيوست اما دوران تصدي كوتاه او به عنوان نخست وزير توجه خاص وي را به حكومت قانون، مسئوليت پذيري و شفافيت مالي نشان مي دهد. قريع، در سمت پيشين خود به عنوان رئيس شوراي قانونگذاري فلسطين، براي جلوگيري از بروز بحران بين نمايندگان اصلاح طلب و عرفات، اقدامات بسياري انجام داد. با وجودي كه وفاداري او به رئيس تشكيلات خودگردان در نهايت منجر به از دست دادن همدلي و حمايت اصلاح طلبان شد، اما به علت درك كامل او از مسائل، شايد بهتر باشد كه در غياب رئيس تشكيلات، وي را براي اتخاذ موضعي محكم تر در قبال اصلاحات تشويق كرد.

     پس از مرگ عرفات چه كسي جانشين او خواهد شد؟

     طي هفته گذشته پاسخ به اين سؤال، امري ضروري به نظر مي رسيد، و از آنجا كه عرفات مسئوليتهاي متعددي داشت ، سؤال ديگري مطرح مي شود كه جانشين او در چه سمتي؟

     عرفات، رياست سازمان آزاديبخش فلسطين(PLO) ، حكومت خود گردان فلسطين(PNA) و فتح را به عهده داشت. وي مدعي رياست جمهوري فلسطين ورياست شوراي امنيت ملي نيز بود. روش عرفات در ايفاي نقش هاي متعدد خود به گونه اي بود كه حكومت را وابسته به شخص خود كرده و ايجاد طرحي نهادينه و شفاف را براي اين كشور ناديده گرفته بود. بدين ترتيب، سه عامل وجود دارد كه مسئله جانشيني در سياست فلسطين را بالاخص مبهم مي سازد:

     يكي از خصوصيات رهبري عرفات، مخالفت وي با ايجاد تشكيلات نهادي و تفويض اختيارات بود. عرفات در اداره بودجه و صرف كردن هزينه ها ضعيف عمل مي كرد، قوانيني را كه خود اعلام مي كرد ناديده مي گرفت و تنها خودش را مسئول اداره سازمان هاي فلسطيني مي دانست.

     امضاي پيمان اسلو و شروع انتفاضه دوم در سپتامبر ،۲۰۰۰ تداخل نهادي و شفاف نبودن نقش سازمان آزاديبخش فلسطين، تشكيلات خود گردان و احزاب سياسي اين كشور را شدت بخشيد؛ به عنوان مثال، سازمان آزاديبخش فلسطين و تشكيلات خود گردان هريك وزارت امور خارجه دارند و اين امر نمايندگان خارجي را دچار سردرگمي كرده است؛ فعاليت هاي احزاب سياسي، نيروهاي امنيتي و شبه نظاميان مستقل، با يكديگر تداخل دارد؛ تشكيلات خود گردان هزينه هاي مربوط به فعاليت هاي سازمان آزاديبخش فلسطين و احزاب سياسي را تامين مي كند.

     جنبش هاي مهم سياسي فلسطين، كه مشخصاً اسلام گرا هستند، جدا از اين مجموعه قرار مي گيرند. اسلام گرايان در اختلاف بر سر ميزان اهميت و ارزش خود درسازمان آزاديبخش فلسطين از اين سازمان كناره گيري كردند؛ همكاري تشكيلات خود گردان فلسطين با روند صلح اسلو باعث شد كه اين جنبش ها از آن نيز فاصله بگيرند. حماس تمايل خود را به شركت در انتخابات محلي فلسطين و ملاقات با« نيروهاي ملي و اسلامي »نشان داد، اما هنوز هم از نهادهاي اصلي ملي فلسطين كناره گيري مي كند. نيروهاي ملي و اسلامي، متشكل ازاحزاب سياسي كه كار خود را، پيش ازشروع انتفاضه، با ايجاد هماهنگي بين احزاب در فلسطين آغاز وپس از آن شهرت و اهميت بسزايي كسب كردند.

سازمان آزاديبخش فلسطين

     سازمان آزاديبخش فلسطين (PLO) در سال ۱۹۶۴ تشكيل شد و اتحاديه عرب تا سال ۱۹۷۴ ، آن را به عنوان» تنها نماينده قانوني مردم فلسطين «به رسميت شناخت. در سال ،۱۹۹۳ اسرائيل هم اين سازمان را به عنوان نماينده مردم فلسطين به رسميت شناخت. اما در حالي كه پيمان اسلو به اين سازمان كاملاً رسميت بخشيد با معطوف كردن توجهات به تشكيلات خود گردان فلسطين (PNA)، بسياري از فعاليت هاي اين سازمان را تضعيف كرد.

     تشكل هاي زير بر فعاليت سازمان آزاديبخش فلسطين نظارت مي كنند:

     شوراي ملي فلسطين (PNC)، تشكيلاتي كه سازمان آزاديبخش فلسطين را به وجود آورد. اين شورا جلسات خود را به طور نامنظم تشكيل مي داد و تا سال ۱۹۹۶ جلسه اي تمام رسمي نداشت. در سال ۱۹۹۸ نيز جلسه كوتاهي با حضور بيل كلينتون براي تصويب اصلاحات منشور ملي فلسطين تشكيل شد. اين شورا با اتخاذ شيوه هاي ابتدايي و جلسات نامنظم، به يك دستگاه نظارتي ضعيف تبديل شده است.

     كميته مركزي، با داشتن حدود ۱۲۰ عضو، همه اعضاي كميته اجرايي سازمان آزاديبخش فلسطين، نمايندگان احزاب مختلف و ساير سازمان هاي فلسطيني، گروه هاي مستقل، روشنفكران، مقامات رده بالاي سازمان آزاديبخش فلسطين و اعضاي شوراي ملي حكومت فلسطين را در بر مي گيرد. اين كميته به تدريج توسعه يافت و به سياستگذارعمده سازمان آزاديبخش فلسطين تبديل گرديد.

     كميته اجرايي، تشكيلاتي كوچك متشكل از شانزده عضو است؛ شوراي ملي فلسطين اين اعضا را انتخاب مي كند.

     سمت رسمي عرفات در سازمان آزاديبخش فلسطين، رياست كميته اجرايي است، مقامي كه از سال ۱۹۶۹ حفظ كرده و رهبري سازمان را براي وي به ارمغان آورده است. محمود عباس، دبير كل كميته اجرايي ، با عزيمت عرفات به پاريس براي معالجه، رياست سازمان را بعهده گرفت. اما عاليرتبه ترين عضو كميته اجرايي، فاروق قدومي است كه در سال ۱۹۶۹ همراه با عرفات انتخاب شد.

     جانشيني : حساس ترين سمت، رياست كميته اجرايي است كه احتمالاً و در عمل به محمود عباس واگذار مي شود. هنگامي كه عرفات براي معالجه به پاريس سفر كرد، عباس بدون سرو صدا اين سمت را بعهده گرفت و با نيروهاي ملي و اسلامي ملاقات كرد.

     به نظر مي رسد فاروق قدومي نيز مانند عباس مدعي اين سمت باشد ولي اين واقعيت كه او ممكن است تمايلي نشان ندهد و يا شايد به علت مخالفت خود با پيمان اسلو نتواند به كرانه باختري و نوار غزه سفر كند و همچنين موضع سازش ناپذير وي درباره گفتگوهاي صلح با اسرائيل، احتمال نامزدي او را براي اين مقام ضعيف كرده بود.

     اما سمت عباس به عنوان رياست جديد سازمان آزاديبخش فلسطين بايد در جلسه شوراي ملي فلسطين تثبيت شود و تا زماني كه اسرائيل ممنوعيت هاي مسافرتي را لغو نكند تشكيل چنين جلسه اي بعيد به نظر مي رسد، گرچه تشكل هاي كوچك فلسطيني جلسات از راه دور را تجربه كرده اند. علاوه بر آن، هنگامي كه شوراي ملي فلسطين در سال ۱۹۸۸ اين كشور را مستقل اعلام كرد، عرفات عنوان« رئيس تشكيلات »را به خود گرفت، به نظر مي رسد كه بدون تصميم گيري شوراي ملي فلسطين به كار بردن اين عنوان براي عباس ، پا را از حد خود فراتر نهادن است.

     عباس مخالفت خود را با وقوع درگيري هاي سياسي داخلي بر سر اين مقام ابراز كرده است. موقعيت هاي مختلف در گذشته نشان مي دهد كه وي در بسياري از موارد، به ويژه زماني كه عنوان نخست وزيري تشكيلات خود گردان فلسطين را داشت، وقتي احساس مي كرد كه از حمايت كافي برخوردار نيست، از كار خود كناره گيري مي كرد.

تشكيلات خود گردان فلسطين

     تشكيلات خود گردان فلسطين درپي امضاي پيمان اسلو به وجود آمد تا امورمربوط به فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري و نوار غزه را اداره كند. اسرائيل براي اين كه تأكيد كند كه تشكيلات خود گردان فلسطين يك دولت نيست، اصرار داشت كه روابط خارجي آن، بيشتر از طريق سازمان آزاديبخش فلسطين جريان يابد. از نظر فلسطيني ها، تشكيلات خود گردان اختيارات خود را از موافقت نامه هاي دوجانبه با اسرائيل كسب نمي كند بلكه از اين كه نماينده سازمان آزاديبخش فلسطين است قدرت و نفود مي يابد. انتخابات سال ،۱۹۹۶ مشروعيت بيشتري به اين تشكل بخشيد، ولي تنها به عنوان نماينده فلسطينيها در كرانه باختري و نوار غزه ( در مقابل سازمان آزاديبخش فلسطين كه نماينده آوارگان فلسطيني نيز هست).

     تشكيلات خود گردان فلسطين به عنوان شكلي از دولت اوليه توسعه يافت، و عرفات به عنوان رئيس آن در سال ۱۹۹۶ انتخاب گرديد، مجلس آن با نام شوراي قانونگذاري فلسطين (PLC) تشكيل و با جمعي از وزرا، نيروهاي امنيتي و قوه مقننه همراه شد. عرفات، نيروي مسلط تشكيلات خود گردان فلسطين محسوب مي شد اما اختيارات او نامحدود نبود. مجلس فلسطين حق خود را درباره تدوين و تصويب يك« قانون پايه » يا قانون اساسي موقت ابراز كرد.عرفات، از طريق تنظيم بودجه (بدون توجه به تلاش هاي متهورانه مجلس فلسطين براي اعمال نظر در آن)، مهار نيروهاي امنيتي و رهبري حزب الفتح، توانست قدرت برتر فلسطين باقي بماند.

     اما طي چند سال اخير شاهد تضعيف عرفات در سمت رياست تشكيلات خود گردان فلسطين بوده ايم. ناظران بين المللي، وزير امور مالي و گاهي نيز شوراي قانونگذاري فلسطين باعث تضعيف برنامه بودجه او شدند. نيروهاي امنيتي رو به زوال نهادند. بخش اعظم نظام اداري تشكيلات خود گردان فلسطين به نظام آموزشي اختصاص يافت و مانند گذشته فعاليت هاي گسترده اي را در بر نمي گرفت. عرفات ناگزير به پذيرفتن قانون پايه كه در سال ۲۰۰۲ در شوراي قانونگذاري فلسطين تصويب شد، گرديد. در سال ،۲۰۰۳ اصلاحات آن را كه منجر به ايجاد سمت نخست وزيري شد، پذيرفت. به موجب اين قانون، مسئوليت هاي اجرايي نخست وزير به مراتب بيشتر ازرئيس تشكيلات بود اما عرفات در عمل، گوي سبقت را از دو نخست وزيري كه زير نظر او كار مي كردند، يعني محمود عباس و احمد قريع، ربود. به عنوان مثال، در حالي كه به موجب اصلاحيه قانون پايه، مسائل امنيت داخلي به هيئت وزيران مربوط مي شد، عرفات با تشكيل« شوراي امنيت ملي »، كه خود نيز رياست آن را به عهده داشت، بر مسائل امنيتي نظارت مي كرد.

     جانشيني : از سال ۱۹۹۵ ، يعني زماني كه عرفات قانون انتخابات را طي حكمي صادر كرد، تشكيلات خودگردان فلسطين رويه مشخصي براي تعيين جانشين داشته است. اين رويه بعدها جزئي از قانون پايه شد و به موجب آن، براي مدتي كه حداكثر شصت روز است و طي آن انتخابات رياست تشكيلات برگزار خواهد شد، رئيس شوراي قانونگذاري فلسطين جانشين رئيس تشكيلات است.

     اما با وجود شفاف بودن، رويه مزبور قادر به حل مسائل نيست. اولاً ، روحي فتوح رئيس شوراي قانونگذاري فلسطين، سالها زير نظر رئيس پيشين اين شورا و نخست وزير كنوني، احمد قريع، خدمت كرده است اما وزنه سياسي مهمي محسوب نمي شود و به نظر نمي رسد كه شايسته رياست تشكيلات باشد.

     ثانيا ً، معلوم نيست كه انتخابات بتواند طي اين شصت روز برگزار شود. تشكيلات خودگردان فلسطين خود را براي انتخابات محلي و ملي آماده مي كند و به تازگي نيز كار ثبت نام رأي دهندگان را به پايان رسانده است. يك انتخابات سريع ممكن است از نظر نظامي امكان پذير باشد ولي از لحاظ سياسي با مشكلاتي مواجه خواهد بود. انتخابات ،۱۹۹۶ مستلزم همكاري اسرائيل بود؛ در واقع اسرائيل اجازه رأي دادن به فلسطيني هاي ساكن شرق بيت المقدس را داد. دولت كنوني اسرائيل به وضوح اعلام كرده است كه نظر خوشايندي درباره شركت ساكنان بيت المقدس در انتخابات ندارد و به طور كلي در خصوص انتخابات فلسطين هيچ گونه ابراز علاقه اي نكرده است.

     اينكه در انتخابات آينده چه پيش خواهد آمد، روشن نيست. عرفات، در سالهاي اخير چهره چندان محبوبي نبوده و در عين حال هيچ رقيب جدي هم نداشته است. نظرسنجيها نشان مي دهد كه مردم فلسطين هنوزجانشيني براي مروان برغوثي، محبوب ترين شخصيت تشكيلات فتح كه در زندان به سر مي برد و احمد ياسين، محبوب ترين عضو گروه اسلامي مخالف كه درگذشته است، انتخاب نكرده اند.

     و بالاخره اين كه رويه هاي جانشيني در مورد رد صلاحيت رئيس تشكيلات ضعف دارد. در خصوص تعليق رئيس تشكيلات هيچ پيش بيني صورت نگرفته و تنها شرايط عزل وي تصريح شده است. عزل رئيس تشكيلات تنها با رأي مشترك دادگاه عالي مشروطه و شوراي قانونگذاري فلسطين ميسر خواهد بود. از آنجا كه دادگاه عالي مشروطه هنوز تشكيل نشده، امكان به كار بستن اين رويه در ابهام است.

     اما وجود مشكلات در اين رويه كمتر از آنچه كه به نظر مي رسد اهميت خواهد داشت. ضعف موجود در رويه مزبور، يا به شيوه عرفات ، با ناديده گرفتن آنها و صدور فرمان هاي ويژه رفع مي شود و يا با اصلاح آنان مرتفع مي گردد كه اين امر اقدام شوراي قانونگذاري فلسطين را مي طلبد.

     سمت رياست جمهوري در صورتي كه فردي غير از عرفات آن را به دست آورد، اهميت خود را از دست مي دهد. به موجب اصلاحيه « قانون پايه »، مصوب سال ،۲۰۰۳ بخش اعظمي از مسئوليت هاي اجرايي از رئيس تشكيلات گرفته و به نخست وزير و اعضاي دولت تفويض مي شود، بدين ترتيب نخست وزير بعدي اختيارات بيشتري خواهد داشت و بيش از رئيس دولت جايگزين سمت رياست تشكيلات خودگردان فلسطين عرفات خواهد شد. به نظر مي رسد كه اين موضوع ، انگيزه اي براي ماندن احمد قريع فراهم مي كند؛ وي پيش از اين به علت در حاشيه قرارگرفتن، تهديد به استعفا كرده بود. بنابراين دراولين جلسه كميته اجرايي سازمان آزاديبخش فلسطين كه پس از عزيمت عرفات به پاريس تشكيل شد، حاضران، ضمن ابراز وفاداري به رهبر فقيد خود، بر لزوم اجراي قانون پايه كه انتظار مي رفت اختيارات عرفات را محدود سازد، تأكيد كردند.

الفتح
     الفتح بزرگترين حزب سياسي فلسطين است. رقبا ي قديمي آن زماني از جناح چپ بودند ولي طي دهه گذشته، حماس به عنوان حريفي بسيار قوي ظاهر شده است. پيمان اسلو، الفتح را از يك جنبش انقلابي به يك حزب حاكم تبديل كرد، تغييري كه خود به آساني قادر به انجام دادن آن نبود. در اثر جدايي رهبران آن در كرانه باختري و نوار غزه و اختلاف بين خودي ها و غير خودي ها، اين حزب دستخوش انشعاب شد. الفتح، در انتخابات ۱۹۹۶ شوراي قانونگذاري فلسطين، با وجود داشتن اعضاي بسيارولي فاقد برخورداري از حمايت حزب، نتوانست به عنوان يك دستگاه انتخاباتي مؤثر عمل كند.

     با شروع انتفاضه دوم، الفتح دستخوش تغييرات ديگري شد، تغييراتي نسبي كه آن را دوباره به يك جنبش انقلابي تبديل كرد. سرويس هاي امنيتي، تحت نظر سرسپردگان الفتح بودند كه اغلب در قالب گروه هاي شبه نظامي (ميليشيا) عمل مي كردند. بعضي از اين گروهها به مقر اسرائيلي ها حمله كردند؛ پس از مدتي، ترديد درمورد حمله به غيرنظاميان اسرائيلي و آغاز عمليات، درون مرزهاي اسرائيل (مرزهايي كه قبل از سال ۱۹۸۷ تعيين شده بود) از بين رفت و برخي از عناصر الفتح به سمت تروريسم ضد اسرائيلي گرايش پيدا كردند. در برخي از موارد، سازمانهاي فلسطيني انجام دهنده حملات انتحاري نيز جزئي از الفتح محسوب مي شوند، اما اين سازمان ها رأسا« اقدام مي كنند و به نظر نمي رسد كه مستقيما »پاسخگوي مقام خاصي باشند.

     الفتح با داشتن رهبراني از نسل گذشته، با ورود فعالان جوان به اين حزب و درخواست اختيارات بيشتر، شاهد ناآرامي هاي جديدي شده است. انتخابات حزبي به ندرت صورت مي گرفت، اما در سال گذشته، بالاخره در بعضي از شعبه هاي آن در نوار غزه، انتخابات برگزار شد. در جريان يك انتخابات تمام عيار، بسياري از اعضاي مؤسس جاي خود را به فعالاني دادند كه در مبارزات هر دو انتفاضه پيش قدم بوده اند.

     در تابستان ،۲۰۰۴ به نظر مي رسيد كه شعب محلي فتح در آستانه جنگ داخلي قرار گرفته است، به ويژه در نوار غزه و تعدادي از شهرهاي كرانه باختري.

     جانشيني: هنوز روشن نيست در سمت رئيس الفتح ، چه كسي جانشين عرفات خواهد شد، اگر چه به نظر مي رسد كه يكي از اعضاي كميته مركزي براي اين سمت انتخاب خواهد شد. نيرو هاي بسياري دراين تشكيلات به عرفات وفادار هستند ولي تعداد زيادي از اعضاي اين تشكيلات را شخصيت هاي مستقل تشكيل مي دهند. بنا به دلايل سياسي به نظر مي رسد كه دو تن از برجسته ترين اعضاي آن، محمود عباس و فاروق قدومي ، قادر به اداره كردن اين حزب نيستند. وقتي عباس، به علت تصميماتي كه در هنگام نخست وزيري اتخاذ كرده بود خود را در معرض حملات همكاران ديد، از عضويت حزب كناره گيري كرد، ولي پس از عزيمت عرفات به پاريس، به رياست جلسه كميته مركزي بازگشت. قدومي به فلسطين بازنگشت. مروان برقوتي، به عنوان نماينده اصلي نسل جديد در اين حزب ظاهر شد، اما نامزدي او براي احراز سمت رياست با مخالفت هاي شديد درون حزبي مواجه و رد شد، ضمن اين كه اسارت او در يكي از زندان هاي اسرائيل نيز مانع ديگري در اين راه به شمار مي رفت.

     اما اينكه چه كسي جانشين عرفات در حزب الفتح خواهد شد از اهميت چنداني برخوردار نيست بلكه مسئله مهم اين است كه چه بر سر اين تشكيلات خواهد آمد. حفظ وحدت تشكيلاتي الفتح به شدت مورد ترديد است و يك رهبر جديد به سختي مي تواند قدرت و نفوذ خود را بر تمام انشعابهاي اين تشكيلات اعمال كند.

منبع:Middle East Institute