روند
جهاني شدن به
اصلاح نياز
دارد
اشاره دكتر
ماهايتر
محمد ، نخست
وزير مالزي
چندي پيش در
همايش » تاثيرات
جهاني شدن بر
دنياي اسلام
در سده بيست و
يكم « ، جهاني
شدن و چالش
هاي ناشي از
آن را در
كشورهاي رو
به توسعه ،
بويژه
كشورهاي
اسلامي مورد
بحث قرار
داده است . وي
جهاني شدن را
امري
گريزناپذير
و ناشي از
انقلاب
اطلاعات و
تكنولوژي مي
داند ؛ موضع
نفي را در
مقابل آن رد
مي كند ؛ روند
كنوني جهاني
شدن را سريع
مي داند و بر
اقدام
هماهنگ و
يكپارچه
كشورهاي
اسلامي جهت
تعديل سرعت و
تغيير شكل آن
تاكيد مي كند .
وي معتقد است
كه از جهاني
شدن بايد
تعريفي نو
ارائه شود به
گونه اي كه
منافع همه
كشورها
تامين گردد .
بخش نخست
مقاله در
تاريخ 2/8/81 به
چاپ رسيد و
اينك بخش
پاياني كه در
مورد
راهكارهاي
مقابله با
خطرات جهاني
شدن است از
نظرتان مي
گذرد . انحصارات
بايد شكسته
شوند .
كشورهاي
اسلامي
همراه با
ساير
كشورهاي رو
به توسعه
بايد با تلاش
هايي كه از
سوي بانك ها و
بازيگران
بزرگ و با هدف
محدودسازي
بازار براي
كسب و كارهاي
جديد نوپا و
در حال رشد
صورت مي گيرد
، مقابله
كنند . البته
اين اقدامات
هزينه هايي
هم دارد . ترديدي
نيست كه شركت
هاي بزرگ از
شركت هاي
كوچك تر
كاراترند ،
هزينه ها را
كاهش مي دهند
و كيفيت را
بهبود مي
بخشند . با اين
همه ،
خاطرنشان مي
كنم كه ما
بدون تكيه بر
بانك ها و
شركت هاي غول
پيكر
توانسته ايم
به درجه
مناسبي از
كارآيي و
كيفيت در
فرآورده ها
دست يابيم .
روند فرآيند
ممكن است كند
باشد اما
كارآيي و
كيفيت در آن
ايستا نيست .
حتي با وجود
شركت هاي
بزرگ ، ضرورت
دارد كه »
تحقيق و
توسعه « به منظور
دستاوردها و
محصولات در
هر زمان ،
كماكان
استمرار
داشته باشد . مي خواهم
بگويم در
غياب غول هاي
انحصاري ،
كوچكترها با
استقلال عمل
و از راههاي
منطقي مي
توانند به پي
ريزي كسب و
كارهاي مورد
نظر ، نوآوري
و كاميابي
خود اميدوار
باشند و نمي
توان همه
جمعيت دنيا
را به
كاركنان و
مزدبگيران
شركت هاي غول
پيكر تبديل
كرد و انتظار
داشت كه
انبوه جمعيت
جهان ، هر
كدام دندانه
اي از چرخ هاي
بي شمار اين
غول ها باشند .
صنايع
بومي ، تا
زماني كه
بتوانند با
شركت هاي به
اصطلاح
فرامليتي
رقابت كنند ،
بايد مورد
حمايت باشند . ما مي
دانيم كه اين
شركت ها بيش
از صنايع خود
ما فرامليتي
نيستند . شايد
نيروي كار
اين شركت ها
را مليت هاي
مختلف باشد ،
اما جهت اصلي
آنها را صرفا
چند كشور
توسعه يافته
قدرتمند
مشخص مي كنند .
به نظر مي
رسد كه بايد
از آهنگ
جهاني شدن
بكاهيم ؛
روند كنوني
جهاني شدن به
حدي سريع است
كه كشورهاي
در حال توسعه
حتي نمي
توانند په به
پاي مذاكرات
سازمان
تجارت جهاني
به پيش آيند .
در برابر
لشكري از
متخصصان
كشورهاي
ثروتمند كه
در اين
مذاكرات
حضور دارند ،
تيم هاي
مذاكره
كننده
كشورهاي رو
به توسعه نمي
توانند هيچ
امتيازي به
دست آورند !
تفرقه
كشورهاي رو
به توسعه ، كه
كشورهاي
اسلامي را
نيز شامل مي
شود ، آنها را
در شرايطي
قرار داده
است كه
توانمنديشان
هيچ تناسبي
با بحث هاي
پيچيده
متخصصاني كه
به نمايندگي
از حاميان
ثروتمند
جهاني شدن در
اين مذاكرات
حضور مي
يابند ندارد . اگر
نيازي به
تجارت ارز
احساس مي شود
، اين تجارت
بايد كاملا
شفاف و ضابطه
مند باشد . ارز
كالا نيست كه
بتوان آن را
به عنوان
ماده خام يا
هر مصرف
ديگري به كار
برد . ارز صرفا
يك كاغذ است و
ارزش آن
كاملا
ساختگي است و
تنها دولت ها
هستند كه مي
توانند به
اين كاغذ
ارزش ببخشند .
البته دولت
ها با
سوءمديريت
مي توانند از
ارزش ارزها
بكاهند . اما
از سوي ديگر
دست دولت ها
براي تثبيت
نرخ برابري
ارزها كاملا
باز است . مي
توان يك
سازمان
جهاني تاسيس
كرد كه وظيفه
اش تصميم
گيري در مورد
تغيير يا عدم
تغيير در نرخ
برابري
ارزها باشد .
با استفاده
از رژيم مالي
بين المللي
مي توان
كارهاي
زيادي براي
تثبيت نرخ
برابري
ارزها و
رهاسازي
تجارت بين
المللي از
مخمصه هاي
نرخ هاي
برابري
ناپايدار
انجام داد . آنچه
برشمردم
پاره اي از
كارهايي است
كه مي توان
انجام داد تا
از خطرات
جهاني شدن
براي
كشورهاي رو
به توسعه
كاسته شود . گمان مي
كنم اقدامات
اصلاحي
بيشتري ميسر
است تا بتوان
اطمينان
حاصل نمود كه
جهاني شدن
براي همه ملت
ها ، چه غني و
چه فقير ، چه
كوچك و چه
بزرگ ، چه
توسعه يافته
و چه رو به
توسعه
سودمند است . اما وقتي
درصدد تغيير
با آرام سازي
جهاني شدن
برمي آييم ،
بي صبرانه
منتظر نتايج
اقداماتمان
هستيم . ما
بايد آماده
رويارويي با
خطراتي
باشيم كه از
طريق جهاني
شدن تحميل مي
شوند و بايد
همه آنچه را
كه در مورد
فناوري ها و
كاربردهاي
آنها لازم
است ياد
بگيريم . در شرايط
كنوني ما نمي
توانيم همان
موضعي را كه
به هنگام
صنعتي شدن
دنياي غرب
اتخاذ كرديم
اتخاذ كنيم .
البته
همچنان
كساني هستند
كه بگويند
موفقيت در
اين دنيا
براي ما
مسلمانان
قابل تصور
نيست و بهتر
است صرفا ما
به آخرت توجه
كنيم و حتما
هستند كساني
كه بگويند
اگر مشكل پيش
آمد حتما
خداوند
متعال
مشكلات را بر
طرف خواهد
كرد . اين
افراد
فراموش كرده
اند كه
خداوند
متعال است : »
پروردگار
بزرگ سرنوشت
كساني را كه
خود هيچ
اهتمامي به
تغيير آن
ندارند ،
تغيير نمي
دهد . « اگر دست
روي دست
بگذاريم و
براي مقابله
با تهديدهاي
جهاني شدن
كاري نكنيم و
آن را به قضا و
قدر بسپاريم
، واقعا
نبايد
انتظار
داشته باشيم
كه خدا ما را
از فتنه هاي
آن در امان
بدارد . سوگمندانه
بايد گفت
شمار
مسلمانان در
كشورهايي با
اين طرز فكر
بسيار زياد
است و من بر
اين باورم كه
اغلب
كشورهاي
اسلامي نه
تنها كاري
براي حفظ
خودشان
انجام نمي
دهند ، بلكه
از طريق
مخالفت هاي
شديد خود ،
فعالانه در
برابر ساير
كشورهاي
اسلامي نيز
ايستاده اند
تا كاري
پيشگيرانه
انجام ندهند .
با آن كه آنها
معتقدند كه
بايد
سرنوشتشان
را به خدا
بسپارند ،
شگفت آور است
كه با تمام
قوا دست به
كارهايي مي
زنند كه
نگذارند تا
مسلمانان
براي حفظ
خودشان گامي
بردارند . جان
كلام اين است
كه وقتي پاي
تبليغ عقايد
به ميان مي
آيد ، آنان
محياي عمل
اند و اين كار
را بر عهده
خداوند نمي
گذارند . اما
هرگاه وقت
عمل پيش مي
آيد و
كشورهاي
اسلامي مي
خواهند گام
هاي مثبتي
براي
دستيابي به
توسعه اي
همچون ساير
مناطق جهان و
پيشگيري از
استيلاي
ديگران بر
خود انجام
دهند ، برخي
گروه ها دست
به هر كاري مي
زنند تا
مسلمانان
عقب بمانند .
در واقع
مسلماناني
كه از ما مي
خواهند تا
عقب بمانيم ،
به اسلام و
مسلمين
خيانت مي
ورزند . آنها
دانسته يا
ندانسته آب
به آسياب
دشمنان
اسلام مي
ريزند . اگر ما به
عنوان
اكثريت
مسلمانان
نمي خواهيم
در كام جهاني
شدن بلعيده
شويم بايد
ياد بگيريم
كه آن را
ماهرانه
كنترل كنيم .
در اين راستا
، نخستين
كاري كه
كشورهاي
اسلامي بايد
انجام دهند ،
يادگيري همه
چيز درباره
فناوري
اطلاعات است
كه رابطه
تعاملي
تنگاتنگي با
جهاني شدن
دارد . ما بايد
نرم
افزارهاي
پايه خودمان
را توسعه
دهيم ، كه دست
ما را براي
توسعه ساير
نرم افزارها
باز مي كنند . در واقع
ما بايد
اينترنت يا
اينترانت (شبكه
محلي) خاص
خودمان را
داشته باشيم
؛ چه دليلي
دارد كه در
همه موارد
صرفا
بخواهيم از
اينترنت
غربي ها
استفاده
كنيم ؟ شايد
توسعه
اينترنت يا
اينترانت
اسلامي زمان
زيادي
بخواهد ، اما
آنچه كه برخي
از مردم مي
توانند
انجام دهند ،
قطعا از عهده
ديگران نيز
برمي آيد و ما
بايد
بتوانيم اين
كار را بهتر
از ديگران
انجام دهيم . فراتر از
نرم افزار ،
بايد سخت
افزارهاي
خاص خودمان
را نيز توسعه
دهيم . بايد
روي انواع
كاربردهاي
ممكن براي
ريزپردازنده
ها كار كنيم و
اين نبايد
تنها به
كاربردهاي
آنها در
رايانه ها و
ارتباطات
خلاصه شود ،
بلكه بايد
شامل كاربرد
در مهندسي ،
ماشين هاي
خودكار و
ربات ها ،
مهندسي دقيق
، ساخت و
توليد ادوات
و تجهيزات
پيچيده و
ساير
كاربردها
نيز باشد . از اين
طريق ما بايد
صنايع ساخت و
توليدي
خودمان را
توسعه دهيم
تا از
وابستگي خود
به كشورهاي
پيشرفته
بكاهيم . در
حقيقت ،
امروز بايد
دست به
انقلاب
صنعتي بزنيم
؛ همان
انقلابي كه
قبلا يك بار
آن را از دست
داده ايم .
ظرفيت ساخت و
توليد ما ،
سرانجام
بايد به پاي
كشورهاي
توسعه يافته
برسد . شايد
آنچه من
پيشنهاد مي
كنم يك رويا
براي تحقق در
آينده دور
باشد . آري ،
يك رويا است ،
اما مي
توانيم
منابع مالي و
نيروي تخصصي
را –
هر چند فعلا
محدود باشد – به
آن اختصاص
دهيم . ما
نبايد به سمت
كوبيدن
كشورهاي
توسعه يافته
برويم ، بلكه
بايد شانه به
شانه آنها
حركت كنيم ،
يا دست كم
نبايد به
اندازه
امروز از
آنها عقب
باشيم . وظيفه
ديني ما حكم
مي كند كه
كاري بكنيم .
جهاني شدن
تنها به رفاه
مادي مربوط
نيست ؛ به
ارزش ها نيز
مربوط است . ما
نابودي
اخلاق را در
دنياي مادي
به چشم خود مي
بينيم .
امروزه
همجنس بازي
فعالانه
تشويق مي شود
و در برخي
موارد با
زناي با
محارم و
روابط
نامشروع بين
والدين و
فرزندان
مدارا مي شود .
چنين مي
نمايد كه به
نام حقوق بشر
هر كاري مجاز
شناخته شده
است و هيچ خط
قرمزي وجود
ندارد . با اين
تعريف از
حقوق بشر ،
ديگر ازدواج
و نهاد
خانواده
اهميت خود را
از دست داده
است . خانواده
ما به مثابه
يك جامعه
قراردادي كه
در آن 2 يا چند
نفر عضوند
تعريف مي شود
و ديگر نشاني
از تشريفات
رسمي ازدواج
يا ثبت
قانوني و طي
مراحل رسمي
در تشكيل
خانواده
ديده نمي شود .
ثمره اين
خانواده ها
بچه هايي با
والدين
نامعلوم است . كشورهاي
اسلامي و
دولت هاي
اسلامي به
عنوان يك
وظيفه ، بايد
اطمينان
حاصل كنند كه
جهاني شدن
باعث به
حاشيه راندن
اين كشورها
نمي شود ،
چنان كه در
مقطع انقلاب
صنعتي و عصر
صنعتي اتفاق
افتاد . در
شرايط كنوني
ما چنين
اطمينان
نداريم .
پيشرفت هاي
ريشه اي و
سريع كنوني ،
كه زاييده
فناوري و
علوم هستند ،
درك جهاني از
امور را
تغيير داده ،
انديشه ها و
مفاهيم
نويني در
روابط
انساني و بين
المللي پديد
آورده اند .
اگر ما يك بار
ديگر فرصت
همراهي و
همگامي با
اين پيشرفت
ها را از دست
بدهيم ؛ اگر
اين ها را
ناديده
بگيريم و در
برخورد با
آنها به خطا
برويم نه
تنها به
حاشيه
خواهيم رفت ،
بلكه محكوم
خواهيم شد كه
براي هميشه
مغلوب و تحت
انقياد
ديگران
باشبم . وانگهي
ما بايد در
برابر تضعيف
دين و نظام
ارزشي خود
بايستيم . شايد
گمان كنيم كه
مي توانيم
خود را منزوي
كرده و از
جامعه جهاني
جدا شويم ،
اما چنين
گماني خطاست .
حتي اگر
بتوانيم
مرزهايمان
را ببنديم ،
نخواهيم
توانست از
نفوذ
ارتباطات بي
سيم ]
مانند
ماهواره [
بر جامعه مان
جلوگيري
نماييم . ما
به عنوان
مسلمانان
منطقي بايد
بكوشيم تا
جهاني شدن و
ضرورت آن را
به خوبي درك
كنيم . آنگاه
نه تنها براي
مصون ماندن
از خطرات آن ،
بلكه همچنين
براي بهره
گيري از آن ،
جهت همپايي
با كشورهاي
توسعه يافته
، چه در
فناوري
اطلاعات و چه
در ظرفيت
صنعتي ،
آماده شويم . اگر
ما دغدغه
استقلال ،
ارزش ها و دين
را داريم
نبايد اين
فرصت را تباه
كنيم . اين كه
جهاني شدن به
سود يا زيان
ما باشد ، به
خود ما بستگي
دارد . يك بار
ديگر اين
آموزه قرآني
را به ياد
آوريم كه :
خداوند
سرنوشت هيچ
قومي را
تغيير نمي
دهد ، مگر اين
كه خود ،
سرنوشتشان
را تغيير
دهند . همچنين
به ياد داشته
باشيد كه همه
بدي ها از
كردار ما است
و همه خوبي ها
از سوي الله
جل جلاله . |