|
رسانه
هاي آمريكا و
گوسفندان
رام دهكده
جهاني !
شنيدن
اين كه بيش از
30 درصد از
مردم آمريكا
فكر مي كنند
جنگ ميان
عراق و جبهه
متحد غرب
هنوز ادامه
دارد, به اين
اندازه عجيب
نيست كه
نزديك به
همين تعداد,
از رحلت
خميني كبير(ره)
بي خبرند و
اين, بازي
رسانه اي
آمريكا با
افكار عمومي
اين كشور است.
موج اخبار و
اطلاعات يك
سويه و البته
به شدت حرفه
اي كه دائما
بر سر مردم
آمريكا نازل
مي شود, از
آنها
گوسفنداني
رام و در حال
چرا براي
كدخدايان
دهكده جهاني
ساخته است و
شايد كسي
باور نكند
اگر بگويم
اطلاعات
اهالي
نيويورك
درباره
انفجار مركز
تجارت جهاني,
از دانسته
هاي مردم ما,
بيشتر نيست.
در ميان
دلايل اين
تيرباران
تبليغاتي
سلول هاي
مغزي مردم
ايالات
متحده , شايد
چيزي از
توجيه رفتار
دولت هاي
مختلف اين
كشور در
سياست خارجي
و حتي داخلي
مهم تر نباشد
و گاهي
برنامه
تبليغاتي كه
از سوي كاخ
پنج ضلعي
پنتاگون به
رسانه هاي
آمريكا
بخشنامه مي
شود, تزريق
نفرتي عمومي
مثلا عليه
مسلمانان يا
اعراب را
دنبال مي كند.
اتخاذ چنين
سياستي از
سوي
كارگزاران
سياسي, نظامي
و اقتصادي
آمريكا هيچ
تازگي ندارد.
تا جايي كه طي
يك نظرسنجي
كه در زمان
جنگ خليج
فارس بخش
تحقيقات
پليس « اف. بي.
آي » منتشر
شده بود, درصد
قابل توجهي
از
دانشجويان «
هاروارد » با
تنبيه عراق
از سوي پدر
خوانده اش
آمريكا
موافقت كرده
بودند و اين
از طريقي جز
بسترسازي
گسترده
تبليغاتي
ممكن نيست.
مقابله جدي
آمريكا با
مسلمانان از
هر مسيري كه
ممكن باشد,
انجام مي شود.
از منظر
سياستمداران
آمريكا,
اسلامگرايي,
عامل موثر
دشمني با
مسلمانان
است. دشمن پا
به ركاب
اهالي اسلام,
خود اهرم
فشار مهمي
جهت سركوب و
كنترل
مسلمانان
براي
آمريكاست.
سياست هاي
رژيم
صهيونيستي
هر چه خشن تر
مي شود, دولت
حقوق بشري
آمريكا
بيشتر از آن
حمايت مي كند.
از منظر
سياستمداران
آمريكا,
مسلمان بودن,
آداب و رسوم و
آيين
مسلماني و
هويت پيروان
پيامبر
آخرالزمان
پديده هايي
غيرقابل
تحمل هستند
كه بايد در
اسرع وقت
تغيير كنند.
از نگاه
تبليغاتي
آنان,
مسلمانان,
تروريست هاي
خشن و وحشي
بين المللي
هستند كه
هميشه خيال
قتل و جنايت و
بمب گذاري در
سردارند و
تنها از ميان
آنان, كساني
ارزش معامله
و گفت و گو
دارند كه
رهبراني
مطيع و
خريدار
محصولات
تكنولوژيك و
ادوات نظامي
سردمدار
تجارت جهاني
باشند. ( 1 ) اين
همان چيزي
است كه سران
آمريكا مي
پندارند و به
مردم خود
وانمود مي
كنند. تدوين
رفتار سياسي
آمريكا نسبت
به موضوعات
مختلف با
همين دپوي
تبليغاتي
براي توجيه
افكار عمومي
اين كشور
صورت مي گيرد.
توجيه افكار
عمومي براي
قتل و جنايت و
دخالت در
امور داخلي
ديگر كشورها
براي حاكمان
ايالات
متحده چنان
اهميتي دارد
كه هيچگاه از
آن غفلت نمي
كنند. اهميتي
كه
دولتمردان
ما شايد, وقع
چنداني بر آن
نمي نهند. اما
اين توجيه
افكار در
آمريكا چنان
هنرمندانه و
حرفه اي صورت
مي گيرد كه
حتي مردم
كشوري كه به
او ستم مي شود
به اشتباه مي
افتند: «
راستي, شايد
در ظلمي كه
برما مي رود,
حق با آمريكا
است » ! و شايد
شوق ارتباط
ودريوزگي در
برخي عناصر
وطني مانسبت
به آمريكا
واشك افشاني
آنان در سوگ
قربانيان
مظلوم!
آمريكايي از
همين بابت
است, تا جايي
كه نماينده
اي از مجلس ما,
از نردبان
فرصت هاي
موجود
انقلاب بالا
رود و از در
سفارت سوئيس,
حافظ منافع
آمريكا در
ايران, داخل
شود تا براي
شهيدان!
آمريكا دفتر
يادبود امضا
كند. در سايه
همين
تبليغات
ماهرانه ,
جامعه
آمريكا در
گردابي
جاهلانه
گرفتار مي
شود و هركس را
كه حتي در
گوشه اي از
كشورش خلاف
نظر
صاحبخانه
خود خوانده
دنيا عمل كند,
مستحق
مجازات مي
داند.
كشتارجمعي
سرخپوستان
بومي آمريكا
و صاحبان
اصلي اين
سرزمين, به
عنوان
نخستين
قربانيان
توحش زدايي
حكومت
امريكا با
حمايت
گسترده
سفيدپوستان
اروپايي
تبار كه
امروز
ساكنان اصلي
ايالات
متحده هستند
به آخر رسيد و
شايد گفتن
اين سخن بد
نباشد كه در
آن روزگار و
باوجود
رسانه هاي
ارتباط جمعي
متناسب با
تكنيك همان
زمان, سفيد
پوستان ساكن
آمريكا,
سرخپوستان
را پيروان
وحشي و اسراف
كاران شيطان
مي دانستند
كه ديگر
نبايد زنده
باشند, چون
نكبت و وحشي
گري آنان,
چيزي قابل
سرايت است كه
امكان دارد
اين سرزمين
مفت به چنگ
آمده را
آلوده كند. در
نتيجه اين
توجيه و
حمايت
متقابل, نسل
سرخپوستان
آمريكايي از
ميان رفت و
بازماندگان
كم تعداد
آنها, امروز
خود را در
اردوگاههاي
محصور و
مناطق دور
افتاده سپري
مي كنند. ( 2 )
رويكرد
آمريكا نسبت
به دشمنان
خود, اگرچه
هيچ آسيب و
ضرري براي او
نداشته
باشند,
همواره به
همين نسبت
حداكثري است.
ژنرال هاي
ارتش آمريكا
در ويتنام هم
چنين كردند.
ديدگاه
سياسي نظامي
حكومتگران
ايالات
متحده,
رساندن حريف
به نقطه صفر,
يعني شرايطي
شبيه به
زندگي دوران
سنگواره هاي
عصر حجر است و
اگر اين كار
در جنگ هاي
اخير دنيا,
همچون بوسني
و هرزگوين
نتيجه نداد,
شايد به سبب
حمايت
هوشيارانه
مسلمانان از
مظلوميت
مردم غريب
سارايوو,
توزلا, كوزوو,
سربرنيتسا و. .
. بوده است.
افكار عمومي
آمريكا در
انتخابات و
در توجيه
عملكرد دولت
خود, به شدت
مطيع رسانه
هاي جمعي اين
كشور است و
اعتماد
ايجاد شده
توسط اين
رسانه ها
اگرچه مي
تواند
الگويي
مناسب لااقل
براي رسانه
هاي جمعي ما
باشد اما
برآيند اين
اعتماد
وحاصل آن,
خاموشي چشم و
گوش بسته
ساكنان
ايالات
متحده, نسبت
به جنايات
دولت اين
كشور در
سرتاسر جهان
است. آن چه به
عنوان نمونه
ها و مصاديق
اين اعمال در
مظان اشاره
اين سطور
قرار مي
گيرند, نه همه
اتفاقات رخ
داده در عالم,
كه تنها
نمونه هايي
از جهت
نزديكي و
يادآوري است.
ساليان
زيادي است كه
تركيه با
حمايت
آمريكا و
جماعت كرد
كشورش مي
جنگد و
كمترين
اطلاعي از
اين وقايع در
رسانه هاي
آمريكا نيست.
اسراييل
سرزمين
فلسطين را از
آن خود كرده و
به اعتراف
نظريه
پردازان
آمريكايي,
توافقات
حاضر را نيز
زيرپاي مي
گذارد. رسما
سازماني
براي
ساماندهي
ترور
مجاهدان
مسلمان
فلسطيني و
لبناني
تاسيس مي كند
و بدون خجالت,
سرش را بالا
مي گيرد و
براي اداره
آن بودجه
اختصاص مي
دهد. در دهكده
جهاني كه
مثلا بايد
سدي بر سر
اطلاعات
منتشره در
عالم نباشد و
همگان اگر
شهروندان
مطيعي باشند,
بايد زير
نگاه تيزبين «
مارشال مك
لوهان, »
نظريه پرداز
دهكده جهاني,
و در اتاقي
شيشه اي زيست
كنند, هيچ كس
اعتراضي نمي
كند و
ديپلمات
آمريكايي
حاضر در
شوراي امنيت
سازمان ملل,
يك كلمه «
سركش » كنار
نام مردم
فلسطين مي
نويسد و هر
قطعنامه اي
عليه
صهيونيست
هاي حاكم بر
سرزمين قدس
را وتو مي كند..
. و مردم
آمريكا
برايش كف مي
زنند و هورا
مي كشند.
كلانتر دنيا,
به همه جا سرك
مي كشد و
كشورهاي
مختلف را به
شرط آن كه «
سركش » باشند,
به اتهام
دستيابي به
سلاح هاي
مختلف
ميكروبي,
شيميايي و
اتمي به توبه
مجازات مي
كشاند, اگر چه
آخرين مدل
اين سلاح ها
را خود در
اختيار
داشته باشد و
همچنان
نمونه هاي
جديدتر آن را
توليد كند.
تنها كشوري
كه تاكنون از
سلاح اتمي
عليه
غيرنظاميان
و مردم عادي
استفاده
كرده, اينك
ديگران را به
بهانه
دراختيار
داشتن همين
سلاح تنبيه
مي كند و
البته افكار
عمومي اين
كشور در
نهايت
خونسردي,
سكوت را
رعايت مي كند.
هر جاي عالم
كه امكان
وجود منفعتي
براي آمريكا
هست, دستخوش
جنگ و كشتار,
يا لااقل
كودتايي
بزرگ عليه يك
ملت مي شود و
اين منفعت
طلبي فراگير,نه
به شكلي مخفي,
بلكه از طريق
تريبون
سخنگوي كاخ
سفيد بارها و
بارها اعلام
شده است و در
اين زمينه
بزرگ ترين
ماموريت, از
آن ژوناليست
هاي رسانه
هاي ارتباط
جمعي
آمريكاست.
آنها طوري
توجيه
تئوريك
اقدامات
سياسي, نظامي
و اقتصادي
دولت خود را
فراهم مي
آورند كه نه
خون ازدماغ
كسي بچكد, و نه
كسي حتي خيال
كند مبادا
كاري كه دولت
آمريكا مي
كند, چيزي جز
تنبيه يك «
سركش » باشد!(3 )
در دهه هاي
اخير و خصوصا
اقدامات
سياسي و
نظامي
آمريكا در ده
بيست سال
گذشته, نه
تنها صداي
واكنش از
درون اين
كشور
بپانخاسته,
بلكه بسياري
از آنها از
افراشته شدن
پرچم
كشورشان در
دورترين
نقاط جهان,
نوعي احساس
غرور
آمريكايي
داشته اند.
غروري كه از
تنبيه هر
وحشي بي
تمدني در آدم
شكل مي گيرد و
سامان مي
يابد. اين
وضعيت, حاصل
كار و دستپخت
آشپزهاي
رسانه اي
آمريكاست,
آمريكا پس از
درگيرشدن با
عراق در جنگ
خليج فارس,
علاوه بر
دستيابي به
منافع
فراوان
استراتژيك
سياسي و
اقتصادي,
توانست
توجيه
تئوريك
افزايش
هزينه هاي
نظامي خود,
جهت سرمايه
گذاري در
توليد جنگ
افزارهاي
الكترونيك,
ارتقاي سطح
تكنولوژيك
هواپيماهاي
جنگنده و
استخدام
تعداد
بيشتري از
نوجوانان
وجوانان
پرورشگاهها
براي كار در
ارتش اين
كشور را
فراهم سازد.
رسانه ها در
آمريكا,
امتداد جنگ و
سياست روساي
اين كشورند و
حرفه اي گري
تبليغاتي
آنها چنان
است كه
بسياري از
مردم اين
كشور, در امان
صفحات
مطبوعات و
آنتن هاي
شبكه هاي
راديو و
تلويزيوني,
دولت خود را «
سوپرمن » دنيا
مي دانند كه
هر جا بي
عدالتي و
توحشي صورت
بگيرد, با
لشكركشي به
درمان معضل
مي پردازد و
جالب آن كه
ساخت
ابزارهاي
رسانه اي
متعددي
همچون «
سوپرمن » نيز
در جهت زمينه
پردازي همين
حركت صورت مي
گيرد. سازمان
ملل متحد نيز
كه بيشترين
طلب خود
آمريكا را كه
امروز از مرز
يك ميليارد
دلار گذشته
وصول نكرده,
هنوز در
سوداي از دست
دادن چنين
پولي جرات
سخن گفتن به
آمريكا را به
خود راه
نداده و به
حيات خود در
خاك اين كشور
ادامه مي دهد.
رسانه هاي
آمريكا در
اين زمينه هم
براساس
بخشنامه هاي
كاخ سفيد,
سازمان « سيا »
و ژنرال هاي
پنتاگون عمل
مي كنند و
ارزيابي
اهالي اين
كشور در
رفتار
عادلانه !
دولت خود در
افغانستان
بازهم به نفع
سياستمداران
و دستور كار
رسانه هاي
ايالات
متحده است.
معماي مطرح
در اين ميان,
نقش برخي
رسانه هاي ما
در توجيه و
تئوريزه
كردن
رفتارهاي
حكومت است.
منش رسانه اي
مجموعه اي به
هم پيوسته از
امپراتوري
رسانه اي
آمريكا در
سراسر جهان,
افكار عمومي
اين كشور را
حتي از جنايت
و حق خوري,
راضي نگه مي
دارد. به
راستي رسانه
هاي ما به چه
كاري
مشغولند
پاورقي: 1
ادوارد سعيد
و اينك
آخرالزمان 2
نوام چامسكي
دولت هاي
سركش 3 مراد
سياستمداران
آمريكا از
كشور « سركش »
سرپيچي از
دستورات
دولت ايالات
متحده است.
|