شهرها ميدانهاي جديد كارزار

امروزه جنگ ديگر در مرز ها نيست بلكه جنگ در شهرهاست ميزان كشته هاي غير نظامي نسبت به نظاميان درمناقشه هاي اخير به بيش از 80 درصد رسيده است

اشاره :

شامگاه هشتم سپتامبر 1944 يعني دقيقا چهار سال پس از آنكه “ مارشال گورينگ ” بمب افكن هاي آلماني را بر فراز “ لندن ” فرستاد انفجارهاي اسرار آميزي توابع اين شهر را به لرزه در آورد و سرانجام “ گوبلز ” وزير تبليغات آلمان نازي وجود موشك “ v2 ” را بر ملا ساخت . سلاحي كه در آن زمان هيچ پدافندي در برابرش وجود نداشت و هدف ،آن بود كه روحيه ومقاومت انگلستان را در هم شكند.

از آن زمان تا كنون به نيم قرن مي گذرد و موشك ها و بمب افكن ها هر روز كاملتر شدند تا شهرهاي بيشتري را مدفن انسانهاي بي گناه كنند و به همين دليل مي توان گفت شهر ها ميدانهاي جديد كارزارند.                          ش. اخلاص پور

جنگ پديده اجتماعي است ، هر بار كه آتش جنگي شعله ور مي گردد ما بيهوده و دردناكانه تعجب مي كنيم. اين تعجب مانع از آن نمي شود كه جنگ يك پديده اجتماعي ثابت نباشد ، پديده اي كه در همه گروههاي انساني سازمان يافته در تماس با يكديگر قابل مشاهده است. جنگ يكي از شكل هاي اساسي رابطه بين جوامع نيز هست و ايين واقعيتي دردناك ولي غير قابل انكار نيز مي باشد ، جنگ توسط دستگاههاي اجتماعي مختلفي به اجراء در مي آيد و پديده اي است كه تكرار مي شود.

جنگ ادواري است يا حداقل شكل ادواري دارد ، اما سرشار از نوآوري است و دليل اين مدعا آن است كه بدانيم بشريت در تاريخ پنج هزار ساله تمدن خود 14 هزار جنگ را ديده و اين جنگ ها بيش ازز چهار ميليارد انسان را از بين برده است. نكته مهمي كه در اينجا وجود دارد اين است كه در گذشته، اين ارتشها بودند كه با هم درگير مي شدند ولي امروزه ديگر اين چنين نيست ، جنگ جهاني اول 10 ميليون نفر را كشت كه تقريبا همه آنها نظامي بودند. جنگ جهاني دوم به بهاي جان 50 ميليون انسان تمام شد. در برابر هر سرباز كه در جبهه جان داد يكي هم غير نظامي بود و در

حال حاضر بيشتر كساني كه كشته مي شوند غير نظامي هستند و در حقيقت ميزان كشته هاي غير نظامي نسبت به نظاميان در مناقشه هاي اخير به بيش از “ 80 درصد ” رسيده است و بر همين اساس امروزه جنگ ، ديگر جنگ در مرزها نيست “ جنگ در شهرها ” است.

در كمتر از يك قرن پيش زماني كه جنگ بين دو كشور در ميگرفت ماهها و شايد سالها طول مي كشيد تا يكي از ارتشهاي درگير بتواند شهري را مستقيما مورد حمله قرار دهد ولي امروزه در همان ساعتهاي اوليه جنگ ، شهرها آماج حملات قرار مي گيرند و غير نظاميان ، خود را درگير يك جنگ تمام عيار مي بينند و به واقع امروزه همه مي دانند چگونه تمدنها را نابود كنند و اين آگاهي هرگز ما را ترك نخواهد كرد. بقول “ ريمون آرون ” جامعه شناس فرانسوي ، “ جهان ما هر روز بيش از پيش جهان سلاحهاي توانمند و مردان ناتوان مي شود ” و در همين ارتباط پروفسور “نازلي شكري ” گفته است : “ خشونت نشانه اي از ناتواني نهادها و تحميل بارزياد بر نظام است”.

با اين تفاسير ، بدون شك مي توان گفت جنگ هايي آينده ، جنگ شهرها است كه به صورت يك نهاد انهدامي در جهت مقاصد خاص سياسي به كار گرفته ميشود و احتمال روي دادن آن نيز بسيار بالا است ، چرا كه در جنگ احتمال استفاده از هر نوع ابزاري براي توفيق وجود دارد و فلسفه ساخت تسليحات شيميايي وهسته اي نيز از اين امر پيروي مي كند ، ايجاد قوانين ومقررات كنترل تسليحات هيچ منع اجرايي در جنگ ها را ضمانت نمي كند ، البته دليل امر اين است كه هنوز حقوقدانان جنگ را از مقوله نزاع ميان افراد مشاجرهه ، دوئل يا كشمكش توأم با فحاشي مي دانند. گهگاه نيز مي بينيم به تقليد از قراردادهاي حقوق خصوصي يا قانون جزا براي پيمانها ، دادگاهها يا قوانين بين المللي ، طرحهايي تهيه مي شود ، عده اي مي خواهند با نوعي آيين نامه انتظامي جلوي جنگ شهرها را بگيرند ، عده اي ديگر ضمن قبول جنگ بالاخص جنگ شهرها مي خواهند تقريبا طبق الگوي قواعد جنگ تن به تن يا مقررات بوكس و كشتي براي جنگ شهرها نيز مقرراتي تدوين كنند مثل عدم حمله به مراكز مسكوني شهر ها ، طرحهاي حكميت نيز تا كنون حاصلي جز

بازنويسي يا حداكثر حقوق خانخاني نداشته است و بايد گفت اينها همه مسكن هايي فوري هستند كه از نوعي مغلطه حقوقي بر مي خيزند.

دلايل احتمال حمله به شهرها در جنگ

بنا به گزارش موسسه پژوهشهاي صلح جهان  (SIRIP) : “ كاهش توليد و صدور اسلحه در سال گذشته اثر مثبت در توسعه صلح نداشته است. در سال “ 1992 ، 32 مورد جنگ در جهان به ثبت رسيده كه اين نسبت به سال قبل دو مورد افزايش رانشان مي دهد . ”

بر اساس كتاب سال  (SIRIP) خونبارترين و تباه كننده ترين تصادم پس از جنگ جهاني دوم تاكنون در سال 1992 و در “  بوسني هرزگوين ” روي داده است كه در آن صربها به منظور تشكيل يك كشور مستقل 70 درصد از اراضي اين كشور جديد التاسيس را به زور اشغال كردند و تا پايان سال 92 ، دست كم 138 هزار تن از مردم اين كشور طي جنگ كشته ياناپديد شده و دو ميليون نفر ديگر ناچار به فرار و ترك خانه و كاشانه خود شدند. اوج جنگ “ بوسني هرزگوين ” را بايد در “ سارايوو ” پايتخت اين كشور و شهر“  موستار ”  ديد كه نمادي است از انجام جنگ شهرها ، از طرف ديگر سلاحهايي كه در ايين نوع جنگها مورد استفاده قرار مي گيرد نوع خاصي از سلاح ها هستند كه در كشتار جمعي كاربرد فراوان دارند و زماني ارزش نظامي آنها مشخص مي شود كه بتوان ضربه جبران ناپذيري بر طرف مقابل وارد آورد و شريان حياتي او را قطع كرد. نماد كامل اين نوع تسليحات سلاح هاي دور برد مثل موشك ها و هواپيماهاي جنگي هستند و جاي تاسف است كه بگوييم توليد اين نوع سلاحها در 10 سال اخير شدت بسيار پيدا كرده ، به طوري كه امروزه كشوري قويتر است كه از اين دست سلاحها بيشتر در اختيار داشته باشد. به طور مثال تعداد كل هواپيماهاي جنگي در تمام دنيا در سال 1986 ، 350000 هزار فروند تخمين زده مي شد و در طول كمتر از 8 سال ايت تعداد تقريبا دو برابر شده است و نيز بايد گفت : هزينه سالانه تسليحات كشورهاي پيشرفته تقريبا برابر است با تمامي بدهيهاي خارجي كشورهاي  در حال توسعه . از سه

ميليون دانشمند ومهندسي كه در سال 1980 در آزمايشگاههاي علمي سراسر جهان به كار اشتغال داشتند ، تقريبا نيم ميليون آنها به تكوين سيستم هاي تسليحاتي جديد مشغول بودند و لازم به ذكر است اين تسليحات جديد عموما همان سلاح هاي كشتار جمعي هستند.

تاثيرات جنگ شهرها

بدون ترديد كشتار قومي مهم ترين معلول جنگ شهر ها است ، از زمان جنگ جهاني دوم به بعد 21 ميليون نفر در 150 جنگي كه بيشتر آنها در جهان سوم روي داده كشته شده اند. در جنگ جهاني دوم نيز 50 ميليون انسان كشته شد كه 220 هزار نفر آنها تنها در شهر “ هيروشيما ” و “ ناكازاكي ”  جان باختند. پيامد مستقيم ديگري كه بي رحمانه خود را در جنگ شهر ها نشان مي دهد قحطي زدگي است و اين بهايي است كه ميليونها انسان در طي جنگ ها تاوان آن را مي پردازند به طور مثال در سال 1992 تعداد 140 هزار نفر بر اثر قطعي ناشي از جنگ شهر ها كشته شدند و 27 هزار نفر ديگر بين نوامبر سال 1992 و فوريه سال 1992 تنها در موگاد يشو مسدوم شدند.

بروز معلوليت هاي جسماني و رواني از ديگر تبعات جنگ  است كه در جنگ شهر ها نمايي وحشتناك به خود مي گيرد و بر روي ساختار اجتماعي جامعه تاثير فراوان مي گذارد رواج بيماري هاي اپيدمي به دليل نرسيدن خدمات بهداشتي نيز جنبه اي حاد پيدا مي كند. به عبارت ديگر جنگ بيش از آن كه باعث توسعه يا موجوديت خدمات اوليه ، مراقبت هاي پزشكي شود باعث از بين رفتن آن مي گردد. از ديگر پيامدهاي مهم جنگ شهر ها جابجايي و مهاجرت جمعيتها است كه تاثيرات سوء اجتماعي مثل فقر، بزه كاري ، بيكاري ، و فحشاء را به دنبال دارد . به طور مثال در سالهاي 91 و 92 بالغ بر 40 ميليون نفر به دليل وقوع جنگ در محل زندگيشان آواره شدند.

تاثيرات اقتصادي جنگ شهرها نيز بر كسي پوشيده نيست و لازم به ذكر است مراكز اقتصادي مهم در شهرها گسترش يافته كه همه در ديدگاه جنگي ، هدفهاي نظامي و استراتژيك تلقي شده و مورد حمله قرار مي گيرند.

جداي از تمامي موارد ذكر شده ، يكي از وحشتناك ترين تاثيرات جنگ شهرها را مي توان به مثابه داغي بر پيشاني كودكان كشورهاي جنگ زده ديد ، به طوري كه گفته مي شود 60 تا 70 درصد جمعيت كشورهاي جنگ زده را كودكان و يا جواناني تشكيل مي دهند كه زندگيشان در اثر جنگ از بين رفته است و بر اين اساس مي توان گفت در صورت بروز جنگ شهر ها كودكان بدون استثنا اولين قربانيان جنگ را تشكيل مي دهند و سنگين ترين بها را براي آن پرداخت مي كنند. اين كودكان نه فقط شاهد مرگ عزيزان خود بوده و يا مشكلات اقتصادي را آزموده اند ، بلكه در برخي موارد وادار به اعمال خشونت عليه ديگران شده اند و در بسياري موارد خود نيز قرباني خشونت گرديده اند .

راههاي دفاع و مقابله غير نظامي در جنگ شهر ها

تامين صلح به بهاي كمتر از جنگ نياز دارد . منابع صلح را مي توان از تبديل مصارف نظامي به غير نظامي بدست آورد ، بهاي صلح در مقابل هزينه جنگ است كه اين مهم تا كنون هرگز به دست نيامده و احتمال رويداد آن نيز در حال حاضر دور از ذهن به نظر مي رسد. حتي مي توان نتيجه گيري كرد جنگها در آينده همچنان رخ خواهند داد و هر روز شهر هاي بيشتري ويران شده و انسانهاي بسيار كشته مي شوند ، پس چه بايد كرد ؟ واقعيت اين است كه بازتابهاي اجتماعي مانند تمام پديده هاي اجتماعي بسيار انعطاف پذيرند ، نه تنها زمان واكنش آنها تغيير مي كند . بلكه مي توان خود واكنش را نيز به سوي ساير مقاصد و اهداف منحرف كرده و در همين جاست كه اميد درمان و بهبود سرنوشت مردم وجود دارد زيرا به قول “ گاستون بوتول ” جامعه شناس مشهور : اگر نمي توانيم يك عملكرد حياتي را از بين ببرم حداقل مي توانيم آن را منحرف كرده و گاه برايش جانشين پيدا كنيم و از همين رو است كه “ فون برنهاردي ” ژنرال آلماني ( 1849 ـ 1930 ) اعتقاد دارد كه جنگ بوته آزمايش ملتها است.

موضوع مهم در اين جا است پيش از آن كه براي اين پديده اجتماعي راه حلي در نظر گرفته شود

بايد به طرح مطالعه علمي آن پرداخت .هر چند طرح مطالعه علم جنگ شهر ها   ( Citis  polemologie)  مقاومتهاي پنهاني را بر مي انگيزد چرا كه مسئله جنگ شهرها بين توهم گرايي حقوقي و صلح طلبي لفظي در نوسان است . به هر حال جداي از بحث فوق براي بررسي جنگ شهرها و تاثيرات منفي آن بايد يك انستيتو يا موسسه تحقيقاتي خاص تشكيل گردد تا بتوان با مطالعه علمي اين پديده خسارات اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي ناشي از آن را بررسي كرده و راه حل هاي اجرايي و قابل قبولي  را ارائه دهد و بايد دانست هزينه اين نوع موسسات پژوهشي هيچ گاه از قيمت يك هواپيماي جنگنده فراتر نخواهد رفت. ديگر اين كه در ايران هيچ موسسسه پژوهشي اختصاصا بر روي اين موضوع بسيار مهم و حياتي فعاليت نمي كنند و دراين رابطه هيچ گونه راه حل اجرايي تا كنون نيز ارائه نشده است و تنها فعاليت هاي صورت گرفته انجام سمينار روانشناسي جنگ شهر ها توسط دانشگاه امام حسين (ع) است و نيز در شرح وظايف مركز مطالعات استراتژيك نيز به بررسي ابعاد جنگ توسط اين مركز اشاره شده است .

اما آنچه مي نماياند اين است كه شهر هاي ما د رمقابل جنگ مثل ساير پديده هاي اجتماعي بسيار آسيب پذيرند . ويراني برخي شهر هاي جنگ زده طي 8 سال جنگ با عراق نشاني بر اين مدعا است . نمي توان گفت يك شهر در طي جنگ اصلا آسيب نبيند اما مي توان شدت آن را كاهش داد. دفاع غير نظامي نيز در اين مدت عمدتا بر آموزش سلاح هاي اوليه سبك و يا حداكثر آموزش كمكهاي اوليه استوار بوده است كه به دلايلي چند تاثيرات بسيارر كمي بر انجام اين گونه فعاليت ها داشته اند.

اول اينكه : هرگز يك شهروند عادي با چند هفته آموزش نظامي نمي تواند مثل يك سرباز حرفه اي در جنگ عمل كند و كارايي بسيار پاييني را دارا است ، ثانيا سلاح هايي كه شهروندان را تهديد مي كند مثل موشكها از نوع بسيار پيشرفته و غير قابل دسترس و مقابله با سلاح هاي سبك هستند.

جداي از تمامي اين دلايل اكثريت شهروندان يك كشور مثل ايران را افرادي تشكيل مي دهند كه نمي توان آنها را نيروي جنگي به حساب آورد مثل كودكان و نوجوانان ، زنان ، افراد مسن و نيز نيروهاي توانمند فعال در بخش اقتصادي ،  خواه ناخواه در شرايطي اين عده بايد به فعاليت خود ادامه دهنند تا كشور دچار بحران نشود با احتساب اين موارد تنها آموزش هاي سبك نظامي نمي تواند راه حل هاي قابل قبولي باشد  لذا موسسه پژوهشي جنگ شهر ها بايد در اين خصوص مطالعه كند كه چگونه مي توان ساختار شهري را در هنگام حمله هوايي و يا جنگ شهر ها حفظ كرد ” و راه حل هايي از  قبيل ايجاد پناهگاههاي امن خانگي يا عمومي ، آشنايي با انواع حملات هوايي ، ايجاد روحيه دفاعي آموزش نظامي و غيره را پيشنهاد كند و البته در اين زمينه مي تواند از تخصص هاي مختلف بهره گيرد .

بشريت د رتاريخ پنج هزار ساله تمدن خود ، چهارده هزار جنگ را ديده كه اين جنگها بيش از 4 ميليارد انسان را از بين برده است

 

كشتار قومي مهمترين معلول جنگ شهرها است تا كنون بيش از 21 ميليون نفر در 150 جنگي كه بعد از جنگ جهاني دوم ايجاد شده ، جان خود را از دست دادند

درايران هيچ موسسه پژوهشي اختصاصا بر روي موضوع “ جنگ شهرها ” فعاليت نمي كند و در اين رابطه نيز ، تا كنون هيچ گونه راه حل اجرايي ارائه نشده است.