سياست منشعبين اخوان المسلمين در قبال فلسطين

صادق احمدي

 

     با شكست جنگ ژوئن 1967 مصر، انديشه هاي قومي، لائيكي و سوسياليستي جهان عرب كارآيي خود را از دست داده و گرايشات و تمايلات اسلامي توسعه پيدا كرد. برخي معتقدند كه اساسي ترين عامل ازدياد آگاهي و انديشه هاي اسلامي در منطقه وقوع جنگ هاي ژوئن 1967 و اكتبر 1973 مي باشد. از دست دادن بيت المقدس و سوزاندن مسجد الاقصي و كوشش هايي كه به منظور يهودي ساختن اين شهر به عمل آمد همگي در امر برانگيختن احساسات و اظهار عامل ديني در مناقشه اعراب و اسرائيل موثر بوده اند.(1) در سال 1967 اخوان المسلمين اقدام به تاسيس موسسات فرهنگي و خدماتي نشر انديشه شان و گسترش نفوذشان نمودند. چنين فعاليت هايي در سال 1973 به طور چشمگيري گسترش يافت. آنچه مشخصه بارز اخوان المسلمين مي باشد و آن را از ديگر گروه هاي اسلامي مبارز در فلسطين متمايز مي سازد وجه انتخاب راه مبارزاتي يعني تعليم و تربيت و كادرسازي براي مبارزه عملي مي باشد. از منظر اخوان المسلمين تنها را نجات فلسطين راه اسلامي است و آنچه غير از اين راه باشد محكوم به فناست. اين ها معتقدند كه بايد يك تحول وسيع مردمي اسلامي ايجاد كرد تا يك كشور اسلامي به وجود آورد. گرايش كلي در داخل اخوان گرايشي است كه تمام ايدئولوژي هاي ملي و لائيك موجود در صحنه را رد مي كند و معتقد است كه هيچ جايگزيني براي اسلام نيست. اين گرايش اعتقاد دارد كه پذيرش اسلام حقيقي تنها راهي است كه به حل مشكلات قلسطين خواهد انجاميد. همچنانكه معتقد است اسرائيل نوك پيكان نفوذ غرب و ابزار نشر فساد و توطئه هاي آن بر عليه اسلام است.(2) اخوان المسلمين تا انتفاضه دسامبر 1987 بر راهبرد استراتژيك خود يعني تعليم، تربيت و كادر سازي تاكيد كرد اما با شكل گيري انتفاضه بزرگ مردمي در 1987 با تغيير و تحول استراتژيك از مرحله اول به مرحله عمل و جهاد وارد شد بر همين مبنا اقدام به تاسيس جنبش مقاومت اسلامي (حماس) نمود. حمايت اخوان المسلمين معتقد است كه آنها انتفاضه را ايجاد كرده اند و اين كار را از طريق آماده سازي و بهينه مقدمات آن كه در فعاليت هاي سياسي مقدماتي بود انجام دادند. اخوان معتقد است كه انتفاضه در حقيقت بنا به تصميم آنها آغاز شد. بر همين مبنا آنها حماس را كه بيانگر اتخاذ يك استراتژي جديد عملي مبارزاتي عليه اشغالگران اسرائيل مي باشد به وجود آوردند. شيخ احمد ياسين مي گويد: «هر حنبش مرحله اي را پشت سر مي گذارد انتقال از يك مرحله به مرحله ديگر بنا بر تصميمات دست اندركاران اين جنبش صورت مي گيرد. واقعيت هاي موجود نشان مي دهد كه جنبش اسلامي در مبارزه اش با نيروهاي اشغالگر به مرحله عمل قدم نهاده است.(3)» در واقع انتفاضه عامل محرك انتقال فعاليت هاي اخوان از مرحله كادرسازي و تربيت به عمل و جهاد است. لذا از ديد اخوان المسلمين انتفاضه عاملي است كه از خلال آن مي توان توده ها را به هدف به وجود آوردن يك نسل جهادگر مسلمان براي مقابله با اسرائيل بسيج كرد. به علاوه انتفاضه عملا" يك نوع مجاهدت و قدم عميلات جهاد گسترده مسلحانه بر ضد نيروهاي اشغالگر مي باشد. لذا از ديد اخوان انتفاضه بخشي از يك مرحله جديد جهادي به شمار مي رود. به ط.ر كلي اخوان المسلمين مدعي اند كه خودشان انتفاضه را برانگيخته اند چه از طريق مقدمه چيني و آماده سازي و چه به طور مستقيم و از خلال اقدامات عملي، اخوان المسلمين پيوسته تاكيد دارد كه انتفاضه واقعا" بر اساس تصميم آنها آغاز گرديده است و در اين مورد به بيانيه 16 اكتبر جنبش اسلامي، نقش دانشگاه اسلامي غزه و مشاركت شاخه هاي دانشجويي هوادار جنبش اسلامي در تظاهرات عليه اسرائيلي ها استناد مي كنند.(4) آنچه قابل ذكر است اينكه اخوان المسلمين به عنوان     قديمي ترين گروه اسلامي مبارز در فلسطين اشغالي سهم عمده اي در مهيا كردن شرايط و پيش زمينه هاي وقوع انتفاضه داشت و هر چند اين گروه در ابتدا قايل به مبارزه عملي و جهاد عليه اسرائيل نبود ولي با شروع انتفاضه اول در دسامبر 1987 با تشكيل گروه مبارزاتي حماس تغيير استراتژي داده و خود عملا" در آن وارد شد و پشت گروه حماس قرار گرفت و به حمايت از آن پرداخت.

     جنبش مقاومت اسلامي (حماس): همانطوري كه در فوق آمد حماس شعبه ايجادي اخوان در بدو شكل گيري انتفاضه اول در 1987 مي باشد. مشاركت اخوان در انتفاضه نشان از تحولي عظيم در مواضع اين گروه در قبال قضيه فلسطين بود. حماس در واقع نمايانگر مرحله جديدي از  فعاليت هاي اخوان در پروسه عمل است. در فاصله كمي بعد از آغاز انتفاضه، حماس از سوي اخوان موجوديت خود را اعلام كرد و به صف مبارزات فلسطين پيوست. البته تغيير اين استراتژي از سوي اخوان دو علت عمده داشت: اول نماياندن ماهيت انقلابي حركت اخوان و مشاركت با ساير نيروهاي موجود در انتفاضه سرزمين هاي اشغالي جهت محو موضع منفي اي كه اين نيرو به آن متهم شد. دوم بيم از انزواي سياسي كامل و ظهور جهاد اسلامي به عنوان نيروي اسلامي رقيب.(5) حماس كه مخفف واژه «حركت المقاومه الاسلاميه» يعني جنبش مقاومت اسلامي      مي باشد معتقد است سرزمين فلسطين براي نسل هاي مسلمان تا روز قيامت يك سرزمين وقفي است و هيچ كس اجازه ندارد بخشي از اين سرزمين يا كل سرزمين فلسطين را مورد معامله قرار دهد و بر سر آن سازش كند و از آن صرفنظر كند اين سرزمين تا روز قيامت وقف كليه       نسل هاي مسلمان مي باشد. چه كسي جرات و جسارت دارد ادعا كند قيم واقعي نسل هاي مسلمان تا روز قيامت مي باشد؟(6) از ديد حماس هيچ راه حلي براي قضيه فلسطين تحقق     نمي پذيرد مگر از طريق جهاد. و تمام طرح ها و ابتكارات و عقد كنفرانس هاي بين المللي همه اقدامات بيهوده است و جز وقت كشي هدف ديگري در پي نخواهد داشت.(7)

1- Nasserism, The Arab – Israel Wars » , Yvonne Haddad : The Develompent (.Esposito (ed.of Islamic* Identity ,, in John L Syracuse : Sociopolitical change Islam (NewYork : Relligion ad  . P145 ,(1982,University press    

2- ,( .ed) ,Inc ,Holmes and Meier publisers ,Colin Iegum Middle East * meier contemporary survey (Neew York and London 372 : P .( 1984 .Inc ,and publishers . Colin Iegum Holmes

3- زياد ابو عمرو، جنبش هاي اسلامي در فلسطين ترجمه هادي صبا، ( تهران، نشر سفير، 1371)، ص 116.

4- ابو عمرو، جنبش هاي اسلامي در كرانه غربي و نوار غزه، ترجمه حسن خامه يار، ( تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373)، ص 116.

5- سيد هادي خسرو شاهي، انتفاضه حركت هاي اسلامي در سرزمين هاي اشغالي، مجله سياسي خارجي، سال پنجم، شماره 1 (بهار 1370)، ص 49.

6- ابو عمرو، همان، ص 146.

7- همان، ص 147.