دلايل متعدد براي شكست ارتش عراق

سقوط زود هنگام چرا؟

دكتر سيف الرضا شهابي

 

     تهاجم آمريكا به عراق اگر چه از مدتها پيش از آن از سوي كارشناسان محتمل بود؛ اما تقريبا كمتر كسي گمان مي كرد كه چنين حمله اي در مدت زماني كوتاه به نتيجه برسد؛ بلكه سخن از مقاومت جدي عراقيها و در پي آن جنگي فرسايشي در ميان بود. سرانجام حمله آغاز شد؛ اما مقاومتي صورت نپذيرفت تا عراق بسادگي و در فاصله اي كوتاه به تصرف اشغالگران درآيد. كارشناسان و تحليلگران هنوز درباره علل اين امر پاسخي قاطع نداده اند و اگرچه نظرات گوناگون مطرح شده و بخصوص از تباني ميان مهاجمان و مدافعان سخن مي گويند؛ اما به نظر مي رسد براي روشن شده اين دلايل هنوز بايد منتظر ماند. مقاله حاضر كه به قلم يك كارشناس مسائل بين المللي به تحرير درآمده، مي كوشد تا دلايلي را در اين باره ذكر كند كه جاي تامل دارد.

     سقوط زود هنگام و سريع شهر بغداد و عدم مقاومت لازم و قابل پيش بيني توسط نيروهاي عراقي سبب شد كه اين پرسش در اذهان تحليلگران سياسي و نظامي پديد آيد كه علت سقوط سريع اين شهر در چه بوده است؟ البته ساده ترين پاسخ اين است كه ميان حاكمان عراق و نيروهاي اشغالگر تباني صورت پذيرفته است. بخصوص اين كه برخي از منابع خبري غربي توسط رسانه هاي گفتاري و نوشتاري، درصدد القاي اين تباني برآمدند. به نظر مي رسد حتي اگر تباني هم صورت پذيرفته باشد، بهتر آن است كه از اوضاع عراق و عوامل سقوط سريع بغداد يك ارزيابي عميق و همه جانبه به عمل آيد تا بسياري از زواياي اين معما روشن شود.

     1- عراق در سالهاي نخستين دهه 80 ميلادي و در زماني كه ارتش تا بن دندان مسلح آن كشور، بخشهاي وسيعي از خاك ايران را به اشغال درآورد، از يك ارتش كلاسيك مدرن و با تجهيزات فراوان برخوردار بود و مردم عراق كه تا آن زمان جنگي را پشت سرنگذاشته بودند، روحيه اي قوي داشتند؛ ولي 8 سال جنگ، هم توان نظامي عراق را كاهش داد و هم مردمي زخم خورده و خسته از جنگ بر جاي گذاشت. با اين وجود به علت حمايت هاي مالي و لجستيكي كه از رژيم صدام به عمل مي آمد، ناتواني نظامي ترميم شد؛ ولي حمله به كويت و سپس اخراج آن توسط نيروهاي ائتلافي ضمن آن كه روحيه مردم عراق را تضعيف كرد، ديگر فرصتي براي صدام فراهم نكرد كه ضعف نظامي خود را ترميم كند و سپس تحريم هاي 13 ساله كه بر عراق تحميل شد، سبب شد كه اين كشور از نظر اقتصادي، نظامي، سياسي هر روز بيشتر تحليل برود؛ به طوري كه جبران آن تقريبا ناممكن باشد.

     در آغاز سال 2003 ميلادي، عراق در ضعيف ترين سطح از نظر نظامي، اقتصادي، سياسي و روحيه مردمي قرار داشت.

     2- صدام به لحاظ اطمينان به فرانسه و روسيه مبني بر استفاده از حق وتو درباره قطعنامه جديد كه مجوز حمله را صادر مي كند و اين تصور غلط كه آمريكا بدون قطعنامه جديد از شوراي امنيت حمله نخواهد كرد، هرگونه تهاجم و اشغال به خاك عراق را تصور نمي كرد و لذا از آمادگي هاي لازم برخوردار نبود.

     3- عراق طرح نظامي صحيح و اصولي نداشت. اندرو گيليگان، خبرنگار بي.بي.سي در بغداد با يك سرهنگ گارد جمهوري عراق در بغداد مصاحبه اي كرد. اين افسر عراقي كه مسووليت 600 سرباز را به عهده داشت، در پاسخ به يكي از پرسش ها بيان كرد:

     (طرح نظامي، طرح غلطي بود. اگر اين طرح درست بود، شايد مي جنگيديم. همه اش اشكال بود تنها اگر به فرودگاه نگاه كنيد كه همين طور رها شد تا اشغال شود، متوجه        مي شويد در شرايطي جنگي، چنين طرحي احمقانه است.)

     4- استراتژي نظامي عراق بر مبناي حفظ شهرها بود و عراقيها تصور مي كردند كه نيروهاي مهاجم، يك به يك شهرها را اشغال خواهند كرد؛ لذا مقاومت هاي شهري را تا حدودي استحكام بخشيدند. به طوري كه نيروهاي آمريكايي و انگليسي در نيمه اول جنگ براي تسلط بر شهرهايي نظير؛ ام القصر، بصره، فاو، ناصريه و دچار زحمت فراوان و تلفات شدند. تا جايي كه مجبور شدند استراتژي دور زدن شهرها را جايگزين تسلط بر شهرها كنند و به اين ترتيب مار 500 كيلومتري تشكيل شد و از آنجايي كه ارتش عراق براي حملات خارج شهري و جنگهاي نامنظم و پارتيزاني آمادگي و برنامه ريزي نداشت؛ لذا ملاحظه شد كه نتوانست ضربه اي بر اين مار 500 كيلومتري وارد كند.

     5- مهاجمان از بالاترين قدرت و توان نظامي برخوردار بودند و با تمام قدرت بر عرصه نبرد وارد شدند. بدون توجه به اين كه كشور مقابلشان از ضعف شديد نظامي برخوردار است. انتقال حدود 250 هزار نظامي و با اعزام برگترين و مجهزترين ناوهاي جنگي به آبهاي مديترانه و خليج فارس نشان دهنده آمادگي رزمي آمريكا و انگليس بود و آرايش نظامي آنها گرفتار شده بود و هيچ تحرك قابل توجهي نمي توانست از خود بروز بدهد.

     6- در طول 20 روز جنگ، به نوشته مجله Deffence News (ديفنس نيوز) ارتشهاي مهاجم، 41 هزار سورتي پرواز انجام دادند و 30 هزار بمب پرتاب كردند. 1800 هواپيماي جنگي آمريكايي در عمليات شركت داشتند. از 30 هزار بمب پرتاب شده، 19 هزار و 948 بمب، ماهواره اي و ليزري و 9251 بمب، معمولي بود.

     1000 موشك كروز كه ضريب خطاي آن 10 متر و هزينه موشك يك ميليون و 200 هزار دلار بود، به مراكز نظامي و فرماندهي حزب بعث و مناطق مسكوني شليك شد.

     1500 بمب خوشه اي پرتاب شد و مهاجمان از موشكها و بمبهايي استفاده كردند كه براي بسياري از كارشناسان نظامي ناشناخته بود. آنهايي كه با اعداد و ارقام نظامي آشنايي دارند، بخوبي آگاهند كه در طول 21 روز اين حجم حمله گسترده و مخرب مي تواند چه پيامدهايي دربر داشته باشد، با توجه به اين كه وسعت خاك عراق تقريبا يك چهارم خاك ايران و جمعيت آن 24 ميليون نفر است. گذشته از بمبهاي 10 تني كه قدرت تخريب آن وحشتناك است، بمب افكن هاي 52 B آمريكايي، بر روي مناطق نظامي و سنگرهاي عراقي ها به تعداد بيشماري بمب مي ريختند. در زير آماج حملات هوايي، نيروها و شهروندان عراقي اگر در خاج پناهگاه توقف مي كردند، كشته مي شدند و اگر به پناهگاه ها مي رفتند، بعد از خروج از پناهگاه با انبوهي از سربازان و تجهيزات نيروهاي اشغالگر رو به رو مي شدند كه توسط بالگردهاي آمريكايي و انگليسي هلي برد شده بودند و در چنين وضعيتي فراروي نيروهاي عراقي يك راه وجود داشت؛ و آن هم تسليم.

     همان سرهنگ عراقي در مصاحبه با اندرو گيليگان، خبرنگار بي.بي.سي در بغداد اظهار  مي كند: دستور اين بود كه در موقعيت خودتان بمانيد و هنگام بمباران پناه بگيريد و مخفي شويد، از همان اول معلوم بود كه ما قدرت نظامي برابري نداريم. موضوع ديگري كه به ما خيلي ضربه زد، حمله هوايي بود كه تانكها و تجهيزات ما را نابود كرد و تقريبا پيش از اين با چنين چيزي رو به رو نشده بوديم.

     7- آمريكايي ها و انگليسي ها به پشتوانه توانمندي هاي تكنيكي به گونه اي عمل كردند كه رادارهاي عراقي ها قفل شدند و هر گونه فعاليت هوايي را از نيروهاي عراقي سلب كردند، به طوري كه بغداد قادر نبود به مواضع دشمن حتي يك حمله هوايي كند و در عمل نيروهاي هوايي عراق به جاي پرواز در آسمان ها و غرش بر فراز نيروهاي آمريكايي و انگليسي، زمين گير شدند.

     8- از مدتها قبل، آمريكايي ها به اشكال مختلف به شخصيت هاي نظامي و سياسي عراق پيغام ارسال مي كردند كه دست از مقاومت بردارند و در صورت همكاري با مهاجمان   پاداش هايي براي آنان در نظر گرفته مي شود و به اين ترتيب ميان افسران عراقي و رجال حزب بعث ترديد به وجود آوردند؛ به طوري كه مقاومت، كاهش يافت و احتمالا در خصوص بعضي از مقامات عراقي، همكاري با اشغالگران افزايش پيدا كرد.

     صدام در يكي از آخرين پيامهايش از افسران و رهبران حزب بعث درخواست كرد به سوگندي كه خوردند وفادار باشند.

     اين پيام نمايانگر آن است كه ترديدهايي در مقاومت نظامي عراق ملاحظه شد.

     9- در طول جنگ حدود 31 ميليون اعلاميه تبليغاتي در سطح عراق و ميان شهروندان عراقي توزيع شد كه در اين اعلاميه ها ضمن بي اعتبار كردن رژيم عراق، به آنها وعده داده شد كه در صورت مقاومت نكردن، آينده اي درخشان براي آنها ورق خواهد خورد. قطعا اين حجم سنگين اعلاميه تاثير گذاشت و مقاومت را كاهش داد.

     10- از زمان شروع حمله، نيروهاي مهاجم يكي از مراكزي را كه به طور دايم آماج حملات خود قرار داده بودند، مراكز اطلاع رساني عراقي ها نظير: راديو و تلويزيون بود تا پيامهاي رهبران عراق و اخبار جنگي به مردم عراق ابلاغ نشود و در مقابل آمريكايي ها و انگليسي ها توسط امواج راديويي از مردم عراق مي خواستند تا مقاومت نكنند و با مهاجمان همكاري كنند و اخبار غلط جنگ را پخش مي كردند و يك جنگ رواني تبليغاتي به راه انداخته بودند.

     11- اخبار شكسته شدن مقاومت در شهرهاي جنوبي و تسلط بر آنها توسط نيروهاي مهاجم، سبب تضعيف روحيه نيروهاي مردم و ارتش در ساير شهرها بخصوص بغداد شد.

     12- حداقل در نيم قرن اخير نشان داده شد كه فرماندهان ارتش هاي عربي در عمليات نظامي بسيار ضعيف عمل مي كنند، نتايج جنگهاي اعراب با اسرائيل دلالت بر اين ادعاست كه بارزترين آن در جنگ 1967 بود كه ارتشهاي عربي در فاصله 6 روز زمين گير شدند و هرگونه تحرك نظامي از اعراب گرفته شد. با توجه به اين كه شخصيت هاي ارزشمند نظامي، نظير مرحوم جمال عبدالناصر در راس قدرت قرار داشتند.

     13- حضور و همراهي برخي از روحانيون در كنار نيروهاي آمريكايي و انگليسي، در شكست مقاومت در عراق موثر بوده است. از جمله اين روحانيان مي توان از آقاي عبدالمجيد خوبي ذكر كرد در روز سوم آوريل، نيروهاي انگليسي او را به داخل شهر مقدس نجف اسكورت كردند و در آنجا نيروهاي آمريكايي براي او محافظ گماردند و بعد از كشته شدن او، پل ولفوويتز، معاون وزير دفاع آمريكا گفت: «مرگ آقاي خويي براي آمريكا، يك شكست محسوب مي شود.»

     14- عملكرد 3 دهه گذشته رژيم عراق و برخوردهاي خشن با مردم سبب شد تا شكافي عميق ميان مردم و رژيم پديدار شود؛ به طوري كه اين احساس در مردم به وجود آمد كه سقوط رژيم هر چه سريعتر، بهتر؛ لذا سبب شد در بخشهايي كه مردم چنين تحليلي داشتند، نه تنها در مقابل اشغالگران مقاومتي صورت نپذيرد؛ بلكه جاده صاف كن مهاجمان نيز باشند.

     15- اين احتمال هم وجود دارد كه رژيم بعثي عراق جا را خالي كرده است تا سكان مديريت كشور در دست مهاجمان قرار گيرد و مردم عملكرد آنها را ببينند و به قضاوت بنشينند و آن گاه هسته هاي مقاومت مردمي شكل گيرد و جنگ واقعي مبان مردم و اشغالگران آغاز شود؛ مساله اي كه اين روزها طليعه آن آشكار مي شود، تغيير سريع جي گارنر و جايگزين كردن برمر است كه مي توان آن را مويد عملكرد غلط مهاجمان تلقي كرد.

     اين دلايل بعضي از علل شكست ارتش عراق و سقوط غير منتظره بغداد را بيان مي كند و البته مجموعه دلايل فوق، اين مساله را كه احتمالا تباني صورت گرفته است، نفي نمي كند.