سومالي سرزميني بحراني در منطقه استراتژيك

حسين يوسفي

 

     سومالي سرزميني است كه در 10 سال گذشته با جنگ داخلي خانمان براندازي روبرو بوده است. به رغم تشكيل دولت انتقالي در سومالي، جنگ داخلي در اين كشور به صورت پراكنده ادامه دارد و دولت انتقالي به دليل اينكه بر بسياري از مناطق سومالي مسلط نيست، نتوانسته است به مشكلات موجود در اين كشور پايان دهد. اين در حالي است كه نيروي دريايي كشورهايي نظير آمريكا، آلمان، فرانسه و انگليس به بهانه جلوگيري از فرار اعضاي گروه القاعده به سومالي، در واقع، اين كشور را به محاصره خود درآورده اند. اما اين توجه بين المللي به سومالي، در سطح محاصره آن باقي مانده و تلاشي هر چند ناچيز نيز براي استقرار صلحي پايدار در اين كشور صورت نمي گيرد.

 

پيشينه بحران سومالي

     نقطه آغازين شكل گيري بحران در سومالي، حضور بيگانگان و قدرتهاي استعماري در اين سرزمين استراتژيك است. حضور همزمان استعمارگران انگليسي، فرانسوي و ايتاليايي در مناطق مختلف سومالي و تقسيم اين سرزمين به مناطق مختلف، حكايت از توجه ويژه قدرتهاي استعماري به سومالي از سالهاي نخستين قرن بيستم دارد. اين شرايط تا پس از جنگ جهاني دوم ادامه يافت و به صورت عملي، ملت سومالي كه داراي پيوندهاي نژادي و مذهبي بودند، از هم جدا شدند فرانسه در سومالي فرانسه، كه اكنون جيبوتي ناميده مي شود. ايتاليا در شمال سومالي و انگليس نيز در مركز و جنوب سومالي استقرار يافتند و دولتهاي تحت الحمايه تشكيل دادند.

     تا زمان استقلال كامل سومالي در سال 1960 و به هم پيوستن مناطق تحت سلطه انگليس و ايتاليا در سومالي واحد، وضعيت اقتصادي مردم سومالي به صورت روزافزوني تضعيف شد. استعمارگراني كه بر سومالي تسلط داشتند به موازات توجه ويژه به اين سرزمين به علت موقعيت استراتژيك جغرافيايي، ساختارهاي اقتصادي سومالي را تغيير دادند كه نيازهاي خود را نيز تأمين كنند. در اين ميان، استعمار انگليس، براي تأمين نيازهاي غذايي مستعمرات خود از جمله مستعمره عدن، توسعه پرورش و صادرات دام را در سومالي گسترش داد. اين جريان تحت عنوان تجاري شدن اقتصاد، آثار منفي بسياري در سومالي برجاي گذاشت كه از جمله آنها مي توان به افزايش استفاده از مراتع براي توسعه پرورش دام اشاره كرد.

     به موازات مشكلات اقتصادي در سومالي، تشويق نظامي گري در اين كشور از دلايل اصلي بروز بحران در سومالي محسوب مي شود. در واقع، 3 علت اصلي در تشويق نظامي گري در سومالي مؤثر بوده است.

     1-ملي گرايي: ادعاي سومالي به سرزمينهاي جدا شده از كشور توسط استعمار نظير منطقه «اوگادن» و توسل به جنگ براي بازگرداندن آنها.

     2-كشمكشهاي منطقه اي: سومالي به لحاظ موقعيت جغرافيايي خود درگير كشمكش هاي به وجود آمده در 3 منطقه خليج فارس و خاورميانه، هند و پاكستان و درياي سرخ و مديترانه شد.

     3-جنگ سرد: سومالي به علت برخورداري از موقعيت ممتاز جغرافياي از اوايل دهه 60 ميلادي درگير جنگ سرد شد.

     در جريان استقلال سومالي، استعمارگران مناطق مهمي از اين سرزمين را به ساير كشورهاي منطقه نظير كنيا، اتيوپي و جيبوتي واگذار كردند. وابستگي فرهنگي و اقتصادي مردم مناطق جدا از سومالي به سرزمين اصلي، زمينه ساز شكل گيري ملي گرايي در كشور تازه استقلال يافته سومالي و نمود آن در سياست خارجي اين كشور بود. به اين علت نيز سومالي از زمان كسب استقلال با برخي كشورهاي همجوار خود درگير بود. نمونه بارز اين درگيريها، جنگهاي متعدد ميان سومالي و اتيوپي بر سر منطقه «اوگادن» است كه روزي متعلق به سومالي بود. البته همين اختلاف بر سر مناطق سرزميني در جريان جنگ سرد باعث شد كه اتحاديه هاي متغيري ميان سومالي و دو قدرت تعيين كننده در جنگ سرد شكل بگيرد. شايد سومالي يكي از معدود كشورهاي جهان باشد كه در جريان جنگ سرد و در دو دهه 70 و 80 ميلادي و در دو دوره متفاوت با هر دو قطب و بلوك سياسي و نظامي جهان ائتلاف كرد و قراردادهاي سياسي، اقتصادي و نظامي مهمي با آنها به امضا رساند. در شرايطي كه اتيوپي از اوايل دهه شصت ميلادي از كمكهاي نظامي آمريكا برخوردار شد و روابط آديس آبابا و واشنگتن به خصوص در بخش نظامي گسترش يافت، سومالي به بلوك شرق، بويژه اتحاد شوروي گرايش يافت. اين گرايش به حدي رسيد كه در سال 1974 پيماني نظامي ميان سومالي و اتحاد شوروي به امضا رسيد كه براساس آن، بندر استراتژيك «بربره» در اختيار نيروي دريايي اتحاد شوروي قرار گرفت و امكاناتي براي نيروي هوايي اين كشور در موگاديشو فراهم شد. در مقابل نيز اتحاد شوروي هواپيماهاي «ميگ 17، 19 و 20، انواع زره پوش، تانك، توپ هاي سنگين و سلاحهاي سبك در اختيار سومالي قرار داد. در بخش اقتصادي نيز سومالي كمكهاي مسكو از جمله كمكهاي فني را دريافت كرد. شكل گيري حكومت و اقتصاد متمركز با حمايت اتحاد شوروي در سومالي سركوب شديد مخالفان را در پي داشت و مقامهاي دولت سومالي با در اختيار داشتن امكانات و تجهيزات گسترده نظامي و براي تحت پوشش قرار دادن مشكلات داخلي بر شعار ملي گرايي در سياست خارجي تأكيد كردند. اين روند با به قدرت رسيدن «محمد زيادباره» در سومالي رشدي فزاينده داشت و زمينه ساز بروز چند جنگ شديد ميان سومالي متحد بلوك شرق و اتيوپي تحت پشتيباني بلوك غرب شد. اما سومالي به رغم داشتن امكانات فراوان نظامي توفيق چنداني نداشت و همين مسأله باعث دلسرد شدن كرملين از     توانايي هاي سومالي شد. اما مهمترين تحولي كه باعث بروز تغييراتي وسيع در اتحادهاي منطقه اي و صف بندي هاي قدرتهاي بزرگ در منطقه استراتژيك شاخ آفريقا شد سرنگوني حكومت «هايله سلاسي» در اتيوپي در سال 1974 بود. در جريان اين رويداد، «منگيستو هايله ماريام» با افكار سوسياليستي در اين كشور به قدرت رسيد. اين تحول به موازات شكستهاي نظامي سومالي در جنگ با اتيوپي در سال 1978 باعث فاصله گرفتن شوروي از سومالي و توسعه روابط مسكو و آديس آبابا شد. اين تحولات به همراه سقوط حكومت شاه در ايران و تجاوز اتحاد شوروي به افغانستان زمينه بازنگري در سياست آمريكا در منطقه شاخ آفريقا را فراهم كرد. در چارچوب اين سياست جديد، سومالي مورد توجه آمريكا قرار گرفت و بر اين اساس نيز يك رشته قراردادهاي نظامي، پايگاهها، فرودگاهها، بنادر و انبارهاي سومالي، كنيا و عمان در اختيار نيروهاي واكنش سريع قرار گرفت.

     در سالهاي 1978و 1979، سومالي به صورت متحد هم پيمان آمريكا در شاخ آفريقا درآمد و براساس قرارداد 21 جولاي 1980 بندر بربره و تأسيسات هوايي موگاديشو در اختيار آمريكا قرار گرفت. در مقابل، سومالي نيز كمكهاي نظامي و مالي بسياري از آمريكا دريافت كرد كه تنها در سال مالي 81-1980 بالغ بر 40 ميليون دلار شد.

     در واقع، طي دهه 80 ميلادي سودان، سومالي عمان و كنيا با گرايش به آمريكا در مقابل ليبي، اتيوپي و يمن جنوبي با گرايش به اتحاد شوروي در مقابل يكديگر قرار گرفتند. البته اين شكل بندي منطقه اي تأثيرات منفي بسياري براي سومالي به همراه داشت. رشد نظامي گري در سومالي، مشكلات اقتصادي شديدي در اين كشور به وجود آورد. ضمن آنكه برخي نيروهاي ملي گرا و مخالف حكومت زيادباره كه به رغم شعارهاي ملي گرايي موفقيتي در باز پس گيري سرزمينهاي از دست رفته سومالي نداشت، با حمايت كشورهايي نظير ليبي و اتيوپي، فعاليت گسترده اي را در سومالي آغاز كردند. دولت زيادباره براي كنترل اوضاع، اقدامات سركوب گرانه شديدي را در سومالي انجام داد. اما نقض آشكار حقوق بشر و سركوب مخالفان در سومالي به رغم شعارهاي دولت آمريكا واكنشي نسبت به ناقضان حقوق بشر در صحنه بين المللي به همراه نداشت و واشنگتن به صورت آشكار با حمايت از دولت سومالي مانع از اعتراض به اقدامات آن شد.

     اما سرانجام جنگ سرد پايان يافت. پايان اين جنگ با قطع كمكهاي خارجي به سومالي همراه شد و اين مسأله در تضعيف دولت زيادباره و آغاز جنگ داخلي در اين كشور بسيار تأثير گذار بود و تعداد زيادي از گروههاي شبه نظامي كه برخي از آنها از حمايتهاي قبايل مهم سومالي نيز برخوردار بودند، در اين كشور شكل گرفتند.

     در اين ميان، تشديد فعاليتهاي گروههاي شبه نظامي، بخصوص «كنگره متحد سومالي» جنگ به صورت جدي در سومالي آغاز شد. اين كنگره كه در سال 1988 در لندن تأسيس شده بود، به سرعت موقعيت ممتازي در سومالي كسب كرد و با پيوستن واحدهايي از ارتش به آن، توانست موگاديشو را در ششم ژانويه 1991 فتح كند. زيادباره به كنيا  گريخت و «علي مهدي محمد» از رهبران كنگره متحد به رياست جمهوري موقت سومالي رسيد. انتظار مي رفت با تشكيل دولت جديد سومالي، علاوه بر پايان جنگ داخي در اين كشور، بخشي از مشكلات حداقل در بخش سياسي برطرف شود. اما بروز اختلاف ميان دو جناح كنگره متحد سومالي به رهبري علي مهدي محمد و ژنرال «محمد فرح عيديد» و جنگ قدرت ميان آنها، باعث بروز مجدد جنگ در سومالي، بخصوص در موگاديشو شد.