هدف: تخريب وحدت ملي فريبكاري ازطريق عمليات رواني در روزنامه ها و فيلم هاي سينمايي



در مقاله رالف مك جي(12) در نشريه وناسيون گفته شده كه سيا كوشش مي نمايد در شيلي همان محيط رواني را به وجود آورد كه در سال 1965در اندونزي ايجاد كرد. بعدها آرنولد سي بركمن(22) ضمن يك مقاله پيوستي به كتاب «انهدام رژيم كمونيستي در اندونزي» در رابطه با محيط مذكور اين طور نوشت: «درسالهاي 1964-1965 اين كشور قرباني يك ترور رواني شد، اصطلاحي كه بين اهالي زيرك اندونزي معمولا در مورد اين دوران بكار مي رفت... كشتارها را مي توان عنوان يك انفجار رواني در توده مردم زيرسلطه و فشاري توصيف كرد كه بر اثر ترور رواني رنج برده بودند.»
چيزي كه سيا در اندونزي مورد استفاده قرارداد، «بمبي از جنگ رواني» بود كه بيشتر از بمب اتمي در هيروشيما موجب قتل انسانها شد. اين توانائي در كل قابل ثبوت در ايجاد امواج خروشان هيجان و اضطراب و زلزله اي سياسي است كه يك بررسي دقيق عمليات رواني سيا و نشانگر خواستار آن است.
- مثالي براي عكس مرده- عكسي از ميخائيل مانلي در روزنامه «ديلي گليز»
- عكس رنگي از يك جراحي قلب در كنار عكس كه سالوادورآلنده هم در آن ديده ميشود (ال مركوريو- 8 آوريل 1972» در 8 آويل 1972 «ال مركوريو» يك عكس چهاررنگي از يك عمل جراحي قلب را در كنار عكسي از سالوادورآلنده، رئيس جمهور شيلي چاپ كرده بود. اين در واقع چيزي نبود كه مردم شيلي موقع خوردن صبحانه ضمن مطالعه روزنامه صبح، مايل به آن باشند. در 24 نوامبر 1972 «ال مركوريو» حتي از كار قبليش هم پيشي جست. به اين ترتيب كه عكس آن را به همراه چهارعكس رنگي ديگر به چاپ رساند كه كشت يك باطري راديو در قلب يكي از اهالي شيلي را نشان مي داد؛ موضوعي كه در اينجا درنظربود به بيننده تلقين شود، اين است كه آلنده ماركسيست، مثل يك قطعه الحاقي راديواكتيو يك جسم خارجي است، كه به زور در ميان قلب شيلي جاگرفته است. در اين طرح شيلي جسم سالمي است كه بالاخره جسم خارجي كشت شده، آلنده ماركسيست را بيرون خواهد انداخت.
ديگري عكس زن جادوگري با صفحات فلزي در مقابل درباز كاخ «موندا» (ال مركوريو- 13 اوت 1973) در 13 اوت 1973، يك ماه قبل از كودتا «ال مركوريو» نشانه بدي اوضاع و احوال را به تقليد از فيم برگمن بنام «هفتمين علامت»، مورد استفاده قرارداد. يك زن جادوگر پير شبيه به يك انسان مرده در لباس باشلق دار را هم درحاليكه پاهايش را بزمين مي كشد، در طول ميدان جمهوري راه مي رود و دو صفحه فلزي را به هم مي كوبد. «ال مركوريو» اين علامت مرگ را كه به درها مي كوبند درست وقتي نشان مي دهد كه از جلو در بزرگ «موندا» (كاخ رياست جمهوري) و مي نمايد.
نمونه ديگر عكس سگ محافظ دركنار مقاله اي درباره وزير اقتصاد «ووسكويچ» ال مركوريو 9مارس 1972؛ دراين تاريخ «ال مركوريو» عكس ديگري از وزير اقتصاد «پدرووسكويچ» منتشر نمود و درست در زير آن: لبهاي آويخته يك سگ درنده- قيافه خشن و هول انگيز يك سگ محافظ درحال غرش كه كاملا درجهت دوربين عكاسي ميجهد. در 2 اوت 1972، بازهم مثل چند روز پيش، «ال مركوريو» بطور فريبكارانه علامات ديگر مرگ را درستون هاي خودش بشكل گاوها و مرغهاي مرده نشان مي داد و درهمانحال فيلمها و نوارهاي عكس نيز به جريان انداخت كه سيا آنها را براساس سلسله فيلم هاي «جرج ارويلز» (32) به نام پرورشگاه حيوانات-«
ANIMAL FARMس تهيه كرده بود.
پرورشگاه حيوانات و ضدانقلاب
در آوريل مه 1981 سمبل گاوهاي مرده مجددا در روزنامه«لاپرنسا» كه درنيكاراگوا منتشر مي شود چاپ شده «پرورشگاه حيوانات» بطور سري در «لاپرنسا» به چاپ رسيد و هرخواننده نسخه هاي ترجمه شده سري عكسها را به طور رايگان جهت پخش به ديگران مي دادند. «هوارد هانت» در «خاطرات يك مأمور مخفي آمريكايي» مي نويسد كه در دوران خدمتش درسيا يكي از وظايفش اين بوده است كه در مورد توليد و نحوه استفاده سري عكسها و فيلمهاي «پرورشگاه حيوانات» اقدام نمايد. ازنظر جهاني كتاب سري عكسها و فيلمها، يك كشور سوسياليستي يك دهكده پرورش حيوانات است كه در آن خوكها قدرت را بدست گرفته اند و جائي است كه سكنه تحت ظلم و ستم به عنوان گاو ماده ها و مرغها نشان داده شده اند. خوكها دائما چاق تر و فربه تر مي شوند، درحالي كه گاوماده ها مرتباً لاغرتر به نظر مي رسند.
فيلم «پرورشگاه حيوانات» به عنوان مثال خوبي براي نشان دادن مزاياي ايجاد جنگ رواني به تبليغات ايدئولوژيكي صريح به شمار مي آيد.
فيلم «پرورشگاه حيوانات» از امور سياسي بطور صريح صحبتي نمي كند. موضوع آن صرفا كنايه ساده اي از حيوانات است كه هر اهل دهكده اي آن را مي شناسد. دركشوري مثل نيكاراگوا استدلالات ضدانقلابي را با اشخاصي كه شايد بيسواد و يا بي علاقه به امور سياسي هستند به طورخيلي موثر ميتوان مطرح نمود. موضوع اصلي مذاكره بي معني بودن يك انقلاب است. خوكهاي تازه همانقدر بد هستند و نتيجتاً همان طور ديده مي شوند كه حكام قبلي؛ با فريبكاري سخن پردازيهاي انقلابي، رفتار گستاخانه و خشن، حرص و ولع و خوشي رهبران انقلاب در بدست گيري قدرت، و همه اينها دركاربردگي درمحاكمات ساختگي و نمايشي و درگرسنگي و مرگ به اوج خود مي رسند. سيا نمي گويد كه اعضاي دولت نيكاراگوا، خوك هستند؛ اين سازمان جاسوسي فقط فيلم «پرورشگاه حيوانات» را نشان مي دهد و موجب مي شود كه مردم خودشان از آن نتايجي بگيرند و اگر نتيجه حاصله موردنظر نباشد، دراين صورت روزنامه هاي محلي عكسهاي رهبران سياسي راطوري مورد دستكاري قرار مي دهند كه آنها شبيه خوك بشوند و بعد آنها را درمقابل و دركنار عكسهاي شهروندان مظلوم و ستمديده و ضعيف و بيچاره به چاپ مي رساند.
در 18مارس 1981، روزنامه «لاپرنسا» عكسي از وزير امورخارجه «دسكوتو» منتشر كرد كه به طور خاصي گرفته شده بود، به طوري كه سايه اي كه به آن اضافه كرده بودند، غبغبش مشخص بود. شرح زير عكس اين بود: «سرشار از سلامتي و دراحساس كامل خوكي» اين شرح باعكس پاييني كه يك زن شهروند بيماررا دربيمارستان نشان مي دهد، اختلاف فاحش دارد. در زير عكس زن بيمار نوشته شده است: «سرگرداني و بي تصميمي يك بيگناه. آيا مردم براي اين مبارزه كرده اند؟»
درماه مه1981 روزنامه لاپرنسا در رابطه با اين شايعه كه ماده گاوهاي واردشده از كوبا دچار بيماري هاي مسري هستند، تبليغاتي را كه البته بعدها قطع شد، آغاز نمود. اگر چه براي اين ادعا هرگز دليلي ارائه نشد، ولي عكس پزشك حيوانات كه به نحوي با دولت «ماركسيستي» ارتباط پيدا مي كرد، دركنار نشانه هايي ازبيچارگي و مرگ تهيه و جمع شده بود.
فريبكاري با سمبل هاي مذهبي
هدف يك عمليات سيا اين است كه «وحدت ملي» را تضعيف نمايد. در آوريل 1981درنيكاراگوا، عمليات رواني بزرگي با اين هدف آغازشد كه اعتراضات كاتوليك ها را عليه دولت سازماندهي كند. دراين رابطه اولين قدم عبارت از اين شد كه پدرومادر آن دسته از دانش آموزان را كه به مدارس كليسا مي روند، تحريك نمايند.
روزنامه لاپرنسا عملياتي را شروع كرد كه در آن مباحثات علمي آزاد درسطح كشور در رابطه با رفورمي درتعليم و تربيت و تمركز آن، مورد حمله واقع شده و درجريان اين عمليات، مطالبي ازقبيل «شستشوي مغزي ماركسيستي»، «از بچه چريك درست مي كنند»، «بچه ها كينه توز تربيت مي شوند»، «كشيش هايي كه ازدولت ماركسيست حمايت مي كنند» و غيره مورد استفاده قرارگرفتند.
به كاربردن فريبكارانه سمبل هاي مذهبي و مهمتر ازهمه صليب و حضرت مريم ازطرف روزنامه لاپرنسا و سيا شروع شد، اما نه ازطرف كليساي كاتوليك نيكاراگوا. اگرچه به هم زدن روابط كليسا و دولت، هدف صريح و روشن عمليات تبليغاتي بود، ماجراي تغيير طرز رفتار مذهبي كه موجب اختلاف و جر و بحث سياسي شد، ازطرف كليسا راه نيفتاده بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
12-
MCGEHEE
22-
ARNOLD C BRACKMAN
32- ALAN RIDING
42 - George Orwells
5 2-NEMOIRS OFANAMERICAN SECRETAGENT