تأثير كاهش محبوبيت امريكا بر اقتدار جهاني دولت حاكم بر واشنگتن

قدرت نرم در مقابل قدرت سخت

جوزف اس . ناي

مترجم: مجيد پيره

منبع : روزنامه جام جم

چنانچه سياست هاي فعلي دولت آقاي بوش ادامه يابد ممكن است ديگر هيچ وقت امريكا روي ابرقدرتي را به چشم خود نبيند موفقيت امريكا در جنگ با تروريسم منوط به توانايي امريكا در هموار كردن ديگر كشورها با خود خواهد بود و اين توانايي به نحو عجيبي در حال كاهش است.

جوزف اس . ناي (joseph.s.nye) مشاور قبلي وزير دفاع امريكا و معاون مدرسه حكومتي جان اف كندي در دانشگاه هاروارد نويسنده مقاله پيش روست كه در آن علل افول قدرت امريكا را بر شمرده است.

كتاب قدرت نرم : ابزارهاي موفقيت در دنياي ماست از جمله آثار معروف دكتراس ناي در عرصه روابط بين الملل است. اصل مقاله پيش درنشريه فارن افرز ارگان شوراي روابط خارجي امريكا (ژوئن 2004) منتشر شده است.

كاملا مشهود است كه در شرايط فعلي انديشه ها واحساسات ضد امريكايي در سطح دنيا افزايش يافته و به تبع آن اقتدار سياسي ايالات متحده نيز مورد تهديد واقع شده است ترديدي نيست كه با افزايش چنين جوي قدرت و توانايي امريكا در همراه كردن ديگر كشورها با خود و مشروعيت بخشيدن به سياستها و ارزشهايي كه همواره مورد تاكيد قرار مي داده رو به افول و در حال از بين رفتن است.

طبق آمارهاي مركز بين المللي گالپ اكثريت گروههاي سياسي از 29 كشور جهان معتقدند كه سياست هاي دولت امريكا موجب مخدوش شدن چهره امريكا در اذهان مردم جهان شده است. يك نظر سنجي تازه در اروپا روشن مي سازد كه اكثر اروپاييان امريكا را مانع اصلي به ثمر رسيدن تمام تلاشهايي مي دانند كه براي زدودن فقر ، بهبود محيط زيست و استقرار صلح در جهان صورت مي گيرند.

مسلم است كه رواج چنين طرز تفكري به منزله تيشه زدن به ريشه اقتدار امريكايي خواهد بود و نتيجه اي جز توسل بيشتر امريكا به زور و ارعاب نخواهد داشت كاري كه به نوع خود به تضعيف بيشتر اقتدار امريكايي خواهد انجاميد.

افرادي چون دونالد را مسفلد اناني كه اعتقاد چنداني به قدرت نرم ندارند مي گويند محبوبيت ناشي از كاربرد قدرت نرم يك محبوبيت موقتي است و به همين دليل نمي تواند پايه اي اساسي براي سياست خارجي امريكا به حساب آيد آنان از انديشه اي برخوردارند كه امريكا بدان اندازه قدرتمند هست كه بتواند به هر چه آرزو مي كند جامع عمل بپوشاند و در اين راه نيازي به حمايت ديگران نخواهد داشت اين افراد استدلال مي كنند كه قدرت سخت امريكاست كه چشم همگان را به خود خيره كرده و موجب شده كساني كه تاب ديدن قدرت امريكا را ندارند در مقابل اين كشور به حال خضوع درآيند به نظر دونالد رامسفلد يگانه ابرقدرت جهان محتاج آن نيست كه ياران دايمي براي خود داشته باشد بلكه تنها  بايد از سياست يا راهبرد ائتلاف سود جويد ائتلافهاي موقتي براي پيش بردن اهداف ودست يافتن به منافع .

بايد به افرداي كه مانند رامسفلد فكر مي كنند گفت: اين كاهش محبوبيت اخير امريكا در سطح جهان موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از آن گذشت اين درست است كه امريكا در دوران جنگ سرد به مدد ترساندن ديگر كشورها از شر بزرگتري به نام اتحاد شوروي توانست بر مشكلي چون عدم محبوبيت ناشي از جنگ ويتنام قائق آيد اما طرح هاي ناصحيح و سياست هاي غلطي مثل مدل هاي نفاق افكن و روبكرد صريح امريكا به آنان باعث افزايش نارضايتي و هشم از امريكا گرديد. با تمام اينها بي ترديد سياست هاي صحيح تر و برنامه هاي عاقلانه تر مي تواند به كاهش اين خشم عمومي و نفرت جهاني كه واقعيت هاي مذكور به وجود آورده كمك كند.

دقت در آنچه امريكا بعد از جنگ جهاني دوم بدست آورد روشن مي سازد امريكا آنها را بيش از هر چيز با استفاده از ابزاري مثل قدرت نرم بدست آورده استيعني كوشيده بود با اقناع ديگران براي همراهي با خود يك اتحاد نسبتا دايمي ايجاد كند اتحادي كه تقريبا 60 سال به طول انجاميد جنگ سرد تركيبي بود از قدرت نرم و قدرت سخت و تلفيق اين دو بود كه بلوك متحد با امريكا را به پيروزي برساند.

ايالات متحده امريكا براي رويارويي با تروريسم و مقابله با آن ناگزير به همراه كردن ديگر كشورها با خود است درست است كه ديگر دولتها در مسير مبارزه با تروريسم با انگيزه اي فراتر از منافع شخصي به ميدان خواهند آمد اما تنها در صورتي با امريكا همكاري خواهند كرد كه ميزان مقبوليت امريكا در اذهان عمومي افزايش يابد. بنابر اين به كار گرفتن قدرت نرم صرفا راهي براي رسيدن به يك محبوبين گذرا نيست بكله وسيله اي كليدي براي وصول به آرمانهاي امريكايي در عرصه سياست خارجي است هنگامي كه واشنگتن ارزش چنين موهبتي را نمي فهمند ناگزير بايد تاوان سخت بي توجهي به آن را هم بپردازد اوضاعي كه ايالات متحده هر روز بيش از روز پيش محبوبيت خود را از دست مي دهد و طرفداري از امريكا در عرصه داخلي كشورها مساوي با استقبال از مرگ است رهبران سياسي خارجي هيچ تمايلي براي ادامه همكاري با واشنگتن ندارند. نمونه هايي مثل اسپانيا، شيلي ، مكزيك و تركيه و .... گواهي بر اين مدعاست بر حق نبودن سياست هاي امريكا و اثبات آن در اذهان عموم از يك سو و نيز افزايش بي اعتمادي به امريكا از ديگر سو به منزله محروم شدن ايالات متحده از يكي از قوي ترين  اهرم هايش در امور بين الملل محسوب مي شود اهرمي به نام استراتژي ائتلاف كه افرادي چون رامسفلد بدان استناد مي كردند.

برخي از مخالفان تندرو ممكن است چنين گمان كنند كه با وجود همه اهميت قدرت نرم اين مقوله در جنگ اخير در مقابل تروريسم  هيچ جايگاهي ندارد چرا كه افرادي چون اسامه بن لادن و طرفدارانش به محبوبيت فرهنگ امريكايي و ارزشهايش هيچ اعتقادي ندارند و امريكا چه بخواهد و چه نخواهد نزد اين گروه از افراد نامحبوب است اين استدلال نيز بي پايه و اساس است چرا كه واقعيت هاي افكار عمومي ديگر كشورها را نيز ناديده مي گيرد.